ندامت و پشیمانی

دانلود پایان نامه

این تعبیر، به این دلیل است که انسان وقتی عمل خیر ناچیزی انجام می‌دهد، به‌وسیله‌ی آن خود را اهل نجات می‌داند و آزادی بی قید و شرطی برای خود قائل است و با اینکه گناهانی از او سرزده و مهلت پروردگار سبب غرورش می‌شود.
در حدیث دیگری از همان حضرت می‌خوانیم که غرور، انسان را در انبوهی از خیالات گرفتار می‌سازد و اسباب نجات را از او قطع می‌کند: «مَن غَرَّهُ السَّرابُ تَقطَعَت بِهِ الاَسبابُ!؛ کسی که سراب‌ها او را فریب دهد و مغرور سازد اسباب(نجات) از او قطع می‌شود.»
حضرت در تعبیر زیبای دیگری درباره‌ی گروهی از منحرفان می‌فرماید: «زَرَعُوا الفُجُورَ وَ سَقوَهُ الغُرورَ وَ حَصَدُوا الثُّبُورَ؛ آن‌ها بذر فجور و گناه را افشاندند و با آب غرور و فریب آن را آبیاری کردند و محصول آن را که بدبختی و هلاکت بود درو کردند.»
در سخن دیگری، آن حضرت غرور و خودبینی را یکی از موانع پندپذیری انسان می‌شمرد، و می‌فرماید: «بَینَکُم وَ بَینَ المَوعِظَه حِجابٌ مِنَ الغِرَّه؛ در میان شما و موعظه، حجابی از غرور است.»
غرور غالباً سبب ندامت و پشیمانی می‌شود، چرا که انسان مغرور نمی‌تواند ارزیابی صحیحی از خود و دیگران داشته باشد و در محاسبات خود در حرکت فردی و اجتماعی گرفتار اشتباه می‌شود و همین امر او را به ندامت و پشیمانی می‌کشاند.
در حدیثی دیگر می‌خوانیم: «اَلدُّنیا حُلُمٌ وَ الاِغتِرَارُ بِهَا نَدَمٌ؛ دنیا خواب و خیالی بیش نیست و مغرور شدن به آن سبب پشیمانی است.»
ایشان در حدیث دیگری انسان را از غرور و فریب دنیوی پرهیز می‌دهند و می‌فرمایند: «لا تَغُرَّنَّکَ العَاجِلََهُ بِزُورِ المَلاَهِی، فَاِنَّ اللهوَ یَنقَطِعُ، وَ یُلزِمُکَ مَا اکتَسَبتَ مِنَ المَآثِم؛ دنیا تو را با سرگرمی‌های باطل نفریبد و مغرور نسازد، چرا که سرگرمی‌ها پایان می‌یابد و گناهش بر تو باقی می‌ماند.»
غرور مایه‌ی شکست در زندگی و سبب عقب‌افتادگی است، یک لشکر مغرور به سادگی جنگ را می‌بازد، یک سیاست‌مدار مغرور به آسانی زمین می‌خورد، یک محصل مغرور در امتحانات رد می‌شود، یک ورزشکار مغرور بازی را به حریف می‌بازد و بالاخره یک مسلمان مغرور خود را گرفتار قهر و غضب الهی می‌سازد. تعبیر به «قاتلات الغرور» در روایات اسلامی ممکن است اشاره به همین معنا باشد.»
امام علی(ع) می‌فرمایند: «طُوبَی لِمَن تَقتُلُهُ قَاتِلاتِ الغَرُورِ؛ خوشا به حال کسی که عوامل کشنده‌ی غرور او را از پای در نیاورد.»
غرور سبب فساد و تباهی عمل می‌شود، زیرا در انجام آن دقتی به خرج نمی‌دهد و همین امر کار او را خراب می‌کند، یک جراح مغرور ممکن است بیمار خود را در کام مرگ فرو برد و یا حداقل ناقص سازد، یک راننده‌ی مغرور گرفتار تصادف‌های زیان‌بار می‌شود، همچنین یک مؤمن مغرور، گرفتار ریا و عجب و سایر اموری که عمل را فاسد می‌کند می‌شود.
در حدیثی از امیرمؤمنان(ع) می‌خوانیم: «غُرُورُ الاَمَلِ یُفسِدُ العَمَل؛ غرور ناشی از آرزوها سبب فساد عمل می‌شود.»
غرور مانع از عاقبت‌اندیشی است، چنان‌که در حدیثی از امیرمؤمنان آمده است: «لَم یُفَکِّر فِی عَواقِبِ الاُمُورِمَن وَثِقَ بِزَورِ الغُرورِ؛ کسی‌که اعتماد بر غرور و باطل کند از تفکر در عاقبت کارها باز می‌ماند.»
همچنین حضرت در بیان ارزش پشیمانی و زشتی غرور‌زدگی می‌فرمایند: «گناهی که تو را پشیمان کند ، بهتر از کار نیکی است که تو را به خودپسندی وا دارد.»
ایشان غرور را تکبر می‌دانند، در خطبه‌ی قاصعه که بخش عظیمی از آن درباره‌ی «تکبر ابلیس» و پیامدهای آن می‌باشد می‌خوانیم: «فَاعتَبَروا بِما کانَ من فَعَل الله بِاِِبلیس اِذ احَبَطَ عَمَلَه الطَّویل وَ جَهدَه الجَهیدَ… عَن کِبر ساعَهٍ واحدهٍ فَمن ذا بَعدَ اِبلیس یَسلِمُ عَلَی الله بِمِثل مَعصیَتِه؛ عبرت بگیرید از کاری که خدا با ابلیس کرد؛ زیرا اعمال طولانی و کوشش‌های فراوان او را (در مسیر عبادت و بندگی خدا) به خاطر ساعتی تکبر نابود ساخت، چگونه ممکن است کسی بعد از ابلیس همان گناه را مرتکب شود، ولی سالم بماند»
تعبیرات کوبنده فوق به خوبی نشان می‌دهد که تکبر و خودخواهی حتی در لحظات کوتاه چه پیامدهای خطرناکی را دارد و چگونه همچون آتش سوزان می‌تواند حاصل یک عمر طولانی اعمال صالحه را بسوزاند و خاکستر کند و شقاوت ابدی و عذاب جاویدان را نصیب صاحبش سازد.
در حدیث دیگری از همان حضرت(ع) می‌خوانیم: «اِحذَرُ الکِبرِ فَانَّهُ رَأسُ الطُّغیانِ وَ مَعصیَهُ الرَّحمن؛ از تکبر بپرهیزید که سرآغاز طغیان‌ها و معصیت و نافرمانی خداوند رحمان است»
به نظر حضرت، کبر مانند زهری است که انسان را به هلاکت می‌کشاند: «اَلکِبرُ یُساوِرُ القُلوبِ مُساوِرَهَ السُمومِ القاتِلَه»: «کبر با دل مانند سم کشنده عمل می‌کند.»
و نیز: «سَهِّلِ الخَلیفَه لَیِّنِ العَریکه، نَفسهُ اَصلَب مِنَ الصَّلد وَ هُوَ اَذَلّ مِنَ العَبد» یعنی: لیّنان اخلاقی هموار و ملائم و طبیعتی نرم و متواضع دارند، روانشان از سنگ سخت، محکم‌تر است و در رفتار با مردم از بندگان زرخرید افتاده‌تر و خاضع‌ترند. در این حدیث امام فرموده: روح مؤمنین متواضع در صلابت و استواری از سنگ سخت محکم‌تر است. مقصود از این تعبیر بیان مراتب اطمینان به نفس و آرامش خاطر آن‌هاست و تمام ارزش اخلاقی تواضع وابسته به این حالت روحی است. ولی تواضعی که منشأ آن حقارت‌های درونی و خواری‌های باطنی باشد ، تواضعی که از ترس یا طمع سرچشمه گرفته باشد و خلاصه تواضعی که ریشه‌ی اساسی آن حقارت و پستی متواضع باشد، نه تنها باعث تعالی روان نمی‌شود بلکه این خود باعث ریشه‌دار شدن پستی‌های باطنی و راه تمرین تن به ذلت دادن است، به‌خصوص در مواردی که فروتنی از حد بگذرد و به محیط ناپاک چاپلوسی وارد شود.
همچنین حضرت، یکی از دلایل غرور را ستایش دیگران بیان کرده و می‌فرمایند: «چه بسا کسانی که با ستایش دیگران فریب خوردند.»
و نیز در مورد خودپسندی و محرومیت ها می‌فرمایند: «خودپسندی مانع رشد و فزونی است.»
حضرت علی (ع) در مورد دوری حاکمان از کبر و غرور می‌فرمایند: «و إنَّ مِن أسخَفِ حالات الوُلاه عند صالِحِ النّاس أن یُظَنَّ بِهِم حُبُّ الفَخرِ وَ یُوضَعَ أَمرُهُم عَلَی الکِبر»: «از پست‌ترین حالات زمامداران در نزد صالحان این است که گمان برند آن‌ها دوستدار ستایش‌اند و حکومت آنان بر کبر و خودپسندی استوار باشد.»
از صفات ناپسند اخلاقی که احتمال نفوذ آن در مسئولان و حاکمان بسیار است، «کبر و غرور» است. به تعبیر زیبای حضرت «آفت ریاست، فخر است.»
به تعبیر امام علی(ع)، افراد با شرف اگر به منزلتی هرچند بزرگ برسند از شادی تکبر نمی‌ورزند، مانند کوهی که بر اثر بادها نمی‌جنبد، و افراد پست با کمترین مقام از شدت شادی به غرور مبتلا می‌شوند، مانند گیاهی که گذر نسیمی او را به حرکت در می‌آورد.
همچنین باید به کمبودها و ناتوانی‌های خود بیشتر توجه کرد. اگر انسان درکی واقع بینانه از خود داشته باشد، هرگز دچار کبر و غرور نخواهد شد.
حضرت در بیان غرورزدایی می‌فرمایند: «فرزند آدم را با فخر فروشی چه کار؟ او که درآغاز نطفه‌ای گندیده بوده است و در پایان، مرداری بدبو است. نه می‌تواند روزی خویشتن را فراهم کند و نه مرگ را از خود دور نماید!»