محبوب‌ترین بندگان

دانلود پایان نامه

امام سجاد(ع) فرمودند: «اولین گناهی که نسبت به خدای متعال سرزد کبر بود، و آن معصیت ابلیس بود که از سجده‌ی بر حضرت آدم سرپیچی کرد و خداوند می‌فرماید: «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَه اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْلِیسَ أَبى وَ اسْتَکْبَرَ وَ کانَ مِنَ الْکافِرِینَ » و آن ملعون خودش به حضرت نوح(ع) گفت: «مبادا کبر و نخوت تو را فراگیرد که همین صفت زشت مرا بر آن داشت تا بر آدم سجده نکنم و کافر شوم پس شیطانی رانده شده و مطرود گشتم.»
در صحیفه‌ی سجادیه، غرور در معنای تکبر به کار رفته است؛ اما این غرور و تکبر با عزت‌نفس کاملاً متمایز است، از این‌رو امام سجاد(ع) بعد از طلب عزت، از خداوند می‌خواهند که دچار کبر و غرور نشوند: «أعزّنی وَ لا تَبتَلینی بالکِبر» مرا گرامی و ارجمند داشته و دچار کبر مگردان.
بلکه امام در تعبیری لطیف، تواضع را سبب بلند مرتبگی و عزت می‌دانند: «…سَبَبُ الرَّفعِ التَّواضُع» «…سبب بلند مرتبگی و عزت، تواضع و فروتنی است.»
حضرت از کبر و غرور برائت می‌جویند و به خدا پناه می‌برند: «… وَ انا أَبرَأُ إلَیکَ مِن اَن اِستَکبَر…»: «محبوب‌ترین بندگان نزد تو کسی است که تکبر را رها کند و از اصرار بر گناه دوری نماید و استغفار را ملازم باشد و من نزد تو بیزاری می‌جویم از اینکه تکبر کنم و تو را نخوانم.»
«اَللّهمَ اِنّی اَعوذُ بِکَ مِنَ… الکِبریاءِ وَ التَّعَظُم» «(خدایا از اینکه) دچار خود به تو (به تو پناه می‌برم.)»
آن حضرت از خداوند سلامت از رذایل اخلاقی از جمله کبر را می‌خواهند: «اَللّهُمَّ سَلِّم قَلبی مِنَ البَغیِ وَ الحَسَدِ و الکبر» « خدایا دلم را از ستم و حسد و کبر پاک گردان.»
در اینجا بزرگترین عاملی که از درون، عزت انسان را نابود می‌کند کبر و غرور است. انسان متکبر، تحت تأثیر هوای نفس خود قرار می‌گیرد و هوای نفس او را از درون می‌پوساند، عزم و اراده‌ او را سست می‌کند و او را از حرکت به سوی هدف باز می‌دارد، زیرا انسان باید احساس کند صِفری است در برابر بی‌نهایت و موظف است که خود را به بی‌نهایت برساند؛ محبوب خدا و محبوب خلق خدا قرار گیرد و از آنچه هست و خدا خلق فرموده بهره‌برداری کند و هیچ حادثه‌ای هرچند بزرگ باشد در او اثر نگذارد، با اینکه بزرگ‌ترین حادثه که انسان را در خط تکامل متوقف می‌کند و یا به قهقرا بر می‌گرداند تکبر می‌باشد.
در اینجا فرازهایی از صحیفه سجادیه که مرتبط با غرور است رابیان می‌کنیم:
1. «وَلا تَحَدِّثَ لی عِزّاً ظاهراً اِلا اَحدَثَت لی ذِلّهً باطِنَه عِندَ نَفسی بِقَدرِها» «ارجمندی آشکار برایم پدید میاور جز آنکه به همان اندازه پیش نفسم برای من خواری پدید آوری.»
در مورد فراز اول باید گفت؛ از جمله مسائل مهم در زمینه‌ی مکارم اخلاق و سجایای انسانی، موازنه و تعادلی است که باید همواره بین روح و جسم و حالات درونی وحرکات برونی انسان وجود داشته باشد تا در پرتو آن آدمی بتواند در مقابل رویدادهای خوب و بد و پیشامدهای نامطبوع، کرامت خلق را محافظت کند.
2. «وَ اِستقلالُ الخَیرِ وَ اِن کَثُرَ مِن قَولی وَ فِعلی، وَ اِستِکثارُ الشَرِّ وَ اِن قَلَّ مِن قَولی وَ فِعلی» «(زیور پرهیزکاران را به من بپوشان) با کم شمردن نیکی در گفتار و کردارم اگر چه بسیار باشد و بسیار شمردن بدی در گفتار و کردارم اگر چه کم باشد.»
فایده‌ی این‌که انسان کار خیر را کم بشمارد این است که وقتی آدم همیشه ولو کارهای خیری هم کرده است بگوید که من کم کار خیر کرده‌ام، خودش را ناقص می‌داند و می‌گوید: از عهده‌ی بندگی خدا و عهده‌ی عمل به خیر بر نیامدم، ولی اگر آدم کار خیر کند و بگوید: دیگر بس است، من خیلی کار خیر کردم، دیگر دنبال کار خیر نمی‌رود و در نهایت به بیراهه و انحراف کشیده می‌شود. ضرردیگرش این است که وقتی کار خیرش را بزرگ ببیند دچار خودپسندی می‌شود.
3. «(اَللّهُمَّ اِنّی اَعوذُ بِکَ مِن مُباهاه المُکثَّرین» (بار خدایا) از به خود نازیدن ثروتمندان (به تو پناه می‌برم.) در این فراز غرور و به خود بالیدن صفت ثروتمندان معرفی شده و حضرت از این صفت رذیله به خداوند پناه می‌برند.« (و نَعوذُ بِکَ) أن نَعجبَ بِأعمالنا» «( خدایا به تو پناه می برم از اینکه) در کردارهایمان خودپسند باشیم.»
امام صادق(ع) در مورد غرور می‌فرمایند: «اَلمَغرُورُ فی الدُّنیا مِسکینٌ وَ فِی الاخِرَه مَغبِونٌ لِاَنَّهُ باعَ الاَفضَلِ بِالاَدنَی؛ انسان مغرور، در دنیا مسکین و بیچاره است و در آخرت مغبون، چرا که متاع برتر را به متاع پست‌تر فروخته است.»
ایشان خطاب به انسان مغرور می‌فرمایند: به مال وسلامتی خود مغرور و فریفته مشو و مبادا گمان کنی که باقى خواهى بود. ایشان در ادامه عوامل ایجاد غرور را بیان می‌کنند.
از نظر ایشان، گاهی افراد به کثرت طول عمر یا فرزندان و یاران، مغرور می‌شوند و تصور می‌کنند که به وسیله‌ی آن‌ها نجات خواهند یافت. بعضی افراد نیز به زیبایی یا رسیدن به خواسته‌هایش مغرور می‌شود و تصور می‌کند انسان صادق و درستکاری است. برخی دیگر نیز به علم ونسب خود افتخار می‌کنند، اما از امور پنهانی نفس خویش غافل می‌گردند. برخی دیگر نیز خود را خیرخواه دیگران می‌دانند، اما در حقیقت برای کسب شهرت، کاری برای دیگران انجام می‌دهند. چه بسا افرادی نیز پیدا می‌شوند که خود را ظاهراً نکوهش کرده، شکسته نفسی می‌کنند، اما در حقیقت خود را بالاتر از دیگران می‌دانند.
در اصول‌کافی از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: «اُصولُ الکُفرِ ثَلاثَهٍ، اَلحِرصُ وَ الاِستِکبارُ وَ الحَسَد، فَامَّا الحِرص فَاِنَّ آدَمَ حین نَهی عَنِ الشَجَره حَمَلَهُ الحِرص عَلی ان اَکَلَ مِنها، وَ اَمَّا الاِستِکبار فَابلیس حَیثُ اَمَرَ بِالسُّجود لآدَمَ فَابی، وَ اَما الحَسَد فَاِبنا آدَم، حَیثُ قَتَلَ اَحدهما صاحِبَه؛ ریشه‌های کفر (منظور از کفر در اینجا عصیان و نافرمانی خدا به معنی اعم است) سه چیز می‌باشد: حرص و تکبر و حسد.
اما «حرص» به خاطر آن است که هنگامی که آدم از خوردن شجره ممنوعه نهی شد، حرص او را وادار کرد که از آن بخورد و اما استکبار، نمونه‌ی آن ابلیس بود که مأمور به سجده برای آدم شد، ولی او سرپیچی کرد، اما حسد، در مورد فرزند آدم ظاهر گشت و سبب شد که یکی دیگری را به قتل برساند». بنابراین نخستین گناهان در روی زمین از این سه نشأت گرفت.
2-1-3 جایگاه تواضع در روایات
امام سجاد(ع) ضمن برائت از تکبر و غرور، انسان را به تواضع دعوت می‌کنند. یکی از مصادیق تواضع، تواضع در برابر دوستان و همسایگان است. اگر دوستان نسبت به هم تکبر کنند دیگر رابطه‌ی دوستی چندان استحکامی ندارد، پس لازم است برای تعمیق رابطه‌ی دوستی، دوستان و همسایگان نسبت به هم متواضع باشند. امام سجاد (ع) می‌فرمایند: «وَ أُلیِنُ جانبی لَهُم تَواضعاً» «و با فروتنی با آنها نرم باشم»
در این احادیث، کبر و غرور سرچشمه‌ی گناهان دیگر و نقصان عقل و بر باد رفتن سرمایه‌های سعادت و زشت‌ترین رذایل اخلاقی و سبب محروم شدن از ورود در بهشت شمرده شده است.
2-1-4 حکم اخلاقی غرور
همان‌طور که بیان شد، غرور در آیات و روایات به معنای یک احساس درونی خطرناک است که باعث می‌شود انسان خود را برتر از دیگران ببیند، حال سؤال اینجاست که آیا غرور از نظر آیات و روایات همیشه رذیلت اخلاقی است یا می‌توان در مواردی غرور را به عنوان فضیلت تلقی کرد؟ به عبارتی ما هرگز نباید مغرور باشیم یا اینکه در برخی موقعیت‌ها می‌توان غرور داشت.
آیات و روایات بسیاری غرور را نهی کرده و آن را یک رذیلت اخلاقی می‌دانند، اما مواردی نیز وجود دارد که طبق آن غرور نه تنها مذموم نیست، بلکه در این موارد فرد باید غرور و تکبر داشته باشد، ما دو مورد از این موارد را ذکر می‌کنیم.
2-1-5 مصادیق غرور مثبت