پایان نامه ارشد درمورد توسعه پایدار، توسعه پاید، برنامه ریزی، زیست محیطی

بر روی موضوعات اولویتی وضعیت موجود باشد.
۳. ارزیابی به عنوان یک فرایند باید شفاف بوده، امکان مشارکت عمومی در آن فراهم باشد و قادر باشد تا نتایج را با مجموعه گسترده ای از افراد در میان بگذارد.
۴. ارزیابی باید یک فرایند پیوسته و دائمی باشد که یک ظرفیت مداوم را برای ارزیابی و مقدمات نهادی مرتبط فراهم نماید (Peter and Andre, 2007,24).
۳-۱۱- ارزیابی و کاربرد آن در تدوین استراتژیهای توسعه پایدار
هدف از انجام هرگونه فعالیت تحقیقی و پژوهشی و نیز هر گونه برنامه ریزی در عرصه سرزمینی در نهایت کمک به ایجاد شرایط رفاه و سعادت برای ساکنان و جامعه می باشد. به دیگر سخن، پایدارسازی فضا هدف نهایی فعالیت‌های پژوهشی و برنامه ای می باشد. مثلاً در کنفرانس ۱۹۹۲ سازمان ملل در مورد توسعه و محیط زیست (کنفرانس ریو) اصولی برای ادغام و یکپارچگی ملاحظات زیست محیطی در برنامه ریزی ها و سیاست گذاریهای راهبردی توسعه به عنوان یک مکانیزم کلیدی برای رسیدن به اهداف تعیین شده تعریف شد و توافق شد که هر دولت باید یک استراتژی توسعه پایدار ملی (NSDS) را در راستای تحقق اهداف نشست ۲۱ تعریف نماید (Peter and Andre,2007,P4-5).
در واقع هدف یک ارزیابی یا سنجش پایداری، فراتر از میزان موفقیت یک راهبرد برای پایداریست، بلکه ترسیم خط مشی پایداری برای دستیابی به هدف یکی از اصول مهم تلقی می شود (بدری و دیگران، ۱۳۸۶، ۹-۳۴). این موضوع در ارتباط با تحقیقات ارزیابی نیز به طور کامل صادق است.
از منظر روش شناسی در بخشی از فضا موضوعات و یا چالش ها و مشکلاتی حاکم است که با استفاده از روش‌های ارزیابی روابط علی بین مجموعه ای از فاکتورها و عوامل اثرگذار و نیز سازوکارهای اثرپذیری شناسایی شده و با استفاده از نتایج آنها، برنامه های سیاستی و استراتژی های لازم جهت روبرو شدن و حل چالش های فراروی بکار گرفته می شود (Adelle,2006,p.57-72).
شکل۲-۳: ادغام سیاستها برای توسعه پایدار منطقه ای
در واقع، نتایج حاصل از ارزیابی‌های انجام شده، در عرصه‌های مکانی ـ فضایی، روندها و فرایندهای حاکم و اثرگذار را شناسایی نموده و در مرحله بعدی با تحلیل این روندها، راهبردهای لازم (استراتژی ها) تدوین و در نهایت برنامه های کاربردی و اجرایی نیز طراحی خواهد شد که خود زمینه پایدارسازی عرصه های سرزمینی را فراهم خواهد نمود؛ روشی که امروزه در غالب کشورها و در زمینه های برنامه ریزی مرسوم است. در همین راستا، امروزه مدل ها و روش های مختلف ارزیابی ارائه شده که در زمینه سیاست گذاری و تدوین برنامه ها از کاربرد فراوانی برخوردار است. نکته قابل توجه آنکه برخی از این روشها در ارتباط با پروژه‌ها و یا سازمان‌های مختلف می باشد و برخی نیز در ارتباط با عرصه های جغرافیایی و واحدهای سکونتگاهی می باشد. در زیر، چارچوب ساختاریافته برخی از این روش‌ها ارائه شده که هر کدام بر مبنای یک روش‌شناسی در راستای رسیدن به اهداف موردنظر طراحی شده اند. برخی از مهمترین روشهای ارزیابی عبارتند از:
۱- ارزیابی برنامه محور۳۲
۲- ارزیابی پروژه محور۳۳
۵- ارزیابی سازمان محور۳۴
۶- ارزیابی فرایندهای فضایی۳۵ (منطقه محور).
توضیح آنکه در هر کدام از چارچوب های تعریف شده موارد بالا، ویژگی های برنامه ها و مدلهای ارزیابی شامل، کارایی، اثربخشی، پیوستگی، یکپارچگی، تکرارپذیری و پایداری مبنای اصلی در نظر گرفته شده است و تمامی فرایندهای طراحی شده بر این مبنا ساختار یافته است.
۳-۱۲- مدل های ارزیابی و ارتباط آنها با نظریه‌های توسعه ای
در عصری که تئوری‌ها و نظریات توسعه ای مختلف در زمینه های متفاوت وجود دارد و در فضای رقابتی بین این نظریه‌ها، نظریه‌ای کاربردی تر و پرطرفدارتر است که روشهای عملیاتی کردن ایده هایش را نیز به همراه داشته باشد. نظریه پردازان و طرفداران مکاتب فکری مختلف با علم به این واقعیت، در طی دهه‌های اخیر به دنبال پی ریزی شالوده‌های اجرایی نظریات و ایده های متعلق به خود بوده اند. لذا، امروزه می توان به جرأت گفت که به تعداد ایده‌ها و نظریات توسعه‌ای مختلف، مدلها و روشهای کاربردی و عملیاتی کردن واقعیات وجود دارد (Cecilia,2006,64).
در ارتباط با موضوع توسعه در حوزه‌های علوم انسانی و علوم اجتماعی، این امر موضوعی بدیهی و مسلم است که پژوهشگران به فکر عملی شدن ایده‌ها و افکار ذهنی خود باشند. در واقع به تجربه ثابت شده است که در دنیای تجریدی و انتزاعی- ذهنی نمی‌توان بسیاری از مشکلات جاری و موجود در فراروی جوامع انسانی را شناسایی، تحلیل و یا حل کرد. از اینرو، روز به روز بر دامنه مدل های کاربردی در میان رشته های علوم انسانی افزوده می شود. دانش جغرافیا نیز اگرچه در آغاز دانشی غالباً توصیفی بوده (جغرافیای توصیفی) بوده، اما از دهه۱۹۶۰ میلادی و همزمان با نظریه “جغرافیا به منزله علم فضایی” از سوی فرد کورت شیفر۳۶، در زمره علومی به حساب می آید که در عرصه عمل دارای روشها و مدلهای خاص خود بوده و با کمک روشهای کمی و کیفی به حل چالش‌های پیش روی در عرصه فضای جغرافیایی می پردازد (شکویی،۳۳:۱۳۷۹). موضوع “قانونمندی در جغرافیا” نمود بارز این تفکر است که در آن محقق به دنبال کشف قانونمندیهای حاکم بر روابط بین ساختارهای مختلف است. این رویکرد که ریشه در تفکرات آگوست کنت و نظریه “فیزیک اجتماعی” او دارد، علوم انسانی و جغرافیا را در زمره “علوم اثبات گرا” قرار داده است (همان، ۴۷). توسعه شاخه های مختلف در این رشته و برخورداری از سبک های ویژه برای تحلیل مشکلات و چالش های فراروی جوامع دلیلی بر اثبات این مدعاست.
از سوی دیگر، موضوع توسعه پایدار و پایداری نیز که همواره با چالش هایی در عرصه عمل مواجه بوده، از جمله موضوعات و قلمروهائیست که دامنه نیاز آن به روشهای کاربردی در حال افزایش است. قدرمسلم آنکه امروزه ثابت شده است که بویژه در حوزه محیط زیست و اقتصاد، بدون یاری گرفتن از روشها و مدلهای آماری و ترکیبی، موفقیت در شناخت و تحلیل و برنامه ریزی در این حوزه دور از ذهن خواهد بود. با توجه به اینکه در این حوزه، موضوع کمیت و کیفیت تمام انواع منابع طبیعی و غیرطبیعی از مولفه های اصلی و اثرگذار محسوب می گردد و روشها و مدلهای ریاضی از جمله معدود روشهای موجود برای کسب معرفت در این زمینه است، لذا، استفاده و روی آوری به مدلها امری محتوم و گریزناپذیر است.
موضوع سنجش به معنای “اندازه گیری” و ارزیابی به معنای “تحلیل روابط در ابعاد مختلف عرصه پایداری و توسعه پایدار” نیز جدای از این مباحث نبوده و در پیوند با روشها و مدلهای کاربردی قرار دارد و با توجه به اینکه در این حوزه دیدگاهها بسیار متفاوت و متنوع است، لذا طبیعی خواهد بود اگر دامنه و گستردگی روشهای سنجش و ارزیابی نیز چشمگیر و قابل توجه باشد.
حاکمیت دیدگاههایی همچون اقتصاد نئوکلاسیک، اقتصاد اکولوژیک و یا رویکردهایی چون پایداری ضعیف و یا قوی و مانند آن با توجه به تفاوت ماهوی و اساسی در موضوعات و نگرش‌ها باعث خلق و ابداع دامنه متنوعی از مدلهای آماری نیز شده است که از آن جمله می توان به روشهای مبتنی بر مدل های هزینه- منفعت، روش های تجمیع مالی، و یا روش های سود خالص ملی و مانند آن اشاره کرد. در مجموع و به طور خلاصه باید گفت که به سبب وجود دیدگاهها و نگرشهای متفاوت دامنه گسترده‌ای از روشهای سنجش و ارزیابی در حوزه پایداری وجود دارد که کاربرد آنها به مؤلفه‌های زمانی، مکانی، موضوعی و ماهیتی بستگی تام دارد.
در همین زمینه و به طور نمونه پِری (۱۹۹۶) اظهار می‌دارد، دو روش شناسی مشخص و قابل بکارگیری برای ارزیابی پایداری وجود دارد. بخش عمده اقتصاددانان از روش تجمیع مالی۳۷(MAM) استفاده می کنند، در حالیکه پژوهشگران در سایر عرصه ها (غیر اقتصاددانان) ترجیح می‌دهند تا از شاخص‌های فیزیکی استفاده نمایند که خود نشان از تنوع دیدگاهها و نگرشهای حاکم بر پایداریست. رویکردهای اقتصادی همچون مدل ساده‌سازی تولید ناخالص داخلی (GDP)، برآورد منابع بر پایه عملکرد آنها، مدلسازی رشد پایدار۳۸ و تعریف رشد پایدار ضعیف و قوی بخشی از رویکردهای اقتصادی ارزیابی می باشند.
در مدلهای نئوکلاسیک، محیط زیست طبیعی به دلیل کارکردهای خود ارزشمند است و رفاه اقتصادی به صورت “سطوح مصرف” اندازه‌گیری می شود، بنابراین، در این رویکرد، “مدلهای رشد پایدار” بدنبال آن هستند تا یک شیوه مصرف سرانه پایدار و غیرقابل کاهش را در یک افق زمانی نامحدود از طریق مصرف بهینه منابع و تکنولوژی- که شامل منافع حساب نشده عملکردهای زیست محیطی و منابع طبیعی تجدیدناپذیر است- ارائه نمایند. در این تئوری، جایگزینی انواع مختلف سرمایه امکانپذیر فرض شده است.
الزامات مدل ارزیابی هیکس ـ لیندال۳۹ برای دستیابی به درآمد پایدار، ارزش غیرقابل کاهش مجموع سرانه سرمایه ها (سرانه سرمایه تولید شده و سرانه سرمایه طبیعی) در طول زمان است.
در رهیافت پایداری ضعیف نیز، پایداری مطلوب را در شرایط تعادل بین سرمایه‌های تولید شده و سرمایه طبیعی فرض کرده است و رهیافت پایداری قوی نیز هیچ جایگزینی را نمی پذیرد. “فرض بهبود در بهره وری” می تواند پایداری را در مدلهای رشد نئوکلاسیک فراهم سازد. در مدل ارزیابی سولو/هارتویک۴۰ نیز، مسیر دستیابی به رشد پایدار از مسیر دستیابی به رشد بهینه که پایداری را در هزینه کارایی قابل دسترسی می داند، متفاوت است.
برخی از مدلهای اخیر موجود در پارادایم نئوکلاسیک، بطور مستقیم ارتباط بین پیشرفت تکنولوژیکی و پایداری را کشف کرده اند. مدلهای ارزیابی رشد بومی۴۱، ماهیت پیشرفت‌های تکنولوژیکی را آشکار می سازند.
مدلهای ارزیابی۴۲ از دلایل استقرایی به جای تلاش برای یافتن شرایط ثابت استفاده می کنند. موضوع مدلهای اقتصاد زیست محیطی۴۳ نیز ارزیابی همزمان اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی است که خود ریشه در رویکرد تئوری اقتصاد اکولوژیک دارد. از سوی دیگر، مدلهای نئوریکاردی۴۴ ثبات دائمی و پیوستگی دائمی ساختارهای اکولوژیکی و اقتصادی را شرط پایداری می دانند (Perrey,1996).
متأثر از همین رویکرد، برای احتساب منابع طبیعی، برخی از اقتصاددانان از تئوری سرمایه متنوع استفاده می‌کنند که امکان تبدیل سرمایه طبیعی را به سایر اشکال سرمایه طبیعی می دانند. برخی از پژوهشگران ارزشهای مالی سود سرمایه طبیعی را از ارزش‌های کالاهای بازاری و تجاری تولید شده به وسیله سود منابع کسر کرده و این را برای تخمین روند تخلیه منابع مورد استفاده قرار می دهند (UNCSD,1999).
۳-۱۳- سنجش پایداری
عرصه سنجش پایداری، عرصه ایست که کارهای پژوهشی و اجرایی بسیاری در آن به انجام رسیده است. ابزارها و روش های مختلفی برای اندازه گیری پیشرفت به سمت توسعه پایدار طراحی شده اند، لیکن با وجود دیدگاههای

دیدگاهتان را بنویسید