وسایل ارتباط جمعی

Off By
دانلود پایان نامه

وینر در یکی از مقالات خود تحت عنوان «شرکت در سیاست و توسعه سیاسی» که در کتاب نوسازی اجتماعی او آمده است عقاید خود را در خصوص مشارکت بیان داشته است. او در این مقاله در بررسی عوامل و شرایط موثر بر تشکیل و رشد جنبش های مشارکت مردم در سیاست به چندین عامل مهم اشاره می کند که عبارتند از
1- رشد نیروی کار در شهرها: به اعتقاد وینر یکی از عوامل موثر بر گسترش مشارکت سیاسی رشد نیروی کار در شهرهاست. با توسعه صنعت و ایجاد نیروی کار ممکن است کارگران با هم متحد شوند و اتحادیه هایی به منظور حفظ منافع خود تشکیل دهند 2- نامتعادل بودن نوسازی: عامل دیگری که مشارکت در سیاست را تسریع و گسترش می دهد، نامتعادل بودن نوسازی است. صرف نظر از این که حکومت ها تا چه حد خود را به عدالت و تساوی در توسعه نواحی و اقوام پایبند کرده باشند، ضریب های مختلف رشد، همواره یکی از محرکهای اعتراضات سیاسی بوده است. نواحی و طبقات مرفه تر اغلب از سیاست دولت انتقاد می کنند که دولت مالیات هایی را که آنان پرداخته اند، صرف بخش هایی از جامعه می کند که کمتر انگیزۀ اقتصادی دارند و بالعکس طبقات و نواحی عقب مانده برای تسریع رشد خود بیش از آن چه داده اند طلب می کنند (وینر، 1353، به نقل از میر طاهر موسوی ، 68:1391).
به طور کلی می تون گفت که با توسعۀ آن دسته از فعالیتهای حکومت که بر زندگی توده کثیری از مردم اثر می گذارد، دخالت در سیاست بیشتر می شود. درگیری حکومت با فعالیت های معطوف به رفاه همگانی، توزیع متعادل ثروت،‌تأثیر فراوانی را برای دخالت گروه زیادی از مردم فراهم می کند. لذا آنان برای بیشتر کردن منافع خود دور هم جمع می شوند و برای رسیدن به اهداف مشترک قومی و گروهی خود تلاش می کنند.
3- نهادهای دینی: در جوامعی که دارای نهادهای دینی ریشه دار و سازمان یافته ای هستند معمولاً در جریان توسعه و مدرنیزاسیون، حکومت ها بدون توجه به ارزش ها و عملکردهای دینی عمل می کنند و بدین ترتیب مخالفت آنها را بر می انگیزانند. این امر موجب می شود نهادهای دینی بخش های وسیعی از مردم را برای اقدامات سیاسی تجهیز کنند و در مخالفت با برنامه های حکومت،‌وارد صحنۀ سیاسی جامعه سازند.
4- توسعۀ ارتباطات جمعی: قراین بسیار حکایت از این دارد که ترویج آموزش و پرورش، حمل و نقل بیشتر و ارتباط زیادتر میان مراکز شهری و روستایی و رواج رادیو و روزنامه ها، مردم را نسبت به اثراتی که سیاست های حکومت بر سرنوشت فرد دارد، آگاه تر می سازد (همان،69).
5- جریان نوسازی: وینر معتقد است که جریان نوسازی خود به خود شرایط مشارکت سیاسی را فراهم می کند. با نوسازی جامعه تعداد کسانی که احساس می کنند دارای حق مداخله در امور حکومت هستند بیشتر می شود. با پیشرفت نوسازی موج اعتراض و میل به دخالت در سیاست در حکومت های مستبد و نیمه مستبدی که هم اکنون بر قسمت اعظم دنیای در حال توسعه حکومت می کنند، بالا می گیرد. وقتی این امر واقع می شود، برگزیدگان حکومت کننده بر سر این دو راهی قرار خواهند گرفت که یا فشار سخت تری برای کنترل مخالفین بیابند یا آنکه با آنان از در سازش برآمده و آنان را در قدرت سهیم نمایند .
به اعتقاد وینر کلیه عوامل فوق در امتداد یکدیگر به گسترش مشارکت عموم مردم کمک می کنند. با افزایش نیروی کار در شهرها و سپس اتحادیه گرایی و منفعت گرایی،‌هر قشر جامعه خواهان دستیابی به منافع افزون تر است. چندگانگی و عدم تعادل در توسعه جامعه سبب اعتراضات و دخالت های سیاسی بخش های مختلف جامعه می شود. به موازات رشد و گسترش فعالیت های آموزشی و رسانه های گروهی و همگانی، حضور و دخالت در امور اجتماعی-سیاسی آگاهانه تر و بارزتر می گردد. آنچه این مشارکت را برای دولت های جهان سوم آسیب زا می کند، ساخت نیافتگی و احساسی بودن حرکت های توده ای در این ملت هاست. وینر معتقد است که در این دسته کشورها، حرکت ها عمدتاً احساسی، مقطعی، انفجاری و ایدئولوژیک هستند. از پیامدهای اجتناب ناپذیر مشارکت سیاسی- اجتماعی مردم در کشورهای در حال توسعه، ایجاد بی ثباتی، کاهش قدرت دولت، تضعیف روحیۀ ملی، گسترش چندگانگی فرهنگی و جناح بندی سیاسی است که خود شرایط تحقق بخشی و یاری گر نوسازی و توسعه سیاسی و اجتماعی هستند.
به طور کلی دیدگاه وینر را نسبت به میزان مشارکت برحسب نوع جامعه (در حال توسعه، توسعه یافته)و عوامل مؤثر برحسب الگوی زیر ترسیم کرد. برحسب الگوی ذیل، قدرت دولت، وحدت یا تنوع ملی، وسایل ارتباط جمعی از جمله عوامل مهمی هستند که می تواند بر کم و کیف مشارکت اثر (منفی یا مثبت) گذارند( همان ، 69).
2-4-5- رویکرد استفاده و خشنودی
در اثر نظریه استفاده و خشنودی تغییر کاملا قاطی در کیفیت توجه به مخاطب روی داد.فرض اصلی الگوی استفاده و خشنودی این است که افراد مخاطب، کم و بیش به صورت فعال به دنبال محتوایی هستند که بیشترین خشنودی را فراهم کند. درجه این خشنودی بستگی به نیازها (و علائق) فرد دارد. افراد هر قدر بیشتر احساس کنند که محتوای واقعی نیاز آنان را برآورده می کند، احتمال این است که آن محتوا را انتخاب کنند بیشتر است. الگوی این رویکرد را بلاملر و کاتز (1974) در شکل زیر ارائه کرده اند. قابل ذکر است که بیشتر الگوهای استفاده و خشنودی، عنصر فرستنده را از فراگرد ارتباط جمعی کنار می گذارند. این الگوها نوعا با عواملی آغاز می شوند که بر انتخاب مخاطبان از محتوای رسانه ها تاثیر می گذارند( ویندال و همکاران ، 282:1387).
شکل2-3- الگویی از رویکرد استفاده و خشنودی
.
ریشه های اجتماعی و روان شناختی باعث
نیازهایی می شود که نتیجه آنها
انتظارات از رسانه های جمعی یا سایر منابع است که سبب
گونه گونی الگوهای عرضه رسانه ها می شود و به
برآورده شدن نیازها می انجامد
پیامدهای دیگر نیز دارد (که اغلب ناخواسته اند)
عناصر الگو
نیازها و انگیزه ها
بحث فراگرد استفاده و خشنودی معمولا با نیازهای فرد شروع می شود. در تدوینهای اولیه این الگو، کم و بیش نیازها را با نیازهای اساسی برابر می دانستند. تازه ترین تحولات در این نظریه نشان می دهد که نیازهای ذیربط در سطوح دیگر نیز دیده می شوند این ما را وا می دارد که علائق سطحی تر را (که ممکن است مبتنی بر نیازهای اساسی تر باشند) نیز جزو نیازهای ذیربط به شمار آوریم. نیازهای ذیربط عبارتند از نیاز به هدایت امنیت، کنش متقابل و دوری از تنش.انگیزه ها از نیازها ناشی می شوند و جنبه های کنشی آنها را تشکیل می دهند. در باب انگیزه ها، طبقه بندیهای گوناگون پیشنهاد شده است. یکی از معروفترین آنها طبقه بندی مک کوئیل و همکاران (1972) است که ابعاد زیر را در بر می گیرد:
1- آگاهی: مشورت خواهی، جهت گیری در مورد رویدادها در بخش های مختلف محیط یادگیری؛