پایان نامه نقش دولت در ارتقاء کارآفرینی

مطالعه نقش­های دولت در چندین کشور (استرالیا، آمریکا، کانادا، تایوان، هلند و انگلیس) به عنوان مطالعه تطبیقی توسط مؤلفان نشان می­دهد که دولت­ها در سراسر جهان حرکتی به سوی ایجاد کسب و کارهای کوچک و متوسط را به عنوان منابع اشتغال و رشد اقتصادی اقتصاد داخلی­شان آغاز کرده­اند. در عین حال، خط مشی­گذاران دولتی درک جامعی از این که کدام سیاست­های دولت اثربخش­ترند، ندارند (پیکل[1] و همکاران، 1990).

دولت­ها در کشورها سه نوع سیاست نسبت به کارآفرینی اجرا کرده اند. با ارائه کمک­های مالی و ساده­سازی قواعد بوروکراتیک محیط تنظیمی خود را برای کارآفرینی بهبود داده­اند. از طریق ارائه برنامه­هایی برای اشاعه دانش و مهارت لازم برای کارآفرینان جهت راه­اندازی یک کسب و کار کوچک محیط شناختی کشور را بهبود داده­اند و از طریق فعالیت­های لازم برای بهبود برداشت جامعه نسبت به بخش کارآفرینی، محیط هنجاری خود را تقویت کرده­اند. به طور خاص برنامه­هایی که کسب و کارهای کوچک را در درون مجموعه­ای از کارآفرینان جای داده­اند، آن­ها را به کسب قدرت به ازاء کسب صرفه جویی های ناشی از مقیاس، اشاعه دانش و تحقق دامنه­ای از دیگر مزیت­ها کمک کرده­اند. اگر چه تجویز سیاست کارآفرینی متکی به شرایط کشور است ولی توصیه می شود که خط مشی­گذاران و مالکان کسب و کارها به تشکیل جوامع کارآفرینی برای تقویت منافع ملی و فردی خود روی آورند (شاپرو و همکاران، 1982).

حجم و موفقیت فعالیت­های کارآفرینانه در یک جامعه به تصمیم­های اقتصادی مستقل هر کدام از افراد آن جامعه بستگی دارد. احتمال این که مردمان یک کشور در کسب و کارهای کارآفرینانه مشارکت کنند به انگیزه فردی آن­ها برای تبدیل شدن به کارآفرین، توانایی آن­ها برای تقبل فعالیت­های کارآفرینانه و برداشت­های آن­ها نسبت به فرصت­هایی در دسترس بستگی دارد (جینیاوالی[2] و همکاران، 1994). محیط­های حاکم بر هر کشوری می­تواند هر کدام از این عوامل را تحت تأثیر قرار دهد. سیاست­های دولت نسبت به کارآفرینان برای ارائه کمک­های مالی از طریق یارانه­ها، وام­های ترجیحی یا سیاست های مالیاتی مساعد که آن را محیط تنظیمی برای کارآفرینی می­نامند، فرصت­های قابل دسترسی برای کسب و کارهای موجود و کسب و کارهای جدید را افزایش می­دهد. در کشورهایی که برنامه­های آموزش عمومی و کاربردی کارآفرین متداول است و افراد می­دانند چگونه یک کسب و کار جدید را تأمین مالی و مدیریت کنند، احتمالاً از توانایی لازم برای مدیریت موفق کسب و کار فرد برخوردار خواهند بود. وجود چنین شرایطی اشاره به محیط شناختی برای کارآفرینی دارد. در نهایت در کشورهایی که فعالیت­های کارآفرینانه ارزشمند و قابل تحسین است، تعداد بیشتری از افراد به یافتن کسب و کار جدید یا مدیریت کسب و کار جدید برانگیخته خواهند شد. وجود چنین شرایطی اشاره به محیط هنجاری کارآفرینی دارد. محیط­های تنطیمی، شناختی و هنجاری ارکان یا پایه­های سه گانه حمایت از فعالیت­های کارآفرینانه یک کشور را شکل می­دهند (رونستات[3]، 1988).

دولت­ها بعضاً به ارتقاء یک بخش از فعالیت اقتصادی نسبت به بخش­های دیگر در شرایطی اولویت قائلند. برخی از دولت­ها ممکن است از طریق اولویت­دهی یک بخش نسبت به بخش دیگر از دخالت در بازار داخلی شان اجتناب کنند و تعداد معدودی از دولت ها ممکن است حتی کارآفرینی را تضعیف کنند. برای مثال، هنگام وضع مالیات بر  فعالیت­های خود اشتغالی در کوبا، فیدل کاسترو اعلام داشت: ما باید بر دزدی و غارتگری نوعی مالیات وضع کنیم. چنین حالتی این ایدئولوژی را تقویت می­کند که افرادی که منفعت فردی خود را بر منافع جامعه ترویج می­دهند، غارتگرند (میامی[4]، 1995).  نقش­های اصلی دولت­ها در ارتقاء کارآفرینی به شرح زیر می­باشند:

الف) نقش­های تنظیمی: کشورها از طریق کاهش یا تخفیف مالیاتی، پرداخت وام­های ضروری و دیگر برنامه­های تنظیمی، کارآفرینی را پشتیبانی می­کنند و بدین طریق احتمال این که مردم، یک فرصت جذاب را شناسایی کنند و در نتیجه، تصمیم بگیرند کسب و کار خود را راه اندازی کنند افزایش می­دهند (دوتریاکس[5] و همکاران، 1988). پشتیبانی مالی برای شرکت­های کوچک و متوسط یکی از معمول­ترین رویکردها برای ارتقاء کارآفرینی در سراسر جهان است. برای مثال، حمایت مالی با برخورد ترجیحی با کسب و کارهای کارآفرینانه به شکلی از   برنامه­های دولت در کانادا، مشوق­های مالیاتی در سنگاپور، وام­های دارای بهره پایین در جزایر ویرجین تبدیل شده است (بناونت[6] و همکاران، 1998).

این حمایت­های مالی ممکن است به طور خاص برای کارآفرینانی که از فقدان منابع مالی که از آن به عنوان مانع اصلی راه اندازی یک کسب و کار نام برده می شود، مهم باشد. برای مثال مطالعه­ای به وسیله دانشگاه شیلی انجام شد و دریافت که اگرچه برنامه ارتقاء می­تواند مزایای واقعی برای شرکت­های کوچک و متوسط فراهم کرده باشد ولی کارآفرینان کماکان فقدان تامین مالی را به عنوان مانع خود می دانند (دانایی فرد و همکاران، 1386).

برخی کشورها نیز فرایند راه اندازی کسب و کار را ساده کرده اند و الزامات بوروکراتیک را بسیار روشن کرده­اند. این تأکید بر جزئیات بوروکراتیک را بسیار روشن کرده­اند. این تاکید بر جزئیات بوروکراتیک ممکن است برای رشد کارآفرینی بسیار مهم باشد.

تحقیقات انجام شده در چین و جزایر سلیمان نشان داده است که الزامات رویه­ای دردسرزا ممکن است فعالیت کارآفرینانه را محدود کند و  عدم اطمینان و بی ثباتی در سیاست­های دولت، ممکن است علاقه کارآفرینان به تدوین استراتژی­های رشد بلندمدت را کاهش دهد.  مدارک و شواهد حاصل از بررسی کشورهای مختلف بیانگر برخی موفقیت­ها برای برنامه­های طراحی شده برای بهبود محیط تنظیمی اشان برای کارآفرینی است. به عنوان مثال، یکی از محققان شیلیایی نشان داده است که چگونه وام­های تضمینی دولت می­تواند به کارآفرینانی که فاقد سرمایه و حمایت­های جانبی نهادهای بازارند، کمک کند (دانایی فرد و همکاران، 1386).

ب) نقش­های شناختی: برنامه­هایی که بر اشاعه دانش مدیریت و مهارت­های کارآفرینی متمرکز است برای تقویت نهادهای شناختی است و این امر می­تواند توانایی کارآفرینان محلی را برای تأسیس و حفظ کسب و کارهای خصوصی خود بهبود دهد. کشورهای مختلف   تلاش­هایشان را برای بهبود درک افراد از فرایندهای راه اندازی یک کسب وکار آغاز کرده­اند. در این راستا طراحی وب سایت کارآفرینی و انتشار کتابچه­های راهنمای کارآفرینی را در دستور کار خود قرار داده­اند. همچنین برنامه­های آموزشی متعددی برای کارآفرینان ارائه می شود. برنامه­های مختلف، خدمات مشاوره­ای به کسب و کارهای کوچک ارائه می­دهند و شبکه کسب و کارهای کوچک و متوسط آموزش لازم به کارآفرینان عرضه می­دارند. مضافاً، برنامه­های خاص شرکت­ها به کار با هم برای درک محیط صنعت­شان کمک می کند. در نهایت در برخی کشورها آموزش­های لازم به شرکت­های کوچک و متوسط ارائه می­شود و یابرنامه­هایی نظیر صندوق سرمایه­گذاری اجتماعی و ارتقاء تولید، شرکت­ها را در توسعه مهارت­های کارآفرینانه لازم کمک می کند. برخی دیگر از کشورها نیز براهمیت تقویت نهادهای شناختی تأکید کرده­اند. مطالعات در آمریکا و استرالیا بر وجود برنامه­های آموزش مدیریت و آموزش کسب و کار و همینطور در دسترس بودن کمک­ها در زمینه تحقیقات بازاریابی و دیگر فعالیت­های توسعه کسب و کار به عنوان نقش­آفرینان مجموعه مهارت کارآفرینی جامعه دلالت دارند. مرکز آنکوباتورهای کسب و کاری اهمیت توسعه مجموعه مهارت شناختی کارآفرینان را نشان دهد. این مراکز صرفاً خدمات اداری برای مشارکت کنندگان ارائه نمی­کنند بلکه برای کارآفرینان نوظهور خدمات مشاوره­ای و آموزشی وسیعی نیز ارائه می دهند (هاوکینز[7]، 1993).

ج) نقش­های هنجاری: در نهایت، برنامه­های معطوف به بهبود دیدگاه جامعه نسبت به کارآفرینان می­تواند محیط هنجاری یک کشور را تحت تأثیر قرار دهد و بدین ترتیب انگیزه­های افراد برای تبدیل شدن به کارآفرینان را بهبود دهد. کارشناسان اقتصادی مدعی­اند که نهادهای هنجاری دشوارترین بخش محیط کارآفرینی هستند که باید تغییر کنند و متذکر شده­اند که می­توان برای تغییر و دگرگونی صحیح نحوه دیدگاه مردم نسبت به کارآفرینان چند نسل آن را تغییر داد. به اعتقاد یکی از کارشناسان سال­هاست که مردم به کارآفرینان به دیدگاه شک و تردید نگاه می­کنند زیرا کارآفرینان را معادل فرصت طلبان می­دانند (دانا[8] و همکاران، 1997). بسیاری از کشورها در حال اجرای استراتژی­هایی با هدف تغییر این برداشت­های اجتماعی هستند.

برنامه­های محلی نظیر ارتقاء تولید نیز برای تحقق اهدافی مشابه تدوین شده است و رهبران دولت وظیفه ارتقاء روح کارآفرینی را به عهده گرفته­اند (پننیگز[9]، 1982).

تحقیقات در مورد کشورهایی نظیر ژاپن رابطه بین نگرش­های عمومی به طرف کارآفرینی و سطح فعالیت کارآفرینی داخلی را نشان داده است. برخی از محققان توصیه کرده­اند که دولت پیشنهاد جایزه کارآفرین سال را بپذیرد و رهبران ملی به طور منظم فعالیت­های مالکان کسب و کارهای کوچک محلی را برای تغییرنگرش­های جامعه نسبت به کسب و کارهای کوچک تحسین کنند. بنابراین دولت­ها می­تواند برای ایجاد محیطی مثبت که کارآفرینی را به عنوان نوعی کارراهه مورد احترام در اقتصاد داخلی مشروعیت می­دهد فعالیت کنند (رادنیک[10] و همکاران، 2000).

[1] Pickle

[2] Gnyawali

[3] Ronstadt

[4]Miami

[5]  Doutriaux

[6] Benavente

[7] Hawkins

[8] Dana

[9] Pennings

[10] Rudnick

متن کامل :

 نقش عوامل مرتبط با توسعه کارآفرینی در تعاونی‌های گردشگری؛ - دانلود پایان نامه ارشد

دانلود پایان نامه نقش عوامل مرتبط با توسعه کارآفرینی در تعاونی‌های گردشگری؛مطالعه موردی تعاونی‌های گردشگری استان مازندران