اکتبر 31, 2020

شهید ثانی

در بحث نکاح به زنی گفته می شود که بکارت او از راه مواقعه از بین نرفته باشد. بنا بر این اگر با دختری مواقعه نشده ولی از غیر طریق مواقعه بکارتش از بین رفته باشد، عنوان بکر را دارد وحتی بکر ممکن است شوهر هم داشته باشد.
در فقه در قسمت مقررات کیفری مرادف با اصطلاح «غیر محصن» به کار رفته است. (جعفری لنگرودی، 1388،ص 112).
2-7- خِطبه(خواستگاری)
الف) معنای لغوی خِطبه
خِطبه به معنای خواستگاری کردن است. و اصل خِطبه حالتی است که انسان هنگام خواستگاری با آن هیئت می نشیند مثل جِلسَه وقِعدَه که به معنای نوعی نشستن می باشد و گفته می شود که از واژه ی « خُطبَه، خَاطِبٌ و خَطِیبٌ» ساخته شده است اما از خِطبَه فقط خَاطِبٌ ساخته شده است وفعل هر دو واژه خَطَبَ است. (راغب اصفهانی، 1387، ص242).
ب) معنای اصطلاحی خِطبه (خواستگاری)
خواستگاری عبارت است از تقاضای همسری از طرف مرد به زن یا ولی او. خواستگاری دو گونه است: گاهی به تصریح، وزمانی به تعریض وکنایه (مسالک شهید ثانی، 1310، 1/ 498).
خواستگاری به تعریض این است که مرد با لفظی که احتمال رغبت برای ازدواج در آن می رود، خواسته خود را غیر مستقیم بیان کند، مثلاً بگوید، من به تو تمایل دارم(نجفی،1374، 3/121).
2-8- ربیب و ربیبه
الف) معنای لغوی ربیب و ربیبه
«رَابُ و رَابَّه» به یکی از زن و شوهرگویند که تکفل تربیت فرزند از همسر قبلی خود را بر عهده دارد وبه آن فرزند «رَبِیبٌ ورَبِیبَهٌ» گویند. (راغب اصفهانی، 1387، ص293).
ب) معنای اصطلاحی ربیب و ربیبه
ربیبه به معنی مربوبه « تربیت شده» (طبرسی، 1360، 5/91).
«ربیبه» دختر زوجه را گویند. (جعفری لنگرودی، 1388،ص 328).
فصل سوم
بررسی احکام نکاح در تورات

نوشته ای دیگر :   ویژگی های فرهنگ

3-1- تعریف نکاح در عهد قدیم
دریهود، ازدواج عقدی است میان دو نفر که بر اساس آن برکت خدا را طلب می کنند. این قرار دارد کتبی، که از طرف شوهر به زن داده می شود، «کتوبه» نام دارد. مقصود از ازدواج، تقلید رابطه میان آدم وحوا است، که هریک در جهت ایجاد خانه وکاشانه – وجهانی- هماهنگ از یکدیگر پشتیبانی کردند. تلمود بابل مقرر می دارد که مرد باید “همسرش را چون خود دوست داشته باشد وبیش از خود اورا محترم بدارد”، وبرکت ازدواج در این دعاست که زوج باید یکدیگر را در شادی خود سهیم سازند. (وقار، 1378،ص276).
3-2- اهمیت نکاح در عهد قدیم
مساله ازدواج امری است که در عهد قدیم به آن توجه زیادی شده است به طوری که می خوانیم:«خداوند فرمود شایسته نیست آدم تنها بماند،باید برای او یار مناسبی به وجود آورم» (پیدایش 18:2).
و در واقع،این نخستین فرمانی بود که خداوند به آدم ابوالبشر داد (پیدایش 28:1).
چنان که ازکتب عهد قدیم بر میاید مساله ازدواج،مخصوصا برای زنان اهمیت فراوانی داشت،به طوری که دختران به خاطرازدواج نکردن گریه سر می دادند.« نظیر دختر یِفتَاحِ (یکی ازرهبران اسراییل) که ازپدرش دو ماه مهلت می خواهد که به خاطر ازدواج نکردن گریه کند و دختران اسراییل به یاد او همه ساله این کار را می کنند». (داوران 11:36-38).
یا ازدواج نکردن باعث شرمندگی آنان می شد و از مردان تقاضای ازدواج می کردند. نظیر آنچه در کتاب اشعیا:(1:4)آمده است «زنان به مردان می گویند:ما خود خوراک و پوشاک خود را تهیه میکنیم فقط اجازه بده تورا شوهرخود بخوانیم تا نزدمردم شرمگین نشویم». نیزدرکتاب(روت 9:3)

نوشته ای دیگر :   پایان نامهشیوه جبران خسارت در حقوق ایران و بیع بین المللی کالا (۱۹۸۰ وین)