مفهوم اصطلاحی

دانلود پایان نامه

الف: مفهوم لغوی فرهنگ
(فَ هَ) [ په . ] (اِ.) 1- علم، دانش. 2- تربیت، ادب. 3- واژه نامه، کتاب لغت. 4- عقل، خرد. 5- تدبیر، چاره.
1- علم؛ 2- دانش، ادب؛ 3- معرفت تعلیم‌ و تربیت؛4- آثار علمی و ادبی یک قوم یا ملت. به باورهای سنتی، شکل گیری های اجتماعی و ویژگی های یک گروه نژادی، دینی و اجتماعی نیز فرهنگ گفته می شود.
ب: مفهوم اصطلاحی فرهنگ
تعریف فرهنگ به علت وسعت و گستردگی، کار ساده ای نیست. به نظر ادوارد تایلر (1917-1832)، مردم شناس بزرگ انگلیسی، “فرهنگ مجموعه ی پیچیده ای است که شامل مجموعه علوم و دانش ها، اعتقادات، هنرها، عقاید و افکار، صنایع، تکنیک، اخلاق، قوانین و مقررات سخن، عادات و رسوم و ضوابطی است که انسان به عنوان عضو یک جامعه آن را از جامعه ی خود فرا می گیرد و در قبال، تعهداتی به عهده دارد”. ژان کازنو، ثمره واقعی و قابل کوشش انسان ها در زندگی اجتماعی به طور کلی فرهنگ نامیده می شود. رالف لینتون انسان شناس مشهور آمریکائی، فرهنگ را این طور تعریف می کند: “فرهنگ ترکیبی از رفتار مکتسب است که به وسیله اعضا جامعه معینی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و در میان افراد مشترک است.”
فرهنگ به مجموعه ای از باورهای دینی، سنت های اجتماعی، سلیقه های فردی و قومی و نژادی و عادات تاریخی گفته می شود که به هم آمیخته و جداسازی آن مشکل است.
در میان برخی خانواده ها، به ویژه خانواده های سنتی، حضور زن در بازار کار محدود است. مردان در این خانواده ها با اشتغال زنان و دختران مخالفند و کار کردن زن را نشانه عدم توان تامین هزینه ها و آن را مایه ی سرشکستگی خود می دانند. به علاوه بسیاری از مردان محیط کار را مناسب زنان نمی دانند و با ممانعت از اشتغال زنان، محافظت آنان از محیط خطرناک و آزارهای محیط کار خواستارند.
فرهنگ جوامع نوعی تقسیم بندی کار بر اساس جنسیت را ایجاد کرده است. در باب اشتغال و بخصوص اشتغال زنان نیز با باورهای فرهنگی روبرو هستیم. مردان و گاهی خود زنان برخی از مشاغل را بد می دانند و از انجام آن می پرهیزند و برعکس؛ یعنی کارهای که خاص زنان است و کارهای که خاص مردان است. این تفاوت ها ساخته و پرداخته ی فرهنگ جوامع است و ربطی به تفاوتهای طبیعی زنان و مردان ندارد، یعنی شغل مهر مردانه و زنانه می خورد. هم مردان و هم زنان معتقدند که کار برای زنان از اهمیت کمتری نسبت به مردان دارد و مرد به دلیل مسولیتی که در تامین معاش خانواده دارد باید دستمزد بیشتری را دریافت کند و از امنیت شغلی بیشتری برخوردار باشد. بسیاری از زنان هم چون کارفرماها و مردان بر این باورند که اگر شغلی هم داشته باشند باز در درجه ی اول مسول امور خانه و بچه داری اند. این تصور چنان نافذ و از زمره ی بدیهات عقل سلیم به شمار می رود که به ندرت مورد تردید یا اعتراض واقع می شود.
ج: مفهوم اصطلاحی آسیب شناسی فرهنگی
آسیب شناسی فرهنگی طبعاً به بررسی آفات و آسیب هایی می پردازد که جنبه فرهنگی دارند و عناصر شکل دهنده ی هنجارها، ارزش ها، نهادها و عقاید و مجموعه ی کنش های رایج افراد یک جامعه را تحت تأثیر قرار می دهند و با رسوخ در هسته مقاومت افراد آن ها را در برابر آسیب های فرهنگی آسیب پذیر می نماید. این کنش ها کم کم در جامعه جنبه نهادینه شده ای پیدا می کنند و به شکل آداب و سنن حاکم جامعه در می آیند، که نتیجه اش استحاله فرهنگی و ایجاد نوع جدیدی از کنش های فرهنگی است که با فرهنگ و کنش های قبلی که به عنوان فرهنگ اصیل شناخته می شوند، تفاوت بارزی دارد. البته لازم به ذکر است که یک آسیب فرهنگی امری نسبی است. به این صورت که ممکن است برای جامعه خاصی آفت و آسیب جدی؛ اما برای جامعه ای دیگر امری عادی به شمار آید. در یک تقسیم بندی کلی آسیب های فرهنگی را می توان به صورت زیر تقسیم بندی کرد: 1ـ آسیب های فرهنگی ـ فکری 2ـ آسیب های فرهنگی ـ روانی 3ـ آسیب های فرهنگی ـ اجتماعی 4ـ آسیب های فرهنگی ـ اقتصادی 5ـ آسیب های فرهنگی- سیاسی
گفتار چهارم : حقوقی و جرمشناسی
الف:مفهوم لغوی حقوقی
حقوقی. [ ح ُ ] (ص نسبی ) منسوب به حقوق. مقابل ِ جزائی: محاکم حقوقی.
حقوق جمع حق، در لغت در معناهای گوناگونی به کار رفته است. برخی از معانی لغوی این واژه، به شرح زیر است: راستی، عدالت، ثابت و یقین که در آن جای تردید و انکار نباشد، شایسته و سزاوار، راستی در گفتار، مال، ملک و سلطنت، بهره و نصیب، امر صورت پذیرفته و انجام شده، دوراندیشی، مرگ و …
ب:مفهوم اصطلاحی جرمشناسی
حقوقدانان و جرمشناسان بر این عقیده اند که در سراسر واژگان حقوقی و جرمشناسی، هیچ واژه ای از نظر معنا به پیچیدگی واژه ی جرم یا بزه نیست. با این وجود، درک معنای این واژه در بررسی وضع قانون و نقص آن و در ارزیابی مجازات، از اهمیت بسزا برخوردار است. تاریخ حقوق کیفری نشان می دهد باید بین ارزش هایی که نقض می شود تفکیک قائل شد. از این رو، حقوقدانان در تعریف جرم تعاریف متفاوتی ارائه داده اند، برخی آن را عمل خلاف قانون می دانند که محض انجام و یا استیفا حق نبوده و برای آن مجازاتی مقرر است. برخی نیز آن را شامل رفتاری می دانند مخالف نظم اجتماعی که مرتکب آن را در معرض مجازات یا اقدامات تامینی تربیتی، مراقبتی و درمانی قرار می دهد.
جرم در فرهنگ انگلیسی به عنوان عمل مثبت یا منفی که قوانین جزایی را نقض می کند، تعریف شده و همچنین گفته شده جرم و جنحه مترادف اند با این تفاوت که جرم در مورد جرایم شدیدتر استفاده می شود.
از دیدگاه جامعه شناسان، جرم تخطی از قوانین و مقررات کیفری است. این واژه به غلط در مورد هر رفتار مغایر با الگوهای پذیرفته شده به کار می رود و به سختی می توان تمام علل جرم زا را برشمرد؛ چرا که جرم، مجموعه ای متشکل از علل و عوامل بی شمار ارتکاب می یابد. به عقیده جامعه شناسان، این مجموعه، غیر قابل تکرار است و دارای ابعاد کیفی و کمی از یک سو، فردی و اجتماعی از سوی دیگر است.
مبحث دوم: تاریخچه اشتغال زنان
گفتار اول: اشتغال زنان در دوران باستان
پرفسور گیرشمن در نگاهی اجمالی به تاریخ شکل گیری جوامع، درباره جایگاه کلی زنان می نویسد: “درجامعه بدوی وظیفه مخصوصی به عهده زن گذاشته شده بود. وی گذشته از آن که نگهبان آتش و شاید اختراع کننده و سازنده ظروف سفالین بوده و… جستجوی ریشه های خوردنی نباتات یا جمع آوری میوه های وحشی را به عهده داشته است. نخستین مساعی او در راه کشاورزی در زمین های رسوبی انجام گرفت، و در همان حال که مرد اندک پیشرفتی کرده بود، زن با کشاورزی ابتدایی خود در دوره حجر… ابداعات بسیاری نموده… . در چنین جوامعی، زن کارهای قبیله را اداره می کند و به مقام روحانیت می رسد و در عین حال زنجیر اتصال خانواده به وسیله سلسله زنان صورت می گیرد… . در این مرحله (مادر شاهی)، زن اقتصاد قبیله خصوصا امور کشاورزی را به عهده داشته، شکار از نظر تامین معیشیت چندان اهمیتی نداشت. “
 در مشرق‌‌ زمین نیز زنان به اعتبار مقام مادری و تولید مثل که موجب غلبه بر مرگ و استمرار نسل بشر بوده، جایگاه مهم و اساسی داشتند. در این دوره، فعالیت کشاورزی، بذر افشانی، تامین خوراک خانواده و نیز ساخت ظروف و تهیه وسایل زندگی به عهده‌ی زنان بود. در غرب نیز زنان ضمن اشتغال به امور خانه، در خارج از خانه با کوزه‌گری و کار کشاورزی هم دوش مردان فعالیت می‌کردند. در این دوران، در مشرق‌زمین زنان به اعتبار نقش مادری، قداست داشتند؛ در حالی که در غرب، حضور زنان در امور اقتصادی بیش از نقش زایشی آنان مورد توجه و اهمیت بود. در دوره‌ی ظهور ادیان الهی یهودیت و مسیحیت در شرق، هم‌زمان با آغاز دوره‌ی مدنیت در غرب، تغییرات شگرفی در نگرش نسبت به زنان پدید آمد. با ظهور اسلام در شرق، هم‌زمان با قرون وسطا در غرب نیز در همه‌ی عرصه‌ها، از جمله عرصه‌ی اقتصادی، جایگاه متفاوتی برای زنان شرقی حاصل شد.
گفتار دوم: اشتغال زنان در مدنیت و تمدن
با آغاز تمدن در شرق و وجود تمدن‌های بزرگی همچون ایران، بابل، چین، مصر و ژاپن، جایگاه زنان تا حد اداره‌ی قبایل، قضاوت و مشورت، حاکمیت، فرمانروایی و حضور در مجامع دینی ارتقا یافت و در امور اقتصادی نیز آنان به همین نسبت شأن بالاتری یافتند. از جمله در ایران بخش اعظم ترقی اقتصادی، ابداع نظام نوین کشاورزی و دام پروری، فعالیت در عرصه صنایع دستی و تجارت، و مشاغلی چون نگهبانی فعالیت در عرصه بازرگانی، منشیگری و صنایع برخوردار بودند، و تنها در چین با استقرار حکومت ملوک الطوایفی، زنان در امور اقتصادی تنزل درجه پیدا کردند.