نظریه های نوین رهبری

دانلود پایان نامه

نظریه های صفاتی (مربوط به شناسایی صفات رهبر)
نظریه های رفتاری ( مربوط به شناسایی سبک های رفتاری رهبران)
نظریه های وابستگی (احتمالی) (تمرکز بر متناسب کردن سبک های رفتاری با عوامل موقعیتی)
“نظریه های نوین رهبری” (تمرکز بر بیان چشم اندازها) (های و هدکینسون ،2006 ، به نقل از چوپانی،۱۳۹۰).
تئوریهای رهبری در تلاش هستند تا نقش رهبران را در تاثیر گذاری بر دیگران، آشکار کنند و رابطه بین رهبری و اثربخشی سازمانی را شرح دهند. تئورهای رهبری نشان دهنده دیدگاه مطالعات انجام شده در خصوص کلیه عوامل مرتبط با رهبری در سازمان هستند. که در ادامه به شرح آنها خواهیم پرداخت.
2-1-5-1 تئوری صفات
این تئوری رهبری مبتنی بر مفروضه ای است که افراد ویژگیهای فیزیکی معین، صفات شخصی و توانایی های ذهنی مناسب رهبری را با خود به سازمان می آورند( اسپیلان و همکاران ، 2004). در تئوری صفات رهبری پژوهشگران به دنبال جداسازی صفات بی همتایی که رهبران را از زیردستان متمایز می کنند، هستند)هوی و میسکل، 2008). می توان گفت که در دوران گذشته بیشترین توجه و اعتقاد به ذاتی بودن رهبری بود. مهم ترین فرض بر این بود که عده ای از انسان ها بطور مادرزادی یا طبیعی رهبر هستند. اعتقاد بر این بود که این گونه افراد دارای ویژگی های ذاتی هستند که افراد دیگر آن ویژگی ها را ندارند. محققین اولیه رهبری درباره این که چه ویژگی هایی از ضروریات رهبری است، کاملا مطمئن نبودند. بیشترین ویژگیهائی که از اوایل قرن تا اواسط قرن بیستم مورد توجه قرار می گرفت شامل ویژگی هائی مانند قد و ظاهر فرد، ویژگی های شخصیتی از قبیل مناعت طبع و خود ارزش دهی، سلطه، پایداری عاطفی و توانایی دیگری مثل هوش عمومی، روانی کلام، خلاقیت و بصیرت اجتماعی می شد(میرکمالی، 138۹). علی رغم عدم موفقیت در شناسایی ویژگیهای عمومی رهبری ، پژوهش هایی در این زمینه اخیراً انجام شده است که بیشتر این مطالعات رویه های اندازه گیری بهبود یافته ای نظیر آزمون های فرافکن را به کار برده اند. این پژوهشها بیشتر بر مدیران تمرکز داشتند تا سایر انواع رهبران در سازمان. مطالعات جدید صورت گرفته در خصوص ویژگیهای رهبری، در جستجوی تعیین ارتباط بین ویژگیها و اثربخشی رهبری مدیران در سازمان ها ی گوناگون بوده اند(هوی و میسکل،2008). پژوهشگران با بررسی رفتار رهبران به انتقادات و محدودیتهای تئوری صفات، واکنش نشان دادند.
2-1-5-2 تئوری رفتاری
در دهه 1950 توجه از آنچه که رهبران هستند به آنچه که رهبران انجام می دهند، تغییر یافت(لاننبورگ و اورنستین ،ترجمه فرنیا٬ 1382). تئوری رفتاری با تمرکز بر رفتار رهبران و میزان تاثیر آن بر بهره وری و رضایت کاری زیردستان، شروع به فعالیت نمود. این تئوری فرض می کند رفتارهای رهبری در شرایط معینی ظهور می کنند که الزاماً این رفتارها به سایر شرایط قابل انتقال نمی باشند. لذا رفتارها باید در شرایط متفاوت بررسی شوند. پژوهش های مبتنی بر تئوری های رفتاری به سمت تدوین مدل هایی برای تشخیص سبک های رهبری یا ابعاد رهبری، سوق یافتند.
سه مطالعه مهم در خصوص رفتار رهبری در دانشگاههای ایوا ، اوهایو و میشیگان انجام شد. در دانشگاه ایوا پژوهشگران سه سبک رهبری متفاوت مستبدانه ، دموکراتیک و نامنظم را شناسایی نمودند. در سبک مستبدانه، قدرت و تصمیم گیری کاملاً در وجود رهبر متمرکز شده است. وی زیردستان را به طور کامل کنترل می کند. بدین ترتیب، زیردستان فرصتی برای ارائه پیشنهاد یا مداخله در فرایند تصمیم گیری پیدا نخواهند کرد. در سبک رهبری دموکراتیک، رهبر تصمیمات را با مشورت زیردستان اتخاذ می کند، بعبارت دیگر، زیردستان در انجام تصمیم گیری مشارکت می نمایند. سبک نامنظم دقیقاً متضاد سبک مستبدانه است. در این سبک رهبر تصمیم گیری را به عهده زیردستان می گذارد. رهبر بطور کامل نقش رهبری خودش را رها کرده، زیردستان از آزادی کامل برخور دارند و هر طوری که مایل هستند تصمیم گیری می کنند( شمس مورکانی، 1389).
برخی پژوهشگران علوم رفتاری به روش مورد استفاده در مطالعه رهبری دانشگاه آیوا انتقاد کردند. با وجود این لاننبورگ و اورنستین (1382) بیان می کنند مطالعه رهبری دانشگاه آیوا، نقطه عطفی در رابطه با کوشش برای تعیین اثرات رفتارهای رهبر بر نگرش و بهره وری گروه به حساب می آید. در ادامه پژوهشهای مشابهی در دانشگاه ایالتی اوهایو انجام شد که دو بعد مراعات و ساختدهی را برای رفتار رهبری شناسایی نمود. مراعات به رفتار رهبر که نشان دهنده اعتماد، احترام، صمیمیت، حمایت و توجه به رفاه زیردستان می باشد، اشاره دارد(ترجمه فرنیا ، 138۲). ساختدهی شامل رفتار رهبر است که ارتباط بین رهبر و زیردستان را تعیین نموده و همزمان الگوهای سازمانی ، کانال های ارتباطی و روشهای انجام کار را مشخص می کند( هوی و میسکل، 2008).
مطالعات رهبری میشیگان دو دسته متمایز رهبری که بسیار شبیه به ابعاد ساختدهی و مراعات مطالعات اوهایو بود را شناسایی نمود. این دو بعد رهبری تولیدمدار و رهبری رابطه مدار بود. به طور کلی مطالعات دانشگاه اوهایو و میشیگان دارای یک مفهوم عمومی از رفتار رهبری بودند. پسایند این مطالعات، تغییر توجه از رهبران وابسته به مقام در راس سازمان به افراد حرفه ای در سازمان بعنوان رهبران می باشد. هوی و میسکل (2008) بیان می کنند عوامل موقعیتی حتی زمانی که هر دوبعد انسانی و وظیفه ای در سطح بالا هستند، بر اثربخشی رفتار رهبر تاثیر می گذارند .
نقش کارکنان مسازمان که نقش های رهبری را انجام میدهند در حالیکه برای موفقیت سازمان یا موسسه مهم هستند، بطور واضح متفاوت از نقش رهبری مدیران موسسه عمل می نمایند. این مفهوم تحت عنوان تئوری اقتضایی شناخته شده است.
2-1-5-3 تئوری اقتضایی
اسپیلان و همکاران (2001) بیان می کنند که تئوری اقتضایی به منظور برطرف نمودن بی توجهی به شرایط و زمینه در مدل های رفتاری، ظهور پیدا نمود. لاننبورگ و اورنستین اضافه می کنند که تئوری اقتضایی بر این فرض استوار است که رهبری اثربخش توسط یک عامل قابل توضیح نیست. رهبری وابسته به تعامل خصوصیات فردی و رفتار رهبر و عوامل موجود در وضعیت رهبری می باشد(ترجمه فرنیا ، 138۲). هوی و میسکل(2008) مطابق با شکل2-2 الگویی کلی برای درک تئوری اقتضایی ارائه نموده اند.

بر اساس شکل شماره 2-2 می توان تصور کرد که اولا صفات و مهارتهای رهبران و ویژگی های موقعیت به منظور ایجاد رفتار رهبر باهم ترکیب می شوند. ثانیا ، عوامل موقعیتی به طور مستقیم بر اثربخشی تاثیر دارد . به طور مثال انگیزش و میزان توانایی کارکنان با تحقق اهداف سازمان ارتبـاط دارد( هوی و میسکل،2008). با نوجه به این شکل می توان درک نمود که در مجمو عه ای از شرایط یک نوع رهبری اثربخش می باشد و در مجموعه دیگر شرایط نوع متفاوتی از رهبری اثربخش خواهد بود. از میان تئوریهای اقتضایی رهبری، به دو تئوری مشروط فیدلر و تئوری مسیر- هدف هاوس پرداخته می شود.
2-1-5-3-1 تئوری اقتضایی فیدلر:
مفهوم رفتار رهبری انطباق پذیر وجود یک بهترین سبک رهبری را مورد تردید قرار می دهد. به موجب مدل مشروط رهبری که فرد ای . فیدلر پیشنهاد کرده است، سه متغیر وضعیتی مهم تعیین می کند که آیا یک وضعیت معین برای یک رهبر مطلوب است یا غیر مطلوب (علاقه بند٬ ۱۳۸۸).
فیدلر سه عامل اصلی را تشخیص میدهد که مساعد بودن وضیعت گروه را تعیین می کند :قدرت مقام، ساختار وظیفه و روابط رهبر- عضو. او وضعیتهای مساعد را بر اساس این سه عامل به صورت روابط رهبر- عضو خوب یا بد، ساختمند و یا فاقد ساختار و قدرت مقام زیاد و کم تعیین می کند. فیدلر سه فرضیه اصلی از مطالعات خود استخراج می کند : نخست ، در وضعیتهای مساعد ،رهبران وظیفه مدار بیش از رهبران رابطه مدار اثربخش هستند. دوم، در وضعیتهای میانه رهبران رابطه مدار بیش از رهبران وظیفه مدار اثربخش هستند و سوم، در وضعیتهای نامساعد رهبران وظیفه مدار بیش از رهبران رابطه مدار اثربخش هستند( هوی و میسکل،2008).
2-1-5-3-2 تئوری مسیر- هدف
تئوری مسیر- هدف هاوس(1971) مبتنی بر تئوری انگیزش بود(لاننبورگ و اورنستین،ترجمه فرنیا٬ 1382 ). این تئوری به این دلیل مسیر- هدف نامیده شده است که چگونگی نفوذ رهبر در ادراک زیردستان از اهداف کار ،اهداف شخصی و مسیر های منجر به موقعیت در هدف را توضیح می دهد. هاوس بر توانایی رهبر برای ایجاد انگیزش زیردستان به منظور رسیدن به هدف تاکید می کند. مطابق با این تئوری رهبران زمانی اثربخش هستند که سطح پذیرش، رضایت و انگیزش زیردستان را تقویت کنند(هوی و میسکل، 2008).
برای کسب موفقیت، هاوس پیشنهاد می کند رهبران متغیرهای موقعیتی را بررسی کنند، سپس یکی از چهار سبک رهبری دستوری ، حمایتی ، مشارکتی و موفقیت مدار را که با موفقیت آنها بیشتر ارتباط دارد را به کار ببرند. در تئوری مسیر- هدف دو نوع متغیر وضعیتی مدنظر قرار می گیرد: خصوصیات شخصی زیردستان و درخواستها و فشارهای محیطی. با توجه به دو متغیر وضعیتی ،هاوس پیشنهاد می کند که از هر کدام از چهار سبک رهبری می توان استفاده نمود. به طور مثال رهبری دستوری در وضعیتهایی مناسب است که کاهش ابهام نقش و افزایش انگیزش زیردست به وسیله مشروط کردن پاداش عملکرد زیردست انجام گیرد( هوی ومیسکل ،1382).
2-1-6 سبک های نوین رهبری
در حوزه ی رهبری نظریه ها، الگوها و اشکال مختلفی وجود دارد که هر کدام دارای تعاریف و اصول مربوط به خود است. در خصوص اهمیت رهبری در سازمان ها در سالهای اخیر تئوریها و رویکردهای جدید در خصوص رهبری تدوین شده است که جهت مطالعات رهبری را به سوی رهبری در سازمانهای نوین رهنمون ساخته است که تئوریهای رهبری مشارکتی ،رهبری توزیع شده ،رهبری کاریزما ، رهبری خدمتگزار ، رهبری تبادلی رهبری تحول آفرین و از مهمترین آنها می باشند. با توجه به این که تعداد الگوهای رهبری زیاد و متنوعند و نیاز به بحث جامع دارند فقط برای کمک به درک مفهوم اصلی مان یعنی رهبری تحول آفرین به بیان چند مورد به طور خلاصه بسنده می کنیم.