معامله

دانلود پایان نامه

4-1-5-چرخ
«کمان سخت ، نوعی منجنیق که بدان تیر اندازند» (معین ، 1382: 406)
چرخ ارزق رزاق – چرخ اثیر – چرخ باد پیشه – چرخ بدمست – چرخ پیروزه – چرخ رنگ آمیز – چرخ صدف شکل تهی – چرخ گردنده – چرخ نیلگون – چرخ با صفتهایی بسیار کنایه از آسمان وفلک است.
بنیاد چرخ بر سر آب است از این قبل پیوسته در تحرک دوری چو آسیات ص35ب 2
آن محنتم مپرس که قرب چهار ماه دوران چرخ بی عوض از عمر من بکاست ص36ب 16
چرخ را امتثال فرمانش در بدو نیک مقصد اقصاست ص37ب 16
همیشه تا زشفق روی چرخ سیمابی به سان خنجر رستم زخون سر خاب است ص39ب20
چرخ از نسیم خلق تو خوش می کند مشام گویی غبار موکب شاه مظفر است ص41 ب 19
قطب ملوک نصرت دین کز عُلُوّ قدر چون چرخ بر سر آمده هفت کشور است ص41 ب20
ای که خلوت سرای قدرت را چرخ چون حلقــه از بـــرون در است ص43ب20
از روی قدرت ارچه جوان است بخت تو بــرچرخ پیر از ره رتبت مقدم است ص47ب17
بررای روشن تو چوخورشید ظاهرست گر در ضمیر چرخ یکی راز مبهم است ص47ب 19

عرصه جاهش ورای بحر محیط است یا به قدرش فراز چرخ بـــرین است ص49ب 8
همت او هر زمان زچرخ ببخشد صدره چندانک طول وعرض زمین است ص49ب9
ملک تو جایی رسیده است که آنجا بیشگه چرخ صف بازپسین است ص49ب14
وزپی امتثال فرمانش چرخ را دیده بر سر راه است ص50ب3
منت خدای را که به نام خدا یگان بر چرخ پیر مسند بخت جوان نهاد ص60ب11
آن سر که چرخ از خط تکلیف برگرفت در امتثال حکم تو بر آستان نهاد ص61ب5
دولت قاهره از جانب شه دور مباد چرخ را پی کند ار جانب اعدا دارد ص62 ب7
اقبال تو زیروز بر چرخ بپیمود درچشم جلال تو همه مختصر آمد ص71ب14
تیغ تو صف دشمن وحکم تو دست چرخ آسان اگر ببندد دشوار نشکند ص76 ب2
مسند رایت زشاخ سدره برتر می نهند خرگه قدرت زطاق چرخ بیرون می زنند ص81ب14
سنان رمح تو از چرخ سر کشید چنانک سهیل را به ستم رخصت جوار دهد ص83ب8
ریاضتی بنهی چرخ تند را که به طلوع عنان حکم به دست تو شهریار دهد ص83ب15
همیشه تا که مرا این چرخ بد معامله را برات دارفنا مهلت مدار دهد ص84 ب2