فارسی زبان

دانلود پایان نامه

صبحدم ناله قُمری از طرف چمن تا فراموش کنی محنت دور قمری ص 171ب 5
که آنچه با بنده کرد شهر سراب با قصب پرتو قمر نکند ص 201ب 15
ثریا منزل سوم از منازل بیست وهشت گانه قمر است وآن مجموعه شش یا هفت کوکب در کوهان صورت فلکی ثور است که شباهت گونه ایی به خوشه دارد . اعراب آن را ثریا والنجم وایرانیان آن را پروین وپرن گویند . پروین : آن شش ستاره است یک به دیگر خزیده مانند خوشه انگور (التفهیم بیرونی ) چند ستاره کوچک باشد. یک جا جمع شده در کوهان ثور وآن را به عربی ثریا خوانند ونام منزلی است از جمله 28منزل قمر وبعضی گویند این ستاره ها دنبه حمل است نه کوهان ثور واول اصح است (برهان قاطع ) شش ستاره کوچک که با هم مجتمع اند ودرایام زمستان از اول شب نمایان باشند (غیات الغات) . پروین را به عربی ثریا ، همچنین النجم گویند .
در منظومه ستاره های برج ثور دو گروه ستاره موجود است که یکی همین پروین است وبیونانی پله ایادس Pleiades گفته اند . یعنی انبوه که ثریا به عربی هم همان معنی را دارد واز سستاره های شفاف ثریا یکی را هادی النجم ودیگری را تالی النجم وسومی را که از پشت سر اینها می آید دبران گویند .
گروه دوم را به مناسبت ستاره شفاف بزرگ آن به عربی الفنیر شتر نه ، ( حیوان نر) وستاره های اطراف آن را القلاص (شتران کوچک) وبیونانی هیادس (Hyades ) گفته اند . پروین چند ستاره خرد باشد نزدیک هم ومردم آن را به یکدیگر بسیار نمایند چه گویند بر اجتماع دلالت دارد برخلاف بنات النعش که بر تفرقه دلیل کند وبدین سبب به یکدیگر نمایند (لغت نامه دهخدا)
چندان بریخت خنجر تو خون دشمنان کاجزای خاک تا به ثری جمله درنم است ص47 ب12

پروین
ای گسسته قلاده پروین زهره از بهر عقد بازوی تو ص220ب5
خوشه پروین = ثریا= مجموعه هفت ستاره :
سبزه چون تازگی افزوده به سر سبزی سال گلبن فتح ملک سر ثریا دارد ص62 ب2
زبهر گوش بنفشه که مدح شاه شنید زعقد پروین ناهید گوشوار دهد ص82ب16
زفرمی چمن ملک تو چنان بادا که از شکوفه پروین بود گل افشانش ص111ب8
گرت زانجم وپروین یکی خلاف کنند برون کشند به عنف از میان انجمنش ص12ب17
تویی که خوشه پروین برین رواق بلند زبهر نقل جلال تو بسته اند آونگ ص119 ب17
شها جواهر اکلیل وعقد پروین را برای زیور ملک تو داده اند نظام ص127ب9
زهره را از طرایف نعمت گوشواری رسیده چون پروین ص 150ب12
قدح می درو شکره ماه طبق نقل خوشه پروین ص152 ب5
از بهر مرکبت که سزد نعل او هلال شد کهکشان چوآخور وپروین چو تو بره ص163ب10
گوش ناهید را که از پروین حلقه ای پر زد رو دانه زدند ص233ب22
4-1-13هلال
ماه نو ، هلال اشکال ظاهری ماه از نظر یک ناظر زمینی است وآنرا «اهله » جمع هلال نیز گفته اند . چون خورشید فقط یک نیمکره ماه را روشن می کند وناظر زمینی جزء قسمتی از آن را نمی بیند واین قسمت نیز درطول هر ماه دچار دگرگونی است ، در اوائل ماه به شکل هلال نازک روشن دیده می شود . پس از یک هفته نیم دایره است ودر آخر هفته دوم ، دایره ای تمام روشن است . در هفته سوم مانند هفته اول است ودر هفته چهارم پس از محاق مجدداً بصورت هلال در می آید . این تغییر به ترتیب هلال ، تربیع اول ، بدر ، تربیع دوم ، هلال دوم یا همان هلال او نام دارد وفارسی زبانان قدیم هلال را نوماه ، وتربیع را نیم ماه ، وبدر را پر ماه گفته اند. و«صابئین در سر هر یک از شهور کلمه هلال را می افزایند ومی گویند هلال شیرین اول ، هلال شیرین آخر وآخر وآغاز سال ایشان هلال کانون آخر است ».
(آثار الباقیه /387-ترجمه ) یعنی به جای ماه « هلال» بکار می برند ، چون شروع هر ماهی قمری با رویت هلال همراه است . در دین اسلام ، احکام شرعی درباره روزه ، منجمان را برآن داشته است که درباره مسائل دشوار وابسته به شرایط رویت هلال واحوال شفق به جستجو برخیزند وبه همین جهت درین باره پیشرفتهایی کردند ومحاسبات وروشهای تازه ای آوردند که در میان یونانیان وهندیان قدیم سابقه نداشت (نلینو ،1360: 286).
ماه نو ماه یکشبه وماه یک شب (هلال ) ماه دو هفته (بدر) ماه چهار هفته وماه سی روزه (هلال) ماه کاسته (تربیع) وماه ناکاسته (بدر) ، همگی وصف هلال وبدر واشکال ظاهری ماه است .
به نور پر نشدی ز آفتاب کیل هلال گراز ضمیر منیرت نکردی استمداد
ص 57ب 6