مهارت های اجتماعی

دانلود پایان نامه

ج: فمینیسم رادیکال
سیمون دوبوار که یک فمینیست رادیکال می باشد معتقد است که زنان، طبیعت یکسانی با مردان دارند، اما یک واقعیت مهم یعنی جسم آنها مانع بروز توانایی ها و استعدادهای واقعی ایشان شده آنها را به بردگی کشانده است. جسم از نظر او تعیین کننده ماهیت حقیقی زنان نیست، بلکه بیشتر توضیح دهنده ی تاریخ آنهاست.
به نظر می رسد فمینیست های رادیکال قایل به برتری ذاتی جنسیت زنانه بر جنسیت مردانه هستند و حاضر به برقراری مساوات و برابری بین این دو جنس نمی باشند و حتی فمینیست های رادیکال جدید کشتار جمعی مردان را راه چاره برای رهایی زنان از سلطه مردان می دانند.
د: فمینیسم سوسیالیستی
نظریه پردازان سوسیالیست هر نوع تجربه های ستمگری را، چه از سوی مردان و چه از سوی زنان، مورد بررسی قرار می دهند. آنها حتی این قضیه را نیز در نظر می گیرند که چگونه برخی از زنان با وجود تحت ستم بودن می توانند در ستم به زنان دیگر مشارکت فعالانه ای داشته باشند. برای نمونه زنان سفید پوست آمریکایی که زنان سیاه پوست را مورد ستم قرار می دادند. و در واقع، یکی از برنامه های فمینیست های سوسیالیست، رویارویی با پیش داوری ها و عرف های ستمگرانه است که درون اجتماع خود زنان رواج دادند.
فمینیست های سوسیالیست بر خلاف مارکسیست ها از پویایی های اقتصادی پا فراتر می گذارند. و از شرایط گسترده تری سخن می گویند که زندگی بشری را ایجاد و حفظ می کنند. جسم انسان جنسیت و نقش آن در تولید مثل و پرورش فرزندان، خانه داری بدون اجر و مزد، وظایف خانگی نامریی و تغذیه غذای فمینیست های سوسیالیستی برای تحلیل نظام اجتماعی، از یک سوی برآنند تا نظامهای تسلط پهن دامنه را توصیف کنند و از سوی دیگر می کوشند تا تجارب معمولی و روزانه آدمهای ستم کشیده را جزء به جزء مورد بررسی قرار دهند.
ه: فنینیسم پست مدرن
به نظر برخی از متفکران این گرایش، زن نیازمند تشکیل خانواده و شوهرداری و پرورش فرزند است و اینها موجب ستم نیست بلکه علت فرودستی زنان، وجود رفتارهایی است که از بدو تولد میان دختر و پسر، تفاوت ایجاد میکند و برای حل این مشکل باید حقوق متشابه برای زن و مرد در امر تحصیل، اشتغال و سیاست قائل شد و برای این مهم، حذف نمادهای جنسیتی از کتب درسی بسیار مؤثر و مفید است.
قرائت پست مدرن از فمینیسم که در حقیقت یک بازنگری و نقد فمینیسم است از سوی دیگر گرایشها با واکنش منفی روبه رو شده است. آنها میگویند این گرایش، نهضت و قیام زنان را زمین گیر میکند و اگر یک سخن و نظام حقوقی عام و جهانی نداشته باشیم، نمیتوان همه زنان را به راه و فکر و برنامه مشترک دعوت کرد.
فصل دوم:
ابعاد، آثار و پیامدهای
اشتغال زنان
مبحث اول: پیامدهای اشتغال
گفتار اول: پیامدهای مثبت
الف: پیامدهای فردی
1- احساس رضایتمندی و افزایش اعتماد به نفس: در جامعه مدرن، خانه پیوسته در حال تنگ تر شدن است؛ هم از نظر جغرافیایی با کوچک شدن خانه ها، هم از نظر ارتباطی با محدود شدن ارتباطات طایفه ای و محلی، و هم از نظر ارزشی با تحقیر خانه داری و خانه نشینی. بنابراین ورود به فضای اجتماعی و عرصه اشتغال، حتی هنگامی که وظایف کاری نسبتا کسل کننده باشد، می تواند نیاز زن به ورود به عرصه های اجتماعی وسیع تر و کسب تجربه های نو را به همراه داشته باشد، نیاز به برقراری ارتباط با دیگران را تامین کند و او را از فضای خانه آزاد سازد، و به همین دلیل برای زنان لذت بخش است. از سوی دیگر، ارزش گذاری هایی که در فرهنگ مدرن درباره استقلال مالی و اشتغال صورت می گیرد، رقابت برای کسب موقعیت های شغلی را به مثابه یک ارزش جلوه گر می سازد و افرادی که در این مسابقه موفق به احراز مشاغل می شوند احساس پیروزی می کنند. به گفته استوارت ازکمپ، هر چه شخصی چیزی را بیشتر بخواهد و هر قدر چیزی برای او مهم تر باشد، پس از به دست آوردن آن خشنود تر خواهد شد و در فرض عدم دسترسی به آن بیشتر احساس ناکامی می کند. افزایش مهارت های اجتماعی، موفقیت در برقراری ارتباط با مردم، کسب درآمد و استقلال مالی، احساس توانمندی و… باعث تقویت و افزایش اعتماد به نفس در زنان شاغل می شود و اعتماد به نفس بالا و خود باوری نیز زمینه های موفقیت بیشتر را برای فرد فراهم می کند. اشتغال زنان، باعث افزایش شناخت نسبت به خود می شود که یکی از پایه های عمده ی سلامت روان است و منابع گوناگونی برای احساس رضایت در خود و دریافت پاداش را ایجاد می کند. زنان شاغل امکان انجام فعالیت های مقبول و ارزشمند اجتماعی را که سبب افزایش عزت نفس است را پیدا می کنند.
2- استقلال مالی :از بدیهی ترین پیامدهای اشتغال استقلال مالی است. در بسیاری از موارد زنان تنها به علت نیاز مالی که به همسر خود دارند با شرایط سخت زندگی، تن به خواسته های نامعقول همسر خود می دهند و از بسیاری از حق و حقوق طبیعی خود صرف نظر می کنند. معمولا مردان به علت قدرت اقتصادی که در خانواده دارند محور تصمیم گیری های مالی و به تبع آن سایر جنبه های زندگی هستند. زنان با داشتن شغل و کسب درآمد علاوه بر اینکه می توانند در بسیاری از موارد به خواسته ها و آرزوهای خود جامعه عمل بپوشند می توانند بدون نیاز به اجازه در هر زمینه ای که تمایل دارند درآمد خود را به مصرف برسانند؛ همچنین از آن جایی که این درآمد در بسیاری از موارد در کمک اقتصاد خانواده قرار می گیرد زن خانواده به تبع سهیم شدن در درآمد زایی، در تصمیم گیری ها نیز مشارکت خواهد داشت. استقلال مالی نه تنها برای حال، بلکه در دراز مدت نیز برای پس انداز در آینده و استفاده در دوران کهولت و سالمندی نیز مثمر ثمر خواهد بود، و استرس ناشی از حوادثی چون تنهایی، مرگ همسر، طلاق و… را کاهش داده و از وابستگی افراطی زنان به همسرانشان جلوگیری خواهد نمود.
ب: پیامدهای خانوادگی
1-کمک به اقتصاد خانواده: بدیهی است که با اشتغال و  درآمدزایی خانم و انتقال آن به خانه، به مرور زمان از مشکلات مالی خانواده کاسته و بر رفاه آن افزوده می شود. در بسیاری از کشورها زنان بیشترین فعالیت های بخش کشاورزی را بر عهده دارند و درآمد خانواده به فعالیت آنان بستگی کامل دارد.
2-رسیدن سریعتر فرزندان به استقلال در انجام کارهای شخصی و نیز کمک و همکاری اعضای خانواده در فعالیت های مربوط به منزل: به نظر برخی از پژوهش گران فرزندانی که پدر و مادرشان هر دو شاغلند، در مقایسه با فرزندان خانواده های سنتی، نسبتا مستقل تر و کاردان تر هستند. دلیل این امر هم کاملا روشن است؛ عدم حضور پدر و مادر در اکثر اوقات روز در منزل، باعث می شود بچه ها سریع تر و بهتر یاد بگیرند که روی پای خود بایستند. البته این امر به عواملی چون کیفیت رابطه کودک و والدین، کیفیت مراقبت از کودک و رضایت شخصی و زناشویی پدر و مادر بستگی دارد. اشتغال زن و شوهر اگر با مراقبت و حساسیت صورت پذیرد، میتواند زندگی کل خانواده را غنی سازد.
ج: پیامدهای اجتماعی
1-کمک به استقلال ملی: با کار کردن هر دو جنس در جایگاه مناسب خود، تولیدات افزایش و نیاز به مصرف گرایی کاهش میابد در نتیجه کشور از وابستگی به کشورهای بیگانه خارج و خود به استقلال می رسد.
2-کمک به اهداف دینی: برخی مشاغل به خاطر مصالح دینی مختص زنان است؛ از جمله آرایشگری زنان، پزشکی زنان و زایمان و … که با شاغل بودن خانم ها این هدف تحقق می یابد.
گفتار دوم: پیامدهای منفی