پایان نامه ارشد درمورد استان مازندران، توزیع فضایی، عوامل طبی، عوامل طبیعی

دارای تعداد بیشتر و شهرهای شیرگاه و رستم کلا دارای شاخص بالاتری هستند.
– از نظر گمرک فقط سه شهر ساری، بابلسر و نوشهر از این خدمت برخوردار هستند.
– از نظر بورس فقط شهرهای ساری و بابل از این عنصر استراتژیک برخوردار هستند.
– از نظر سیلو فقط شهر نکا دارای این عنصراستراتژیک می باشد.
– از نظر منابع ذخیره نفت، شهرهای ساری، قائمشهر، چالوس و تنکابن از این منابع برخوردار هستند.
– از نظر فروگاه فقط سه شهر ساری، رامسر و نوشهر از این خدمت برخوردار هستند.
– از نظر بندر، شهرهای بهشهر، نکا، بابلسر، نوشهر و فریدونکنار از این خدمت برخوردار هستند.
– از نظر راه اهن، شهرهای ساری، قائمشهر، بهشهر، نکا، گلوگاه، زیراب، پل سفید و شیرگاه از این خدمت برخوردار هستند.
– از نظر گره های ارتباطی، شهرهای ساری، قائمشهر، بهشهر و نکا بیشترین گره ارتباطی را دارا می باشند.
– از نظر پایانه فقط شهرهای آمل و تنکابن دارای این خدمت می باشند.
جدول شماره(۴-۲۵)، نحوه برخورداری شهرهای استان از خدمات مختلف و شاخص هر یک از خدمات با توجه به جمعیت شهری و استان را نشان می دهد. همانطور که جدول مذکور نشان می دهد که شهرهای پرجمعیت استان شامل ساری، بابل، آمل و قائم شهر، بهشهر، نکا، چالوس، تنکابن و نوشهر بیشترین تعداد خدمات کلان را به خوداختصاص داده اند و در پهنه استان نقش بالاتری را نسبت به پیرامون خود ایفا می نمایند. اگر چه از نظر شاخص نسبت ها برخی شهرهای کوچک از شاخص بالاتری برخوردار می باشند اما این شاخص نمی تواند به معنای نقش برتر این شهرها در پهنه استان باشد و فقط بیانگر نسبت این خدمات با توجه به آستانه جمعیتی شهرهای مذکور می باشد که به مراتب بالاتر از وزن جمعیتی آن ها است و در کل اکثر شهرهای کوچک استان از جایگاه مناسبی برخوردار نمی باشند.
جدول شماره ۴-۲۵- وضعیت برخورداری شهرهای استان از خدمات کلان و جایگاه شهرها با توجه به شاخص نسبت ها
۴-۵- جمع بندی ونتیجه گیری
در این فصل، ضمن معرفی ویژگی های جغرافیایی و ساختار طبیعی به چند بعد و ساختار اصلی استان اشاره شد. از جمله:
نقش عوامل طبیعی در استقرار و توزیع شهرهای استان: بررسی های صورت گرفته از ویژگی های اقلیمی وژئومورفولوژیکی استان مازندران در بزرگ مقیاس حاکی از نقش بلامنازع رشته کوههای البرز با روند، شرقی-غربی و وجود دریای مازندران به عنوان منبع عظیم رطوبت محلی در سیمای اکولوژیک و توزیع و پراکنش جمعیت های انسانی ساکن در این خطه دارد. به عبارتی، دقیق ترین و مناسب ترین گونه بندی از شیوه پراکنش ونحوه استقرار هر یک از عوامل طبیعی یا انسان ساخت مبتنی بر ویژگی های طبیعی است. لذا می توان گفت که عوامل طبیعی(قابلیت اراضی و جنس خاک، منابع آبی، ویژگی های توپوگرافی گبه عنوان مهمترین عوامل) نقش بارزی در نحوه پراکنش جمعیت و استقرار شهرها در استان داشته است. به عنوان مثال مساعدت محیط جلگه ای از قبیل تشکیل لایه خاک، وجود رسوبات آبرفتی با آبخوان های مناسب که تغذیه کاملی از رودخانه های بالادست خود می شوند و سطح هموار جلگه با شیب کمتر از ۲ درصد، محیط زیست مناسبی برای استقرار و سکونت فراهم ساخته است، به گونه ای که متراکم ترین سکونتگاههای شهری و بیشترین جمعیت استان در سطح جلگه استقرار یافته اند.
تحلیل ساختار جمعیت: استان مازندران در آخرین سرشماری نفوس و مسکن(۱۳۹۰) جمعیتی حدود ۳۰۳۷۴۰۳ نفر را در خود جای داده بود که این جمعیت حدود ۱/۴ درصد از جمعیت کل کشور را در بر می‌گیرد. تراکم نسبی جمعیت در استان در سال ۱۳۹۰، معادل ۴/۱۲۹ نفر در هر کیلومتر مربع بوده است. رشد جمعیت استان طی دهه ۶۵-۱۳۵۵ همزمان با وقوع انقلاب اسلامی و شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و سیاست های عدم کنترل جمعیت، رشد نسبتاً بالا و نزدیک به ۴ درصد بوده، در دهه ۷۵-۱۳۶۵ به‌سوی رشد متعادل پیش رفته و به حدود ۳۴/۱ درصد کاهش یافته و این کاهش طی دهه۹۰ -۱۳۷۵ همچنان ادامه داشته و به حدود ۱/۱ درصد تقلیل یافته است. کاهش رشد جمعیت طی دهه های اخیر در استان و کشور در راستای سیاست کنترل و کاهش باروری زنان جامعه می‌باشد.
سطح بندی شهرهای استان برحسب کارکردهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و جمعیتی نشان می دهد که اگر چه استان مازندران با توجه به شاخص های توسعه انسانی جزو مناطق متوسط به بالا از نظر دسترسی به امکانات می باشد. اما به نظر می رسد برخلاف این توسعه یافتگی کلان، از نابرابری های درون منطقه ای رنج می برد. بطوریکه سطح بندی شهرها بر اساس شاخص های انتخاب شده در استان مازندران نشان از نابرابری و تفاوت آشکار بین این شهرهاست. بطوریکه چهار شهر ساری، آمل، بابل و قائم شهر بالاترین سطح خدمات را به خود اختصاص داده اند و در پهنه استان نقش بالاتری را نسبت به شهرهای پیرامون خود ایفا می نمایند. از لحاظ توزیع و استقرار فعالیت های عمده اقتصادی نیز به نظر می آید نوع قابل محسوسی از تخصص گرایی محلی نیز بین این چهار شهر در حال شکل گیری است. به طوری که شهر ساری با تمرکز مراکز اداری به علت مرکزیت در استان، بابل با تمرکز مراکز درمانی و دانشگاهی و آمل با احداث شهرک های صنعتی به عنوان رقیبی برای شهر صنعتی قائم شهر(با شهرک های صنعتی و عمدتاً صنایع نساجی که در حال حاضر در شرایط مناسبی به سر نمی برد) ظاهر شده اند. در این میان اکثر شهرهای کوچک استان که بخش متنابعی از شهرهای استان را تشکیل داده اند در این سطح بندی در سطوح پایین قرار گرفته و به لحاظ خدماتی کاملاً وابسته به شهرهای بالادست خود می باشند. این شرایط نیازمند برنامه ریزی اصولی در جهت تغییرات اجتماعی-اقتصادی و توجه بیشتر دولت به این شهرهاست.
از طرف دیگر اگر چه از نظر شاخص نسبت ها برخی شهرهای کوچک از شاخص بالاتری برخوردار می باشند اما این شاخص نمی تواند به معنای نقش برتر این شهرها در پهنه استان باشد و فقط بیانگر نسبت این خدمات با توجه به آستانه جمعیتی شهرهای مذکور می باشد که به مراتب بالاتر از وزن جمعیتی آن ها است. اکثر این شهرها جزء شهرهای وابسته می باشند که جهت رفع نیاز خود به شهرهای سطوح بالاتر مراجعه می نمایند.
تعادل فضایی استقرار جمعیت و تعداد شهرها در شبکه شهری استان مازندران در فاصله پنجساله بین سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ روند توزیع فضایی تعداد شهرها و استقرار جمعیت براساس طبقات جمعیتی استان مازندران روندی تمرکز زدا و روبه تعادل بود. اما میزان حرکتی که این دو شاخص به سمت تعادل داشتند متفاوت بود. در این دوره پنجساله شاخص آنتروپی توزیع فضایی استقرار جمعیت نسبت به توزیع فضایی تعداد شهرها، حرکت بیشتری به سمت تعادل داشته است.
نظام سلسله مراتب شبکه شهری استان به لحاظ اندازه گروههای جمعیتی، حاکی از آن است که شهر ساری با جمعیت ۲۹۶۴۱۷ به عنوان مرکز استان مازندران، رتبه اول را به لحاظ دارا بودن بیشترین جمعیت شهری استان از آن خود کرده و امروزه گرایش به قطبی شدن دارد. شهرهای بابل، آمل و قائم شهر با دارا بودن جمعیتی بین ۱۰۰ تا ۲۵۰ هزار نفر در سطح بعدی قرار دارند. این سه شهر با استقرار در حاشیه رودخانه های مهم منطقه از حوزه نفوذ بسار زیادی نیز برخوردارند. در سطح بعدی سه شهر بهشهر، نکا و بابلسر به عنوان مراکز شهرستانهای خود با بیشترین جمعیت قرار دارند که دارای جمعیتی بین ۵۰ تا ۱۰۰ هزار می باشند. در سطوح بعدی نیز ۸ شهر استان جمعیتی بین ۲۵ تا ۵۰ هزار، ۹ شهر جمعیتی بین ۱۰ تا ۲۵ هزارنفر و ۲۷ شهر جمعیتی کمتر از ۱۰ هزاز نفر را دارا می باشند. این شهرها بنا به دلایلی چون افزایش جمعیت روستاها؛ جاذبه ها و توانهای محیطی چون گردشگری مانند نشتارود و ریت لاریجان؛ ادغام چند روستا با یکدیگر مانند گلوگاه و زرگر محله به شهر تبدیل شده اند و تابع شهر بالا دست خود هستند.
نتایج حاصل از این فصل نشان داد که الگوی استقرار جمعیت و کانون های زیستی استان از نظام بهره گیری متناسب با ظرفیت و استعدادهای موجود پیروی نکرده است و از طرفی دیگر گسیختگی سازمان فضایی و نبود سلسله مراتب مبتنی بر رابطه ی تعاملی میان سکونتگاه ها که محصول آن شکل گیری یک نظام شهری ناکارآمد و از هم گسیخته بوده، باعث تضعیف سطوح پایینی سلسله مراتب شهری و کاهش سهم جمعیتی شهرهای کوچک علارغم افزایش تعداد این شهرها شده است.
بررسی نحوه ی توزیع فضایی جمعیت شهری استان مازندران حاکی از تمرکز معنادار در قسمت های مرکزی استان است. نتایج سرشماری سال۱۳۹۰ نشان می دهد، ۶۲درصد از جمعیت شهری استان تنها در ۴ شهر ساری، آمل، بابل و قائم شهر ساکن می باشند. این شهرها با شیب تندی فاصله ی خود را از شهرهای کوچکتر در طی دهه های اخیر حفظ کرده اند. تعداد اندک شهرهای میانه(۵۰ تا ۱۰۰هزار نفری) در سیستم شهری استان زمینه رشد بیشتر شهرهای چهارگانه را فراهم کرده است. ازطرفی دیگر شهرهای ساری، قائم شهر، بابل و آمل که در فاصله ی تقریباً یک ساعت به هم می باشند، در کنار شهرهای کوچکتر و روستاهای حوزه نفوذ خود جمعیتی بالغ بر دو میلیون نفر یعنی بیش از هفتاد درصد جمعیت استان را در خود جای داده اند. این در حالی است که در ایام تابستانی جمعیت شناور استان از مرز پنج میلیون فراتر می رود که عموماً مازندران مرکزی پذیرای این جمعیت است. لذا از یک طرف به نظر می رسد شهرهای استان مازندران دارای توزیع فضایی متعادلی از نظر جغرافیایی نبوده، و ازطرف دیگر نگاهی اجمالی بر نحوه ی پراکنش شهرهای استان معرف تمرکز فزاینده شهرهای بزرگ در قسمت های مرکزی و شکل گیری پدیده منطقه شهری در این بخش از استان خواهیم بود. علاوه بر آن شهرهای کوچک استان که به لحاظ تعداد بیش از ۸۷ درصد از شهرهای استان را شامل می شوند تنها ۳۸ درصد از جمعیت شهری استان را در خود نگه داشته اند و حتی برخی از این شهرها در طی سرشماری های گذشته با رشد منفی جمعیت نیز مواجه بوده اند.
مقدمه
اصولاً تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق گامی اساسی در جهت توصیف اطلاعات و آزمون فرضیه‌هایی است که پژوهشگر برای پاسخگویی به سوالات و در جهت آزمون فرضیات تحقیق طرح کرده است. در واقع این فصل حاصل داده‌های استخراج شده از پرسشنامه‌ها می باشد که پس از کد گذاری و استخراج به نرم افزار spss منتقل شده تا مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند.
تجزیه و تحلیل و سنجش ابزار مهم جهت شناخت وضعیت پایداری می باشند. در این راستا معرف‌ها و شاخص‌ها ابزاری هستند که ما را جهت شناخت پایداری یاری می کنند. معرف‌ها و شاخص‌های این پژوهش در هر چهار بعد زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و کالبدی تهیه شده اند. در این پژوهش علاوه بر داده های ثانویه و اطلاعات اخذ شده از سازمان های

دیدگاهتان را بنویسید