پژوهش (پایان نامه) : نقش واسطه ای نظم جویی شناختی هیجان در رابطه با استرس و اضطراب

انواع اضطراب از نظر ویژگی های فردی

تقریباً مثل همه مواردمربوط به حیطه شخصیت در اضطراب نیز تفاوت های فردی وجود دارد بر این اساس، اضطراب به دو دسته تقسیم می شود( راس، 1992؛ ترجمه جمال فر، 1382).

اضطراب موقعیتی

این عکسل العمل هیجانی و موقعیتی و لحظه ای است که به عنوان یک وضعیت ناپایدار تعریف شده است و هم از نظر شدت و هم از نظر نوسان در زمان های مختلف می باشد.

اضطراب خصلتی

این نوع اضطراب به عنوان خصوصیت دیرپای فرد معرفی می شود. همانند سایرصفات، این ویژگی مهم از فرد به فرد دیگرمتفاوت است. بعضی از افراد دارای اضطراب خصلتی در سطح پایین و بعضی دیگر در سطحی بالا هستند.

 

 

 

4-2-1-2 دیدگاه های نظری اضطراب

1-4-2-1-2 دیدگاه فرهنگی- اجتماعی

پژوهش ها و بررسی های زیادی نشان داده اند که فراوانی هراس ها و اختلال های اضطرابی تعمیم یافته، بیشتر در کسانی شیوع دارد که با فشارها و موقعیت های خطرناک اجتماعی مواجه هستند. نتیجه این مطالعات نشان می دهد که در محیط های تهدیدآمیز، افراد احساس تنش گسترده، نگرانی، برانگیختگی و بی قراری می کنند و حتی در این محیط ها، اختلال های خواب که مشخص کننده اضطراب تعمیم یافته است، بیشتر دیده می شود( بوم و فلمینگ به نقل از دادستان، 1389).

همچنین بررسی هایی که در کشورهایی نظیر ژاپن، انگلستان، کانادا، لهستان، هندوستان و تایلند شده، نشان می دهد که جنگ، اختناق، دگرگونی های سیاسی و صنعتی و نیز رخدادهای ملی و امثال آن، افزایش اضطراب در بین مردم را پی دارد(کمپتول و همکاران به نقل از دادستان، 1389).

2-4-2-1 -2 دیدگاه زیست شناختی

گرچه هیچ علت مشخصی برای اختلالات اضطرابی ساخته نشده است. اما به نظر می رسد علل زیستی در ایجاد آن ها نقش داشته باشد. محققان درصدد کشف چگونگی تأثیر این داروها در بعضی قسمت های مغز هستند. موضع دیگری که بر اهمیت عوامل زیستی اشاره دارد وجود شواهدی است که نقش وراثت را در اختلالات اضطرابی تأیید می کنند. مثلاً هماهنگی بالایی که بین دوقلوهای یک تخمکی از نظر ابتلا به اختلالات ملاحظه می شود، ممکن است حاکی از یک ترکیب ژنتیکی به عنوان علت اختلاتل باشد. همچنین دستگاه عصبی افراد مبتلابه اختلالات اضطرابی به ویژه نسبت به محرک ها حساس تر است. این موضوع ممکن است ناشی از یک آمادگی ژنتیکی خاص باشد( آزاد، 1384).

3-4-2-1-2 دیدگاه شناختی نگر

بیشتر نظریه پردازان شناختی نگر« باورهای سازش نایافته» را ریشه اختلال های اضطرابی می دانند. بِک و الیس نظریه های شناختی را به قلمرو روان شناختی گسترش دادند.(بک، 1967؛ الیس، 1962)این نظریه ها، فرایندهای شناختی را به منزله محور اصلی رفتار، فکر و هیجان تلقی کردند. الیس معتقد بود پاره ای از افراد باورهای بنیادی غیر منطقی دارند که بر چگونگی تفسیر آن ها از رویدادها مؤثر است و واکنش های هیجانی نامتناسبی را در پی دارد. به نظر او، بیشتر کسانی که از اختلال اضطرابی تعمیم یافته رنج می برند، چنین باورهایی دارند(دادستان، 1389).

در نظریه شناختی مشابهی،«بک» اظهار می کند که افراد مبتلا به اختلال اضطرابی تعمیم یافته، باورهای غیر واقع نگر پنهان یا نهفته ای دارند که احساس خطر قریب الوقوع را در آن ها پدید می آورد.

4-4-2-1-2 دیدگاه رفتاری نگر

به نظر رفتاری نگرها، تمامی رفتارها از جمله رفتارهای اضطرابی، اکتسابی هستند؛ یعنی از راه شرطی شدن کلاسیک، شرطی سازی کنشی- ابزاری، مشاهده، تقلید یا الگوبرداری و یادگیری اجتنابی فرا گرفته می شوند. بنابراین، اضطراب واکنش شرطی در برابر محیطی خاص است که برای مثال ممکن است شخص با تقلید واکنش های اضطرابی والدین خود، واکنش درونی اضطراب را یاد بگیرد( کاپلان و همکاران به نقل از رضایی، 1388).

5-4-2-1 -2 دیدگاه های انسانی نگر و هستی نگر

نظریه پردازان انسانی نگر و هستی نگر بر این باورند که هراس و اختلال های اضطرابی تعمیم یافته مانند هر اختلال روانی دیگر، هنگامی بروز می کنند که افراد خود را صادقانه موردنظر و پذیرش قرار نمی دهند و در عوض به انکار و تغییر افکار، هیجان ها و رفتار خود می پردازند. این موضع گیری های دفاعی، در نهایت آن ها را به اضطراب مفرط می اندازد. راجرز عقیده دارد که اگر افراد نتوانند در خلال کودکی «توجه مثبت بی قید و شرط» را از افرادی که برای آن ها معنادار هستند دریافت کنند، یک شیوه کنش وری دفاعی در ایشان گسترش می یابد و دیدگاهی انتقادی راجع به خود در پیش می گیرند. به کار بردن این گونه مکانیزم های دفاعی، موجب می شود که آن ها فقط جزئاً به احساسات مثبت درباره خویشتن برسند و به اغتشاش فکری و اضطراب گسترده ای دچار شوند که از احساس تهدیدشدگی همیشگی ناشی می گردد(دادستان، 1389).

6-4-2-1-2 دیدگاه روان پویایی

نظریه پردازان روان پویایی معتقدند که تعیین کننده های عمده اضطراب درون فردی انگیزه های ناخوداگاه است. آن ها بر این باورند که وقتی ایگو در معرض خواسته های محیطی افراطی قرار می گیرد، یا وقتی در نظام اید، ایگو و سوپر ایگو تنش وجود دارد، اضطراب تجربه می شود. اضطراب واکنش هشدار دهنده ای تعبیر می شود و وقتی بروز می کند که شخص مورد تهدید قرار می گیرد. در این که فرد چگونه با هشدار اضطراب انطباق حاصل می کند به شدت آن جریانی آن جریانی که آن را ایجاد می کند و شخصیت فردی که به هشدار پاسخ می دهند، بستگی دارد. ویژگی های متمایز کننده اضطراب آن است که در غیاب منبع خطر شناخته شده، به طور مرتب هشداری به صدا در می آید، خطری وجود دارد اما احساس مبهم از نظر پنهان است( ساراسون، 1987؛ به نقل از نجاریان و همکاران، 1384).

5-2-1 -2 نشانه های اضطراب در سطوح مختلف

اضطراب در سطوح مختلف رفتاری، بدنی، ارتباطی و شناختی، می تواند نشانه های مختلفی داشته باشد که در جدول زیر به آن ها اشاره می کنیم( دادستان، 1389).

برخی نشانه های بالینی اضطراب در سطوح مختلف

نشانه های بالینی سطوح اضطراب
الف)خشم ب) تخریب گری ج) فزون کنشی و اختلال توجه
د)اختلال های حرکتی
1.اضطراب در سطح رفتار
الف) شاخص های فیزیولوژیکی: تغییر ضربان قلب، افزایش فشارخون، بحران های تنفسی، خشک شدن دهان، پریدگی رنگ، انقباض های مری، فزون تنودی مثانه و…
ب) تظاهرات جسمانی: سردرد و دل درد، اختلال هاضمه، ادرار یا مدفوع بی اختیاری، روان بی اشتهایی، اختلال های خواب، وحشت زدگی، شبانگاهی و…
ج) هستیری تبدیل
د)خودبیمار پنداری
2. اضطراب در سطح بدنی
الف) بازداری ارتباطی ب) اجتناب ج) وابستگی اضطراب آمیز 3. اضطراب در سطح ارتباطی
الف) اختلال تمرکز و حافظه ب) بازداری عقلی 4.اضطراب در سطح شناختی

1-3-1-2 تعریف سلامت  روان

از نظر کینزبرگ، بهداشت روانی عبارت است از تسلط و مهارت در ارتباط صحیح با محیط به ویژه در سه فضای مهم زندگی: عشق، کار، تفریح. به نظر وی استعداد یافتن و ادامه کار، داشتن محیط خانوادگی خرسند، فرار از مسائلی که با قانون درگیری دارد، لذت بردن از زندگی و استفاده درست از فرصت ها، ملاک تعادل وسلامت روان است( میلانی فر، 1370).

برابر تعریف واژه نامه جامع روان پزشکی و روان شناسی، روان پزشکی پیشگیری، در بر گیرنده اصولی از روان پزشکی، جامعه شناسی، مددکاری اجتماعی، پزشکی و سایر حوزه هاست که به تکنیک های پیشگیری کننده به منظور ارتقا رشد و نمو هیجانی سالم و به ویژه بهداشت روانی تأکید دارد( کاپلان- سادوک[1]، 1993).

عده ای بهداشت روانی را پیشگیری از پیدایش بیماری های روانی و سالمسازی محیط روانی- اجتماعی می دانند تا افراد جامعه بتوانند با برخورداری از تعادل روانی با عوامل محیطی خود رابطه وسازگاری درست برقرار کنند و به هدف های اعلای رشد و تکامل انسانی برسند به بیان دیگر بهداشت روانی کاربرد معیارهایی است که از شیوع بیماری های روانی کاسته و سلامت روان افراد جامعه را تأمین کند. این معیار در درجه اول شامل اقدامات و تدابیری در جهت پیشگیری و در درجه دوم متضمن تشخیص موارد خفیف و درمان به موقع بیماری های روانی  است. برخی معتقدند فردی از نظر روانی سالم است  که بتواند از وضعیت و سمت اجتماعی خود استفاده کند و از عهده وظایف محوله به خوبی بر آید(احمدوند، 1384).

[1]  Kaplan & cadouc