وسایل ارتباط جمعی

Off By
دانلود پایان نامه

وسایل ارتباط جمعی
مشارکت
شهرنشینی
به طور کلی الگوی علیتی لرنر بر توالی تحولات نهادی استوار است. تحولاتی که به رشد خود توان و نوگرایی منجر میشود. به عبارت دیگر به عقیده لرنر رشد در هر یک از قلمروهای شهرنشینی ، سوادآموزی ، استفاده از رسانههای جمعی، مشارکت سیاسی و اقتصادی رشد سایر قلمروها را تحرکی میبخشد و این فرایند جامعه را به سوی نوگرایی میراند. تمرکز و تأکید لرنر بر تحولات جغرافیایی ، اجتماعی و روحی فرد است. او در توضیح پیشروی انفرادی از مرحله سنتی به مرحله گذار و سپس ورود به مرحله نوین زندگی میگوید : نوگرایی در جوامع رو به توسعه از الگوی تاریخی توسعه غربی پیروی خواهد کرد. تحرکات فیزیکی ، اجتماعی و روانشناسانه که خود را در مفهوم تلقین نشان میدهند عوامل کلیدی نوگرایی به شمار میآیند. تمام این فرایند از طریق رسانههای همگانی که حکم کارگزار و شاخص تغییر را دارند تسهیل میشود. لرنر بر این اعتقاد است که میان شاخص رسانهای نوگرایی و سایر نهادهای اجتماعی یک کنش متقابل وجود دارد (همان ، 24 ).
محققانی چون مک کللند (1967) ، لرنر (1958) ، اینکلس (1966) و راجرز (1969) معتقدند نوسازی جهان سوم در گروه تغییر یافتن خصایص افراد جهان سومی است و اینکه باید نگرشها و ارزشهای خود را به خصایص مردم اروپای غربی و آمریکای شمالی شبیه سازند. به این ترتیب، نظریههای نوسازی، سنگ پایهی معرفت شناختی اولیه را برای تئوریهای ارتباطات در خدمت توسعه فراهم ساختند. از سوی دیگر این امر باعث شد تا میراثی از جانب داریهای تاریخی و نهادی که محصول پژوهشهای مربوط به نقش «تبلیغ» بود و در فاصله دو جنگ جهانی در آمریکا صورت گرفته بود ، وارد این عرصه شود.
2-4-4- 1-2- راجرز
در میان نظریه‌پردازان توسعه و نوسازی از راجرز می‌توان به عنوان جامعه‌شناسی نام برد که با تأکید بر متغیرهای فردی و عناصر نظام‌های شخصیتی افراد، در قالب بحث خرده‌فرهنگ روستایی به بررسی پویش‌های نوگرایی و مشارکت و عدم مشارکت در میان روستاییان پرداخته است. به‌نظر راجرز تغییر، چیزی جز اندیشه و نظری نیست که فرد آن را جدید و نو می‌پندارد و شیوع به معنای فرآیندی است که اندیشه و نظری نو از منبعی منتشر و اشاعه می‌یابد. بنابراین، قبول یک اندیشه به معنای تصمیم به تحقق بخشیدن کامل آن است. راجرز با توجه به تعدادی از مطالعات خود چنین نتیجه می‌گیرد که در بعضی از فرهنگ‌ها اندیشه نو از دیگر فرهنگ‌ها بیشتر است. به‌نظر او فرآیند قبول یک اندیشه نو که متضمن یادگیری آن اندیشه و تصمیم‌گیری درباره آن است در پنج مرحله آگاهی، علاقه، ارزش‌یابی، آزمایش و قبول اندیشه نو عینیت می‌یابد. راجرز در تحلیل نهایی خود بر ویژگی‌های فردی، روانی و انگیزشی تأکید نموده و معتقد است که از لحاظ روانی باید نوعی آمادگی در افراد برای پذیرش تغییرات نو و جدید وجود داشته باشد که آنها را تحت عنوان وجه ‌نظر مطرح می‌کند. این جامعه‌شناس معتقد است که عناصری چون انگیزه‌ها، ارزش‌ها و وجه‌نظرها ـ در قالب خرده‌فرهنگ دهقانی ـ عناصر اصلی و کلیدی برای فهم رفتار به‌شمار می‌آیند. به‌نظر او عناصر خرده‌فرهنگ دهقانی، عناصری هستند که مانع نوآوری و پذیرش تغییرات در جوامع می‌شوند و به تعبیری مانع تجدد، نوسازی، و همچنین مشارکت یا عدم مشارکت می‌باشند. این عناصر به قرار زیر است:
الف) عدم اعتماد متقابل در روابط شخصی: به‌نظر راجرز یکی از ویژگی‌های مهم جوامع سنتی، عدم اعتماد متقابل، بدگمانی و حیله‌گری در روابط با یکدیگر می‌باشد هرچند که از نظر ردفیلد ( 1930) ممکن است در این رابطه، استثنایی وجود داشته باشد.
همچنین، تصور «خیر محدود»به‌نظر راجرز سبب عدم اعتماد در روابط شخصی می‌شود چون چیزهای مطلوب در زندگی به میزان محدود و کمی وجود دارد ـ منابع محدود، خواسته‌ها نامحدود ـ و با توجه به قدرت و توانایی افراد میزان آنها را نمی‌توان افزایش داد، بنابراین دست‌یابی عده‌ای سبب محرومیت آنها می‌شود و همین مسئله سبب بدگمانی افراد نسبت به‌یکدیگر می‌گردد.
ب) فقدان نوآوری: جوامع سنتی در عکس‌العمل نسبت به ایده‌های تازه، فاقد نوآوری می‌باشند. آنها اغلب اعمالی را که توسط اجدادشان رعایت می‌شده‌است، دنبال می‌کنند و در بسیاری موارد نسبت به شقوق دیگر شناخت و آگاهی ندارند.
ج) تقدیرگرایی: راجرز تقدیرگرایی را به درجه‌ای از درک فرد نسبت به عدم توانایی‌اش در مورد کنترل آینده تعریف کرده‌است. او معتقد است دهقانان در مورد کنترل حوادث آتی دارای وجه‌نظرهایی نظیر بی‌ارادگی، بدگمانی، تسلیم، بردباری، نرمش و گریز می‌باشند، و در نتیجه روحیه تقدیرگرایی در میان آنان یکی از عواملی است که پذیرش نوسازی، تغییر و در نهایت مشارکت را مانع می‌شود.
د) پایین بودن سطح آرزوها: در جوامع سنتی میزان خواست‌ها و آرزوهای مردم بسیار پایین می‌باشد و همین امر مانع مشارکت بین افراد می‌شود. به‌نظر راجرز، منابع محدود، فرصت کم و محدود، تربیت مقتدرانه در کودکی و تاریخ طولانی استثمار توسط دیگران در جوامع سنتی سبب شده‌است که انگیزه پیشرفت ناچیزی در بین مردم جوامع سنتی وجود داشته باشد.
الگوی جریان دو مرحله ای به تدریج به الگوی جریان چند مرحله ای که اغلب در پژوهش اشاعه مورد استفاده است متحول شده است. پژوهش اشاعه، مطالعه فرایند اجتماعی نحوه شناخته شدن نوآوری ها (افکار جدید، روش ها و اشیای جدید و غیره) و گسترش آنها در پهنه یک نظام اجتماعی است. الگوی جریان دو مرحله ای به طور عمده معطوف به این است که شخص چگونه اطلاعات را می گیرد و آن را به دیگران منتقل می کند. فرایند اشاعه بر مرحله نهایی پذیرش یا رد یک نوآوری تاکید دارد. در حال حاضر، شاید اورت راجرز معروف ترین و قابل احترام ترین پژوهشگر در پژوهش اشاعه باشد. وی در کتاب خویش به نام اشاعه نوآوری ها (چاپ سوم در سال 1983 منتشر شد) بیشتر از 200 گزارش اشاعه تجربی و 3000 نشریه را بررسی کرد تا نظریه قبلی راجع به فرایند تصمیم نوآوری را که خود نتیجه تزاید پژوهش های اشاعه در سال های اخیر است بازنگری کند. راجرز نوآوری را چنین تعریف می کند: “فکر، روش یا شیئی که فرد یا واحد دیگری از اقتباس آن را نو تصور می کند” راجرز در چاپ سوم کتابش، تاکید خود را از فعالیت ارتباطی یک جهته به مبادله اطلاعات میان شرکت کنندگان فرایند ارتباطی تغییر داد. راجرز مفاهیم عدم اطمینان و اطلاعات از شانون و ویور را به عنوان چهارچوب نظری به کار گرفت. یک نوآوری، نوعی عدم اطمینان به وجود می آورد، از این جهت که جایگزینی برای افکار یا روش های موجود فراهم می کند(سورین و تانکارد ، 312:1390).
نظیر بسیاری الگوهای ارتباطی دیگر، تحولات اخیر در الگوی اشاعه از رویکرد ارتباطی کاملا یک سویه و هدایت شده به سمت پایین دور شده اند. این الگو، چنان که مک کوئیل (1987) نوشته است، به طور سنتی بر «سازمان و برنامه ریزی، تاثیر مستقیم، سلسله مراتب (برحسب پایگاه و تخصص)، ساختار اجتماعی (و بنابراین تجربه شخصی)، تقویت و پس خورد» تاکید دارد. در سالهای اخیر، مبادله افقی ارتباطات و نیز برقراری ارتباط از پایین در نظام های اجتماعی، از اهمیت بیشتری برخوردار شده است اساس نظرات فعلی راجرز در خصوص فراگرد اشاعه، الگوی همگرای ارتباط است که وی به همراه کینسید آن را در چهارچوب رویکرد شبکه ای خود وارد حوزه ارتباط کرده اند (ویندال و همکاران 113:1387-112).
راجرز ویژگی های یک نوآوری را که بر نرخ اقتباس آنها اثر می گذارد به شرح زیر دسته بندی کرد:
1- امتیاز نسبی: درجه ای که تصور می شود یک نوآوری بهتر از فکری است که می خواهد جای آن را بگیرد.
2- سازگاری: درجه ای که تصور می شود نوآوری با ارزش های موجود، تجارب گذشته و نیاز اقتباس گران احتمالی سازگار است.
3-پیچیدگی: درجه ای که تصور می شود شناخت نوآوری و استفاده از آن دشوار است.
4- آزمایش پذیری: درجه ای که بتوان نوآوری را به طور محدود تجربه کرد.
5- مشاهده پذیری: درجه ای که نتایج یک نوآوری برای دیگران مشهود است.
راجرز اضافه می کند، درکل نوآوری هایی که پذیرندگان، آنها را دارای امتیازی نسبی، سازگاری و آزمایش پذیری بیشتر و پیچیدگی کمتر بدانند، زودتر از سایر نوآوری ها اقتباس می شوند ( روگر ، 1983، به نقل از سورین و تانکارد ، 313:1390).
ناهمرنگی و همرنگی