مطالعه

دانلود پایان نامه

خیز ای نگار جشن خزان را بساز کار ما را بس است صورت روی تو نو بهار
ای گشته تیر عشق غمت را نشانه جان وی گشته از وصال لبت جاودانه جــان
آنچه درباب قصاید ظهیر گفته شد تقریباً در ترکیب بندهای وی نیز صادق است . دراینجا باید یادآور شد که دراین ترکیب بندها تنها اسلوب ظاهری فرق می کند ومانند قصاید وی با تغزلی شروع شده وبا تخلصی به مدح وارد گشته وبا شریطه ای پایان یافته است .
اینک نمونه را به ذکر دو لخت از دو ترکیب بند وی بسنده می کنیم :
دوش چون زلف شب به شانه زدند رقـــم کفر بر زمانه زدند
ماه را در چهار بالش چرخ نوبت ملک پنجگانه زدنـد
هر خدنگی که از مسیر شهاب راست کردند بر نشانه زدند
از پی جدی کرکسان فلک پَر برین سبز آشیانه زدنــد
گوش ناهید را که از پروین حلقه ای پــر زدردانه زدنـد
فرق بهرام را که از اکلیل تــاج عالی خســروانه زدند
آخر الامر پیش درگاهش جملگــی سر بر آستانه زدند
چرخ از آن لحظه باز آگاه است که قزل ارسلان شهنشاه است
3-13-4-ملمعات ظهیر
رشید الدین وطواط در حدائق السحر فی دقایق الشعر در تعریف ملمع گوید : «این صنعت چنان باشد که یک بیت تازی ویکی پارسی ویا دوبیت تازی ودو پارسی ویا ده بیت تازی وده پارسی بیاورند ».
ملمعات ظهیر از این انواع که رشید الدین وطواط یا کرده از نوع اوّل است یعنی یک بیت تازی ویکی پارسی . در دیوان وی دو ملمع موجود است که مجموعاً دارای 14بیت می باشد وظاهراً برای طبع آزمایی وتفنن خاطر آنها را سروده یکی به مطلع :
اقبل الساقی بریحان وراح هاتها تفترعن ثغرالملاح
ودیگری به مطلع :
یا من حوی المعالی بالصارم المهند للعالمین منه ظل النعیم سرمد
ابیات عربی این دو ملمع نسبتاً سخته وتا حدی از اطلاع ظهیر درزبان تازی حکایت می کند . درباره ملمعات وی تنها مطلب گفتنی این است که دریکی از این دو ، نخست بیتی چند در تغزل آورده وسپس به مدح ممدوح پرداخته ودرآن دیگری از همان آغاز ممدوح را ستوده است .
برای نمونه یکی از این دو ملمع دراین جا یاد می شود :
یا من حوی المعالمی بالصارم المهند للعالمین منه ظل النعیم سرمد
ای بر فراز گردون قدرت نهاده مسند برخور زملک باقی وز دولت مخلد
فاضت علی البر ایا من کفک العطایا کفت ید الرزایا عن جندک المجند
فرمانروای عالم مقصود نسل آدم شاهنشه معظم بوبکر بن محمــد
3-13-5-غزلیات ظهیر
ازمطالعه غزلیات ظهیر واشاراتی که جای به جای درقصاید خویش کرده وکمی تعداد آنها برمی آید که غزل چندان مورد اقبال وتوجه وی نبوده وظاهراً گاه به گاه تفنن خاطر را غزلی می سروده است دردیوان وی مجموعاً ده غزل می توان یافت که سه از آنها به تغزل بیشتر مشابهت دارد تا به غزل وگویی قصایدی ابتر است که به تخلص پایان یافته است برای روشن شدن مطلب ، مطالع ومقاطع این هرسه را دراینجا یاد می کنیم :