پایان نامه ارشد درمورد استان مازندران، شبکه شهری، سلسله مراتب، سلسله مراتب شهری

شهر
۱۹۶۰۵۰
۳
بابل
۲۱۹۴۵۰
۲
آمل
۲۱۹۹۱۵
۱
شکل ۵-۹: نقشه گروه بندی جمعیتی نقاط شهری۱۰۰.۰۰۰ تا۲۵۰.۰۰۰ نفر استان
۷) شهر گروه هفتم(بیشتر از ۲۵۰,۰۰۰ نفر)
شهر ساری که از لحاظ موقعیت جغرافیایی در نیمه شرقی استان استقرار یافته، با جمعیتی معادل ۲۹۶۴۱۷ نفر، در این گروه جای گرفته است .این شهر به تنهایی ۶/۱۷ درصد از جمعیت شهرنشین استان را به خود اختصاص داده است. بنابراین شهر ساری که مرکزیت اداری و سیاسی استان را داراست، پرجمعیت ترین شهر استان است که با حدود ۷۶ هزار نفر فاصله نسبت به شهر دوم، در رأس قرار گرفته است. نقشه شماره(۴-۱۰)
شکل ۴-۱۰: نقشه گروه بندی جمعیتی نقاط شهری بیش از ۲۵۰.۰۰۰ نفر استان
۴-۳-۲- شبکه شهری استان مازندران
مروری بر تحولات جمعیتی استان مازندران از سال های ۱۳۳۵ تا ۱۳۹۰ نشان می دهد که تعداد نقاط شهری استان از ۱۹ شهر در سال ۱۳۳۵ به ۵۳ شهر در سال ۱۳۹۰ رسیده است. شهرهای بزرگ و پرجمعیت این استان شامل شهرهای ساری، بابل، آمل و قائمشهر هستند که بیشتر از ۱۰۰ هزار نفر جمعیت دارند. میزان افزایش شهرنشینی در این استان در شش دوره “۱۳۴۵-۱۳۳۵” ،” ۱۳۵۵-۱۳۴۵ ” ، “۱۳۶۵-۱۳۵۵” ، “۱۳۷۵-۱۳۶۵” ،” ۱۳۸۵-۱۳۷۵” و “۱۳۹۰-۱۳۸۵” بترتیب ۱/۸% ، ۹/۷% ، ۱/۷% ، ۷/۶% ، ۱/۷% و ۸/۱% درصد می باشد. بررسی روند تغییرات میزان شهرنشینی در این استان نشان می دهد که از سال ۱۳۳۵ تا سال ۱۳۷۵ میزان افزایش جمعیت شهرنشین استان رو به کاهش بود، اما از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵ روند افزایشی دوباره شروع شده بود، اما در پنجساله اخیر از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ میزان افزایش جمعیت شهرنشین استان به کمترین میزان خود در نیم قرن اخیر رسیده است. جدول ۴-۱۱ ، تحولات رشد شهرنشینی در استان مازندران را به تفصیل نشان می دهد.
جدول ۴-۱۱: تعداد و درصد جمعیت شهری و تراکم جمعیتی استان مازندران در طی سال های ۱۳۳۵-۱۳۹۰
سال
تعداد
جمعیت استان
جمعیت شهری
درصد شهرنشین
۱۳۳۵
۱۹
۹۷۳۹۶۴
۱۵۶۳۲۹
۱۶
۱۳۴۵
۱۶
۱۲۴۷۱۰۲
۳۰۱۷۲۹
۱/۲۴
۱۳۵۵
۲۲
۱۵۹۶۵۶۵
۵۱۱۷۸۷
۳۲
۱۳۶۵
۳۳
۲۲۷۴۸۶۲
۸۹۰۵۸۱
۱/۳۹
۱۳۷۵
۳۵
۲۶۰۲۰۰۸
۱۱۹۴۲۳۳
۸/۴۵
۱۳۸۵
۵۱
۲۸۹۳۰۸۷
۱۵۳۱۷۰۶
۹/۵۲
۱۳۹۰
۵۳
۳۰۷۳۹۴۳
۱۶۸۲۱۴۹
۷/۵۴
همانگونه که جدول بالا نشان می دهد، شمار شهرهای استان مازندران روند افزایشی دارد، شهرهای این استان از ۳۳ شهر در سال ۱۳۶۵، به ۳۶ شهر در سال ۱۳۷۵ و ۵۱ شهر در سال ۱۳۸۵ رسیده است(شاه حسینی ،رهنمایی، ۱۳۸۹، ۱۶۶). علاوه بر تعداد، بر جمعیت شهرنشین این استان نیز افزوده شده است. جمعیت شهری استان مازندران از ۸۹۳۰۲۳ نفر در سال ۱۳۶۵ به ۱۲۶۵۵۵۴ نفر در سال ۱۳۷۵ و ۱۵۵۴۱۴۳ نفر در سال ۱۳۸۵ رسیده است. این افزایش متأثر از شرایط محیطی و شاخص های اجتماعی و اقتصادی یعنی امکانات اجتماعی و اقتصادی مانند ساختار راهها، خطوط انتقال انرژی، توزیع کارگاههای صنعتی و معادن، سطح فعالیت کشاورزی و از این قبیل است. حاصل این فرایند شکل گیری نوعی شبکه شهری ویژه در استان است. نظام شبکه شهری در شرق استان مازندران عمدتا ” بشکل قطاعی و در سایر قسمت ها به شکل خطی است. نظام شبکه شهری در این استان به پیروی از شبکه راههاست که چگونگی آن نیز به عوامل طبیعی و انسانی بستگی دارد. در استان مازندران در سال ۱۳۸۵ طول خطوط راههای زمینی اعم از راه اصلی، راه فرعی آسفالته و راه فرعی شنی برابر ۲۳۰۱.۵ کیلومتر می باشد(شاه حسینی ،رهنمایی، ۱۳۸۹، ۱۶۷).
شبکه ارتباطی استان مازندران متشکل از مسیرهای تهران-چالوس، تهران-آمل، و تهران – قائمشهر و دو راهی است که از قسمت مرکزی استان عبور می کند، یعنی راهی که از آمل به سمت بابل، قائمشهر، ساری تا نکا می رود. مهمترین محور ارتباطی این شبکه ارتباطی جاده ترانزیتی رشت- مشهد در بخش مخروط افکنه جلگه مازندران است؛ یعنی منطقه نواری شکل که از رامسر در غرب شروع می شود و تا منتهی الیه شرقی یعنی جنگل گلستان در استان گلستان امتداد دارد. این راه که ۵۹۰ کیلومتر طول دارد، در جهت شرقی- غربی کشیده شده و به مثابه ستون فقرات، در هدایت بار ترافیکی این استان نقش بسیار مهمی ایفا می کند. این جاده نه تنها ارتباط استان مازندران را با استان های گیلان، خراسان شمالی و گلستان فراهم می کند، بلکه با اتصال راههای اصلی دیگر که غالبا” عمود بر آنند، مازندران را به سایر نقاط کشور نظیر تهران و سمنان نیز متصل می کنند.
در مقابل، تمامی پهنه جنوبی استان به علت ساختار ژئومورفولوژیکی، شرایط آب و هوایی سرد و یخبندان، کمبود منابع جنگلی و گردشگری، کمبود منابع آبی و نوع خاک، علی رغم داشتن برخی منابع اقتصادی مهم مانند انوع معادن از مناطق کم جمعیت و کمتر توسعه یافته استان به شمار می رود. غلبه سکونتگاههای روستایی کوچک و پراکنده و سنتی بودن شیوه تولید از مشخصات بارز این مناطق است. هرچند در درون این شبکه عبوری بعضی جاده های بین استانی مانند چالوس، هراز، فیروزکوه و خوش ییلاق تا حدی توانسته است در تعدیل شکاف بین منطقه جلگه ایی و کوهستانی مؤثر افتد.
بطور کلی تمامی شهرهای استان مازندران در امتداد راههای زمینی از قبیل آزادراهها، راههای اصلی، راههای فرعی و راههای روستایی قرار دارند، این راهها که محورهای اصلی آن عمدتاً به روی اراضی جلگه ایی یا منطبق بر دره های بزرگ کوهستانی هستند، در توزیع فضایی شهرها و انسجام و تعادل بخشی نقاط شهری و نقاط روستایی در درون هر منطقه ای نقش مهمی دارد. چنان که امروزه با وجود راههای ارتباطی و تجهیز روستاهها به شبکه شهری، دیگر نمی توان از روستاهای این استان به جزیره های جدا افتاده از کانون های شهری نام برد.
خطوط ریلی و هوایی که از دیگر عوامل توسعه مناطق شهری به شمار می آیند، بیشتر به توسعه شهرهای قائمشهر و ساری کمک کرده است. خط ریلی تهران- شمال در محل ورود به قائمشهر به سمت شرق امتداد یافته است و تنها فرودگاه بین المللی استان در ساری قرار دارد.
عامل راه به عنوان متغیر اصلی در نظام شبکه شهری، متأثر از توانها، امکانات و ظرفیت های طبیعی و انسانی محیط است. به تعبیر دیگر در هر منطقه ای که امکان انجام فعالیت های اقتصادی چون کشاورزی، صنعتی و خدماتی همراه با بستر طبیعی فراهم باشد، سرمایه ها به طرف آن سرازیر و بدنبال آن دسترسی آسان و سریع به منطقه مهیا می شود. این که در استان مازندران شبکه قطاعی شکل گرفته است و شبکه خطی آن نیز نقاط شهری زیادی را به یکدیگر می پیوندد، نتیجه همین امر است. این شکل از توسعه شهری ضمن اینکه پایداری بیشتری را در نظام شبکه شهری استان مازندران موجب می شود، به علت نبود مدیریت صحیح ناپایداری های را به شرح زیر به همراه داشته است :
– بعضی از شهرها برروی گسلهای خطرناک یا نزدیک آنها واقع شده اند.
– نوسانات آب دریا پیشروی دریا را به همراه داشته، از این رو قسمت هایی از شهرها به زیر آب رفته یا در معرض آن هستند.
– شهرهایی که در کنار رودخانه ها قرار گرفتند با توجه به خصوصیات طغیانی و سیلابی بودن این رودخانه ها شرایط مخاطره آمیزی دارند.
– وارد شدن فاضلاب شهری به آبهای سطحی که آلودگی آنها را موجب شده است.
– تغییر سریع کاربری اراضی حوزه های پیرامونی شهر.
– یکی از کارکردهای مهم استان مازندران گردشگری است. اما جاده های فعلی استان جوابگوی تراکم ترافیک درون شهری و برون شهری گردشگران داخلی و خارجی نیستند. از این رو بار ترافیکی زیادی را تحمل می کنند و آسیب پذیرند.
– شکل گیری منظر شهری بدون هویت که در نتیجه شهرنشینی دوره اضطرار بوجود آمده است. از اینرو تعریف هویت معماری برای شهرهای مازندران غیر ممکن است.
– فشردگی موجود در نظام شبکه شهری و نزدیکی زیاد شهرها به هم به محیط زیست آسیب وارد می کند.
– این شکل از توسعه سبب پر شدن فضاههای بین شهری و توسعه کریدوری در امتداد جاده ها می شود و بدین ترتیب در امتداد جاده های اصلی محدوده های شهری به یکدیگر خواهند چسبید.
۴-۳-۳- سلسله مراتب شهری براساس طبقات جمعیتی و جایگاه شهرهای کوچک
نظام سلسله مراتب شبکه شهری استان مازندران الگویی سه سطحی دارد. در سلسله مراتب شبکه شهری استان مازندران در سال های ۱۳۷۵ ،۱۳۸۵ و ۱۳۹۰ ، سطوح اول (متروپل ملی) ، سطح دوم (متروپل منطقه ای) وجود ندارد جدول(۴-۱۲). این شبکه شهری در سال های ۱۳۷۵ ، ۱۳۸۵ و ۱۳۹۰ دارای سه سطح سلسله مراتب شهری است، سطح اول شبکه شهری استان مازندران سطح سوم شبکه شهری تئوریک یعنی متروپل منطقه ای است. در این سطح استان مازندران دارای چهار شهر ساری ، بابل، آمل و قائمشهر است که همواره طی ۱۵ سال از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۰ در سطوح شبکه شهری استان صعود و سقوطی نداشتند، این متروپل ها در سال های ۱۳۷۵ ،۱۳۸۵ و ۱۳۹۰ بترتیب ۹/۵۴% ، ۱/۵۴% و ۳/۵۵% از جمعیت شهرنشین استان را شامل می شود. در نتیجه طی ۱۵ سال اخیر همواره بیش از نیمی از جمعیت استان مازندران در چهار شهر و نیم دیگر آن در شهرهای دیگر توزیع شدند. روند افزایش سهم شهرنشینی استان مازندران در چهار متروپل فوق بغیر از کاهش اندکی که در فاصله سال های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵ داشته در دوره پنجساله بعدی افزایش یافته است. در سطح سوم سلسله مراتب شهری، استان مازندران در سال های ۱۳۷۵ ،۱۳۸۵ و ۱۳۹۰ بترتیب دارای یک، یک و سه شهر به عنوان مراکز خرده ناحیه ایی هستند، که شهرهای بهشهر، نکا و بابلسر می باشند. سطح مراکز خرده ناحیه ایی در این استان در سال های ۱۳۷۵ و ۱۳۸۵ بترتیب ۰۳/۶% و ۳/۳% از جمعیت شهرنشین استان را در خود جای داده است. اما در سال ۱۳۹۰ با اضافه شدن شهرهای بابلسر و نکا به این سطح ۳/۱۱% جمعیت شهرنشین استان در این سال در خرده مراکز ناحیه ای استان ساکن بودند .
سطح چهارم سلسله مراتب شهری تئوریک که سطح دوم سلسله مراتب شهری استان مازندران می باشد، شامل مراکز شهری کوچک است ، میزان شهرنشینی در مراکز شهری کوچک این استان در سال های ۱۳۷۵،۱۳۸۵ و ۱۳۹۰ بترتیب ۱/۲۰% ، ۶/۲۰% و ۴/۱۷% می باشد، با توجه به این که تعداد این مراکز از هفت شهر در سال ۱۳۷۵ به هشت شهر در سال های ۱۳۸۵ و ۱۳۹۰ رسیده بود اما مقدار شهرنشینی این سطح از سلسله مراتب شهری استان مازندران کاهش یافته است، شهرهای “چالوس، تنکابن، نوشهر، فریدونکنار، رامسر، محمود آّباد، جویبار و امیرکلا” مراکز خرده ناحیه ایی استان در سال ۱۳۹۰ می باشند. در این سطح از سلسله مراتب شهری در فاصله پانزده سال از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۰ شهرهای “بابلسر و نکا” از این سطح خارج شده و سطوح بالاتر رفتند و شهرهای” محمود آباد، جویبار و امیرکلا “از سطوح پایین تر به این سطح وارد شدند.
سطح پنجم سلسله مراتب تئوریک (روستا- شهرها)، سطح سوم سلسله مراتب شهری استان مازندران محسوب می شود،

دیدگاهتان را بنویسید