مقاله درمورد دانلود تحولات اجتماعی، یونان باستان

Off By
دانلود پایان نامه

زمانی‌که درباب منزلت تربیت سخن می‌گوییم،ناگزیریم که ازنقش آن درتغییروتحولات اجتماعی نیزمطالبی بیاوریم؛زیرابی‌تردیدعرصه‌ی جامعه ازمصادیق بارزومحک آزمون برای کارآمدی واثربخشی تربیت به شمارمی‌آید.بعضی اندیشمندان نظیر فردریک‌مایر معتقدند؛سه روش عمده جهت حلّ معضلات جهانیگذاشت.جنگ نیزدرحالت دفاعی آن،منطقی وقابل قبول می باشد؛اما،به لحاظ اتّفاقی‌بودن وآثارتخریبی‌اش محل اعتنا واقع نمی‌شوددرحالی‌که درمقایسه بااین دو،تربیت ازموقعیّت بی‌نظیری برخورداراست.افلاطون باتأکیدبراهمیت حکومت وتربیت عقیده داردکه تربیت،اخلاق ،سیاست واقتصاد،واحدغیرقابل تفکیکی تشکیل می‌دهند،زیرااگربین نظروعمل ارتباط برقرارنباشد،ایجادیک مدینه‌ی فاضله چگونه امکان دارد؟

برحسب نظرارسطودولت برآورنده‌ی سائقه‌ی اجتماعی ماست؛پس،دولت بایدمتصدّی تربیت باشد.وی درادامه می گوید:«روشن نیست که تربیت بایدبیشترمعطوف به فضیلت عقلانی باشدیافضیلت اخلاقی.وضع موجودگیج‌کننده می باشد.هیچ کس نمی‌داندچه اصلی بایدموردتوجُّه قرارگیرد.آیاهدف تربیت بایدمفیدبودن درزندگی باشدیافضیلت یادانش عالی‌تر؟زیرااین هرسه عقیده موردقبول واقع شده می باشد.» (راوندی،134:1364)

شایدبتوان منزلت تربیت دریونان باستان رابه لحاظ وجودچهره‌های برجسته دوره‌ی گلبار،آثارفکری وتحوُّلات عمیقی که به وجودآمددرحدّوالاوارزشمندتوصیف نمود.آن‌گونه که افلاطون دراثربرجسته خویش جمهوریت به طرح نظام جامع تربیتی اقدام نموده ومراحل مختلف تربیت رانیزتبیین می‌کند.

به منظورتبیین جایگاه تربیت دراسلام نیازبه مقدّمه‌ی مختصری احساس می گردد.درقرآن کریم واژه‌ی تربیت استعمال نشده بلکه به صورت مشتقاتی ازرب نظیرنُربّک آمده می باشد:«قَالَ اَلَم نُرَبِّکَ فِینَاوَلِیداًوَلَبِثتَ فِینَامِن عُمُرِکَ سِنِینَ.[فرعون]گفت[به موسی]آیاتوراازکودکی درمیان خودبرنگزیدیم وسالیانی ازعمرت رادرمیان مانبودی»(شعراء،18)

لذادرموردآموزه‌های اسلام ازواژه‌هایی نظیرتزکیه وتعلیم درقرآن کریم والفاظی هم‌زیرا ادب ویاصنع دراحادیث اهل بیت بهره گیری شده می باشد که ازحیث معنایی نزدیک به مفهوم تربیت هستند.اینک برای تبیین منزلت تربیت درمنظراسلام به شواهدزیراستناد می‌نماییم:

2-16-3-1-تأمل درماهیت امررسالت

ازبررسی پاره‌ای آیات قرآن چنین استنباط می‌شودکه خدای تعالی درمیان همه‌ی نعمت‌هایی که به بشرارزانی داشته می باشد،فقط دربرخی ازمواردبربشرمنّت نهاده می باشد ویک موردآن ارسال انبیاء الهی می باشد.

براین اساس می‌توان نتیجه گرفت که چنان‌چه درپرتو هدایت انبیاءویاتعلیم وتربیت مربیان،فردمتحول می‌گردد،ازلحاظ پایگاه ارزشی همانند تحول همه‌ی اجتماع می باشد.به عبارت دیگرتربیت به مفهوم تحول نقشی می باشد که مربیان درتداوم رسالت انبیاءایفامی کنندولذاشأن ومنزلت تربیت دراین منظرهمانند شأن انبیاءاست.

آیه‌ی مذکورنه تنها برمنزلت تربیت-که ازشئون آن تحول ودگرگونی می باشد-دلالت داردبلکه برعظمت وجایگاه برجسته‌ی بشر نیزدلالت می‌کند.ازمنظربرخی مفسران نظیرعلّامه طباطبائی وآیت اللّه مکارم شیرازی دلایلی که براین مسأله مبتنی می باشد که قتل یک بشر مساوی باقتل همه‌ی بشر ها ونجات یک نفرمساوی بانجات همه‌ی بشر‌هاست،عبارتنداز:

الف)حقیقت انسانیت یکی می باشد وتمامی مردم دارای آن حقیقت واحدندپس هرکه به انسانی سوءقصدکنددرحقیقت به همه‌ی افرادبشرسوءقصدکرده می باشد.

ب)ازآن‌جاکه جامعه نیزحقیقتی داردوافرادآن اعضای یک پیکرند،اثری که دریک عضوپیدامی‌شوددرسایراعضاءنیزمشهوداست.وجودافرادزیربنای تشکیل جامعه می باشد وهمان‌گونه که فقدان یک فردضربه ای‌می باشد به جامعه،احیای یک بشر نیززنده کردن سایراعضای این پیکربزرگ می باشد؛زیراهرکس به اندازه‌ی ظرفیت وتوانایی‌هایش درساختن مجتمع بزرگ انسانی مؤثّراست.ازاین مطلب بعددیگری ازاعجازقرآن کریم روشن می‌شودکه درعصرجاهلیت ومحیطی که بشر کم‌ارزش‌ترین موجودتلقی می‌گردید،ارزش وعظمت بشر رابه زیبایی تمام اظهار کرده می باشد.(مکارم شیرازی،375:1374)

ج)علاوه برآن می توان چنین استدلال کردکه زیرا مقصودازقتل همه‌ی آن ها،بشر‌های پاک وبی گناه می باشد،نه بشر‌های شقی؛لذاتبه‌کاری که بشر‌های بی گناه رامی‌کشدبرای اواین یاآن بشر مطرح نیست.اودرحریم حفظ منافع خودازکشتن افرادبی گناه پروایی ندارد.چیزی که هست قدرت کشتن آن‌هایا انگیزه‌ی فعلی دراوموجودنیست؛اما درصورت وجودانگیزه وداشتن توانایی ازکشتن آن‌ها ابایی نخواهدداشت.پس کشتن یک بشر بی‌گناه مساوی باکشتن همه‌ی بشر‌هاست.به عبارت دیگرزمینه‌ی چنین کاری درروح وروان فردتبه کارموجوداست.عین این اظهار درمورداحیای انسانی نیزجاری می باشد.

2-16-3-3-ارزیابی معناوگستره‌ی هدایت

که فرمودند:«هیچ پدری،مالی بهترازادب نیک به فرزندخودنداده می باشد.»(نهج‌الفصاحه،30) ونیزفرمودند:«خدابنده ای راپست نشماردمگرعلم وادب راازاوبازدارد»(همان)

هم‌چنین درنگاه امام علی(ع)درارزیابی ازجایگاه ادب ومنزلت آن چنین آمده می باشد:«لامیراث کالادب.هیچ ارثی هم زیرا ادب(تربیت شایسته)نیست.»(نهج البلاغه،حکمت54)برای تبیین جایگاه میراث برتراشاره‌ای اجمالی به بعضی ازآیات قرآن مناسب خواهدبود.یکی ازمصادیق ارث دراین کتاب آسمانی درآیه‌ی زیربیان شده می باشد: