پایان نامه ارشد درمورد توسعه پاید، توسعه پایدار، زیست محیطی، محیط زیست

کاربرد عینی مدل سازی توسعه پایدار را در کشورهای در حال توسعه می داند. این رویکرد اعتقاد دارد که زمینه سازی ساختاری مفهوم توسعه پایدار که منجر به کارکرد صحیح آن در یک فرایند مطلوب می گردد در گرو چهار جنبه ساختار محیطی ـ اکولوژیکی، ساختار و روابط اجتماعی ـ فرهنگی، ساختار و روابط اقتصادی و بویژه ساختار و روابط کالبدی ـ فضایی است (طالشی،۱۳۸۳، ۲۵).
۲-۲-۴- سطوح پایداری
استیر (۱۹۹۴) سه سطح مشخص از پایداری را براساس فرضیات مختلف در ارتباط با دامنه‌ای که اشکال مختلف سرمایه می توانند، جایگزین شوند، ارائه داد:
الف- پایداری ضعیف: در این رویکرد نیاز به حفظ میزان مشخصی از کل سرمایه پذیرفته شده است و نه نگهداشت و حفظ تمام اجزاء ویژه آنها. در این رویکرد فرض بر اینست که حداقل در وضع موجود فعالیت های اقتصادی و در زمینه سطوح موجود ذخایر منابع، انواع مختلف سرمایه را می توان جایگزین نمود (pears and Atkinson,1995). هدف این رویکرد، یکپارچه سازی رشد سرمایه داری با اهداف زیست محیطی است. این موضوع بسیار نزدیک به گزارش تأثیرپذیر پیرس می‌باشد که عنوان می‌کند اصول اقتصاد نئوکلاسیک را می توان برای حل مسائل زیست محیطی بکار گرفت. هدف سیاست‌های پیشبرد توسعه پایدار ضعیف، رشد اقتصادی می باشد، ولی هزینه های زیست محیطی مثلاً از طریق شیوه های حسابداری در نظر گرفته می شوند. این رویکرد در معرض یکسری تنگناها می باشد: انسانها هزینه های زیست محیطی رشد را معین کرده و تصمیم می گیرند که آیا باید سازشی در این رابطه صورت گیرد یا نه.
این امر در حالی است که اقتصاد نئوکلاسیک برخلاف نظریه توسعه پایدار بر کمیابی نسبی به جای کمیابی مطلق منابع تأکید دارد. به عبارت دیگر، اقتصاد نئوکلاسیک امکانات نامحدودی برای جایگزینی سرمایه طبیعی با سرمایه مادی قائل است. بر مبنای این نظریه با کمیاب شدن یک منبع، قیمت آن افزایش یافته و این افزایش انگیزه ای برای توسعه منابع جایگزین و یا افزایش کارایی استفاده از منابع موجود می باشد (سلطانی، ۱۳۷۶، ۲۱۹).
در واقع، استفاده از محیط زیست به عنوان یک مخزن مواد زائد براساس این اصل استوار است که سرعت دورریز مواد زائد از سرعت جذب طبیعی یا کنترل شده آنها بوسیله زیست بوم تجاوز نکند. بر طبق این رویکرد، رشد اقتصادی حاصل از کارایی اقتصادی در یک نظام می باشد که منوط به همسانی سرمایه طبیعی است ـ یعنی ذخیره دارای سرمایه ها ثابت نگه داشته می شود و در عین حال دستیابی به رشد اقتصادی نیز کاملاً جایز بشمار می آید.
از جمله انتقادات وارده بر این رویکرد این است که در روش حسابداری، منابعی که این رویکرد بر آن تأکید می کند، بسیار قوام مدار بوده و به نفع کشورهای توسعه یافته می باشد. محدودیت دیگر آن است که توسعه پایدار ضعیف، محیط زیست را فقط براساس پول ارزش گذاری می کند نه به بخاطر آنچه که از نظر فرهنگی یا معنوی ارزش دارد. بنابراین این رویکرد، الگوی نئوکلاسیک را برای محدودیت هایش دست نخورده می گذارد. همچنین مسایل زیست محیطی را تا سطح مسایل مدیریتی تنزل می دهد که در چارچوب نظام سیاسی و اقتصادی حاکم قابل حل می باشد. حفظ محیط زیست که به این ترتیب به هدف اصلی سیاست بدل می شود، بجای اصلاحات ریشه ای، با ارتقای کارایی از طریق از بین بردن مواد زائد درک می شود (Radclift & Goodman, 1991,15-36).
ب- پایداری قوی: رویکرد پایداری قوی رویکردی مطلق نگر بوده و بر این باور است که یک فضای جغرافیایی یا زیستی، یا پایدار است و یا ناپایدار و بر این اساس هیچ حالت بینابینی وجود ندارد. دلیل و توجیه طرفداران این نظریه بر این اساس استوار است که پایداری در عمل به معنی اینست که تمام پدیده‌ها و روابط بین آنها بگونه ای است که در راستای تکامل یک سیستم و نظام حرکت نموده و تنها در صورتی کل این نظام پایدار خواهند ماند که تمامی اجزاء آن پایدار و متعالی باشند و هرگونه نقصانی منجر به از کار افتادن کل سیستم می شود. این دیدگاه شکلی از توسعه پایدار محض را پیش بینی می کند که بوسیله آن نوع بشر آنچه از زیست بوم می گیرد به آن بر می گرداند.
در این رویکرد، حفظ ذخایر سرمایه‌های طبیعی الزامی بوده و این ذخایر نباید توسط سرمایه‌های صنعتی جایگزین گردند. به سادگی قابل تصور است که ارزش گذاری ابعاد اقتصادی موضوعاتی مانند هوای تمیز، چشم اندازهای طبیعی و حیات وحش بسیار مشکل است. در این رویکرد حفظ اجزاء خرد سرمایه‌ها نیز بطور مستقل ضروری می باشد. سرمایه‌های انسان ساخت و طبیعی معمولاً مکمل هم در نظر گرفته می شود و نه جایگزین هم. قوانین پایداری قوی، حفظ و حتی افزایش دائمی سرمایه های طبیعی و نیز کل سرمایه ها را ضروری می داند (pears and Atkinson, 1995,104).
بنابراین به اختصار می توان گفت که پایداری قوی مستلزم حفظ و نگهداشت ذخیره سرمایه بدون توجه به موقعیت آن است. تبدیل سرمایه ‌طبیعی می تواند و می باید به سرمایه و ستانده های اقتصادی (کالاها و خدمات) ادامه یابد و تنها زیرنظر سیاستهای زیست محیطی، قوانین و خطوط راهنما تنظیم و هدایت شوند.
پایداری قوی به معنی حفظ و نگهداشت سرمایه طبیعی در سطوح فعلی است. از دست دادن منابع و تخریب های اکولوژیکی ناشی از فعالیت‌های توسعه ای باید تغییر کرده و یا با آنها مقابله شود. در شکل افراطی تر آن که می‌تواند مطلق تصور شود، به معنی بهره برداری غیرمخرب و بدون تهی سازی منابع طبیعی است. این موضوع به عنوان پایداری قوی غیرمعقول و محال اطلاق می شود؛ زیرا در این صورت فقط افزایش خالص سالانه منابع تجدیدپذیر قابل استفاده خواهد بود.
ج- پایداری حساس: این رویکرد حفظ سطح کلی سرمایه را ضروری می داند و بر این باور است که حفظ سطوح حیاتی هر کدام از انواع سرمایه ها لازم و ضروریست. بنابراین، در ارتباط با سرمایه های انسانساخت و طبیعی فرض بر امکان پذیری جایگزینی سرمایه هاست. اما باید این سرمایه ها مکمل همدیگر بوده، بویژه در اقتصاد که وجود ترکیبی از انواع مختلف سرمایه ها را ضروری می داند. لذا این مهم است که تأیید شود که آستانه‌های این سطوح حیاتی زیر آن میزانی که اقتصاد نتواند بطور کارآمد عملکرد مناسب داشته باشد، شناسایی نشده است. لذا، توجه به امکان تهی سازی منابع جلب می شود.
ساراگلدین و استیر۲۶ در سال ۱۹۹۴ پایداری قوی محال را نیز مطرح کرده اند که بر این فرض استوار است که هیچ چیزی (منابعی) نباید تهی شود. منابع تجدیدناپذیر به هیچ وجه نباید مورد استفاده قرار گیرند و از منابع تجدیدپذیر نیز به اندازه رشد خالص آنها باید برداشت شود و نه بیشتر.
تعاریف فوق، تفسیر اقتصادی دائمی از توسعه پایدار را نشان می دهد. موضوع جایگزینی یا مکمل بودن مطرح در این تعاریف، باید در تمام تلاشها برای سنجش پایداری مورد توجه قرار گیرد. اصطلاح پایداری ضعیف و قوی نشان دهنده دو سر متضاد یک طیف هستند که در تعاریف پایداری بطور معمول مورد اشاره قرار می گیرد.
۲-۲-۵- پایداری شهری و ضرورت آن
طی صد سال اخیر شهرها درصد زیادی از جمعیت جهان را به سوی خود جذب کرده اند. برای اولین بار در تاریخ، تعداد کسانی که در شهرها زندگی می‌کنند با ساکنین روستاها برابر شده است. پیش بینی سازمان ملل حاکی از این است که تا سال ۲۰۳۰ بیش از ۶۰ درصد مردم جهان در نواحی شهری زندگی خواهند کرد (Egger,2005:2). شهرها با وجود اینکه تنها ۲ درصد سطح زمین را اشغال کرده اند، ساکنان آنها ۷۵ درصد منابع طبیعی سیاره زمین را مصرف می کنند و ۸۰ درصد دی اکسیدکربن جهانی در شهرها تولید می‌شود (Cities alliance,2006:8).
مقیاس شهرنشینی و مشکلات آن بیانگر این است که پیامدهای آنها در حال حاضر جهانی هستند (Hall,2005:153). با رشد شهرنشینی، بشریت بیش از پیش به طبیعت وابسته می‌شود. برای مثال شهرها به پسکرانه هایشان وابسته هستند که نهاده هایی را برای شهر فراهم می‌کنند و پسکرانه نیز بروندادهایی را از شهر می‌گیرند (Bolund:et al, 1996:65). اودوم (Odum, 1971:14) بیان می کند که با چنین روندی شهر را می‌توان به عنوان انگل‌‌هایی در اکوسیستم مورد ملاحظه قرار داد. بررسی ها نشان می‌دهد از آنجائیکه بیشتر جمعیت در فضاهای شهری زندگی می‌کنند و یا در آینده زندگی خواهند کرد، باید جوامع شهری به پایداری برسند. به عنوان مثال، اگر ۲۵ درصد جمعیت ثروتمند، ۸۰ درصد انرژی جهان را مصرف می‌کنند، به این معنی است که فقط تغییر الگوی مصرف جوامع شهری می‌تواند اثر جهانی قابل توجهی داشته باشد (Hamm,1998:7).
بنابراین بحث اصلی در موضوع پایداری، باید افزایش تسلط شهرها و گسترش مناطق حوزه‌ی نفوذشان باشد. لوئیز مامفورد۲۷ شهرهای آینده را شهری می‌داند که به پایین‌ترین سطح امکان زندگی فعال، خودکار و غیرارادی و کاملاً بی‌احساس و عاطفه تنزل یافته و به سطح ملزومات ماشین رسیده است. برای جلوگیری از رسیدن به جایگاهی که مامفورد برای آینده شهرها پیش‌بینی کرده است، نیازمند پژوهش وسیع‌تر و جامع‌تر نسبت به شهرها و ابعاد مختلف آنها به عنوان مأمن اصلی و مهم سکنه‌ی کره زمین هستیم.
ساختار شهرها و سازمان منطقه ای آنها، تغییرات چشمگیری را به واسطه تغییرات اجتماعی و اقتصادی ناشی از جهانی شدن و دگرگونی در عرصه ارتباطات و اطلاعات خواهند پذیرفت و شهرها نیازمند به بازساخت دوباره‌ی خویش در جهت همراهی با این دگرگونی ها خواهند بود. با افزایش سلطه جهانی شهرها، توسعه و مدیریت شهرها و نواحی پیرامونشان به عنوان پایه و اساس شکل‌گیری کنش‌ها و تعاملات اجتماعی و اقتصادی که باید بهتر درک شوند، ضروری است، چرا که پایداری جهانی تبدیل به موضوع روز جامعه جهانی معاصر شده است و رسیدن به این پایداری بدون شناخت شهرها به عنوان مهمترین نمود فضایی ـ کالبدی تمدن بشری به نظر غیرممکن می رسد (قرخلو، ۱۵۸:۱۳۸۵) و همانگونه که لمن۲۸ ادعا می کند، قرن ۲۱ مواجه با بحث جدال انگیز توسعه پایدار با اولویت توسعه شهری خواهد بود (عزیزی، ۱۶:۱۳۸۰).
گرچه در کنفرانس سران ریو به سال ۱۹۹۲، موضوع پایداری در سطح ملی به ویژه توسعه‌ی پایدار شهری، مورد توجه و تأکید قرار گرفت و گردهمایی‌های منچستر به سال ۱۹۹۳ و ۱۹۹۴ با موضوع شهرهای پایدار برگزار شد، اما بیشترین توجهات بر سکونتگاههای شهری پایدار در دومین کنفرانس اسکان (Habitat II,1996) در استانبول به سال ۱۹۹۶ جلب شد. در این کنفرانس به مدیریت و بهبود عمران محیط زیست شهری توجه خاصی معطوف شد و نام کنفرانس، رهبران توسعه و شهر را به خود گرفت (خبرنامه کمیته ملی اسکان بشر، ۱۳۷۴). پایداری شهری نیز همانند مفهوم پایداری و توسعه ی پایدار، فراز و نشیب های زیادی را پشت‌سرگذاشته‌ است و تعاریف متعدد و گاه متضادی از آن ارائه شده است. ردکلیفت

دیدگاهتان را بنویسید