منابع مقاله درباره بخش چهاردانگه

گیاه شناسی آلوچه
آلوچه با نام علمی Prunus divaricate Ledeb از خانواده گل سرخ Rosaceae با نام اینگلیسی Wild myrobalan plum, Cherry plum, Myrobalan cherry. درخت یا درختچه ای کوتاه تا 10 متر، بدون خار یا خاردار، برگ ها خزان کننده، درون جوانه پیچیده، برگ ها به طول 4-6 و عرض 2-4 سانتیمتر، تخم مرغی- بیضوی یا تخم مرغی با راس تیز، با قاعده گوه ای یا گرد، کنگره ای – دندانه اره ای ساده یا مضاعف، دمبرگ به طول تا 2 سانتیمتر، بدون غده، گلها منفرد یا دسته ای، زود رس یا همزمان با برگ ها، گلها سفید، دمگل به طول 2 سانتیمتر یا گاهی بلند تر، کاسبرگ ها و گلبرگ ها پنج تایی، کاسبرگ ها در گلهای رسیده برگشته، پرچم ها متعدد، شاخه های یکساله راست تا کمی برگشته، بدون کرک، غالبا سبز شونده یا قرمز شونده- قهوه ای، درخشان، میوه ها شفت گوشتی 15 -30 میلیمتر، رنگ میوه رسیده زرد، قرمز یا بنفش، شیرین، ترش، دانه هسته تقریبا فشرده، صاف یا زبر، تخم مرغی، نوک تیز، با قاعده گاهی سر بریده، در دو طرف درز شکمی با دو شیار نه چندان عمیق، میوه نا شکوفا (مظفریان، 1383). (شکل 1-1،ل)

1-2-13- مشخصات گیاه شناسی ازگیل آلمانی
ازگیل آلمانی با نام علمی Mespilus germanica L از خانواده گل سرخ Rosaceae با نام انگلیسی Melder. درختچه ای با ارتفاع تا 6 متر، با شاخه های خاردار، در حالت جوان کرک دار، برگ ها به طول 5 و عرض 3 سانتیمتر، سرنیزه ای، سرنیزه ای – مستطیلی، یا سرنیزه ای نوک دار تا نوک کند، با قاعده ای منتهی به دمبرگی به طول 4 میلیمتر، با کرک های بلند و گوه ای یا گرد، کامل یا دندانه ای با کرک های غده ای ، گاهی اصولا در شاخه های عقیم با لوبک دندانه دار نا منطم، روی سطح فوقانی سبز تیره، با کرک های پراکنده، در امتداد رگبرگ ها انبوه تر تا کاملا بدون کرک، در سطح تحتانی سبز مایل به خاکستری، اصولا روی رگبرگ ها با کرک های بلند و جدای انبوه، گوشواره ها کم و بیش تخم مرغی، دمبرگ دار، با لبه کرک غده ای و کم و بیش پشمالو، برگها ریزان، گلها تقریبا بدون دمگل، در قاعده با برگه ای منفرد نخی شکل تا خطی. لوله کاسه گل فرفره ای، با کرک های پتویی بلند و جدا، دندانه های کاسه گل به طول حدود 15 میلیمتر، درفشی، از گلبرگ ها کمی کوتاه تر، در سطح تحتانی با کرک های پتویی بلند و جدا، روی سطح فوقانی کم و بیش با کرک های فشرده انبوه. گلبرگ ها به طول 15 و عرض17 میلیمتر، تخم مرغی پهن، اغلب قلبی شکل، به طرف قاعده لوبک دار، با لبه اغلب مژک دار، سفید، میوه ها به قطر 1-2.5 سانتیمتر، گلابی یا سیبی شکل، قهوه ای، با کرک های بلند (مظفریان، 1383). (شکل 1-1،ب)
1-2-14- مشخصات گیاه شناسی افرای زبان گنجشکی
افرای زبان گنجشکی با نام علمی Acer negundo از خانواده افرا Aceraceae با نام انگلیسی Box elder, Ash leaved maple, Negundo. درختی بزرگ تا ارتفاع 21 متر، برگ ها شانه ای، برگچه ها 3-5 تایی، بندرت 7-9 تایی، تخم مرغی یا مستطیلی- سر نیزه ای، دندانه اره ای درشت یا در برگچه انتهایی سه لوبه، به طول 5-12.5 سانتیمتر، نوک دار، در سطح تحتانی سبز کم رنگ و کمی کرکی، گل ها قبل از برگ دهی ظاهر می شوند، سبز مایل به زرد، گل های نر در گل آذین دیهیمی واژگون، گل های ماده در گل آذین خوشه ای واژگون، گلبرگ وجود ندارد، میوه بی کرک، به طول 2.5-3.5 سانتیمتر، بالها با زاویه حاده واگرا (مظفریان، 1383). (شکل 1-1،ح)
1-3- موقعیت جغرافیایی منطقه کیاسر
جنگل کیاسربا مساحت6.3 کیلومتر در 70 کیلومتری جنوب شهر ساری و در 1378 متری از سطح دریا و 36 درجه و 14 دقیقه و 16 ثانیه شمالی و 53 درجه و 32 دقیقه و 16 ثانیه شرقی واقع شده است. کیاسر مرکز بخش چهاردانگه شهرستان ساری است و دارای آب و هوای کوهستانی و معتدل می باشد، 4600 نفر سکنه دارد کیاسر در دره ای بنا شده که از هر سو کوهی آن را احاطه نموده است و تنها قسمت شمال غربی آن فاقد کوه می باشد و به دشت کیاسر وصل می باشد. کیاسر از سمت جنوبی به وسیله کوه های زرکوه و کل سر از سمت مغرب شاه کوه و از سمت مشرق کو ه های کل پشت و فتلا و از شمال توسط کوه های اجیر لنگه، نستر نسترا، اسب زین و ململی احاطه شده است.بلندترین ارتفاعات چاه در به بلندی 3250 متر و بادله کوه به بلندی 3221 متر از سطح دریاست. رودخانه های مهم: تجن، گرماب رود، زارم رود و روشن آب می باشد.

الف ب ج د

ه و ز ح

ط ی ک ل

م ن
شکل 1-1: نمونه گیاهان مورد بررسی در منطقه کیاسر(الف-چنار، ب- ازگیل آلمانی، ج- لیلکی آمریکایی، د- راش، ه- توسکای قشلاقی، و- شاه بلوط، ز- زبان گنجشک، ح- افرای زبان گنجشکی، ط- گالش انگور، ی- دارمازو، ک- نارون برگ ریز، ل- گوجه سبز، م- لرگ، ن- سپدار
1-4- ضرورت انجام تحقیق
تاکنون تحقیقی منسجم در مورد وضعیت تاکسونومی قارچ های میکوریز آربوسکولار همراه با درختان جنگلی در ایران و منطقه کیاسر صورت نگرفته است. در این تحقیق گونه های مختلف قارچ های میکوریز آربوسکولار، گونه یا گونه های غالب در ریزوسفر درختان جنگلی منطقه کیاسر شناسایی و معرفی شده و نیز اختلاف در بین جمعیت قارچ های میکوریز در بین میزبانان خواهد شد. در صورت امکان، با تکثیر نمودن گونه های غالب و استفاده به عنوان کود بیولوژیکی می توان به طور موثری باعث افزایش توان رشدی گیاه، عملکرد بالای رشد و همچنین در جهت بیابان زدایی در اکثر مناطق کشور استفاده کر
د.

فصل دوم

مروری بر مطالعات انجام شده

2-1- همزیستی میکوریزایی
همزیستی میکوریزایی از قدیمی ترین و مهمترین انواع همزیستی شناخته شده بین ریشه گیاهان آوندی
(بیش از 90 درصد) و گروهی از قارچ های Glomeromycota، Zygomycota، Ascomycota و Basidiomycota می باشد (Smith & Read 2008). مطالعات فسیل شناسی و یافته های مولکولی قدمت این نوع همزیستی را بیش از 460 میلیون سال پیش در دوران زمین شناسی اردووسین برآورد کرده است (Redecker, 2002). نتایج تحقیقات اخیر نشان از نقش کلیدی قارچ های میکوریز در استقرار گیاهان اولیه بر روی خشکی ها داشته است (Smith & Read, 2008). در گیاهی با رابطه همزیستی مناسب، قارچ میکوریز عامل مهم افزایش مقاومت و رشد گیاه خصوصا در شرایط نامساعد محیطی است.
2-2- انواع همزیستی میکوریزایی
بر اساس شکل گیری رابطه همزیستی، رشد قارچ و ایجاد ساختارهای قارچی در ریشه گیاه میزبان دو گروه از قارچ های میکوریز شامل میکوریز خارجی و میکوریز داخلی وجود دارد. یر طبق مطالعات اخیر، هفت نوع رابطه همزیستی میکوریزایی به شرح زیر مشاهده شده است (Smith& Read, 2008):
2-2-1- اکتومیکوریز
در این همزیستی، قارچ میکوریز ریشه گیاه را به طور کامل با لایه ای از پوشش خارجی احاطه می کند. میسلیوم قارچ یک شبکه ریسه ای درون سلولی در قسمت کورتکس ریشه گیاه میزبان موسوم به شبکه هارتیگ به وجود می آورد. این شبکه دارای سطح بسیار زیاد برای تبادل مواد بین دو ارگانیسم همزیست است. کلنیزه شدن ریشه های کوتاه توسط این قارچ ها موجب تغییراتی در انشعابات ریشه بر اثر تولید هورمون های گیاهی می شود. این همزیستی بین بیش از 5000 گونه از قارچ ها که اغلب متعلق به سه شاخه Basidiomycota, Zygomycota, Ascomycota می باشند با بیش از95% از گونه های گیاهی درختی و درختچه ای متعلق به جنگل های مناطق گرم به وجود می آید. بیشتر گیاهان میزبان، از خانواده های هستند Pinaceae، Myrtaceae، Fagaceae، Dipterocarpaceae، Salicaceae و Betulaceae (Futai et al,. 2008).
برخی از قارچ های اکتومیکوریز از خانواده های Russulaceae ،Boletaceae ،Agaricaceae و Cortinaceae قارچ های خوراکی بوده که در جنگل ها مشاهده می شوند. برخی دیگر از این قارچ ها با ترشح انواعی از آنتی بیوتیک ها و همچنین تشکیل یک غلاف در اطراف ریشه گیاهان باعث مقاومت گیاه در مقابل قارچ های بیماری زای گیاهی نظیر Rizoctonia، Fusarium، Pythium و Phytophthora می شوند (Futai et al., 2008).
2-2-2- اکتندومیکوریز
در این نوع رابطه همزیستی، غلاف خارجی بسیار نازک بوده و در مواردی مشاهده نمی شود. شبکه هارتیگ کاملا توسعه یافته و در قسمت پشتی ناحیه مریستم وجود دارد. هیف های قارچ به داخل سلول نفوذ کرده و تشکیل هیف های پیچیده را می کنند. این هیف ها توسط پلاسمولمای سلول گیاه میزبان احاطه می شوند. این نوع همزیستی میکوریزایی حد واسط میکوریز داخلی و خارجی است (Smith & Read, 2008).
2-2-3- آربوتویید میکوریز
این نوع همزیستی میکوریزایی از نوع اکتندومیکوریز است. این رابطه در اعضای خانواده گیاهی Ericaceae و در جنس های Arctosaphylus، Arbutus و Arctous و همچنین در خانواده گیاهی Pyrolaceae و جنس Pyrola دیده می شود. ریشه گیاه میزبان به طور کامل توسط غلاف خارجی پوشیده شده و شبکه هارتیگ توسعه یافته است. قارچ داخل سلول های گیاه میزبان نفوذ و تشکیل هیف های پیچیده را می کند که توسط پلاسمولمای سلول های گیاه محدود می شود (Smith & Read., 2008).
2-2-4- مونوتروپویید میکوریز
در این نوع رابطه همزیستی، قارچ تولید شبکه میسلیومی ضخیم و فشرده را کرده و به ناحیه کورتکس ریشه نفوذ می کند. این رابطه همزیستی شامل سه جزء است:
1- قارچ Boletus از شاخه Basidiomycota
2- اعضای خانواده گیاهی Monotropaceae که گیاهان علفی فاقد کلروفیل می باشند
3- گیاهی درختی که قارچ همزیست با آن رابطه همزیستی از نوع اکتومیکوریز برقرار می نماید.
در این نوع همزیستی، گونه های متعلق به جنس های Monotropa، Sarcodes، Pterospora از طریق شبکه میسلیوم قارچ همزیست نیاز کربنی و انرژی خود را از گونه درختی که قارچ همزیست با آن رابطه اکتومیکوریزایی برقرار کرده است بدست می آورند. با توجه به توانایی این گیاهان علفی در تجزیه ترکیبات آلی، شواهدی از انتقال ترکیبات پروتینی از گیاه علفی به گونه درختی وجود دارد. هردوی این گیاهان نیازخود به عناصر معدنی را از طریق شبکه میسلیوم قارچ تامین می نمایند (Smith & Read., 2008).
2-2-5- اریکویید میکوریز
این نوع همزیستی از نوع میکوریز داخلی است که بین برخی از قارچ های شاخه Ascomycota، اغلب از جنس Pezizella و به ندرت در قارچ های Hyphomycetes و گونه های گیاهی متعلق به خانواده های Ericaceae و Epacridaceae و به خصوص جنس های Erica، Calluna، Vaccinium و Rhododendron بوجود می آید. هیف قارچ از چندین نقطه در لایه های سطحی پوست به داخل سلول نفوذ کرده و تشکیل هیف های پیچیده درون سلولی را می کند. غلاف خارجی قارچ به طور کامل سیستم ریشه ای را نمی پوشاند و نوک ریشه های مویین فاقد غلاف است. اغلب در مناطقی که شرایط اقلیمی و خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک چندان مطلوب نیست گیاهان میزبان دارای این نوع همزیستی هستند. قارچ همزیست توانایی تجزیه ترکیبات آلی و انتقال ازت آلی به گیاه میزبان را دارا می باشد (Smith & Read., 2008).
2-2-6- ارکید میکوریز
این نوع همزیستی از نوع میکوریز داخلی است که بین گونه های مختلف متعلق به خانواده Orchidaceae با قارچ هایی از شاخه Basidiomycota و به ندرت Ascomycota بوجود می آید. قارچ درون سلول گیاه میزبان هیف های پیچ خورده یا ا
جتماعی از هیف های نه چندان منظم را بوجود می آورد که به این ساختمان Pelotons گفته می شود که دوره فعالیت کمی داشته و در بافت های سطحی مدت زمان پایداری آنها بیشتر از بافت های عمقی است. پس از تجزیه این ساختمان ها، عناصر غذایی موجود در آنها قابل جذب برای گیاه میزبان است. گیاهان متعلق به این خانواده دارای بذور بسیار ریز با ذخیره غذایی بسیار اندک می باشند. لذا بذر بعد از جوانه زنی از طریق برقراری رابطه همزیستی میکوریزایی، کربن و ویتامین های مورد نیاز برای رشد خود را از قارچ همزیست دریافت می نماید. در گیاهان بالغ نیز چنانچه گیاه از نوع فاقد کلروفیل باشد، کربن را از قارچ همزیست دریافت می نماید. در انواع کلروفیل دار، پس از شروع پدیده فتوسنتز، جریان انتقالی کربن از قارچ به گیاه متوقف شده و از این پس تنها برخی عناصر از قارچ به گیاه منتقل می شوند. قارچ ها در حالت غیر همزیست به دو صورت دیده می شوند: یا از نوع تجزیه کننده های چوب مثل Fomes، Coriolus و Marasmius می باشند و یا از نوع قارچ های بیماری زا نظیر Armillaria و Rhizoctonia هستند (Smith & Read, 2008).

2-2-7- آربوسکولار میکوریز
مهمترین و گسترده ترین نوع همزیستی میکوریزایی که در بیش از 80% گونه های گیاهی وجود دارد رابطه میکوریزایی آربوسکولار است (Offer et al., 2007). این نوع همزیستی، بین ریشه گیاهان بازدانه، نهان دانه، سرخس ها، خزه ها و قارچ های میکوریز متعلق به راسته Glomales به وجود می آید. در بین نهاندانگان، برخی گونه های گیاهی از خانواده های Brassicaceae، Amaranthaceae، Chenopodiaceae و Zygophillaceae فاقد این نوع همزیستی هستند (Smith & Read, 2008).برای ایجاد رابطه همزیستی، نوع میزبان و ترشحات ریشه ای نقش مهمی دارند (Plenchette et al., 2005). قارچ های میکوریز آربوسکولار انگل اجباری بوده و فقط در حضور گیاه میزبان مناسب قادر به اسپورزایی و تکمیل چرخه زیستی خود هستند. هیف این قارچ ها در سلول های پوست ریشه نفوذ کرده و اندام خاصی را به نام آربوسکول و در مواردی هیف های پیچیده در گیاه میزبان بوجود می آورند که در واقع محل تبادل عناصر غذایی بین دو همزیست است. وزیکول اندام خاص دیگری است که در این نوع همزیستی بوجود می آید و مملو از مواد غذایی بوده و نقش ذخیره ای یا کلنیزه کردن گیاه میزبان را ایفا می کند. تعدادی از جنس ها وزیکول تشکیل نمی دهند، لذا در نامگذاری این قارچ ها به جای استفاده از واژه قارچ های میکوریز وزیکولار-آربوسکولار از واژه میکوریز آربوسکولار استفاده شده است (Smith & Read, 2008; Oehl et al., 2008).
2-3- اهمیت قارچ های میکوریز آربوسکولار
وجود این قارچ های همزیست باع

دیدگاهتان را بنویسید