مشکلات اقتصادی خانواده

دانلود پایان نامه

آگاهی کودک از نقش جنس خود که به صورت ایفای نقش پدر(در مورد پسرها) و نقش مادر(در مورد دخترها) که در بازی های کودکان این گروه سنی ظاهر می شود، بستگی زیادی به ارتباط کودک با بزرگسالان دارد. هرچه محبت و صمیمیت پدر یا مادر نسبت به کودک بیشتر باشد، زمینه همانند سازی مناسب با والدین نیز بیشتر خواهد بود
ج: پیامد های اجتماعی
1-آسیب پذیری زنان شاغل در محیط های کاری مختلط: آزار جنسی در محیط کار یکی از مهم ترین مشکلاتی است که زنان شاغل در بسیاری از جوامع، از آن رنج می برند.
راکشل، روان شناس امریکایی در سال 1995 نشانه های هشدار دهنده ی مزاحمت جنسی را این گونه تعریف می کند: “هر نوع رفتار ناخواسته که ماهیت جنسی داشته باشد.”
مزاحمت های جنسی حیطه ی وسیعی از رفتارهای ناخوشایند را در بر می گیرد که اگر بخواهیم جزئی تر به آن بپردازیم می توانیم آن را به سطوح مختلف کلامی، غیر کلامی و جسمی تقسیم کنیم.
سطح کلامی: گفتن ماجراها و شوخی ها و طنز های جنسی، پرسیدن سوالاتی در مورد زندگی شخص یا جنسی فرد، کنایه های جنسی در گفتار، اظهار نظر در مورد ظاهر و پوشش فرد، دادن پیشنهاد یا دعوت جنسی ناخواسته، درخواست مکرر برای قرار ملاقات یا رابطه خارج از محیط کار
سطح غیر کلامی: نشان دادن تصاویر جنسی نامناسب جنسی، چشم چرانی، چشمک زدن، فرستادن نامه، یادداشت و پیام الکترونیکی یا تصاویر جنسی
سطح جسمی: لمس کردن ناجور و نامناسب، نوازش کردن، سر راه شخص ایستادن و مانع عبور او شدن، برخورد جنسی به زور
با توجه به آمار و ارقام موجود و میزان بالای شکایت ها در این زمینه، می توان گفت که در محیط کار نسبت به محیط های دیگر، مزاحمت جنسی بیشتر از همه جا اتفاق می افتد. اصولا در هر کجا که امکان رابطه دو انسان مخصوصا از دو جنس مخالف به صورت منظم و پیوسته تداوم داشته باشد، امکان وقوع بعضی رویدادها از جمله مزاحمت جنسی وجود دارد.
کمیسیون فرصت های برابر شغلی در آمریکا تعریفی از مزاحمت جنسی در محیط کار ارائه داده که به شرح زیر است: “پیشروی جنسی ناخوشایند، درخواست برای توجه جنسی و دیگر برخوردهای کلامی یا جسمی از نوع جنسی که شاید برای فرد فرصتی مانند ارتقای شغلی را فراهم کند یا در برگیرنده تهدیدی برای از دست دادن شغل باشد.”
همان طور که از این تعریف نیز استنباط می شود، در محیط کار مزاحمت جنسی در ازای چیزی (نوع اول) بیشتر دیده میشود.
بنابراین در اغلب مشاغلی که نظام سلطه مراتبی وجود دارد و شرایط فرادستی و فرودستی حاکم است، امکان ایجاد مزاحمت جنسی نیز به مراتب افزایش می یابد.
البته نوع دوم مزاحمت جنسی (مزاحمت جنسی در محیط نامناسب) در بعضی مواقع که افراد با یکدیگر هم رتبه هستند هم رخ می دهد؛ اما مزاحمت جنسی از نوع اول در محیط کار بیشتر به چشم می خورد.
در این نوع مزاحمت، پذیرفتن پیشنهاد ازسوی قربانی، منافع و ترفیع موقعیت شغلی را در پی دارد و عدم پذیرش این درخواست منجر به حذف امتیازات، جریمه یا حتی اخراج از کار می شود و همانطور که قبلا نیز توضیح داده شد، این ممانعت تأثیر مستقیمی بر وضعیت کاری و حرفهای قربانی دارد .در واقع، در این نوع از مزاحمت، فرد دارای قدرت و برتری، از نفوذ و اقتدار خود در جهت نیل به اهداف غیرمعقولش سوء استفاده می کند و قربانی در اکثر مواقع، به خاطر از دست ندادن شغل یا مرتبه خود، مجبور به پذیرش چنین پیشنهاداتی می شود.
در مزاحمت از نوع محیط نامناسب، فرد قربانی از نظر روحی و روانی دچار آشفتگی و ناراحتی می شود و در صورت ادامه داشتن چنین درخواست هایی در انجام وظایفش اختلال ایجاد می شود و شاید این موضوع سبب کناره گیری او از محیط کار شود.
بر طبق برآوردها، در انگلستان از هر ده زن، هفت زن در دوره شغلی خود به مدتی طولانی دچار آزار جنسی می گردند. مطالعات نشان می دهد که نیمی از زنان در کشورهای صنعتی مورد آزار و اذیت های جنسی قرار می گیرند. آزار جنسی منجر به احساس درماندگی، نداشتن عزت نفس، تشویش، افسردگی، ارتباط ضعیف با همکاران و کاهش اشتیاق به انجام کار می گردد. چه بسیار روابط ناسالم و ضد اخلاقی که از افراد در محیط های کاری گزارش می شود و چه بسا زنان سالم و متدینی که به مرور زمان از عفت و نجابتشان کاسته می شود. حداقل آسیبی که گریزی از آن نیست برجسته شدن روحیه مردانه در این زنان است. به خصوص اگر کار از لحاظ جسمانی انرژی زیادی بطلبد یا محیط به گونه ای باشد که مرد و زن نامحرم، زیاد در ارتباط و تعامل با هم باشند. آثار منفی این روحیه بیشتر در منزل و در رفتار با همسر و فرزندان ظاهر می شود. جایی که عاطفه و احساس لطیف زنانه و مادرانه حرف اول را باید بزند، با سرسختی، تندی، بی حوصلگی، خستگی، عمل گرایی و… مواجه می شویم و در مرحله بعدی اجتماع متضرر میگردد و به نوعی تاوان آن را اجتماع نیز باز پس می دهد.
2-افزایش بیکاری در مردان: از جمله پیامدهای آشکار روی آوردن زنان به اشتغال، بی کاری مردان است، جذب زنان به بازار کار، قناعت به دستمزدهای کم، سر به زیری و حرف شنوی و… سبب می شود که شرکت ها و مراکز کاری بیشتر از نیروی زن استفاده نمایند و در این میان، یا باید مردان نیز با همان دستمزد پایین کار کنند که معمولا کفاف مخارج زندگی شان را نمی کند و یا از کار کردن در آن محل منصرف شده دنبال کار دیگری باشند و این مشکل روز به روز بیشتر خودش را نشان می دهد و یکی از نگرانی ها و دغدغه های کارشناسان می باشد.
مبحث دوم: گونه شناسی اشتغال زنان
گفتار اول: انگیزه های اشتغال زنان
  یک از مسایلی که شایسته است مورد توجه قرار بگیرد، انگیزه اشتغال زنان است. با وجود این که تأمین نیازهای معیشتی خانواده همواره اصلی ترین انگیزه اشتغال خواه مردان و خواه زنان بوده است، اما پژوهش های انجام شده، انگیزه های دیگری را نیز در اشتغال زنان گزارش می کند. بر پایه تجارب مشاوره ای و پژوهش های انجام شده، علل و انگیزه های مختلفی باعث می شود تا بانوان به فعالیت های بیرون از منزل روی بیاورند، از جمله:
الف- نیاز مالی و فشار اقتصادی : عده ای از خانم ها، برای حلّ بخشی از مشکلات اقتصادی خانواده مجبور به کار می شوند. به نظر می رسد اوضاع نامناسب اقتصادی در دهه های اخیر در کشورهایی مثل ایران که با بالا رفتن سطح انتظارات رفاهی همراه بوده، در سال های گذشته بیشترین تأثیر را در روی آوردن زنان به بازار کار داشته است.
ب- تکامل جویی :گروهی دیگر، به منظور افزایش تعامل اجتماعی، کسب تجربه، به دست آوردن موفقیت های بیشتر، افزایش اعتماد به نفس و خودباوری به فعالیت های بیرون از منزل روی می آورند. این گروه بر این باورند که مهم ترین یا تنها راه پیشرفت و موفقیت در زندگی، در بیرون از منزل و اشتغال است. در واقع این تفکر به زنان القا شد که آنان در طول تاریخ در موقعیت فرودست بودند چون نه مناصب اجتماعی را بر عهده داشتند و نه ثروت مستقیما در دست آنان بوده است.
ج- رسیدن به استقلال مالی: گروهی از زنان نیز به جهت تجربه های تلخی که در زمینه وابستگی مالی مادر، دوستان و نردیکانشان به مردها داشتند یا برای تأمین ایمنی آینده خود و خانواده، به اشتغال روی میآورند.
د- ناچیز شمردن و دست کم گرفتن کار در منزل و خانه داری: عدّه ای هم کار و فعالیت در خانه را نشانه ناتوانی یا حقارت زن می دانند. به همین جهت با کار در بیرون از خانه، سعی در رهایی از این احساس حقارت دارند. سرگرم می کنند. در این مورد رسانه ها بیشترین تاثیر را داشتند. چرا که با جلوه دادن زنان خانه دار به عنوان افراد ناآگاه و جلوه دادن زنان شاغل به عنوان زنان مقتدر و قدرتمند این طرز تفکر را به وجود آوردند.