پایان نامه با کلید واژه های عباس میرزا، دارالفنون، معماری ایران، آذربایجان

جدید اروپای غرب در آن زمانه چنین چیزی را طلب می کرد. صنعت و ماشین، اصول زیبایی شناسی را متحول کرده بود و نحوۀ تفکر نوین اجتماعی، ماشینی شدن طرح های معماری را خواستار بود. این گونه بود که طرح های معماری مدرن ظاهری ماشینی را ارائه می نمود؛ ظاهری بدون تزیینات(قبادیان، ۱۳۸۲: ۴۳).
از آنجا که در دوران مدرن در فراشد خلق فضاهای معماری از ترکیب حجمی و جابجایی احجام برای رسیدن به تناسبات و معیارهای موردنظر طراح استفاده می شد، می توان دریافت که طراحی نماهای ساختمانی چندان موردنظر نبوده است و تنها به ترکیب و کمپوزیسیون احجام خالص فرم ساختمان در فرآیند طراحی توجه می شده است. از سویی دیگر معماری مدرن نما را ساختاری برای زیبایی می دانسته است و شاید بر همین اساس بوده است که تزیین و یا هرگونه پرداخت نما در ساختمان را به کناری نهاده است(ابافت یگانه، ۱۳۸۷: ۳۳).
۲ـ۳. سرچشمه های ورود مدرنیته به معماری ایران
۲ـ۳ـ۱. دوران قاجار
محمدرضا مقتدر میان “معماری مدرن” و “مدرنیته در معماری” تفاوت قائل است. وی مدرنیته در معماری را تأثیر معماری کلاسیک دنیای غرب می داند که چندی پس از حکومت فتحعلی شاه در سال ۱۲۱۲ تا ۱۲۵۰خورشیدی در نتیجۀ افزایش ارتباط بین ایران و اروپا شروع می شود. این نفوذ سلیقۀ جدید در معماری ایران در درجۀ اول از طریق روسیه و قفقاز و در درجۀ دوم از سمت بوشهر در خلیج فارس به ایران رسوخ کرد. ولی معماری مدرن از اواخر قرن ۱۹ در آمریکا و از ابتدای قرن بیستم در اروپا و در ایران در سال های ۱۳۱۰ خورشیدی به علت ایجاد بناهای جدیدی چون وزارتخانه ها و ادارات دولتی، بانک ها، دانشگاه، مدارس، اُپرا، تئاتر و … ایجاد شد(مقتدر، ۱۳۸۷: ۷۵)(تصاویر۲ـ۱تا ۲ـ۹).
تصویر۲ـ۱. کاخ شهربانی، تهران، قلیچ باغلیان.
باور، ۱۳۸۸: ۱۶۶.
تصویر۲ـ۲. ساختمان ایستگاه راه آهن، کرج، کریم طاهرزاده بهزاد.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۱۶.
تصویر۲ـ۳. تئاتر شیر و خورشید، مشهد، کریم طاهرزاده بهزاد.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۱۶.
تصویر۲ـ۴. مجلس سنا، تهران، محسن فروغی و حیدر قلی خان غیاثی.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۳۵.
تصویر۲ـ۵. مدرسه انوشیروان دادگر، تهران، نیکلای مارکوف.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۰۱.
تصویر۲ـ۶. بانک سپه، تهران، وارطان هوانسیان.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۲۴.
تصویر۲ـ۷. هتل دربند، وارطان هوانسیان.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۲۱.
تصویر۲ـ۸. هنرستان دخترانه، تهران، وارطان هوانسیان.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۲۰.
تصویر۲ـ۹. میهمانخانه ایستگاه راه آهن، وارطان هوانسیان.
بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۲۲۰.
از نظر جمع کثیری از پژوهشگران دوران قاجار آغاز ورود نوگرایی به ایران است و بنیانگذار آن عباس میرزا است۶(حائری،۱۳۸۰؛ بانی مسعود، ۱۳۸۸؛ زیاری، ۱۳۸۲؛ پاکدامن، ۱۳۷۳؛ طباطبایی، ۱۳۸۴). جنگ با روسیه و حضور اروپاییان در ایران، عباس میرزا ولیعهد و حکمران آذربایجان و تنها مرد قدرتمند و فهیم قاجار را که نیاز فوری به انجام اصلاحات به سبک غربی را درک می کرد ترغیب نمود که آموزش نظامی پاره ای از نیروهایش را به سبک غربی آغاز کند. او چندین دانشجو را نیز عمدتاً با هدف اصلاح ارتش به اروپا اعزام داشت. وزیران اعظم او ـ ابوالقاسم و عیسی قائم مقام ـ با تقلید آگاهانه از فرآیند مشابه اصلاحی که در امپراتوری عثمانی در دوران حکومت سلطان سلیم سوم(۱۱۸۶ـ ۱۱۶۸خورشیدی/۱۸۰۷ـ ۱۷۸۹میلادی) جریان داشت، یک برنامۀ اصلاحات نظامی را تحت عنوان “نظام جدید” آغاز کردند. “نظام جدید” درست مانند امپراتوری عثمانی شامل آشنایی با فناوری نظامی اروپا و روش های مدرن تربیت سربازان می شد. همچنین وسیله ای بود برای آغاز برخی اقدامات دیگر نظیر ترجمۀ کتاب های اروپایی، تأسیس چاپخانه، انتشار روزنامه و همینطور تلاش برای نظم بخشیدن به نظام مالیاتی که به نظر می رسید پیش شرط های لازم برای اصلاح بنیادی نظامی است. عباس میرزا همچنین با اعزام تعدادی از ایرانیان برای تحصیل در اروپا گام بی سابقه ای در این راه برداشت. بنابراین “نظام جدید” اهمیت آموزش به سبک اروپایی را در فرآیند مدرن سازی و اصلاحات نشان داد(بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۱۱).
در دورۀ محمدشاه افزون بر تعلیمات نظامی، به سیاست عباس میرزا مبتنی بر اکتساب مهارت های صنعتی اروپاییان از طریق دعوت تکنیسین های فرانسوی برای اقامت در ایران ادامه داد. هنگامی که فلیکس ادوارد کنت دوسرسی، سفیر فرانسه در سال ۱۲۱۹ خورشیدی(۱۸۴۰ میلادی) به ایران آمد کارشناسان مورد درخواست در زمینه های شمع سازی، کاغذسازی، شیشه سازی و نخ ریسی را به همراه آورد. افزون بر آن یکی از امتیازاتی که محمدشاه در دورۀ مأموریت کنت دوسرسی در ایران به فرانسویان واگذار کرد این بود که صنعتگران فرانسوی در آذربایجان برای پنجاه سال از حمایت رسمی برخوردار می شدند(ناطق، ۱۳۸۰: ۱۱۲).
در دورۀ ناصرالدین شاه، امیرکبیر به عنوان دبیر هیأت نمایندگی ایران همراه خسرو میرزا(فرزند هفتم عباس میرزا) به روسیه رفت و حدود ده ماه را در آن دیار گذراند. مشاهدۀ پیشرفت های روسیه در آیینۀ ذهن و جان امیرکبیر تأثیر شگرفی نهاد. مشاهدات امیرکبیر در روسیه و مطالعه در مؤسسات تمدنی جدید این کشور توجه وی را به مسائلی معطوف داشت که در دوران صدارت خود، سعی کرد بخشی از آن مؤسسات را به وجود آورد؛ مثلاً تلاش برای راه اندازی مدرسۀ دارالفنون و توسعۀ قورخانه و کارخانجات بافندگی و ایجاد نظام جدید قشون را می توان از جمله برنامه هایی دانست که خمیرمایۀ آن در مسافرت روسیه شکل گرفت(بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۱۷و ۱۸).
مدرسۀ دارالفنون که در آن برای تعلیم از روش های اروپایی استفاده می شد منشأ تحولات فکری مهمی در ایران گردید. در واقع می توان این مدرسه را راهگشای تعلیمات عالیۀ جدید و وسیلۀ ترویج علوم در نیمۀ دوم قرن نوزدهم میلادی در ایران دانست.۷(مقتدر، ۱۳۷۲: ۲۶۱).
۸ با مروری مجدد بر اصلاحات امیرکبیر و توجهی دوباره به سرچشمه های اندیشه های وی که برگرفته از پیشرفت های ممالک روسیه و عثمانی بود می توان به این مهم دست یافت که اولاً نوسازی به شیوۀ غربی منشأ تفکرات جدید در نزد وی بود و ثانیاً امیرکبیر اندیشه های خود را در چارچوب معینی گردآوری نکرده و بنیادهای مدنیت غرب را به درستی مورد بررسی قرار نداده بود. به عبارت دیگر کار امیرکبیر در الگوبرداری از مدنیت غرب، نه یک اقتباس آگاهانه، که گزینش بر پایۀ مشاهدات بود. وی برخی از مظاهر مدنیت را که در جریان مسافرت هایش به روسیه و عثمانی دیده بود، علت پیشرفت های این ممالک پنداشت و در دوران صدارت خود سعی کرد این موسسات جدید را در ایران بنا نهد(یغمایی،۱۳۷۶: ۵۸).
از جملۀ اقدامات انجام شده در دورۀ ناصری جهت برخورد ایرانیان با فرهنگ و فناوری غربی عبارتند از: استخدام معلمان خارجی، اعزام محصل به اروپا، دایر شدن مدارس فرانسوی و موسسات آمریکایی، تأسیس چاپخانۀ سنگی، انتشار نخستین روزنامۀ فارسی زبان به مدیریت میرزا صالح شیرازی، تعلیم زبان فرانسه و انگلیسی و ترجمۀ کتاب و رساله از زبان های اروپایی به فارسی(صدیق، ۱۳۵۴: ۲۹۶ و ۲۹۷).
۹یکی از عواملی که می توان آن را مبدأ تحولات معاصر دانست “انقلاب مشروطه” است. “مشروطه وجهی از عقلانیت مدرن غربی بود که ریشه در اندیشه های مرتبط با جریان روشنگری اروپا داشت.”۱۰(آدمیت، ۱۳۵۵: ۴).
۱۱پس از مشروطه در روندی تدریجی با گسترش تمایلات ترقی خواهی و تجددطلبی در میان گروه های مختلفی از جامعۀ ایران و رشد نسبی آگاهی های اندیشمندان ایرانی، فرآیند ترقی خواهی و تجددطلبی در ایران عصر قاجاریه و مشروطیت وارد مرحلۀ جدیدی شد که در مقایسه با اندیشه ها و تکاپوهای ترقی خواهانه و تجددطلبانۀ پیشگامان نوگرایی و اصلاحات ایران، از گستردگی و عمق بیشتری برخوردار بود(همان: ۵۴).
۲ـ۳ـ۲. مدرنیته و دوران پهلوی اول
۲ـ۳ـ۲ـ۱. بررسی اوضاع اجتماعی تاثیر گذار بر ساختار معماری پهلوی
عصر پهلوی اول از دو دورۀ مشخص تشکیل می شود. دورۀ نخست(۱۳۱۲ـ ۱۳۰۴خورشیدی) پس از گذر از یک مقطع کوتاه(۱۳۰۴ـ۱۲۹۹خورشیدی) برای دستیابی به حاکمیت و با انقراض سلسلۀ قاجار و تاجگذاری رضاشاه شکل گرفت. شاخص اصلی این دوره حضور افراد نوگرا و تحصیل کردۀ غرب چون علی اکبر داور، عبدالحسین تیمورتاش و نصرت الدوله فیروز بود که شاه از طریق آنان موفق به اجرای برنامه های نوسازی شد۱۲. دورۀ دوم(۱۳۲۰ـ۱۳۱۲ خورشیدی) به بیان صریح رضاشاه دورۀ “رژیم یک نفره”(هدایت، ۱۳۴۴: ۳۸۶) یا حاکمیت مطلقه بود. شاخصه های این دوره کنار گذاشتن رجال مقتدر دورۀ نخست چون تیمورتاش و داور، اجرای سیاست های غیردینی و غرب گرا و بهره برداری از طرح هایی بود که در دورۀ نخست سلطنت به اجرا درآمده بودند.
سال ۱۳۰۴ خورشیدی را باید سال شروع نوسازی ایران یا سال شکل گیری “ایران نوین” دانست. رضا شاه به عنوان بنیان گذار ایران نوین و مشوق وحدت و انسجام ملی به میدان آمد(بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۱۷۸ و ۱۷۹).
اگر بخواهیم به صورت کلی به رئوس اصلاحات و برنامه های نوسازی رضاشاه نظری بیفکنیم می توان برنامۀ نوسازی او را در سه دستۀ اساسی تقسیم بندی کرد: اصلاحات اقتصادی، اصلاحات اداری و اصلاحات اجتماعی(بانی مسعود، ۱۳۸۸: ۱۷۹).
آغاز استخراج تجاری نفت موجب رونق درآمد ارزی کشور و افزایش تقاضای داخلی و در نتیجه بهبود اوضاع اقتصادی شد. مهمترین اقدام زیربنایی حکومت احداث راه آهن بود که در سال ۱۳۰۵ خورشیدی از سوی هدایت به مجلس پیشنهاد شد(هدایت، ۱۳۴۴: ۳۷۲). برای رضاشاه راه آهن ملی ایران چیزی بیش از یک موهبت نظامی یا اقتصادی بود. برای او فقدان راه آهن یکی از علل اصلی عقب ماندگی ایران، و وجود آن نماد بارز ایران نوین بود(همان جا).
توسعۀ صنعتی در سال ۱۳۰۹ خورشیدی به صورت جدی آغاز شد. دولت در بالا بردن تعرفه ها، ایجاد انحصارات حکومتی، تأمین مالی کارخانه های نوین از طریق وزارت صنایع و اعطای وام های کم بهرۀ فراوان به کارخانه داران از طریق بانک ملی، سرمایه گذاران صنعتی را تشویق می کرد. در این دوران شمار کارخانه های صنعتی مدرن بدون احتساب تأسیسات صنعت نفت، هفده برابر افزایش یافت(ایوانف، ۱۳۵۶: ۷۸ و ۸۰).
درآمدهای مالیاتی و نفتی پایه ای برای رشد یک دیوان سالاری بزرگ فراهم آورد. کارمندان دولت به طور روزافزون به بخش مهمی از گروه های شغلی میانه و مدرن تبدیل شدند(Banani, 1961: 73 , 80) 13.
سال های بین ۱۳۰۴ و ۱۳۰۹ خورشیدی آغاز ایجاد اصلاح در نظام آموزشی بود. با اینکه بعد از انقلاب مشروطیت برنامۀ درسی مدارس عمومی تنظیم و اعلام شده بود، مشکلات داخلی مانع از اجرای آن می شد۱۴. یک برنامۀ درسی همگانی از روی الگوی مدرسه های فرانسوی که بر آموزش های آکادمیک تأکید می ورزیدند مورد تصویب قرار گرفت.

دیدگاهتان را بنویسید