نظریه افشای اختیاری

نظریهی افشای اختیاری بیان میدارد که مدیران، در صورت فزونی منافع افشا بر هزینههای آن، اطلاعاتی از شرکت را که تحت مدیریت خود دارند، افشا خواهند نمود (هیتزمن و همکاران 29،2010). افشای اختیاری، افشای اطلاعاتی فراتر از تعهدات قانونی است که به وسیله نهادهای قانونگذار تدوین شده است. مدیریت به منظور افزایش اعتبار گزارشات مالی میتواند به افشای اختیاری اطلاعات بپردازد. اطلاعات مفید و مربوط تهیه شده از طریق افشای اختیاری، فرآیند تصمیمگیری سرمایهگذاران را بهبود میبخشد و سایر استفاده کنندگان از افشای اطلاعات شرکت را در موقعیت مناسبتری برای تخصیص منابع اقتصادی قرار میدهند (مدهانی،2009).
استانداردهای حسابداری اگرچه حداقل میزان افشای لازم را الزام نموده اند، ولی افشای اختیاری اطلاعات اضافی را محدود ننمودهاند. به عنوان مثال شاخصهای غیر مالی مفید که برای قضاوت پیرامون اثربخشی و میزان موفقیت مؤسسه در تحقق اهداف سازمانی مفید هستند و یا شاخصهایی که ارتباط بین وضع موجود و منافع آتی را آشکار میسازد از آن جمله است. چنانچه مدیریت با ارائه اطلاعات اضافی بتواند رهنمودهایی در خصوص تحقق اهداف کوتاه مدت و بلندمدت سازمانی و استفادۀ بهینه از منابعی که در اختیار داشته است، ارائه نماید و تصویر روشنی از دورنمای تصمیمات خود گزارش نماید، چه بسا بتواند انتقادات سرمایه گذاران در خصوص عملکرد جاری را برطرف و آنها را نسبت به آینده مؤسسه امیدوار سازد. بدین ترتیب افشای اختیاری به سرمایه گذاران کمک میکند که از تدابیر تجاری مدیریت مطلع شوند (ایزدی نیا،1377).
مطالعات نظری انجام شده در مورد افشای داوطلبانه، با فرض وجود اطلاعات قابل اتکا و صفر بودن هزینه افشا نشان میدهد، صرفاً شرکتهایی از افشای اطلاعات امتناع میکنند که بدترین اطلاعات ممکن را دارند. اما در صورت وجود هزینه های افشا، تنها شرکتهایی که افشای اطلاعات آنها فزونی منافع اقتصادی بر هزینه ها را به دنبال دارد، به افشا میپردازند. اغلب بیان میشود که این منافع، شامل منافع بازار سرمایه ناشی از کاهش عدم تقارن اطلاعاتی است. به عبارت دیگر، کاهش عدم تقارن اطلاعاتی موجب بالا رفتن ارزش سهام و نقدشوندگی، رغبت و علاقه سرمایه گذاران نهادی و واسطه های مالی به سرمایهگذاری و پایین آمدن هزینههای تأمین مالی برون سازمانی میشود ( کاشانی پور و همکاران، 1388).
تحقیقات حسابداری در رابطه با سیاست های افشای شرکتها پیدایش خود را با نتایج اصلی گروسمن30 و میلگروم31 (1981) آغاز کرده است و افشای کامل زمانی حاصل میشود که: (1) افشاسازی بدون هزینه باشد. (2) سرمایه گذاران بدانند که شرکت دارای اطلاعات محرمانه است. (3) شرکت میتواند حق به جانب اطلاعات محرمانه را برای سرمایه گذاران افشا کند. (4) تمام سرمایه گذاران به روشی یکسان به افشای شرکت واکنش نشان میدهند. (5) شرکت میداند افشای اطلاعات محرمانهاش با واکنش سرمایه گذاران مواجه خواهد بود. افشای کامل با حل کردن این استدلال ها صورت میگیرد.

2-2-1-4-1- انگیزه هایی برای افشای اختیاری اطلاعات
آثار تأثیرگذار گروسمن و میلگروم (1981) انگیزه های احتمالی شرکت‌ها را جهت افشای کامل اطلاعات برای سرمایه گذاران را توضیح میدهند. این محققین بر این عقیده هستند که در صورت عدم افشا، سرمایه گذاران میبایست اطلاعات را از منابع دیگر تهیه کرده و تحلیل کنند و در این صورت شرکت ها متحمل هزینه میشوند. به دلیل نبود اطلاعات، سرمایه گذاران قیمتی را که میخواهند برای سهام یک شرکت بپردازند کاهش میدهند. بنابراین شرکت‌ها انگیزه مییابند که تمام اطلاعات مرتبط را افشا سازند تا این ارزشگذاری کمتر از واقع را کاهش دهند. این دلیل بر مبنای این فرضیه است که عدم تقارن اطلاعاتی بین شرکتها و سرمایه گذاران زمانی روی میدهد که شرکت‌ها افشای کامل اطلاعات را انجام نمیدهند (پیترسون و پلنبورگ، 2006)
بوتوسان و پلامپ لی32 (2002) رابطه بین افشا و هزینه حق مالکیت را را بررسی میکنند. آنها یافتههای بوتوسان در سال 1997 را تأیید میکنند و شواهدی را ارائه میکنند که شرکت‌هایی با افشای بیشتر در گزارشهای سالیانه خود، هزینه های سرمایه کمتری را متحمل میشوند. مزایای افشا همچنین به کاهش هزینه بدهیهای بلند مدت نیز گسترش مییابد (سن گوپتا33 ، 1998).
اگرچه تحقیقات پیشین مزایایی مرتبط با افشای بیشتر، نظیر کاهش سرمایه سهامداران و هزینه های بدهی را ثابت میکند، تمایل به افشای اطلاعات، مستقیماً به هزینههایی که شرکت تحمل یا منافعی که شرکت تحصیل میکند بستگی دارد. در مدل وری چیا34 (1983 ،2001) هزینه افشا اطلاعات، همان هزینه مالکانه35 است. اسکات36 (1994) هزینههای مالکیت را بدین گونه تعریف میکند: هرگونه کاهش احتمالی در جریان نقدی آتی که به افشا نسبت داده شود. به عبارت دیگر، افشا ارقام حسابداری و مالی یک شرکت میتواند برای رقبا، سهامداران و سایرین سودمند باشد، در حالیکه برای چشم انداز آتی شرکت مضر است، حتی اگر اطلاعات به خودی خود مطلوب باشد، زیرا رقبای شرکت میتوانند با آگاهی از اطلاعات شرکت و سوء استفاده از آن، موقعیت رقابتی شرکت را در بازار سرمایه با چالش مواجه سازند. در چنین وضعیتی، افشا اطلاعات، بیشتر تحت تأثیر حضور رقباء شرکت است. مدیران با مقایسۀ هزینۀ مالکانۀ افشا اطلاعات ( هزینه نگهداری اطلاعات ) و کاهش پیش بینی شده در ارزش شرکت از طرف سرمایه گذار ناشی از عدم افشا اطلاعات، در مورد افشا اطلاعات تصمیم میگیرند. هیلی و پالپو37 (2001) به طور مستند بیان میکنند که، زمانی که هزینههای مالکیت روی میدهند، شرکتها یک دلیل برای افشا نکردن اطلاعاتی که موجب کاهش موقعیت رقابتی آنها میشود دارند، حتی اگر انجام چنین کاری موجب افزایش هزینه های حقوق مالکیت اضافی باشد، به عبارت دیگر، یک مبادله پایاپای هزینه- سود وجود دارد .
علاوه بر تئوری نیازهای سرمایه ای38، تحقیقات پیشین نیز از تئوریهای علامتدهی و نمایندگی استفاده کردهاند تا انگیزههای مدیران را برای افشا بررسی کنند (جن سن و مک لین 391976 ، موریس 1987 ). تئوری علامتدهی مشکلات مرتبط با عدم تقارن اطلاعاتی در بازارها را بررسی میکند و توضیح میدهد که چگونه این عدم تقارن را میتوان کاهش داد در صورتیکه گروهی که اطلاعات بیشتری دارد آن را با دیگران سهیم کند. این تئوری بر این فرض استوار است که شرکتها اطلاعاتی دارند که سرمایه گذاران ندارند. اگر سرمایهگذاران هیچ اطلاعاتی در مورد یک شرکت خاص نداشته باشند و تنها درک کلی داشته باشند، تمام شرکتها را به یک قیمت ارزش گذاری میکنند، که همان درک میانگین آنها از آن شرکتها است. مدیران شرکتهای با کیفیتتر با افزایش ندادن میزان افشای خود فرصتها را از دست میدهند چرا که اگر سرمایه گذاران این کیفیت بالاتر را میدیدند احتمال داشت شرکتشان با قیمت بیشتری ارزشگذاری میشد. در این هنگام مدیران شرکتهایی با کیفیت پایینتر فرصتی برای کسب سود دارند. از این رو شرکتهایی با کیفیت بالاتر برای باقی ماندن در بازار انگیزه ای جز اینکه بتوانند کیفیت برتر خود را برای سرمایهگذاران آشکار سازند و قیمت سهام خود را افزایش دهند. این آشکارسازی توسط افشا انجام میشود. همچنانکه شرکت هایی با کیفیت بهتر افشا میکنند، سرمایه گذاران فرض میکنند که تمام شرکتهای باقیمانده دیگر کیفیت پایینتری دارند، بنابراین قیمت میانگین آنها مجدداً به صورت نزولی ارزشگذاری میشود. سپس بهترین شرکتهای باقیمانده تلاش میکنند که خود را بشناسانند. فرایند علامت دهی همینطور ادامه مییابد تا زمانی که شرکتها یک افزایش در قیمت داشته باشند که بیشتر از هزینه های علامت دهی است. برای اینکه شرکتها مؤثر باشند باید از علامتهای معتبر و موثق استفاده کنند (موریس40، 1987).
هوگز41 (1986) افشا را به عنوان علامتی از ارزشهای شرکت میبیند، زمانی که عدم تقارن اطلاعاتی زیادی بین سرمایه گذاران و یک شرکت‌ وجود دارد. او بر این عقیده است که مدیران شرکتها میتوانند از افشا برای علامت دهی ارزش شرکت به سرمایه گذاران استفاده کنند. این علامتها برای سرمایه گذاران معتبر هستند چون کیفیت یک شرکت را میتوان به سادگی بعداً مشاهده و نظارت کرد. تحقیق هوگز نشان میدهد که عدم تقارن اطلاعاتی به مدیران انگیزه میدهد که ارزش شرکت خود را از طریق افشا بیان کنند تا شرکت خود را از آنهایی که کیفیت پایینتری دارند مجزا نشان دهند.
علاوه بر تئوری علامت دهی، ادبیات موجود درباره افشا از تئوری نمایندگی استفاده میکند تا انگیزه های افشای مدیران را توضیح دهد (موریس 1987). تئوری نمایندگی درباره رفتار سهامداران و مدیران در نقشهای مرتبط آنان به عنوان مالکان یک شرکت و اداره کنندگان یک شرکت است. این تئوری مشکلات برخواسته از زمانیکه سهامداران به مدیران بابت ارائه خدماتشان و بعلت جدایی بین مالکیت و مدیریت اتکا میکنند را توضیح میدهد (جنسن و مک لینگ، 1976). اگر هر دو طرف بخواهند برای سود و منفعت خود عمل کنند، تضادی بین سهامداران و مدیران روی خواهد داد. به دلیل این تضاد منافع، هزینه های نمایندگی (کارگزاری) روی می دهند. بنابراین یکی دیگر از انگیزه های مدیران جهت کاهش هزینه های نمایندگی افشای بیشتر اطلاعات حسابداری است. (موریس 1987).

2-2-2- مربوط بودن ارزش اطلاعات حسابداری42
وجه مشترک تعاریف ارائه شده از ارتباط ارزشی یا مربوط بودن از منظر ارزشگذاری در ادبیات حسابداری، وجود رابطه معنادار آماری میان اطلاعات حسابداری و ارزش بازار حقوق مالکان است (بیور43، 2002). از سوی دیگر، با وجود اینکه قدمت آزمون رابطه آماری مزبور به آثاری چون هوریگان44 (1966) و میلر و مدیگلیانی 45(1966) باز میگردد، اصطلاح مربوط بودن ارزش46 برای اولین بار توسط امیر و همکاران47 (1993) مورد استفاده قرار گرفته است.
هدف حسابداری فراهم آوردن اطلاعات مالی برای استفاده کنندگان، در جهت کمک به بهبود فرآیند تصمیمگیری میباشد، در حالیکه هدف از انجام تحقیقات و مطالعات حسابداری ارزیابی مفید بودن اطلاعات برای سرمایهگذاران و سایر استفاده کنندگان میباشد. صورتهای مالی منابع بسیار مهمی از اطلاعاتی میباشند که سرمایه گذاران در تصمیمگیریهای مربوط به سرمایهگذاری به آن نیاز دارند (هادی48 ، 2006). رفرنیر و دمانتیر49 (2008) بیان نمودند، در صورتی دادههای حسابداری، معیار مناسبی درباره عملکرد شرکت هستند، که اثر آنها بر روی قیمت سهام مشاهده شود. در آن صورت آنها ارقام مربوطی بوده و استفاده از این داده ها، اطلاعات مربوطی درباره ارزش شرکت فراهم میکند که ارتباط تنگاتنگی با قیمتهای بازار دارد.
واضح است که مربوط بودن ارزش یک صورت مالی، توانایی آن جهت تأیید یا تغییر انتظارات سرمایهگذاران از ارزش شرکت است. اگر سهام شرکت در میان سرمایهگذاران داد و ستد میشود، قیمت بازار آن سهام باید انتظارات عموم سرمایه گذاران را از ارزش خلاصه کند. بنابراین مربوط بودن ارزش صورتهای مالی می تواند توسط واکنش در قیمت بازار هنگامی که ارقام حسابداری منتشر شدهاند، اندازهگیری شود. این امر دلالت بر این نیست که ارزشگذاری سهام تنها هدف صورتهای مالی است، اما چنان که توسط بارث و همکاران50 (2001) ذکر شده است، مرکز توجه عمده ی SEC 51 و بنابراین FASB 52 ، بر سرمایه گذاران سهام است.
سودمندی اطلاعات مالی برای سرمایه گذاران میتواند توسط ارتباط آماری میان دادههای حسابداری و ارزشهای بازار سرمایه ( قیمتها و بازده های سهام) به بهترین نحو اندازهگیری شود. این چنین، یک ارتباط، پیآمد رفتارهای سرمایه گذاران را بیشتر از وقتی که فقط نظرات و اعتقادات آنها بر مبنای پرسش نامه ها و مصاحبهها جمع آوری میشود، منعکس میکند (دماش53 ،2007).
در تحقیقات حسابداری مالی، صورتهای مالی را دارای ارتباط ارزشی میگویند، اگر آنها با قیمتها، ارزشها یا بازدههای سهام در ارتباط باشند. در راستای مطالعات مربوط بودن ارزش، برخی از تحقیق گران، مربوط بودن ارزش یک مجموعه از دادههای صورتهای مالی را با آماره R2 تعدیل شده ی رگرسیون اندازه گیری کردند. به ویژه، آنها مربوط بودن ارزش صورتهای مالی را مانند R2 تعدیل شده تعریف کردند که میتواند به صورت منحصر به فرد به صورتهای مالی در یک رگرسیون از ارزشهای سهام در صورتهای مالی یا اطلاعات غیر مالی نسبت داده شده باشد( هاند54 ، 2003).
برخی از تحقیقگران نیز مربوط بودن ارزشی اطلاعات حسابداری گزارش شده را با توانایی آنها جهت بیان کردن اطلاعات محفوظ در قیمت های بازار، تعریف کرده اند. این امر بر پایه ی الگو های تجربی به کار گرفته شده توسط محققانی از قبیل کالینز و همکاران55 (1997)، امیر و همکاران (1993) با استفاده از تحلیل رگرسیون ترکیب قیمتها از دو متغیر حسابداری توضیحی، یعنی سود و ارزش ویژه خالص اندازهگیری شده است.
مطالعات بسیاری به بررسی اینکه چگونه متغیرهای مالی و غیرمالی به قیمتهای سهام ارتباط دارند پرداختهاند. امیر و لو56 (1996) با استفاده از نمونه شرکتهای تلفن شبکهای، مربوط نبودن ارزش متغیرهای مالی از قبیل سود، ارزش دفتری و جریانهای نقد را ثابت کردند. آنها یافتند که متغیرهای مالی شرکتهای شبکهای تنها هنگامی که همراه با متغیرهای غیر مالی مورد بررسی قرار گیرند دارای ارتباط ارزشی هستند.
دو مدل برای سنجش مربوط بودن ارزش حسابداری، بر این ادبیات غالب هستند: مدل قیمت و مدل بازده. مدل قیمت به بررسی ارتباط میان قیمت سهام با ارزش دفتری و سود میپردازد و مدل بازده، رابطه بین بازده سهام را با سود و تغییرات سود مورد بررسی قرار میدهد. برای ایجاد بینش و درک جامع، در این تحقیق از هر دو مدل قیمت و بازده برای آزمودن مربوط بودن ارزش اطلاعات حسابداری و رابطه بین سطح افشای اختیاری و مربوط بودن ارزش اطلاعات حسابداری استفاده میشود.

2-2-2-1- مدل قیمت
مدل قیمت که اولین بار توسط اولسن(1995) مطرح شد در ارتباط با قیمت سهام، سود حسابداری و ارزش دفتری سهام است. اولسن مدلی را پیشنهاد میکند که ارزش بازار یک شرکت را به عایدات و ارزش دفتریاش ربط میدهد. در این مدل، عایدات جاری به عنوان یک جایگزین برای عایدات غیر عادی بکار می رود، درحالی که ارزش دفتری جایگزین ارزش جاری عایدات عادی مورد انتظار آتی هستند. مدل اولسن ارزش بازاری یک شرکت را به عنوان یک تابع خطی از عایدات، ارزش‌های دفتری و دیگر اطلاعات مرتبط با ارزش بیان میکنند. این مدل خصوصیات جذاب بسیاری دارد و مبنای مفیدی را برای درک اینکه چطور ارزش بازار با داده‌های حسابداری و دیگر اطلاعات مرتبط با قیمت ارتباط پیدا میکند، مهیا میکند.
که در این مدل:
Pit ارزش بازار هر سهم از شرکتi در پایان دوره t ، EPS it سود هرسهم شرکت i در پایان دوره t و BVS it ارزش دفتری هر سهم شرکت i در پایان دوره t است.
رابطه آماری بین قیمت سهام و هر دو مورد عایدات و ارزش دفتری به عنوان سنجش اولیه برای اندازه گیری مربوط بودن ارزش ارقام حسابداری بکار میرود. اگر متغیرهای حسابداری ( عایدات و ارزش دفتری ) به لحاظ ارزشی برای سرمایه گذاران مربوط باشند، پس رابطه ای بین قیمت سهام، عایدات و ارزش دفتری وجود خواهد داشت و ضرایب عایدات و ارزش دفتری به لحاظ آماری قابل ملاحظه خواهند بود. این رابطه توسط توان توضیحی (R²) مدل رگرسیون سنجیده میشود.

2-2-2-2- مدل بازده
این مدل به تشریح رابطه بازده سهام و سود حسابداری میپردازد. . استون و هریس (1991) مربوط بودن ارزش عایدات حسابداری (مثلا بازده سالانه) را به عنوان تابعی از سطوح سود، تغییرات سود، و دیگر عوامل نامشخص بیان میکنند. مدل بازده ارائه شده به صورت زیر میباشد:

که در این مدل:
R it بازده سالیانه شرکتi در پایان دوره t، EPSit سود هر سهم از شرکتi در پایان دوره t ، ΔEPSit تغییرات سالیانه سود هر سهم از شرکتi در پایان دوره t ، Pit–1 قیمت سال گذشته سهام است.

2-2-2-3- مدل قیمت در مقابل مدل بازده
مدل قیمت دارای دو برتری نسبت به مدل بازده است: اول آن که اگر بازار، سود حسابداری را پیش بینی کند و این پیش بینی را در قیمت اولیه سهام منظور نماید، در مدل بازده، ضریب سود به سمت صفر متمایل میشود. بر عکس در این وضعیت مدل قیمت، ضریب سود را بدون سوگیری به سمت صفر ارائه میکند زیرا قیمت سهام منعکس کننده آثار انباشته اطلاعات مربوط به سود است (کوتاری و زیمرمن، 1995). به عبارت دیگر اطلاعات حسابداری میتواند در صورت منعکس شدن در قیمت سهام نیز دارای ارزش مربوط باشد حتی اگر اطلاعات جدیدی برای تاثیر بر بازده سهام ارائه نکند (چن و دیگران،2001).
دومین برتری مدل قیمت نسبت به مدل بازده آن است که مدل بازده تنها امکان ارزیابی مربوط بودن سود حسابداری را ایجاد میکند، در حالی که مدل قیمت ارزش بازار شرکت را در ارتباط با ارزش دفتری سهام و سود حسابداری بررسی میکند. از آنجایی که این دو بخش از طالاعات حسابداری (ارزش دفتری سهام و سود حسابداری) نقشی متفاوت را در قیمتگذاری بازار ایفا میکنند، استفاده از مدل قیمت به دامنه تحقیق وسعت میبخشد. البته استفاده همزمان از مدل قیمت و بازده میتواند شواهد قانع کننده تری منجر شود (کوتاری و زیمرمن، 1995). در این تحقیق نیز به منظور دستیابی به شواهد کاملتر، از هر دو مدل استفاده خواهد شد.

2-3- پیشینه تحقیق
از دهه 60 میلادی علاقهمندی تحقیقگران به مقوله افشای اطلاعات حسابداری معطوف گردیده است. اینگونه تحقیقها معمولاً به دوگونه متفاوت انجام شده است. در روش اول که مبتنی بر جمعآوری دادهها از طریق پرسشنامه است، تعدادی پرسشنامه برای استفادهکنندگان اطلاعات حسابداری ارسال شده و از آنها خواسته میشود با توجه به میزان اهمیت اقلام خاص حسابداری در فرآیند تصمیمگیری، اقدام به رتبهبندی آنها نمایند ( بازبی57، 1974).
دومین روش به بررسی روابط بین شاخصهای افشای اطلاعات و خصوصیات شرکتها همچون اندازه شرکت، سودآوری شرکت، ساختار مالکیت و ….. میپردازد. از آنجایی که تحقیق حاضر در گروه دوم جای دارد در نتیجه صرفاً به تحقیقات گذشته که مرتبط هستند اشاره میشود. غالب این تحقیقات نیز در کشورهای توسعه یافته انجام شده است و تعداد اندکی هم در کشورهای درحال توسعه به اجرا درآمده است. در بررسی پیشینه تجربی از افشاء، هیلی و پالپو58 به این نتیجه رسیدند که تقریباً همه تحقیقات افشاء بر مبنای دادههای آمریکا صورت گرفته است. سوال آنها این است که آیا نتایج حاصل از آمریکا میتواند به کشورهای غیرآمریکایی توسط نهادهای مختلف تعمیم داده شود. برای مثال، هوپ59 به این نتیجه رسید که نحوه عمل افشای شرکتها در کشورها بطور اساسی با هم متفاوت است. این ممکن است حاکی از این باشد که کاربرد افشا و ارزش اطلاعاتی آن در اهداف مختلف متفاوت است. از این رو ممکن است بطور اساسی درکشورها مختلف باشد (السعید60 ،20006).

در زیر خلاصهای از برخی تحقیقات انجام شده در ایران و سایر کشورها ارائه شده است:
2-3-1- پیشینه داخلی تحقیق
2-3-1-1- پیشینه داخلی افشای اطلاعات
نوری فرد (1377) تحقیقی را تحت عنوان افشای اطلاعات درگزارشهای مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام داده است. دراین تحقیق کوشش شده تا جنبههای کمی و کیفی افشای اطلاعات را در ایران ضمن بررسی گزارشهای سالیانه مورد ارزیابی قرار دهد. روند افشای اطلاعات در قالب سه ویژگی از ویژگیهای شرکت (میزان دارایی، حاشیه سود، ماهیت صنعت) مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد میان اندازه شرکت از لحاظ جمع داراییها و حاشیه سود و میزان افشاء در یادداشتهای همراه صورتهای مالی رابطهای مثبت وجود دارد، اما میان نوع صنعت و افشاء رابطهای وجود ندارد.
دستگیر و بزاززاده (1382) در تحقیقی با عنوان تأثیر میزان افشا(اجباری) بر هزینه سهام عادی به بررسی تاثیر افزایش افشای اجباری بر هزینه سهام عادی پرداختند. نتایج تحقیق آنها نشان داد که افزایش میزان افشای اجباری موجب کاهش هزینه سهام عادی میشود. به عبارت دیگر سرمایه گذاران تمایل بیشتری برای سرمایهگذاری در شرکتهایی که دارای میزان افشای بیشتری هستند، دارند.
سیدآبادی (1383) به مطالعه تأثیر اندازه ، نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام و نسبت سود قبل از مالیات به فروش خالص بر افشای کامل صورتهای مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخت. یافتههای تحقیق نشان دهنده رابطه مثبت و معنادار میان متغیرهای مستقل و افشای کامل در صورتهای مالی است.
عرب مازار و ارزیتون (1383) در تحقیقی دیگر به بررسی رابطه ویژگیهای ساختار مالی و عملکرد شرکتها با سطح افشای اطلاعات در صورتهای مالی شرکتهای پذیرفته در بورس اوراق بهادار تهران پرداخت. در این تحقیق ویژگیهای ساختار مالی شامل اندازه شرکت (مجموع دارائیها)، نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام و نسبت بدهی به جمع داراییهاست و ویژگیهای عملکردی شرکتها به نسبت سود قبل از مالیات به فروش خالص، نسبت سود قبل از مالیات به حقوق صاحبان سهام و مبلغ فروش تعریف شده است. دراین تحقیق شاخصهای افشاء در برگیرنده 248 مورد است که از میان 21 استاندارد حسابداری ایران استخراج شده است. یافتههای تحقیق حاکی بر تأیید فرضیههای تدوین شده است.
دستگیر و بزاززاده (1385) تأثیر میزان افشا اطلاعات را بر ریسک سیستماتیک مطالعه نمودند. نتایج نشان داد که میزان افشا اطلاعات در صورتهای مالی سالانه از سوی شرکت ها، تاثیری بر ریسک سیستماتیک آنها ندارد.
قربانی (1386) در مقالهای با عنوان افشاء در گزارشگری مالی: نقش معیارهای عملکرد غیرمالی در شرکتهای موجود در بورس اوراق بهادار تهران به نتایجی حاکی از مربوط بودن و توانایی معیارهای عملکرد غیرمالی در پیشبینی متغیرهای مالی آتی دست یافت. همچنین اینکه معیارهای عملکرد غیرمالی میتوانند ارزش معیارهای مالی را بواسطه اثرات متقابل این معیارها افزایش دهند و به دلیل افزودن بر مربوط بودن اطلاعات مالی، افشای بیشتر این معیارها توصیه میشود. و در نهایت اینکه معیارهای عملکرد غیرمالی از درجه قابلیت اتکا و قابلیت مقایسه پایینی برخوردارند و این امر بیشتر به دلیل ماهیت انحصاری و نیز افشای اختیاری این معیارها توسط مدیریت میباشد.
سنجری(1387) رابطه بین ویژگی های حسابداری شرکت ها و میزان افشا اطلاعات مالی را در بورس اوراق بهادار تهران بررسی نمودند. نتایج نشان داد که بین اندازه شرکت ها و میزان افشا اختیاری اطلاعات مالی رابطه مثبت معنادار وجود دارد اما بین اهرم مالی، بازده حقوق صاحبان سهام و میزان نقدینگی با میزان افشا اختیاری اطلاعات، رابطه معنی دار مشاهده نگردید.
پژنگ (1388) رابطه بین ویژگی‌های شرکت و میزان افشای اطلاعات مالی و غیرمالی را در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار در سال 1386 با استفاده از تجزیه و تحلیل رگرسیونی مورد بررسی و آزمون قرار داد. به منظور تعیین میزان افشاء از شاخصی متشکل از 46 مورد از اقلام افشاء تعیین و مبنای محاسبه شاخص قرار گرفت. متغیرهای مستقل که مبنای نه فرضیه تحقیق هستند در قالب سه طبقه از ویژگی‌های شرکت یعنی ساختاری، عملکردی و بازار قرار می‌گیرند. ویژگی‌های ساختاری شامل اندازه شرکت، اهرم مالی، پراکندگی مالکیت و عمر شرکت می‌باشد. ویژگی‌های عملکردی نیز شامل نسبت حاشیه سود، بازده حقوق صاحبان سهام و نسبت جاری تعیین گردید. نوع صنعت و اندازه موسسه حسابرسی نیز ویژگی‌های بازار تعریف گردیده‌اند. بررسی فرضیه‌های تحقیق نشان داد که بین اندازه شرکت، بازده حقوق صاحبان سهام و اندازه موسسه حسابرسی با میزان افشای اطلاعات رابطه مستقیم و معنادار برقرار است. از طرف دیگر بین عمر شرکت و میزان افشای اطلاعات رابطه منفی و معنادار وجود دارد. سایر متغیرهای مستقل مورد بررسی در این تحقیق با میزان افشای اطلاعات رابطه معنادار نداشتند.
فخاری و فلاح محمدی (1388) به بررسی تأثیر افشای اطلاعات بر نقد شوندگی سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. یافته های تحقیق حاکی از آن است که ارتباط معکوس و معناداری بین افشای اطلاعات و شاخص نقدشوندگی سهام وجود دارد.
نوروش و حسینی (1388)، با استفاده از اطلاعات 51 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، رابطه بین کیفیت افشا از لحاظ قابلیت اتکا و به موقع بودن و مدیریت سود را بررسی نمودند. نتایج تحقیق نشان داد که بین کیفیت افشای شرکت و مدیریت سود رابطه منفی معنادار وجود دارد.
کاشانی پور و همکاران (1388) رابطه بین افشای اختیاری( مکانیسم کنترل خارجی) و مدیران غیر موظف(مکانیسم کنترل داخلی) را در نمونه ای از 223 شرکت مطالعه نمودند. نتایج تحقیق آنها نشان داد که هیچ گونه رابطه معناداری بین افشا اختیاری و مدیران غیر موظف وجود ندارد.
اسمعیل زاده مقری و احمد شعربافی (1389)، در مقالهای ارتباط سطح افشای اختیاری را با نرخ بازده سهام شرکتهای سرمایهگذاری مورد بررسی قرار دادند. بر اساس یافتههای تحقیق، اگر چه در بیشتر سالها ارتباط بین این دو متغیر، مثبت بود ولی نتایج تحقیق نشان داد که به طور کلی رابطه معناداری بین سطح افشای به کار رفته در تهیه صورتهای مالی و بازده سهام در شرکت های سرمایه گذاری وجود ندارد.
حسنی و بشیر حسینی(1389) مطالعهای را تحت عنوان بررسی رابطه بین سطح افشای اطلاعات حسابداری و نوسانات قیمت سهام در شرکتهای بورس اوراق بهادار تهران بین سال های 83 تا 87 انجام دادند. آنها نتیجه گرفتند که بین سطح افشای اطلاعات حسابداری و نوسانات قیمت سهام رابطه معناداری وجود دارد.
خدادادی و همکاران (2010) به بررسی اثر ساختار حاکمیت شرکتی بر سطح افشای اطلاعات در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. در این تحقیق حاکمیت شرکتی به درصد مدیران مستقل در هیأتمدیره، عضویت مدیرعامل در هیأتمدیره و درصد مالکیت نهادی تعریف شده است. آنها 106 شرکت را برای سال های 2001 تا 2005 مورد بررسی قرار دادند. اندازه شرکت و نوع حسابرس (سازمان حسابرسی یا موسسات خصوصی حسابرسی) به عنوان متغیرهای کنترلی مورد استفاده قرار گرفت. برای ارزیابی سطح افشای اطلاعات داوطلبانه، آنها 33 شاخص را طراحی کردند. یافتههای تحقیق نشان میدهد که صرفاً رابطه بین مالکیت نهادی و افشای داوطلبانه اطلاعات معنادار است. همچنین بین اندازه شرکت و سطح افشاء داوطلبانه رابطه مثبت معنادار وجود داشته است اما هیچگونه رابطه معناداری بین سایر متغیرها یافت نشد.

2-3-1-2- پیشینه داخلی مربوط بودن ارزش اطلاعات حسابداری
سجادی (1377) عوامل مرتبط با سود غیر منتظره و رابطه آن با قیمت سهام را بررسی کرد. نتایج به دست آمده از 70 شرکت مورد بررسی بین سالهای 1373 تا 1375 نشان داد که رابطه معنادار میان تغییرات غیر منتظره سود و تغییرات غیر عادی در بازده سهام وجود دارد که از محتوای اطلاعاتی متغیر سود حکایت دارد. هیأت استانداردهای حسابداری مالی نیز بر اهمیت و اولویت سود برای اطلاع رسانی به افراد ذینفع تاکید کرده است.
پور حیدری و دیگران (1384) ضمن به کارگیری چارچوب اولسن، محتوای اطلاعاتی سود خالص و ارزش دفتری شرکت را از طریق میزان ارتباط سود هر سهم و ارزش دفتری هر سهم با قیمت هر سهم شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بین سال های 1375 تا 1383 بررسی نمودند. نتایج تحقیق آنها نشان داد که بخش درخور توجهی از ارزش شرکت به وسیله سود تبیین میشود و عمده قدرت توضیح دهندگی مجموع سود و ارزش دفتری به خاطر سود است و ارزش دفتری شرکت از قدرت توضیح دهندگی مناسبی در مقایسه با سود هر سهم برخوردار نیست.
انور خطیبی (1385)، در تحقیق خود نشان داد که ارتباط و همبستگی قویتری بین متغیرهای سود نسبت به متغیرهای جریان نقدی با بازده سهام وجود دارد. در این تحقیق معیارهای سود شامل: سود قبل از بهره و مالیات، سود بعد از بهره و مالیات، معیارهای جریان نقدی شامل: جریان نقدی حاصل از فعالیتهای عملیاتی، جریان نقدی حاصل از فعالیت های سرمایه گذاری و جریان نقدی حاصل از فعالیتهای تامین مالی.
ثقفی و تالانه (1385) به بررسی نقش سود، ارزش دفتری و اختیار واگذاری در ارزشیابی حق مالکانه در شرکتهای تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نتایج تحقیق آنها نشان داد که رابطه بین قیمت سهم و متغیرهای سود و ارزش دفتری به صورت جداگانه و یا توام برای وضعیت های سودی و زیانی متفاوت است. به این صورت که ضریب متغیر سود در وضعیت های زیانی کوچکتر از وضعیت های سودی و بر عکس ضریب متغیر ارزش دفتری در وضعیت های زیانی بزرگتر از وضعیتهای سودی است. هم چنین نتایج تحقیق آنها نشان داد که در وضعیتهای سودی، متغیر ارزش دفتری در توضیح دادن تغییرات قیمت سهم با متغیر سود مشارکت ندارد.
خواجوی و اله یاری (1385) با بررسی محتوای اطلاعاتی سود تقسیمی، ارزش دفتری و سود خالص بر قیمت سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 1377 تا 1382 به این نتیجه رسیدند که متغیرهای ارزش دفتری و سود تقسیمی تقریباً قدرت توضیح دهندگی مشابهی با متغیرهای ارزش دفتری و سودهای گزارش شده دارند و ارزش دفتری قدرت توضیح دهندگی کمتری نسبت به دو متغیر دیگر دارد. آنها همچنین نشان دادند که شرکتهایی که سود نقدی پرداخت کردهاند، سود قدرت توضیح دهندگی بالاتری نسبت به ارزش دفتری و سود تقسیمی داشته، ولی ترکیب ارزش دفتری و سود تقریباً قدرت توضیح دهندگی مشابهی با ارزش دفتری و سود تقسیمی دارند. در بین شرکتهایی که سودهای موقتی دارند، سود تقسیمی قدرت توضیح دهندگی بالاتری دارد.
کردستانی و رودنشین (1385) به بررسی میزان مربوط بودن اجزای نقدی و تعهدی سود حسابداری نسبت به ارزش بازار شرکتها پرداختند. آنها جریانهای نقدی عملیاتی را به عنوان جز نقدی سود در نظر گرفتند و تغییرات حساب های دریافتنی، موجودی کالا و حسابهای پرداختنی را به عنوان سه جزء اصلی بخش تعهدی سود در نظر گرفتند. یافتههای تحقیق آنها حاکی از این بود که جزء نقدی سود حسابداری یعنی جریانهای نقدی عملیاتی توان پیش بینی و قدرت توضیحی ارزش بازار شرکت را دارند ولی اجزاء تعهدی سود فاقد توان پیش بینی و قدرت توضیحی ارزش بازار شرکت هستند. هم چنین آنها متغیرهای ارزش دفتری و نرخ بازده حقوق صاحبان سهام را به عنوان متغیرهای کنترلی تحقیق خود منظور نمودند و مربوط بودن این دو متغیر را در پیش بینی ارزش بازار شرکت تأیید نمودند.
خوش طینت و رضایی (1386) در مقاله ای تحت عنوان نقش سود و ارزش دفتری در ارزیابی قیمت سهام و تعیین رابطه آن با سود پیش بینی شده به بررسی میزان مربوط بودن این دو معیار حسابداری با قیمت سهام پرداختند. در این تحقیق سعی شده است استمرار سود به عنوان عامل اساسی و تاثیرگذار بر امر تصمیم گیری و قیمت سهام مد نظر قرار گیرد. نتایج تحقیق نشان میدهد که با افزایش انحراف در پیش بینی سود از میزان همبستگی سود با قیمت کاسته میشود. یعنی در شرایطی که انحراف سود پیش بینی کم باشد، بازار سود را به عنوان شاخص مناسبی برای سودهای آتی تلقی میکند و لذا سود برای توجیه قیمت سهام توان بیشتری دارد.
دستگیر و خدادای (1386) به آزمون ساختار خطی اطلاعات در مدل اولسن (1995) پرداختند. آنها بر اساس کار اوتا (2001) هفت مدل خطی را برای پیش بینی عایدات غیر عادی مورد استفاده قرار دادند. نتایج تحقیق آنها بیانگر این موضوع بود که سود غیر عادی یک دوره قبل به صورت جداگانه و همچنین همراه با ارزش دفتری دوره قبل می تواند در پیش بینی سود غیر عادی دوره جاری به کار رود و در نهایت میتوان از آنها برای پیش بینی قیمت و ارزشیابی شرکت استفاده نمود.
خواجوی و اله یاری ( 1388) با بررسی تأثیر متغیرهای حسابداری سود، سود تقسیمی و ارزش دفتری بر قیمت سهام و قدرت پیش بینی قیمت سهام، با استفاده از این متغیرها در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 1381 تا 1385 به این نتیجه رسیدند که سود هر سهم در همه سال های مورد بررسی، بیشترین و ارزش دفتری هر سهم، کمترین محتوای اطلاعاتی را دارد و در مدل ترکیبی سود و ارزش دفتری، سود و در مدل ترکیبی سود تقسیمی و ارزش دفتری، سود تقسیمی نسبت به ارزش دفتری، عامل عمده در قدرت توضیح دهندگی مدل است. آنها نشان دادند که سود هر سهم در تمامی سال های مورد بررسی، بیشترین و ارزش دفتری هر سهم، کمترین قدرت پیشبینی سهام را دارد.

2-3-2- پیشینه خارجی تحقیق
2-3-2-1- پیشینه خارجی افشای اطلاعات
بوتوسان61 در سال 1997 تحقیق با عنوان “رابطه بین سطح افشای اختیاری و هزینه سرمایه حقوق صاحبان سهام” انجام داد. وی در این تحقیق به منظور اندازه گیری سطح افشای اختیاری از گزارشات سالانه شرکتها و رتبه بندی توسط موسسه مدیریت سرمایه گذاری و تحقیق (AIMR) استفاده کرد و نتیجه گرفت که با افشای اختیاری بیشتر در گزارشات سالانه از هزینه سرمایه حقوق صاحبان سهام کاسته میشود.
لاندهلم و میرز62 (2008) بررسی کردند که آیا افشای اضافی اطلاعات بر قیمت جاری سهام تأثیر میگذارد. یافتههای آنها نشان داد که در شرکتهایی که به طور نسبی افشای آگاه بخش و مفید انجام میدهند بازده جاری سهام، اخبار آتی سود را بیشتر منعکس میکند.
هیل63 (2002) تأثیر افشای اختیاری شرکت بر روی هزینه سرمایه مورد انتظار حقوق صاحبان سهام را مورد بررسی قرار داد و بیان کرد که کیفیت افشا همچون هزینه سرمایه حقوق صاحبان سهام ذاتاً ذهنی بوده و ارزیابی آن بسیار مشکل است. وی برای محاسبه کیفیت افشا صورتهای مالی، شرکتهای نمونه را برای سال مالی 1997 بر اساس شاخص افشایی شامل سه قسمت زیر از نظر افشا امتیازبندی نموده است:
اطلاعات زمینهای و غیر مالی شامل 10 قلم و مجموعاً 20 امتیاز
تجزیه و تحلیل روندی و تحلیلهای مدیریتی شامل 11 قلم و 20 امتیاز
اطلاعات مربوط به ریسک مبتنی بر ارزش و پروژه ای شامل 9 قلم و 14 امتیاز
هیل به این نتیجه رسید که یک رابطه منفی و بسیار مهم بین کیفیت افشا و هزینه مورد انتظار حقوق صاحبان سهام وجود دارد.
چااو و گری 64(2002) به این نتیجه رسیدند که بین مالکیت گسترده و وسعت افشای اختیاری اطلاعات شرکت رابطه مثبتی وجود دارد. این در حالی است که بین مالکیت خانوادگی و افشای اختیاری رابطه منفی وجود دارد.
کوک65 (2002) به بررسی ارتباط بین تعداد مدیران اجرایی، فرهنگ و ویژگیهای شرکتها با گسترش افشای اختیاری در گزارشهای سالیانه شرکتها در ژاپن پرداخت. او 65 مورد از موارد افشا اختیاری را برای مطالعه مشخص کردند و نتایج حاصل از مطالعات نشان داد که بین تعداد مدیران اجرایی و گسترش داوطلبانه افشای اطلاعات رابطه معناداری وجود دارد و همچنین بین عوامل فرهنگی و افشای داوطلبانه نیز رابطه معناداری وجود دارد.
وانس ترالن و همکاران66 (2003) با بررسی رابطه بین افشای اطلاعات غیر مالی و پیش بینی تحلیل گران، به این نتیجه رسیدند که افشای اختیاری اطلاعات آتی بطور معناداری با سطح انتشار پایین و صحت پیش بینی بالای تحلیلگران رابطه دارد. در مقابل، افشای اختیاری اطلاعات گذشته بر انتشار یا صحت پیش بینی سود تحلیلگران تاٌثیری ندارد.
پیترسون و پلنبرگ67 (2006) در تحقیقی به بررسی رابطه بین افشای اختیاری و عدم تقارن اطلاعاتی در دانمارک پرداختند. نتایج آنها نشان داد که، بین افشای اختیاری و عامل عدم تقارن اطلاعاتی رابطه منفی وجود دارد.
غزالیا و ویتمن68 (2006) نشان دادند که مالکیت مدیریتی بطور قابل ملاحظهای با حوزه افشای اختیاری اطلاعات در ارتباط است، در حالی که مالکیت دولتی و رقابت در صنعت بطور قابل ملاحظه ای با افشای اطلاعات و شفافیت اطلاعات شرکت در ارتباط نیست.
ماتولسی و چااو69 (2007) به این نتیجه رسیدند که ارتباط مثبتی بین ترکیب اعضای هیات مدیره و افشای اختیاری اطلاعات شرکتها در گزارشهای سالانه وجود دارد
جاسپر و پلنبرگ70 (2008)، ارتباط ارزشی افشا در گزارشگری سالانه را در دانمارک مورد بررسی قرار دادند. نتایج تحقیق آنها نشان داد که افشای اختیاری، از بازده جاری، اطلاع دهندگی بیشتری درباره سودهای آتی ایجاد نمیکند و اطلاعات اختیاری در گزارش سالانه توانایی سرمایهگذاران را در پیش بینی سودهای آتی بهبود نمیبخشد.
فرانسیس و همکاران71 (2008) ارتباط بین افشای اختیاری، کیفیت سود و هزینه سرمایه را بررسی نمودند. نتایج حاصل از آزمون فرآیند افشا 677 شرکت نشان داد که بین افشای اختیاری و کیفیت سود رابطه مثبت و بین افشای اختیاری و هزینه سرمایه رابطه منفی معناداری وجود دارد.
بنکهچ و پلنبرگ72 (2008) تأثیر سطح افشای اختیاری را بر رابطه بین بازده جاری و سود آتی در شرکتهای دانمارکی در 1996 تا 2000 مورد آزمون قرار دادند. آنها پیشبینی کردند که در شرکتهای با سطح افشای اختیاری بالاتر، رابطه بین بازده سهام و سود آتی نسبت به شرکتهای دارای سطح افشای اختیاری پایینتر، بیشتر است. بر خلاف پیش بینی آنها و یافتههای تحقیق لاندهلمز و میرز (2002)، نتایج نشان داد که افزایش افشای اختیاری موجب قویتر شدن رابطه بین بازده سهام و سود آتی در شرکتهای مورد بررسی نمیشود.
ونگ و همکاران73 (2008) به بررسی عوامل مؤثر بر افشای اختیاری اطلاعات در گزارشات سالانه شرکتها در چین پرداخت. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که رابطه معنی داری بین جایگاه مالکیت، مالکیت خارجی، عملکرد شرکتها و قوانین مربوط به انتخاب حسابرس و سطح افشا اختیاری وجود دارد .
حسن و همکاران74 (2009) به بررسی رابطه بین افشای شرکتها و ارزش شرکت در بازار سرمایه مصر پرداختند. نتایج تحقیق آنها نشان داد که با کنترل فاکتورهایی نظیر اندازه داراییها و سودآوری، افشای اجباری رابطه معنادار منفی با ارزش شرکت دارد. در حالیکه بین افشای اختیاری و ارزش شرکت رابطه مثبت وجود دارد ولی این رابطه از لحاظ آماری معنادار نیست.
حسینی و والکر75 (2009)، تأثیر افشای اختیاری بر رابطه بین بازده سهام جاری و سودهای آتی را مورد آزمون قرار دادند. نتایج آنها نشان داد که پیشبینی قیمت سهام بر اساس سود با افزایش سطح افشا در گزارشگری سالانه بهبود پیدا میکند.
امیما و همکاران76 (2009) در مقالهای که ارزش و اعتبار افشای اجباری و اختیاری را در بازار سرمایه مورد آزمون قرار میداد به این نتیجه رسیدند که بعد از کنترل متغیرهایی مانند اندازه و سودآوری شرکت، افشای اجباری رابطه منفی و معناداری با ارزش مؤسسات دارد. همچنین نتایج تحقیق نشان داد که افشای اختیاری هرچند ارتباط مثبتی با ارزش مؤسسات دارد ولی این رابطه معنادار نیست.
آرویدسون77 (2011 ) ، به بررسی سطح افشای اطلاعات غیرمالی در گزارشهای سالانه شرکتهای پذیرفته شده بورس استکهلم در سال 2008 پرداخت. نتایج این تحقیق نشان داد که میزان توجه و تمرکز بر اطلاعات غیرمالی مرتبط با داراییهای نامشهود در افشاهای سالانه جلب گردیده است. این افزایش توجه هم در قوانین وضع شده و هم در میزان تقاضاها آشکار است. تیم مدیریتی نه فقط باید به ارائه داراییهای مشهود در گزارشهای سالانه بپردازد، بلکه باید نقشی را که داراییهای نامشهود در فرایند ایجاد ارزش و استراتژی شرکتها بازی میکند را آشکار کند. به علاوه این مطالعه تغییر روندی را که درگزارشهای سالانه شرکتها به سمت ارائه اطلاعات مربوط به تحقیقات، توسعه و مسئولیتهای اجتماعی شرکتها ایجاد شده را آشکار کرده است. یافتههای این تحقیق نشان داده است که افشای اطلاعات غیرمالی به طور صحیح، ضعف و نقصان صورتهای مالی را جبران میکند که عدم افشای آن ممکن است به سبب ریسکی باشدکه به تخصیص کارای منابع در بازار سهام آسیب میرساند.
2-3-2-2- پیشینه خارجی مربوط بودن ارزش اطلاعات حسابداری
بال و برون78 (1968) در زمره اولین کسانی بودن که ارتباط میان قیمتهای سهام و اطلاعات افشا شده در صورتهای مالی را تأیید کردند. ریشه تحقیقات تجربی در رابطه با مربوط بودن ارزش در چارچوب نظری مدلهای ارزشیابی حقوق صاحبان سهام قرار دارد.
اولسن79 (1995) در تحقیق خود عنوان کرد، که ارزش یک شرکت را می توان بصورت یک تابع خطی از ارزش دفتری، سود و دیگر داده های مربوط بیان نمود.
برنارد80 (1995) نیز جزء اولین کسانی بود که ارزش مربوط بودن اطلاعات حسابداری را با مقیاس عددی سنجید. او قدرت توضیح دهندگی مدلی را که قیمت سهام تابعی از ارزش دفتری و سود بود را با قدرت توضیح دهندگی مدلی دیگر که قیمت سهام فقط تابعی از سود تقسیمی بود، مقایسه کرد. نتایج تحقیق وی آشکار ساخت که متغیرهای حسابداری نسبت به سود تقسیمی ارجحتر بوده و قابلیت توضیح دهندگی بالایی دارند. این موضوع به سودمندی ارتباط بین اطلاعات حسابداری و ارزش شرکت تعبیر شد.
کالینز و همکاران81 ( 1997) بر مبنای آزمونی از مدل اولسن (1995) پی بردند که طی سال های 1953 تا 1993 مربوط بودن ترکیب ارزش دفتری و عایدات کاهش نیافته است بلکه افزایش اندکی نیز داشته است و همچنین مربوط بودن عایدات کاهش و در مقابل مربوط بودن ارزش دفتری افزایش یافته است.
کینگ و لانگ لی82 (1998) به آزمون مدل اولسن (1995) در سه کشور اروپایی آلمان، انگلستان و نروژ پرداختند. در مورد کشور آلمان آنها پی بردند که توان ارزش دفتری در طی این دوره به صورت قابل ملاحظه ای افزایش یافته است در حالی که توان سود هر سهم کاهش یافته است. نتایج تحقیق آنها در مورد کشور نروژ حاکی از این بود که توان ارزش دفتری و سود هر سهم در طی زمان تغییر قابل ملاحظهای نداشته است. این در حالی است که قدرت تبیین ارزش دفتری در انگلستان در طی زمان افزایش یافته است و توان سود هر سهم تقریباٌ بدون تغییر باقی مانده است.
گراهام و کینگ83 (2000) به بررسی ارتباط میان قیمت سهام و متغیرهای حسابداری را در شش کشور آسیایی اندونزی، کره جنوبی، مالزی، فیلیپین، تایوان و تایلند پرداختند. آنها پی بردند که قدرت تبیین قیمت سهام به وسیله ارقام حسابداری در کشورهای تایوان و مالزی نسبتاً پایین است، در حالی که در مورد کشورهای فیلیپین و کره جنوبی نسبتاً بالا است، هم چنین طبق تحقیقات آنها قدرت تبیین ارزش دفتری در کره جنوبی و فیلیپین بالا، اما در تایوان پایین است و عایدات باقیمانده دارای قدرت تبیین کمتری نسبت به ارزش دفتری و هم چنین نسبت سود هر سهم در هر شش کشور است. لازم به ذکر است که استانداردهای حسابداری فیلیپین و تایوان بر مبنای استانداردهای آمریکا و استانداردهای اندونزی، مالزی و تایلند بر مبنای استانداردهای بین المللی و استانداردهای کره جنوبی بر مبنای قوانین مالیاتی تدوین شده است.
جاندریچاوسکی84 (2001) ارتباط آماری میان بازدهی سهام و سود حسابداری را در جمهوری چک بررسی کرد. نتایج مطالعه حاکی از این بود، که یک رابطه معنادار میان بازده سهام و سود حسابداری وجود دارد.
اولسن و ناروس85 (2005) با استفاده از مدل ارزیابی سود باقیمانده نشان دادند که در شرایط اطمینان، قیمت سهام می تواند با میانگین موزون ارزش دفتری و سود خالص توضیح داده شود.
بالاس و هواس86 (2005) تحقیق خود را با استفاده از دادههای چهار کشور اروپایی فرانسه، آلمان، هلند و انگلستان و استفاده از متغیرهای سود، اقلام تعهدی و ارزش دفتری در رابطه با قدرت تبیین ارزش بازار شرکتهای مورد بررسی انجام دادند. آنها با استفاده از نتایج تحقیق خود دریافتند که متغیر های سود و ارزش دفتری در ارزیابی شرکتها دارای کاربرد هستند. همچنین آن ها بر اساس یافته های خود عنوان نمودند که لحاظ نمودن خصوصیات صنعت در پیش بینی ارزش بازار بیشتر از ملاحظه نمودن خصوصیات کشورها می تواند خطای پیش بینی را کاهش دهد.
بارتوف و همکارانش87 (2005) با استفاده از داده های سال های 1998 تا 2004 به بررسی مربوط بودن ارزش دفتری و عایدات پرداختند. آنها مربوط بودن داده ها تحت استانداردهای بین المللی حسابداری، استانداردهای آلمان و اصول پذیرفته شده حسابداری کشور آمریکا را بررسی نمودند. نتایج تحقیق نشان داد که در مدلهای مبتنی بر بازده، اصول پذیرفته شده حسابداری کشور آمریکا دادههای حسابداری مربوط تری را نسبت به استانداردهای کشور آلمان و استانداردهای بین المللی فراهم میکند در حالی که در مدل های مبتنی بر ارزش بازار، استاندارهای بین المللی حسابداری و استانداردهای کشور آلمان داده های حسابداری مربوط تری را نسبت به اصول پذیرفته شده حسابداری کشور آمریکا فراهم میکند. در کل، یافته های تحقیق حاکی از این بود که استانداردهای بین المللی حسابداری داده های مربوط تری را نسبت به استانداردهای حسابداری کشور آلمان و اصول پذیرفته شده حسابداری کشور آمریکا فراهم میکند.
الشمی و کاید88 (2005) با بررسی اثر سود و ارزش دفتری بر قیمت سهام در کشور کویت، به این نتیجه رسیدند که در مؤسسات مالی، خدماتی، سرمایه گذاری و املاک و مستغلات، سود نسبت به ارزش دفتری محتوای اطلاعاتی بالاتری دارد و تنها در بخش صنعتی، ارزش دفتری نسبت به سود محتوای اطلاعاتی بالاتری دارد.
رافیک و عزالدین89 (2006) مربوط بودن سود حسابداری و اجزای آن را برای ارزشیابی شرکت در بورس اوراق بهادار تونس مطالعه نمودند. آنها شواهدی بدست آوردند که حاکی از مربوط بودن سود عملیاتی، سود قبل از مالیات، اقلام استثنایی و مالیات بر درآمد برای ارزشیابی شرکت میباشد و از سوی دیگر جریان نقد حاصل از فعالیتهای عملیاتی و اقلام تعهدی اطلاعات مربوطی نمیباشد.
کیم و همکاران90 (2008) به بررسی مربوط بودن سود منتشر شده و ارزش سهام شرکتها پرداختند. آنها با تمرکز بر روی تغییرات سود ابتدا دلایل تغییرات سود را مشخص نموده و شرکتها را از این جهت دسته بندی کردند و پس از آن به این نتیجه رسیدند، که تغییر در سود چنانچه در نتیجه تغییر در میزان فروش باشد برای سرمایهگذاران اطلاعات مربوطی است و چنانچه به دلائل دیگر سود شرکت تغییر کند، آن تغییر تأثیری در قضاوت سرمایه گذاران در مورد ارزش شرکت ندارد.
جورین و همکاران91 (2009) ادعا کردند، که اطلاعات موجود در صورتهای مالی در گذر زمان ارزش خود را از دست داده و دیگر جزء اقلام مربوط به حساب نمیآیند. آنها معتقدند، معیارهای دیگری به جز معیارهای مالی هستند که بر قضاوت سرمایهگذاران و در نتیجه بر ارزش بازار شرکت تأثیر گذار است.
ابا ابراهیم و همکاران92 (2009) نشان دادند، که سود حسابداری و ارزش دفتری در برگیرنده اطلاعات زیادی هستند، که در ارزشیابی شرکت مربوط میباشند. به طور کلی برآوردهای حسابداری از ارزش شرکت انحراف ناچیزی نسبت به برآوردهای بازار دارند. بنابراین ارقام حسابداری نقش مهمی در ارزشیابی شرکت های مالزیایی ایفا میکند.

2-4- خلاصه فصل
در این فصل به بررسی نظری مفاهیم استفاده شده شامل مفاهیم افشای اطلاعات، افشای اختیاری اطلاعات و مربوط بودن ارزش اطلاعات حسابداری پرداخته شد.
اصل افشا یکی از اصول حسابداری است که بر کلیه جوانب گزارشگری مالی تأثیر دارد. بر اساس این اصل صورتهای مالی اساسی باید حاوی تمامی اطلاعات با اهمیت، مربوط و به موقع باشد.(عالی ور، 1381).
افشای اختیاری، افشای اطلاعاتی فراتر از تعهدات قانونی است که به وسیله نهادهای قانونگذار تدوین شده است. مدیریت به منظور افزایش اعتبار گزارشات مالی می تواند به افشای اختیاری اطلاعات بپردازد. اطلاعات مفید و مربوط تهیه شده از طریق افشای اختیاری، فرآیند تصمیمگیری سرمایهگذاران را بهبود میبخشد و سایر استفاده کنندگان از افشای اطلاعات شرکت را در موقعیت مناسبتری برای تخصیص منابع اقتصادی قرار میدهند (مدهانی،2009).
مربوط بودن اطلاعات نیز بدین معنی است که اطلاعات مورد نظر بر تصمیمات اقتصادی استفادهکنندگان در ارزیابی رویدادهای گذشته، حال یا تأیید یا تصحیح ارزیابیهای گذشته آنها مؤثر واقع شود.
فصل سوم

روش‌شناسی تحقیق
3-1- مقدمه
پیبردن به قاعده و نظم میان پدیدهها و رویدادها با استفاده از روشهای مطلوب و علمی امکانپذیر میباشد. انتخاب روش تحقیق بستگی به اهداف و ماهیت موضوع تحقیق و امکانات اجرایی آن دارد. بنابراین هنگامی میتوان در مورد روش بررسی و انجام یک تحقیق تصمیم گرفت که ماهیت موضوع تحقیق، هدفها و نیز وسعت دامنه آن مشخص باشد. به عبارت دیگر، هدف از انتخاب روش تحقیق آن است که محقق مشخص نماید چه شیوه و روشی را اتخاذ کند تا او را هرچه دقیقتر، سریع تر و ارزانتر در دستیابی به پاسخ یا پاسخهایی برای پرسش یا پرسشهای تحقیق مورد نظر کمک کند (نادری و سیف نراقی،1378).
هدف تمام علوم، شناخت و درک دنیای پیرامون ما است. به منظورآگاهی از دشواری‌ها دنیای اجتماعی، روشهای علمی، تغییرهای قابل ملاحظه‌ای پیداکرده اند. این روندها وحرکت‌ها سبب شده است که برای بررسی رشته‌های مختلف بشری، از روش علمی استفاده شو‌د. ازجمله ویژگی‌های مطالعه علمی که هدف آن حقیقت ‌یابی است استفاده از یک روش تحقیق مناسب میباشد و انتخاب روش تحقیق مناسب با هدف‌ها، ماهیت و موضوع مورد تحقیق و امکانات اجرایی بستگی دارد و هدف از تحقیق دسترسی دقیق وآسان به پاسخ پرسش‌های تحقیق است.
برای پاسخ‌گویی به سؤال مورد نظر تحقیق، در این فصل ابتدا به بیان فرضیهها میپردازد، سپس مدل و متغیرهای تحقیق، نوع و روش شناسی تحقیق، تعیین جامعه آماری، نمونه و روش نمونه‌گیری، روش جمع آوری داده‌ها بیان می‌شود و در پایان به نحوه تجزیه و تحلیل داده‌ها و آزمون‌های آماری مورد استفاده اشاره خواهد شد.

3-2- فرضیه‌های تحقیق
فرضیههای مطرح شده در این تحقیق عبارتند از:
فرضیه اول: هرچه سطح افشای اختیاری بیشتر باشد، مربوط بودن ارزش دفتری هر سهم گزارش شده نیز بیشتر خواهد بود.
فرضیه دوم: هرچه سطح افشای اختیاری بیشتر باشد، مربوط بودن سود هر سهم گزارش شده نیز بیشتر خواهد بود.

3-3- مدلهای تحقیق
3-3-1- مدل مورد استفاده برای آزمون فرضیه اول
در این تحقیق برای سنجش مربوط بودن ارزش دفتری گزارش شده از مدل ارائه شده توسط اولسن (1995) موسوم به مدل قیمت استفاده شده است. این مدل که ارزش بازاری یک شرکت را به عنوان یک تابع خطی از عایدات، ارزش‌های دفتری و دیگر اطلاعات مرتبط با ارزش بیان میکنند به شرح زیر می باشد:
که در این مدل Pit ارزش بازار هر سهم از شرکت i در پایان دوره t، EPSit عایدی هرسهم شرکت i در پایان دوره t و BVSit ارزش دفتری هر سهم شرکت i در پایان دوره t است.
برای اهداف این تحقیق و به منظور بررسی تاثیر سطح افشای اختیاری بر مربوط بودن ارزش دفتری گزارش شده، مدل اولسن به صورت زیر تعدیل می شود:

P_(it )= β_0+β_1 EPS_it+β_2 〖 BVS〗_it+β_3 VD_it+β_4 EPS_it*DUM1 VD +β_5 EPS_it*DUM4 VD+β_6 BVS_it*DUM1 VD+β_7 BVS_it*DUM4 VD+β_8 LOSS_it*EPS_it+β_9 TYP+β_10 LSIZE_it+ε_it
که در آن:
P_(it ) : ارزش بازار (قیمت) هر سهم از شرکت i در زمان t، چهار ماه بعد از پایان سال مالی
EPS_it : سود هرسهم شرکت i در زمان t
〖 BVS〗_it: ارزش دفتری هر سهم شرکت i در زمان t
VD_it : شاخص افشای اختیاری شرکت i در زمان t
DUM1 VD : متغیر مصنوعی شرکتهای با کیفیت افشای اختیاری بالا
DUM4 VD : متغیر مصنوعی شرکتهای با کیفیت افشای اختیاری پایین
LOSS : متغیر کنترل که در صورتیکه شرکت زیان داشته باشد برابر1 و در غیر اینصورت صفر میباشد.
TYPE: متغیر کنترل که برای شرکتهای تولیدی برابر1 و برای شرکتهای غیرتولیدی صفر میباشد.
LSIZE : متغیر کنترل اندازه شرکتها که برابر با لگاریتم طبیعی مجموع داراییها است.
3-3-2- مدل مورد استفاده برای آزمون فرضیه دوم
در این تحقیق برای سنجش مربوط بودن ارزش عایدات گزارش شده از مدل ارائه شده توسط استون و هریس93 (1991) موسوم به مدل بازده استفاده شده است. استون و هریس مربوط بودن ارزش عایدات حسابداری (مثلا بازده سالانه) را به عنوان تابعی از سطوح سود، تغییرات سود، و دیگر عوامل نامشخص بیان می کنند. مدل بازده ارائه شده به شرح زیر است:
R_it=β_0+β_1 (EPS_it/P_(it-1) )+β_2 ((∆EPS_it)/P_(it-1) )+ε_it
که در این مدل Rit بازده سالیانه شرکت i ، EPSit سود سالیانه هر سهم ، ΔEPSit تغییرات سالیانه سود هر سهم و Pit–1 قیمت سال گذشته سهام است.
برای اهداف این تحقیق و به منظور بررسی تاثیر سطح افشای اختیاری بر مربوط بودن ارزش عایدات گزارش شده، مدل استون و هریس به صورت زیر تعدیل می شود:
R_it=β_0+β_1 (EPS_it/P_(it-1) )+β_2 ((∆EPS_it)/P_(it-1) )+β_3 VD_it+β_4 (EPS_it/P_(it-1) )*DUM1 VD+β_5 (EPS_it/P_(it-1) )*DUM4 VD+β_6 ((∆EPS_it)/P_(it-1) )*DUM1 VD+β_7 ((∆EPS_it)/P_(it-1) )*DUM4 VD+β_8 LOSS_it*EPS_it+β_9 TYPE+β_10 LSIZE_it+
که در آن:
R_it : بازده سالیانه هر سهم شرکت، که نحوه محاسبه آن بدین صورت است: قیمت هر سهم چهار ماه بعد از پایان سال مالی بعلاوه سود خالص هرسهم، منهای قیمت هر سهم هشت ماه قبل از پایان سال مالی، تقسیم بر قیمت هشت ماه قبل از پایان سال مالی.
EPS_it/P_(it-1) : سود سالیانه (هشت ماه قبل از پایان سال مالی تا چهار ماه بعد از پایان سال مالی) هرسهم شرکت i در زمان t تقسیم بر قیمت سهام هشت ماه قبل از پایان سال مالی.
(∆EPS_it)/P_(it-1) : تغییر درسود سالیانه (هشت ماه قبل از پایان سال مالی تا چهار ماه بعد از پایان سال مالی) هرسهم شرکت i در زمان t تقسیم بر قیمت سهام هشت ماه قبل از پایان سال مالی.
VD_it : شاخص افشای اختیاری شرکت i در زمان t
DUM1 VD : متغیر مصنوعی شرکتهای با کیفیت افشای اختیاری بالا
DUM4 VD : متغیر مصنوعی شرکتهای با کیفیت افشای اختیاری پایین
LOSS : متغیر کنترل که در صورتیکه شرکت زیان داشته باشد برابر1 و در غیر اینصورت صفر میباشد.
TYPE: متغیر کنترل که برای شرکتهای تولیدی برابر1 و برای شرکتهای غیرتولیدی صفر میباشد.
LSIZE : اندازه شرکتها که برابر با لگاریتم طبیعی مجموع داراییها است.
3-4- متغیرهای تحقیق و نحوه اندازه گیری آنها
متغیر مشخصه‌ای است که در هر‌عنصر از جامعه آماری و یا نمونه آماری بررسی می‌شود (سیدیعقوب،1382). متغیرهای این تحقیق و نحوه اندازهگیری آنها که عبارتند از:

جدول (3-1): متغیرهای تحقیق، نحوه اندازهگیری و نمادهای وارد شده در مدل
ردیف متغیرهای تحقیق نحوه اندازهگیری نماد وارد شده در مدل 1 ارزش بازار هر سهم تقسیم ارزش بازار سهام(چهار ماه بعد از پایان سال مالی) بر تعداد سهام Pit 2 بازده هر سهم ارزش بازار هر سهم چهار ماه بعد از پایان سال مالی بعلاوه سود خالص هرسهم، منهای قیمت هر سهم هشت ماه قبل از پایان سال مالی، تقسیم بر قیمت هشت ماه قبل از پایان سال مالی. R it 3 قیمت سهام سال گذشته تقسیم ارزش بازار سهام(هشت ماه قبل از پایان سال مالی) بر تعداد سهام Pit–1 4 سود هر سهم تقسیم سود پس از کسر مالیات بر تعداد سهام EPS it 5 تغییرات سود هر سهم تغییرات سالیانه سود سهام(هشت ماه قبل از پایان سال مالی تا چهار ماه بعد از پایان سال مالی) هرسهم ∆EPS it 6 ارزش دفتری هر سهم تقسیم مجموع حقوق صاحبان سهام (پس از کسر سهام ممتاز) بر تعداد سهام BVS it 7 زیان اگر شرکت زیان داشته باشد برابر عدد یک و در غیر اینصورت صفر LOSS 8 نوع شرکت اگر شرکت تولید باشد برابر عدد یک و در غیر اینصورت صفر TYPE 9 اندازه شرکت لگاریتم طبیعی مجموع دارایی ها LSIZE 10 سطح افشای اختیاری از تقسیم امتیاز افشای اختیاری هر شرکت بر کل امتیازات ممکن(تدوین چک لیست شاخص های بوتوسان) VID 11 شرکتهای با کیفیت افشای بالا پس از چارک بندی شرکتها بر اساس امتیاز بدست آمده درصورتیکه شرکت در چارک بالا قرارداشته باشد عدد 1 و در غیر این صورت صفر DUM1 VD  شرکتهای با کیفیت افشای پایین پس از چارک بندی شرکتها بر اساس امتیاز بدست آمده درصورتیکه شرکت در چارک پایین قرارداشته باشد عدد 1 و در غیر این صورت صفر DUM4 VD
3-5 – روش شناسی تحقیق
این مطالعه در حیطه تحقیقات کاربردی طبقهبندی شده و از آنجایی که هدف اصلی آن پیدا کردن روابط بین متغیرهاست از دیدگاه روششناختی، در زمره تحقیقات همبستگی قرار میگیرد. جهت اجرای این تحقیق از شاخصهای پیشنهادی توسط بوتوسان (1997) که برگرفته از نظرات کمیته جنکینز بود، استفاده میشود. این شاخص مقیاسی است برای اندازهگیری سطح افشای اختیاری اطلاعاتی که از طریق یادداشتهای پیوست و گزارش هیات مدیره به استفادهکنندگان ارائه میشود. شاخص شامل فهرستی از عناصری است که بصورت اختیاری در یادداشتهای همراه صورتهای مالی و گزارش هیأت مدیره بایستی گزارش شود. همچنین از روش غیروزنی جهت امتیازدهی به سطوح افشای اختیاری اطلاعات استفاده میشود. بدینصورت که عناصر تشکیل دهنده شاخص افشاء با اطلاعات مندرج در گزارشهای سالانه مقایسه میشود. در صورتی که عنصر مذکور در گزارشهای مالی افشاء شده باشد امتیاز یک و در غیر این صورت امتیاز صفر به آن عنصر اختصاص مییابد. این عمل برای هر یک از شرکتهای نمونه انجام میشود. پس از جمعآوری دادههای تاریخی و پردازش آنها به روشی که ذکر شد، با استفاده از آزمونهای آماری به تحلیل توصیفی و استنباطی این دادهها میپردازیم.

3-6- جامعه آماری تحقیق
جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از سال 1386 تا پایان سال 1390 تشکیل میدهند.

3-7- نمونه و روش نمونه گیری
شاید عمده‌ترین مسئله نمونه گیری، انتخاب واقعی نمونه است. در انتخاب نمونه باید توجه داشت که اندازه و روش نمونه‌گیری به ماهیت تحقیق، ابزار اندازه‌گیری به کاربرده شده و ویژگی جامعه مورد نظر بستگی دارد (دلاور،1381).
در این تحقیق برای انتخاب نمونه از روش حذف سیستماتیک استفاده گردید. برای تعیین حجم نمونه مورد مطالعه، ابتدا باید بررسی شود که اطلاعات این شرکت تا چه حد در دسترس میباشد. پس از بررسیهای بعمل آمده در مورد انتخاب نمونه، در بهترین شرایط برای یک دوره 5 ساله (1390 – 1386)، 71 شرکت به عنوان نمونه انتخاب گردید. شرط اولیه برای انتخاب شرکت ها موجود بودن اطلاعات صورت های مالی قرار داده شده است. در مرحله بعد شرایط زیر اعمال گردیده است :
پایان سال مالی آنها 29 اسفند ماه باشد،
از سال1386 تا 1390 ، در بورس حضور داشته باشند،
جز شرکت های سرمایه گذاری نباشد.
در دوره مورد مطالعه تغییر دوره مالی نداشته باشد.
شرکت مورد نظر طی دوره تحقیق فعالیت مستمر داشته و سهام آن مورد معامله قرار گرفته باشد و وقفه معاملاتی94 نداشته باشد.
مورد معامله قرار گرفتن سهام در دوره چهار ماهه پس از پایان سال.

3-8- روش گردآوری داده‌ها
جهت نائل شدن به اهداف تحقیق، آمار و اطلاعات لازم در دو بخش تهیه گردید.
1- اطلاعات لازم در خصوص مبانی نظری تحقیق و طراحی شاخصهای غیرمالی با استفاده از روش کتابخانهای و از کتب و مجلات تخصصی فارسی و لاتین گردآوری شدهاند.
2- دادههای مورد نیاز تحقیق نیز با مراجعه به سایت رسمی بورس و همچنین استفاده از گزارشهای هفتگی و ماهنامه بورس اوراق بهادار و با استفاده از نرمافزار رهآوردنوین جمعآوری گردید. این دادهها شامل:
الف. اطلاعات لازم جهت محاسبه و تعیین متغیرهای وابسته که از متن صورتهای مالی (ترازنامه و سود و زیان)، یادداشتهای پیوست و گزارش حسابرس مستقل استخراج و در نرم افزار اکسل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
ب. اطلاعات لازم جهت تعیین سطح افشای اختیاری اطلاعات با استفاده از گزارشهای هیأتمدیره جمعآوری گردیده است.

3-9- روش تجزیه و تحلیل داده‌ها
هنگامی که توده‌ای از داده‌های کمی ‌برای تحقیق گرد‌آوری می‌شود، ابتدا سازماندهی و خلاصه‌کردن آن‌ها به طریقی که به صورت معنی‌داری قابل درک و ارتباط باشند، ضروری است. از این‌رو مفیدترین و در عین حال اولین قدم در سازماندهی داده‌ها مرتب‌کردن داده‌ها بر اساس یک ملاک منطقی است و سپس استخراج شناسه‌های مرکزی و پراکندگی و در صورت لزوم محاسبه همبستگی میان دو دسته داده‌ها و استفاده از تحلیل‌های پیشرفته‌تر نظیر رگرسیون و پیش‌بینی می‌باشد (شیولسون95،1383).
آمار توصیفی96 ابزاری برای جمع‌آوری، سازماندهی، خلاصه‌کردن و توصیف داده‌های کمی به دست‌آمده از نمونه‌ها یا جامعه‌ها است. اما محقق به طور معمول کار خود را با توصیف داده‌ها پایان نمی‌دهد، بلکه سعی می‌کند آن‌چه را که از بررسی گروه نمونه به دست آورده است به گروه‌های مشابه بزرگ‌تر تعمیم دهد. به شیوه‌هایی که از طریق آن‌ها ویژگی‌های گروه‌های بزرگ براساس اندازه‌گیری همان ویژگی‌ها در گروه‌های کوچک استنباط می‌شود آمار استنباطی97 گفته می‌شود (شیولسون،1386).

3-9-1- تحلیل همبستگی
تحلیل همبستگی98 ، ابزاری آماری است که به وسیله آن میتوان درجهای را که یک متغیر به متغیر دیگری از نظر خطی مرتبط است، اندازهگیری کرد. همبستگی را معمولاً با تحلیل رگرسیون بکار میبرند. همبستگی معیاری است که برای تعیین میزان ارتباط دو متغیر استفاده میشود. در تحلیل همبستگی دو معیار بکار میرود که در تحقیق حاضر نیز در تجزیه و تحلیل فرضیهها در کنار تحلیل رگرسیون از آنها استفاده میشود (آذر، 1383، ص182).

3-9-1-1- ضریب تعیین99
ضریب تعیین که با R نشان داده میشود، بیان میکند که چه مقدار از تغییرات متغیر وابسته را میتوان به تغییرات متغیر مستقل نسبت داد، از رابطه زیر بدست میآید:

که در آن:
:SSE تغییرات جمله خطا که توسط رگرسیون توضیح داده نمیشود.
: SST کل تغییرات در مقدار متغیر وابسته
با این حال ترجیح داده میشود که از مقیاس دیگری به نام ضریب تعیین تصحیح شده برای بررسی نیکویی برازش مدل رگرسیون چندمتغیره استفاده کنند. این ضریب همان ضریب تعیین است که درآن SSE و SSTبا درجات آزادیشان تعدیل گردیدهاند. این ضریب در رگرسیون چندمتغیره به صورت زیر محاسبه میشود:

که در آن n تعداد مشاهدات و K تعداد متغیرهای مستقل است. در واقع هدف از بکارگیری، تسهیل در مقایسه نیکویی برازش چندین معادله رگرسیون است که از نظر تعداد متغیرهای مستقل توضیحی متفاوت میباشند.

3-9-1-2- ضریب همبستگی100
ضریب همبستگی جذر ضریب تعیین است و آن را با R نشان میدهند. این ضریب بیانگر شدت و نوع رابطه بین متغیر مستقل و وابسته است. علامت ضریب همبستگی، همان علامت شیب خط رگرسیون (β) است. یعنی اگر شیب خط رگرسیون مثبت باشد، ضریب همبستگی نیز مثبت و اگر شیب خط رگرسیون منفی باشد، ضریب همبستگی نیز منفی است ( آذر، 1383، ص 185).

3-9-1-3- آزمون معنادار بودن R
ضریب همبستگی با توجه به نمونه مشخصی، محاسبه میشود. بدیهی است که این ضریب که بعضی مواقع ضریب همبستگی نمونهای خوانده میشود، از نمونهای به نمونه دیگر تغییر مییابد. حال سؤال اینجاست که آیا بین دو متغیرX و Y که ضریب همبستگی آن را تعیین کردهایم همبستگی معناداری وجود دارد یا نه؟ به عبارت دیگر، آیا میتوان به وجود یک رابطه علت و معلولی خطی اذعان داشت و یا همبستگی بدست آمده ناشی از شانس و تصادف بوده و ضریب همبستگی جامعه (ρ) برابر صفر است (همان منبع، ص186).
به منظور استنباط در خصوص ضریب همبستگی جامعه ( ρ) ناچار به قبول فرضیههایی در مورد توزیع مشاهدات میباشیم. آماره مناسب برای آزمون در خصوص صفر بودن ضریب همبستگی جامعه به صورت زیر میباشد که دارای توزیع t با درجه آزادی n- 2 میباشد (همان منبع، ص 187).

مراحل انجام این آزمون به شرح زیر میباشد:
1- فرضها:

فرض صفر نشان دهنده عدم همبستگی و فرض مقابل آن نشان از همبستگی میباشد.
2- محاسبه آماره آزمون

3- محاسبه مقدار tاز جدول با توجه به مقادیر بحرانیα و n به صورت زیر:
Tα/2,n-2=?
4- تصمیمگیری در مورد مقدار t محاسبه شده در قسمت قبل:
در صورتی که مقدار t محاسبه شده در محدوده t جدول قرار گیرد، نتیجهگیری میشود که فرض صفر رد شده و لذا ضریب همبستگی بدست آمده معنیدار نمیباشد و درصورتی که در محدوده t جدول باشد ضریب همبستگی بدست آمده معنیدار میباشد.

3-9-2- تحلیل واریانس
تحلیل واریانس یک روش آماری است که برای مقایسه دو یا چند گروه بکار میرود. این آزمون به این منظور انجام میگیرد تا معلوم شود که آیا بین نمونههای تحقیق بیآنکه لزوما هر گروه با تکتک گروههای دیگر مقایسه شود، تفاوت معناداری وجود دارد یا خیر؟
تحلیل واریانس تغییرپذیری کل دادهها را به دو بخش تغییرپذیری درونگروهی و تغییرپذیری بین گروهی تقسیم میکند. تغییرپذیری درونگروهی عبارت است از واریانس هر داده حول میانگین گروهی از داده که در آن قرار دارد. واریانس بینگروهی عبارت است از واریانس میانگینهای گروههای حول میانگین کل، که به صورت زیر محاسبه میشوند.
1- واریانس بین گروهها
در فرمول بالا به ترتیب تعداد گروه، میانگین گروه و میانگین کل است. میانگین کل نیز بر اساس فرمول زیر بدست میآید:
2- واریانس درون گروهها
در فرمول بالا واریانس هر گروه میباشد که بر اساس فرمول زیر بدست میآید:

3- واریانس کل که از جمع واریانس درونگروهی و بینگروهی بدست میآید:

3-9-3-آزمون معنادار بودن درالگوی رگرسیون
در رگرسیون چندگانه دو یا چند متغیر مستقل وجود دارد و لازم است که برای مشخص شدن معنادار بودن آنها دو آزمون انجام گیرد. ابتدا آزمون معنادار بودن معادله رگرسیون و در مرحله بعد آزمون معنادار بودن هر کدام از ضرایب متغیرهای مستقل در معادله.

3-9-3-1- آزمون معنادار بودن معادله رگرسیون
در یک معادله رگرسیون چندگانه، چنانچه هیچ رابطهای میان متغیر وابسته و متغیرهای مستقل وجود نداشته باشد، میبایست تمامی ضرایب متغیرهای مستقل در معادله مساوی صفر باشند. بدین ترتیب ما میتوانیم معنادار بودن معادله رگرسیون را آزمون کنیم. این کار با استفاده از آماره F با فرضهای زیر صورت میگیرد:

چنانچه در سطح اطمینان95% ( 05/. =α ) آماره F محاسبه شده از معادله رگرسیون کوچکتر از مقدارF بدست آمده از جدول باشد، فرض H0را نمیتوان رد کرد و در غیر این صورت رد میشود. واضح است که در صورت رد شدن معادله رگرسیون معنادار خواهد بود.

3-9-3-2- آزمون معنادار بودن ضرایب رگرسیون
بعد از آزمون معنادار بودن رگرسیون، باید معنادار بودن هر کدام از ضرایب آزمون گردد. هدف از انجام این آزمون آن است که مشخص شود آیا در سطح اطمینان مورد نظر ضریب محاسبه شده مخالف صفر است یا خیر؟ فرضهای این آزمون به شرح زیر است:
برای آزمون فرضیات از آماره t استفاده میشود. اگر در سطح اطمینان 95% (خطای5%=α) آماره بدست آمده از آزمون، کوچکتر از tبدست آمده از جدول با همان درجه آزادی باشد، فرض H0 تایید شده و در غیر آن صورت رد میشود. در این آزمون عدم رد H0به مفهوم بیمعنا بودن ضریب مورد نظر و رد H0به معنی معنادار بودن ضریب مورد نظر است.

3-9-3-3- تعیین صحت مدل رگرسیون و بررسی تأثیرمدل ارائه شده
جهت بررسی تعیین صحت مدل رگرسیون و مؤثر بودن مدل ارائه شده میبایست وجود سه شرط زیر را در مورد باقیماندهها با توجه به نمودارهای خروجی توسط نرم افزار Eviews بررسی کرد:
1. باقیماندهها نرمال باشند.
2. واریانس باقیماندهها ثابت است.
3. باقیماندهها مستقل باشند.
با توجه به نمودار هیستوگرام و نمودار احتمال نرمال، میتوان نرمال بودن باقیماندهها را بررسی نمود. همچنین به منظور بررسی شرط دوم از نمودار پراکندگی استفاده میشود. در این نمودار مقادیر باقی ماندهها در مقابل مقادیر پیشبینی ترسیم شده است. در صورتی که الگوی خاصی در مورد نقاط رسم شده حول محور صفر مشاهده نشود، میتوان نتیجه گرفت که واریانس باقیماندهها ثابت است.
به منظور بررسی شرط سوم دو راه حل پیشنهاد میگردد:
اول اینکه با توجه به نمودار ارائه شده، درصورتی که الگوی خاصی در مورد نقاط رسم شده حول محور صفر مشاهده نشود، میتوان نتیجه گرفت که باقیماندهها مستقل میباشند.
دوم با توجه به آماره دوربین واتسون محاسبه شده در جدول میتوان موضوع مستقل بودن باقیماندهها را بررسی نمود. شرط مستقل بودن به صورت زیر میباشد:

1.5<Durbin-Watson<2.5

3-9-4- آزمون دوربین – واتسن101
یکی از مفروضاتی که در رگرسیون مد نظر قرار می گیرد، استقلال باقی مانده ها (تفاوت بین مقادیر واقعی و مقادیر پیش بینی شده توسط معادله رگرسیون ) از یکدیگر است . در صورتی که فرضیه استقلال باقی مانده هارد شود و باقی مانده هابا یکدیگر همبستگی داشته باشند امکان استفاده از رگرسیون ندارد. به منظور بررسی استقلال باقی مانده هااز یکدیگر از آزمون دوربین – واتسن استفاده می شود که آماره آن به کمک رابطه زیر محاسبه می گردد در این رابطه ε_itمیزان باقی مانده هادر دوره زمانی t وε_(it-1) میزان باقی مانده هادر دوره زمانی قبل t است .

DW=(∑_(i=2)^n▒〖(ε_it-ε_(it-1))〗^2 )/(∑_(i=1)^n▒〖ε_it〗^2 )
اگر همبستگی بین باقی مانده هارا با ρ نشان دهیم در این صورت آماره دوربین- واتسن به صورت زیر محاسبه می شود:

DW=2 (1-ρ)
مقدار آماره این آزمون در دامنه 0 تا 4+ قرار دارد زیرا :
اگر ρ =0 آن گاه DW = 2 خواهد بود که نشان می دهد باقی مانده ها از یکدیگر مستقل هستند.
اگر ρ = 1 آن گاه DW=0 خواهد بود که نشان می دهد باقی مانده ها دارای خود همبستگی مثبت هستند.
اگر ρ = -1 آن گاه DW=4 خواهد بود که نشان می دهد باقی مانده هادارای خود همبستگی منفی هستند.
چنانچه این آماره در بازه 1.5 تا 2.5 قرار گیرد فرض صفر آزمون (عدم همبستگی بین باقی مانده ها) پذیرفته میشود و در غیر این صورت فرض صفر رد می شود (همبستگی بین باقی مانده ها).

3-10- خلاصه فصل
در این فصل، ابتدا فرضیه های تحقیق، مدل و نحوه محاسبه متغیرها و روش تحقیق تشریح گردید و در ادامه جامعه آماری، نمونه و روش نمونه‌گیری، روش و ابزار گرد آوری داده‌ها و روش‌های آماری مورد نظر برای تحلیل داده‌های گردآوری شده به منظور اثبات فرضیههای تحقیق تشریح شد. در بخش آخر نیز به بیان آزمون‌های لازم برای تعیین ضریب همبستگی و ضرب تعیین وشرایط برازش مدل رگرسیون تحقیق پرداخته شد. فصل بعد به تجزیه و تحلیل داده‌های گردآوری شده که در این فصل بدان اشاره شد وتفسیرنتایج حاصل ازآن اختصاص دارد.
فصل بعد به تجزیه و تحلیل داده‌های گردآوری شده که در این فصل بدان اشاره شد وتفسیرنتایج حاصل از آن اختصاص دارد.