پایان نامه ارشد درمورد اکوسیستم، آب زیر زمینی، نقاط شهری، ژئومورفولوژی

آب سطحی مطمئن و نیاز اساسی کشاورزان به آب بهنگام در سال‌های اخیر منجر به حفر چاه‌های عمیق و نیمه عمیق مجاز و غیرمجاز شده است. در نتیجه برداشت آب زیرزمینی در استان بالا رفته و بیلان آب زیرزمینی در منطقه شرق مازندران اضافه برداشت از ذخیره آبخوان آبرفتی موجود را نشان می‌دهد. این مسئله مهم‌ترین مشکل را درخصوص بهره‌برداری از منابع آب زیرزمینی، افت شدید سطح سفره آب و آثار زیانبار زیست محیطی در پی داشته است تا جایی‌که برخی از دشت‌های استان به سمت دشت‌های ممنوعه پیش رفته است. آمار برداشت و شاخص بهره‌برداری از آب‌های زیرزمینی مؤید این امر می‌باشد. (شاخص بهره‌برداری از آب‌های زیرزمینی از ۶۰ درصد به ۶۳ درصد رسیده است). از طرفی دیگر وقوع خشکسالی در سال‌های اخیر در سطح کشور و به تناسب آن در استان مازندران، مشکلات جدی را به ویژه در تأمین منابع آبی بویژه در بخش کشاورزی به وجود آورده که توجه بیشتر به مدیریت منابع آب را ضروری کرده است. کاهش بارندگی و خشکسالی سال‌های اخیر و برداشت بی‌رویه آب‌های زیرزمینی در کشور و استان در قالب حفر چاه‌های عمیق و نیمه‌عمیق بصورت مجاز و غیرمجاز و افت شدید سطح سفره آب منجر به خشک شدن منابع آبی زیادی در سطح استان شده است. لذا اتخاذ تصمیماتی مبنی بر مدیریت بهینه منابع ابی استان ضروری به نظر می رسد.
۴-۱-۳- نقش عوامل طبیعی در استقرار و توزیع سکونتگاههای شهری استان
بررسی های صورت گرفته از ویژگی های اقلیمی وژئومورفولوژیکی استان مازندران در بزرگ مقیاس حاکی از نقش بلامنازع رشته کوههای البرز با روند شرقی-غربی و وجود دریای مازندران به عنوان منبع عظیم رطوبت محلی در سیمای اکولوژیک و توزیع و پراکنش جمعیت های انسانی ساکن در این خطه دارد. از این منظر تمامی اکوسیستمهای طبیعی شکل گرفته در استان بر اساس ماهیت اقلیمی و ژئومورفولوژیکی خود طبقه بندی می شوند. به عبارتی، دقیق ترین و مناسب ترین گونه بندی از شیوه پراکنش ونحوه استقرار هر یک از عوامل طبیعی یا انسان ساخت مبتنی بر ویژگی های طبیعی است.
اکوسیستم های دریایی-ساحلی و اکوسیستم های جلگه ای یا دشتی در نواحی پست و کم ارتفاع، اکوسیستم کوهپایه و تپه ماهوری و اکوسیستم های دره ای-رودخانه ای در نواحی نیمه مرتفع و مشرف برجلگه و اکوسیستم های جنگلی و کوهستانی در نواحی مرتفع، هر یک به فراخور موقعیت جغرافیایی که دارند در خلق چشم انداز ها وخرده نواحی شکل گرفته در استان مازندران نقش اولیه و بارزی دارند.
به عبارتی دیگر می توان گفت که شرایط طبیعی نقش بارزی در نحوه پراکنش جمعیت و استقرار شهرها در استان داشته است. به عنوان مثال مساعدت محیط جلگه ای از قبیل تشکیل لایه خاک، وجود رسوبات آبرفتی با آبخوان های مناسب که تغذیه کاملی از رودخانه های بالادست خود می شوند و سطح هموار جلگه با شیب کمتر از ۲ درصد، محیط زیست مناسبی برای استقرار و سکونت فراهم ساخته است. مساعدت های محیط طبیعی در سطح جلگه به گونه ای است که متراکم ترین سکونتگاههای انسانی و بیشترین جمعیت استان در سطح جلگه استقرار یافته اند.
در این بخش نقش و اهمیت هر یک از عوامل طبیعی در نحوه پراکنش شهرها و توزیع جمعیت این شهرها بصورت جداگانه تشریح می گردد.
۴-۱-۳-۱- توزیع و استقرار سکونتگاههای شهری استان بر اساس منابع آبی
توزیع جمعیت و نحوه استقرار شهرهای استان ارتباط مستقیم و رابطه تنگاتنگ آنها را با منابع و شبکه آبی نشان می دهد. این وابستگی به قدری واضح است که هیچ نقطه یا سکونتگاهی را نمی توان جدای منابع آب مورد مطالعه قرار داد. بطور کلی استقرار خطی شهرها در امتداد دره های اصلی و شبکه رودخانه ها که نحوه استقرار دره ای-رودخانه ای را نمایان می سازد برای تمام نقاط سکونتگاهی در محدوده کوهستانی و مرتفع مشاهده می شود.
در ناحیه جلگه و در سطح دشت نیز استقرار شهرها بر اساس شبکه آبهای سطحی و سفره های آب زیر زمینی نیز قابل توصیف است. بطوری که اکثر قریب به اتفاق آنها در دهانه رودخانه های بزرگ و بر روی مخروطه افکنه ها شکل گرفته اند. شهرهای آمل، قائم شهر، تنکابن، ساری، نکا، رامسر، چالوس، بابل، زیراب و بابلسر و خیلی از شهرهای دیگر استان هر یک در حاشیه یکی از رودخانه بزرگ قرار گرفته و یا رودخانه از داخل این شهرها عبور می کند. مهمترین علت عدم شکل گیری نقاط شهری در فاصله رویان تا نوشهر نیز نبود جریان رودخانه ای مهم در این ناحیه است. این پهنه جزء شمالی ترین قسمتهای منطقه حفاظت شده البرز مرکزی نیز می باشد.
الف) نحوه استقرار بر اساس شبکه آبهای سطحی
به منظور بررسی نحوه استقرار شهرها و نشان دادن ارتباط آنها با شبکه آبهای سطحی، فاصله از ۳۰۰ تا ۱۰۰۰ متر در اطراف رودخانه های اصلی مورد بررسی قرار گرفته اند. این بررسی نشان می دهد که از ۵۳ نقطه شهری موجود در استان تعداد ۳۱ شهر با جمعیتی در حدود ۸۵۴۰۰۰ نفر که ۵۰ در صد از کل جمعیت شهرنشین استان را شامل می شوند در کنار رودخانه های بزرگ قرار گرفته و یا رودخانه از داخل این شهرها عبور می کند. ۱۵ شهر در فاصله صفر تا ۳۰۰ متری، ۸ شهر در فاصله ۳۰۰ تا ۵۰۰ متر و ۷ شهر در فاصله ۵۰۰ تا ۱۰۰۰متری از رودخانه استقرار یافته اند. لذا می توان گفت که شبکه رودخانه ای در شکل گیری نقاط شهری و پیشینه تاریخی آنها نقش مهم و اولیه داشته است. بجز نقاط شهری که اخیراً شکل گرفته و یا به سبب جمعیت در حال حاضر واجد ویژگیهای شهری هستند می توان گفت هیچ یک از شهرهای بزرگ و با قدمت در این استان در فاصله بیش از یک کیلومتر با رودخانه نبوده اند.
ب) نحوه استقرار بر اساس منابع آب زیرزمینی
منابع آب زیر زمینی و سفره های مناسب آب در نیمه شمالی و در سطح جلگه قرار گرفته است. یکی از دلایل اصلی تراکم زیاد جمعیت و پراکنش ناهمگن آنها در سطح استان و حتی ناهمگنی توزیع سکونتگاهها در سطح جلگه، امکان دسترسی به منابع آب زیر زمینی و برخورداری از سفره مناسب آبهای زیر زمینی است. توزیع جمعیت و نقاط سکونتگاهی استان حاکی از استقرار حدود ۸۵ درصد از کل جمعیت استان بر روی سازندهای سست که امکان دسترسی به آب زیر زمینی را فراهم می آورد استقرار یافته اند. به عبارتی تنها ۱۵ درصد از جمعیت استان در قسمت غیر جلگه ای یا بر روی واحدهای سخت کوهستانی استقرار دارند.
بطور کلی از ۵۳ نقطه شهری تعداد ۳۴ شهر که حدود ۹۰ درصد جمعیت شهری را در خود جای داده اند، بر روی سازندهای سست و نواحی دارای آبخوان آبرفتی پا گرفته اند. از طرفی دیگر در حوزه ارتفاعات و نواحی کوهستانی به دلیل کمبود منابع آب زیر زمینی و استقرار بر اساس الگوی خطی در امتداد دره ها و شبکه های رودخانه ای، رسوبات غیرقابل نفوذ و یا سنگ های ناتراوا که درز و شکاف کمی دارند، جمعیت کمی استقرار دارند.
علاوه بر آبدهی آبخوانها، کیفیت سفره های آب زیر زمینی نیز در نحوه پراکنش نقاط جمعیتی نقش بسزا و تعیین کننده ای دارد، بطوریکه در حدود ۶۶ درصد جمعیت استان بر روی آبخوان های با کیفیت آب مناسب(تیپ آبهای کربناته) استقرار یافته اند. به عنوان مثال در نیمه شرقی استان و در شمال بهشهر و گلوگاه به دلیل آب نامناسب زیرزمینی و بافت شور و کلره خاکها و مقدار بالای یون کلر هیچگونه نقطه شهری شکل نگرفته است و آبادی ها نیز بسیار کم تراکم و متفرق اند.
۴-۱-۳-۲- توزیع واستقرار سکونتگاههای شهری استان بر اساس ویژگی های ژئومورفولوژیک
سیمای ظاهری زمین که به صورت ناهمواری ها نمایان می شود، همواره در شیوه سکونت گزینی و نحوه استقرار نقاط سکونتگاهی انسانی نقش اساسی ایفا کرده است. در این قسمت آنچه به عنوان ناهمواری از آن نام برده می شود شامل اشکال مختلف ژئومورفولوژیک و واحدهای مختلف آن اعم از کوهستان، کوهپایه، دره، جلگه، دشت و یا نواحی ساحلی است که به صورت مصب های رودخانه ای یا دلتاهای وسیع آبرفتی، سواحل هموار ماسه ای یا تپه های کوتاه ماسه ای و شنی است.
بطور کلی نواحی کوهستانی به دلیل محدودیت هایی که دارند از قبیل نبود اراضی هموار و مساعد برای کشاورزی، نبود خاک لایه و بافت مناسب، سختی اقلیم و صعوبت راههای دسترسی و مسائلی از این قبیل پذیرای جمعیت اندکی هستند. در مقابل دشت ها به دلیل شرایط زیستی مساعد تر همواره نقاط پر جمعیت تر و متراکم تری را در خود جای داده اند. این مسئله بصورت یک قانون جغرافیای طبیعی بیان می شود که با افزایش ارتفاع از تعداد جمعیت کاسته می شود. این ویژگی نشان می دهد که دشت ها و جلگه های ساحلی از نواحی پرتراکم جمعیت در دنیا هستند. همین ویژگی به نحو محسوسی نیز در سطح استان مازندران نمود یافته است.
در ادامه نقش عواملی مانند قابلیت اراضی، جنس خاک و ویژگی های توپوگرافی که از نمود های اصلی ژئومورفولوژی می باشند، در نحوه سکونت گزینی و استقرار نقاط شهری در سطح استان مازندران پرداخته خواهد شد.
۴-۱-۳-۲-۱- قابلیت اراضی، جنس خاک و پراکنش شهرها
خاک ها و قابلیت اراضی برای فعالیت های انسانی از مهمترین عوامل شکل گیری هسته های جمعیتی و استقرار سکونتگاهها به شمار می روند. استعداد اراضی برای فعالیت کشاورزی به منابع آب و خاک به عنوان بستر اولیه هسته ای استقرار جمعیت در جذب جمعیت و گسترش سکونتگاهها نقش مهمی داشته است.
بررسی پراکنش نقاط شهری در سطح استان نشان می دهد که مناسب ترین اراضی با خاک های حاصلخیز و زهکشی خوب در سطح جلگه مازندران در اشغال متراکم ترین سکونتگاههای شهری است. در حالی که اراضی کوهستانی فاقد لایه خاکی مناسب، کمترین جمعیت را در خود جای داده اند. در این خصوص اراضی متفرقه که شامل ماسه ها و تپه های شنی در جلگه ساحلی و کناره های دریاست یک استثناء به شمار می رود. در واقع استقرار جمعیت در این ناحیه نه بر اساس استعداد اراضی برای قابلیت کشاورزی بلکه به خاطر ویژگیهای اکوتوریسمی و اقتصاد معیشتی بر اساس منابع دریاست.
پیشروی و توسعه شهرها به سمت سواحل و استقرار ویلاها و مجتمع های سکونتی در لبه ساحل با رشد روزافزون جمعیت در این ناحیه همراه شده است؛ بطوریکه در ناحیه ساحلی و محدوده ماسه ها و تپه های شنی که برای توسعه شهری نیز نسبتاً نامناسب هستند تراکم نسبی جمعیت به ۲۵۰ نفر در کیلومتر مربع می رسد. به عبارتی تراکم نسبی جمعیت در این ناحیه حدود ۲ برابر متوسط تراکم نسبی جمعیت در استان(۱۲۴.۴ نفر در کیلومتر مربع) است. تیپ دشت های دامنه ای و دشت های رسوبی رودخانه ای که در سطح جلگه پراکنش دارند با خاک های عمیق تا نسبتاً عمیق و بافت سنگین بیشترین جمعیت را در خود جای داده اند، بطوریکه حدود ۵۴.۲ درصد از کل جمعیت استان بر روی این اراضی سکونت گزیده اند. لذا می توان گفت که قابلیت اراضی و جنس خاک نقش بارزی در استقرار جمعیت شهری در سطح استان داشته

دیدگاهتان را بنویسید