پایان نامه قواعد تفسیر قانون

یکی‌ از مهم‌ترین قواعد تفسیر قانون در حقوق انگلستان قاعده ای است که تحت آن، هرگاه قانونگذار به بیان حکم یک یا چند مصداق اکتفا می‌کند و در آخر از ذکر عبارت عام و مصادیق مشابه خودداری می‌کند، حکم قانون فقط مورد ذکر شده را در بر می‌گیرد و به مصادیق مشابه تسری نمی‌یابد[1]. این قاعده معمولاً در کتب انگلیسی به شکل لاتین آن آورده شده است[2]. به این ترتیب اگر قانونگذار قصد قرار دادن موضوع خاصی را در حوزه قانون داشته باشد، به وضوح به آن موضوع اشاره خواهد کرد. و به دلیل این پیش فرض منطقی اگر قانونگذار یک موضوع را به وضوح بیان نکند، این گونه استنباط می‌شود که وی عمداً آن را مورد حکم قرار نداده است، بنابراین در این گونه موارد اگرچه تصریحی برای عدم تسری حکم قانون بر موارد مشابه وجود ندارد، این عدم تسری به صورت ضمنی و بر پایه اصول حقوقی همچون منع گسترش قانون از طریق قیاس است[3].

رویه قضایی کشور انگلیس از تسری حکم قانونی که تنها به ذکر معادن زغال سنگ اکتفا کرده به سایر معادن خودداری نموده است. به همین ترتیب پلیسی که با وجود دریافت حقوق و مزایای ایام تعلیق در همان ایام، خواستار جبران خسارت شده محکوم به بی حقی شده است؛ چرا که قانون تنها به ذکر لزوم پرداخت حقوق و مزایای ایام تعلیق اکتفا کرده و از ضرر و زیان های دیگر نامی نبرده است[4].

در نظام حقوقی ایران از آنجا که مبنای قوانین تعزیری با سایر قوانین شرعی متفاوت است، همچنین به این دلیل که توسل به قیاس در گسترش قلمرو قانون پذیرفته نیست؛ قاعده مورد بحث به خوبی در موارد فراوان قابل اعمال است. به عنوان مثال مواد ۱۰، ۳۷ و ۴۶ ق.م.ا که ناظر بر قلمرو اجرای قوانین جزائی در زمان و تخفیف مجازات و همچنین تعلیق مجازات هستند را قانونگذار منحصراً در خصوص جرایم تعزیری بیان کرده و از جرایم مستوجب حد و قصاص و دیه نامی نبرده است. این موارد همگی از مصادیق اعمال چنین قاعده ای محسوب می‌شوند. همچنین حکم مندرج در ماده 630 ق.م.ا که به مرد اجازه داده در صورت مشاهده همسر خود در حال زنا با مرد اجنبی یکی یا هر دو را به قتل برساند قابل تسری به اقدام پدر، برادر و زوجه به قتل دختر، خواهر و همسر نخواهد بود. 

دانلود متن کامل در لینک زیر :

دانلود متن کامل پایان نامه ارشد :

 پایان نامه جایگاه تفسیر در حقوق کیفری ایران

گفتار دوم : قواعد ماهوی

نوع دوم قواعد تفسیر قوانین کیفری قواعد ماهوی هستند که بر خلاف قواعد شکلی که  به صورت ظاهری قانون توجه دارند و صرفاً جنبه تجزیه و تحلیل ادبی دارند، این دسته قواعد با ماهیت و مفاد قانون به طور بنیادین در ارتباط اند.

[1] Williams, Clifton, “ Expressio Enius Est Exclusio Alterius ” Marquette Law Review, Volume 15, Issue 4 June 1931, Article 1, p.191

[2] Expressio Enius Est Exclusio Alterius

[3] Ibid. p. 192

[4] امیدی، جلیل، «تفسیر قانون در حقوق انگلستان»، پیشین، ص100.