منبع پایان نامه ارشد با موضوع کارکرد خانواده، سن ازدواج، رفتار انسان، بهداشت روان

چگونگی انطباق زوج ها با تجارب فشار آفرین تاثیر می گذارد. این انطباق نیز بر رضایت آن ها از روابط زناشویی موثر است. عبداله زاده (1382) در پژوهشی به این نتیجه رسید که بین ویژگی های برون گرایی، تجربه پذیری و وظیفه شناسی با رضایت زناشویی رابطه مثبت و بین روان رنجور خویی و رضایت زناشویی رابطه منفی وجود دارد (کاپرمن ولاکس1592009، ترجمه شاکریان و همکاران 1390)، دریافتند که ازدواج هایی از پایداری و سلامت برخوردارند که هنگام شروع زندگی مشترک، ویژگی های شخصیتی زوج ها مشابه باشند. تشابه شخصیت منجر به تعادل و روابط نسبتا خوب و موفق می شوند. مثلا زوج متشکل از دو برون گرا یا دو درون گرا در مقایسه با زوج درون گرا – برون گرا از تعاملات متقابل بهتری برخوردارند.
8 – سبک های دلبستگی:
بالبی، معتقد بود که رفتار انسان را تنها از طریق بررسی محیط انطباقی آن یعنی محیط بنیادی که این رفتار در آن محیط تکامل یافته است، می توانیم درک کنیم. در واقع، کودکان در طی مراحل دلبستگی، پیوند عاطفی با ثباتی با مراقبت کننده برقرار می کنند که در غیاب والدین می توانند از آن به عنوان یک پایگاه امن استفاده کنند. این بازنمایی درونی، جز مهمی از شخصیت می شود که به عنوان الگوی واقعی درونی با یک رشته انتظارات، درباره در دسترس بودن شخصیت های دلبستگی و احتمال فراهم آوردن حمایت در مواقع استرس، عمل می کند. این تصویر ذهنی، الگو یا راهنمایی برای روابط صمیمی است (برک160، 2001، ترجمه سید محمدی، 1385).
هازان و شیور161 ( به نقل از دیباجی و همکاران 1388)، بیان کردندکه نوع دلبستگی کودکی در ایجاد نوع رابطه رمانتیکی دوره بزرگسالی تاثیرگذار است. طبق الگوی سبک دلبستگی بزرگسالی در واقع دو سطح از تصویر “خود” (مثبت یا منفی) و دو سطح از تصویر “دیگران ” (مثبت یا منفی) همراه با دو درجه اضطراب و اجتناب در افراد وجود دارد که یک سبک دلبستگی ایمن و سه سبک غیر ایمن به وجود می آورد. هریک از زوجینی که دارای این سه سبک غیر ایمن هستند، نسبت به همسرشان بی اعتمادند و سطوح پایینی از همبستگی و اتکای متقابل را نشان می دهند، در تعهد مشکل دارند و سطوح پایینی از رضایتمندی روابط را گزارش می دهند (استیوبر162، 2005). به طور کلی، دلبستگی ایمن با رضایت مندی زناشویی بیشتر و دلبستگی غیر ایمن با رضایتمندی زناشویی کمتر رابطه دارد(بانز163، 2004).
9 – فردیت164 و تمایز خود 165
طبق نظر براد شاو ( 1372) باور “زن و شوهر نیمه بهتر یکدیگرند” در واقع نشان دهنده اشتباه فرهنگی در زمینه ازدواج است. نقش های جنسی انعطاف پذیر در این فرهنگ به این معتقد است که با کنار هم گذاردن دو نیمه انسان یک شخص کامل ایجاد می شود. برداشت به گونه ای است که انگار یک دوم ضربدر یک دوم مساوی یک می شود و حال آنکه یک دوم ضربدر یک دوم مساوی یک چهارم است که از یک دوم کمتر است. به همین دلیل وقتی دو نفر برای تکمیل شدن ازدواج می کنند، در مقایسه با آن زمان که کامل و تکمیل نبودند، ناقص می شوند و این علت بسیار از شکست های ازدواج است. بنابراین افرادی که از وضعیت درونی سازمان یافته تری برخوردارند، در نظم دادن به وضعیت طرف مقابل نیز موفق تر می باشند (برنشتاین و برنشتاین، ترجمه سهرابی ،1382).
10- عملکرد جنسی
در بیش از یک قرن گذشته به بررسی پیش بینی کننده های عوامل اختلال در روابط زناشویی پرداخته شده از جمله این عوامل چگونگی عملکرد جنسی در روابط زناشویی است. در یک ازدواج سالم وجود رابطه جنسی مطلوب به نحوی که بتواند موجب تامین رضایت طرفین شود، نقش بسیار مهم و اصلی در موفقیت و پایداری کانون خانواده دارد. فروید، به عنوان بنیان گذار نظریه روانکاوی، میل جنسی را امری طبیعی و فیزیولوژیک می‌دانست که اساس نیازهای انسانی است (فروید، 1953 ، ترجمه دهکردی و همکاران، 1389). به عقیده مزلو برآورده نشدن این نیاز تعالی انسان را به شدت آسیب پذیر می کند. (اکبری و کیقبادی، 1388).
از طرف دیگر، روابط جنسی شکل دهنده بخشی از ادراکات مهم زوجین از یکدیگر است که تداوم بخش ازدواج هستند (کرویسنی166، 1953، ترجمه دهکردی و همکاران، 1389). مسترز و جانسون167 اولین کسانی بودند که به طور علمی به مطالعه سیستماتیک رفتارهای جنسی انسان پرداختند. آن ها مولفه های جنسی را میل جنسی، تهییج یا تحریک، ارگاسم و فرونشینی می دانند (مسترز، 1966، ترجمه دهکردی و همکاران 1389).
کوپک، کرلی و دیگران168 (1992)، کیفیت روابط 47 زوج دارای فرزند و بدون فرزند را بر اساس روابط رضایت بخش بین فرد و همچنین روابط جنسی مورد بررسی قرار دادند، دریافتند که زوج های دارای فرزند از نظر میزان روابط جنسی در سطح رضایت بخشی قرار داشته و بدین ترتیب از سطح رضایت بالاتری از زندگی برخوردارند (به نقل از مولوی، 1381).
11- بهداشت روانی و جسمی
ویژگی هایی نظیر افسردگی، آشفتگی فکری، ملال ذهنی، ناسازگاری خانوادگی، افکار گزند و آسیب بیگانگی عاطفی و مشکلات خانوادگی با ورود در فرایندهای ارتباطی زوج ها با گذر زمان به اشکال مختلف بستر را برای تهدید سازگاری زناشویی زوج ها فراهم می سازند. افسردگی همراه با ملال ذهنی از ویژگی های روانی و شخصیتی مرتبط با ناسازگاری زناشوی هستند (گل پرور و همکاران، 1390).
یزد خواستی، منصوری زاده، محمدی و احمدآبادی (1387) در پی مروری که بر پژوهش های صورت گرفته بر روی برخی از مشخصه های روانی شخصیتی و طلاق صورت داده اند، اظهار می دارند که اضطراب یکی از ابعاد برجسته در نیمرخ روانی زوج هایی است که متمایل به طلاق و جدایی هستند. در
کنار افسردگی، آشفتگی فکری هم در افراد، به دلیل این که افراد دارای این ویژگی اغلب دارای ناتوانی در واکنش مناسب، نگرانی زیاد، تنیدگی و عصبی بودن هستند قادر به تضعیف سازگاری زناشویی است ( میرخشتی، 1375).
چنان که در کنار افسردگی و آشفتگی فکری، افکار گزند و آسیب و بیگانگی عاطفی افزوده شوند مشکلات چشم گیر و قابل توجهی در عرصه سازگاری و روابط زناشویی نمایان می شوند (ذولفقاری، فاتحی زاده و عابدی، 1387).
12- سن ازدواج
معمولا ازدواج های زودهنگام بیشتر قربانی طلاق بوده اند، بوث، جانسون، وایت و ادواردز169 (1985) دریافتند افرادی که در سنین کمتر از 20 سال ازدواج می کنند، کمترین پایداری ازدواج را دارند، صرف نظر از طول مدت ازدواج، نتایج منفی ازدواج زودهنگام، برپایداری زناشویی مشهود بوده است. این محققان نتایج معکوس را برای آن هایی که دیرتر ازدواج می کنند، مشخص نمودند. با وجود این فقط در هفت سال اول زندگی ممکن است مشکل وجود داشته باشد و پس از هفت سال اثر دیر ازدواج نمودن می تواند کاهش یابد ( به نقل از ملازاده، 1381).
به بیان دیگر هرچه سن ازدواج پایین تر باشد، احتمال از هم گسیختگی خانواده بیشتر می شود، زیرا در سنین پایین، افراد از قابلیت های لازم برای ایفای نقش همسری بی بهره اند. در عین حال، ازدواج در سنین بالا نیز خطر طلاق را افزایش می دهد (میراحمدی و همکاران، 1382).
12 – تحصیلات
نیومن و نیومن( 1991 به نقل از کار، 2000، ترجمه عطوفی سلمانی 1391)، یکی از عوامل موثر در رضایت زناشویی را تحصیلات بالا و نیز موقعیت اجتماعی – اقتصادی بالا می دانند، یعنی این عوامل منجر به رضایت زناشویی بیشتر می گردند، زیرا جایی که این عوامل وجود دارند افراد احتمالا مهارت های حل مساله بهتر و استرس های مزمن کمتری در زندگی دارند. نتایج پژوهش بنی جمالی و همکاران (1383) نیز نشان داد که رابطه معنی داری بین میزان تحصیلات زوجین عامل تفاهم و تداوم زندگی است. میراحمدی زاده و همکاران (1382) نیز گزارش نمودند که سطح تحصیلات زوج های متقاضی طلاق به طور معنی داری کمتر از سایر زوج هاست که این یافته موید نتایج حاصل از آن دسته از پژوهش هاست که در طبقات اجتماعی پایین تر و افراد دارای تحصیلات کمتر، میزان طلاق بیشتر است.
14- در آمد و شغل
فشارها و مشکلات اقتصادی از قبیل بیکاری و نداشتن درآمد یا درآمد کم، عدم ثبات شغلی و غیر ممکن است باعث فشار، خصومت در روابط زناشویی و درنهایت طلاق گردد (برانون170، 1999. ترجمه ثنایی ذاکر و باقریان نژاد، 1385). در عین حال رضایت مندی شغلی به ویژه برای مردان، با خشنودی زناشوی رابطه دارد (ساپینگتون، ترجمه حسن شاه براواتی، 1382).
مذهب :
نگرش مذهبی می توتند در ارتباط زناشویی موثر باشد، زیرا مذهب شامل رهنمودهایی برای زندگی و ارائه دهنده سامانه باورها و ارزش هاست که این ویژگی ها می توانند زندگی زناشویی را متاثر سازند (هانلر و گنچوز 171، 2005 ترجمه خدایاری فرد، شهابی، زردخانه، 1389).
پژوهش های بسیاری رابطه بین دینداری زوجین و رضایت زناشویی را مورد بررسی قرار دادند سولیوان (2001) نشان داده است که افرادی که در سطح بالاتری از مذهبی بودن قراردارند نسبت به افراد دارای سطح مذهبی پایین تر، ثبات زناشویی بیشتری دارندو از ازدواج خود راضی تر به نظر می رسند. (به نقل از خدایاری فرد و همکاران، 1389)
همچنین دادلی وکوسینسکی172 (2006) به بررسی ایدئولوژی مذهبی، تشریفات مذهبی تجربه و رضایت زناشویی پرداختند. نتایج تحقیقات آن ها نشان داد بین اعمال مخصوص مذهبی، انگیزه درونی مذهبی و تجربه مذهبی با رضایت زناشویی همبستگی قوی وجود دارد (به نقل از رسولی و سلطانی گرد فرامرز، 1391).

پیشینه داخلی
طی پژوهشی که حسینی نسب، بدری واسکویی در سال (1388) با عنوان رابطه ویژگی های شخصیتی و سبک‌های حل تعارض بین فردی با سازگاری زناشویی دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی تبریز با تعداد نمونه 325 نفر که به روش تصادفی انتخاب کرده و با استفاده از پرسشنامه سازگاری زناشویی لاک – والاس و مقیاس حل تعارض رحیم انجام داده بودند به این نتیجه رسیدند که بین ویژگی های شخصیتی (توافق پذیری، برون گرایی، دلپذیر بودن، انعطاف پذیر) و سازگاری زناشویی همبستگی مثبت معنادار و بین ویژگی روان رنجور خویی و سازگاری زناشویی همبستگی منفی معنی دار به دست آورده بودند از این میان (با وجدان بودن، توافق پذیری و روان گسستگی) توان پیش بینی سازگاری زناشویی را داشتند. آن ها همچنین دریافتند که سبک همراهانه و مصالحه گرانه همبستگی مثبت معنا داری با سازگاری زناشویی داره و دو سبک همراهانه و حاضر خدمتی توان پیش بینی سازگاری زناشویی را داشتند.
در پژوهشی که بهبودی، هاشمیان، پاشا شریفی و نوابی نژاد در سال (1388) با عنوان پیش بینی کارکرد خانواده بر اساس ویژگی های شخصیتی زوجین بر روی 382 نفر از کارمندان و معلمان متاهل زن شاغل در مدارس راهنمایی و دبیرستان دولتی و غیر انتفاعی شهر تهران و همسران آن ها در سال تحصیلی 1388- 1387 انجام دادند. به این نتیجه رسیدند که ویژگی های برون گرایی توافق زنان، مردان و زوجین با سطح کارکرد خانواده رابطه مثبت و معنا دار و با روان رنجور خویی، رابطه منفی و معنادار دارد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که می توان بر اساس برون گرایی، توافق و روان رنجورخویی، کارکرد خانواده را پیش بینی کرد.
در پژوهشی که عباسی و رسول زاده طباطبایی (1388) با عنوان رضایت مندی زناشویی و تفاوت های فردی نقش عوامل شخصیتی که بر رو
ی 600 نفر (300 زوج) با پرسشنامه های NEO و ENRICL انجام دادند به این نتیجه رسیدند که عامل مسئولیت پذیری و روان رنجورخویی بیشترین نقش را در تبیین تغییرات رضایت مندی زناشویی زوجین به خود اختصاص داد.
جنتی جهرمی، معین و یزدانی (1389) در پژوهش خود با عنوان بررسی و مقایسه رابطه میان شخصیت و رضایت مندی زناشویی در زنان شاغل شهر کازرون با تعداد 200 نفر نمونه و با استفاده از پرسشنامه های رضایت زناشویی اینریچ و پرسشنامه شخصیتی نئو به نتایج زیر دست یافتند :
1 – بین عامل عصبی بودن و برون گرایی با رضایت زناشویی رابطه منفی و معنادار وجود دارد. 2- بین عامل باز بودن با رضایت زناشویی رابطه مستقیم وجود دارد.
دیباچی فروشانی، امامی پور و محمودی (1388) در پژوهشی باعنوان رابطه سبک های دلبستگی و راهبردهای حل تعارض و رضایت مندی زناشویی زنان با نمونه 250 نفری زن متاهل که به وسیله روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به وسیله پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ، پرسشنامه حل تعارض (CTS) و پرسشنامه سبک های دلبستگی (RQ) انجام داده بود به این نتیجه دست یافته بودندکه سبک دلبستگی ایمن و سبک دلبستگی اشتغالی، پیش بینی کننده رضایت مندی زناشویی است. سبک دلبستگی ایمن با رضایت مندی زناشویی، رابطه مثبت و سبک دلبستگی اشتغالی با رضایتمندی زناشویی رابطه منفی دارد. همچنین راهبردهای حل تعارض غفلت زن، کلامی شوهر، سوءرفتار شوهر و خاتمه دادن به ترتیب پیش بینی کننده رضایت مندی زناشویی بوده به طوری که راهبردهای حل تعارض کلامی شوهر با رضایت مندی زناشویی رابطه مثبت اما راهبردهای غفلت، سوء رفتار شوهر و خاتمه دادن یا رضایتمندی زناشویی رابطه منفی دارد.
بهاری، فاتحی زاده، احمدی، مولوی، بهرامی (1390) در پژوهشی تحت عنوان تاثیر آموزش مهارت های ارتباط همسران بر کاهش تعارض های زناشویی زوج های متعارض متقاضی طلاق و بر روی 440 زوج انجام داده بودند دریافتند که این برنامه در کاهش واکنش های هیجانی، جلب حمایت فرزندان، رابطه با اقوام و دوستان خود و میزان کلی تعارض زناشویی زوج های متقاضی طلاق موثر بوده است.
در پژوهشی که فاضل، حق شناس و کشاورز (1390) با عنوان قدرت پیش بینی ویژگی های شخصیتی و سبک زندگی بر رضایت مندی زوجی زنان پرستار شهر شیراز انجام دادند به این نتیجه رسیدند که بین عوامل عصبی بودن و مدت ازدواج با رضایت زناشویی رابطه وجود دارد و بین عامل برون گرایی و باز بودن، وجدانی بودن و سن با رضایت مندی زوجین رابطه معناداری یافت نشد.
شاکریان، فاطمی و فرهادی (1390) طی پژوهشی که با عنوان بررسی رابطه بین ویژگی های شخصت با رضایتمندی زناشویی که با بررسی 240 نفر از دانشجویان متاهل دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج انجام دادند به این نتیجه رسیدند که بین عامل شخصیتی روان رنجور خوییو رضایت مندی زناشویی رابطه منفی وجود دارد ولی عوامل شخصیتی برون گرایی، وظیفه شناس، مقبولیت و گشودگی با رضایت مندی زناشویی رابطه مثبت وجود دارد. در این پژوهش برون گرایی بیشترین سهم را در پیش بینی رضایت مندی زناشویی ایفا می کند.
شاکریان، نظری، ابراهیمی، فاطمی، دانایی (1390) در پژوهش با عنوان ارتباط شباهت و تضاد در ویژگی های شخصیتی با سازگاری زناشویی با تعداد 200 و با استفاده از پرسشنامه های نئو و لاک – والاس انجام دادند.

دیدگاهتان را بنویسید