شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر هوشمندی کسب و کار جهت موفقیت فرآیند تجاری سازی فناوری -خرید پایان نامه

در سازمان های باسازگاری بالا، همه نقش رهبری را بازی می کنند از زمانی به زمان دیگر، با این حال،صلاحیت های خاص ضروری برای کسانی که درنقش رهبری کلیدی به ویژه هنگامی که سازمان به دنبال بالاتر از سطح سازگاری هستند. در شرایطی که سایرین نمی توانند وضعیت را تحلیل و کنترل کنند بود و عدم تطابق رهبر با اندازه سازمان،تعیین کننده مسیر آینده سازمان است(سون هرفور،2010).

حمایت از مدیریت متعهد و رهبری به عنوان مهم ترین عامل برای هوشمندی کسب و کار و پیاده سازی آن شناخته   می شود. داشتن یک رهبر و قهرمان در هر صنعتی حیاتی است. او قادر خواهد بود چالش های پیش روی سازمان را تغییر دهد جای تعجب نیست که اکثر سازمان ها به ترکیب و مهارت های یک تیم هوش و تاثیر آن بر موفقیت کسب و کار اصرار می ورزند. رهبری از یک طرف و توازن نیرو در واحدهای مختلف از سوی دیگر و نیاز به جذب نیروی متعهد در توان کاری مدیر و حیطه کاری اوست همچنین گرفتن تصمیمات استراتژیک و یکپارچه سازی سازمان و تحلیل اطلاعات از وظایف مدیران است و موفقیت مدیران در کار تیمی و جذب نیروی متخصص باعث موفقیت کسب و کار می گردد(پاررود،2009).

از دیدگاه نظری، دلایل بسیاری به این باور وجود دارد که هوش به رهبری مربوط می شود کارهای انجام شده توسط رهبران بسیار پیچیده است و توانایی حل مسائل پیچیده یک سرمایه است. حل مشکلات روزمره، انگیزه کارکنان،    جمع آوری و یکپارچه سازی مقادیر زیادی از اطلاعات برای تصمیم گیری و خلاقیت و نحوه انجام این موارد نشان دهنده کیفیت کاری آن مدیر در سازمان مربوطه است. تفاوت بین هر سازمانی با سازمان های مشابه به اندازه تفاوت توانایی مدیران آنهاست پس نقش رهبری در موفقیت سازمان همواره تعیین کننده وضعیت کسب و کار آن سازمان است. احساسات خصوصی یک رهبر در محیط کار بیان نمی شود خط پایان تنها داور اصلی نتیجه کار یک رهبر است. موفقیت در شرایط و دامنه مادی اندازه گیری می شود. جهان خطرناک است و حتی گاهی خشونت و پرخاشگری برای بقا مفیدتر و لازم است مغز انسان دیدگاه های جذاب را به رهبران ارائه می دهد فردی که بتواند با احساسات همکاران خود هماهنگ شود واحساسات خود را در تیم گسترش دهد. یک نظام باهوش ایجاد کرده که در کنترل اوست و این قدرت نامرئی و نفوذ مغز است که اجازه می دهد رهبران به راحتی با دیگران ارتباط برقرار کنند و این یک رفتار اجتماعی و هوش اجتماعی است(اندرسون،2006).

2- 1- 12- 3 انطباق پذیری:

تغییرات از طریق به وجود آوردن انعطاف پذیری در ساختارهای سازمانی و روابطمان انجام شدنی است. هر چقدر که در این مورد مقاوم تر باشیم، دسترسی کمتری نسبت به حقیقت سیستم و بنابراین توانایی کمتری برای تغییرات طبق خواسته محیط خواهیم داشت. در چند دهه گذشته، بسیاری از سازمانها با تغییرات مداوم مدیریت ها و ورود دانش و فرهنگ های مختلف به سازمان و بی ثباتی اقتصادی که شبیه وضعیت آب و هوا است و دوام آن قطعیت ندارد روبرو  بوده اند لذا اجرای قابلیت همکاری بین سیستم های مختلف و انعطاف پذیری سخت افزاری و نرم افزاری برای کاهش چرخه، تحول را به حداقل می رساند. مقیاس پذیری در سیستم همواره یکی از بزرگ ترین دغدغه های سیستم های یکپارچه بوده که عملکرد آن میزان هوشمندی کسب و کار را مشخص می نماید و الزامات کسب و کار همواره تغییر می نماید و قابلیت تغییر سیستم با آن در حد و اندازه تعریف شده مهم و اساسی است(یوهه،2005).

انطباق پذیری و منعطف بودن سازمان در مقابل تغییرات و ابزارهای نوین کسب و کار باعث مقاومت و پایداری می گردد. در مواقعی حتی تغییر کاری سازمان در شرایط اطمینان به طور سریع محیط پیرامون را دگرگون می سازد. در کسب و کار امروزی که به هیچ وجه، نمی توان آن را از ارتباطات مجازی و الکترونیکی دور نگه داشت منطبق شدن با سازمان با ابزارهای جدید و به طور مثال باز شدن یک صفحه وبلاگ به روی مشتریان،گاهاً میلیاردها مخاطب برای سازمان به ارمفان می آورد و انعطاف در برابر تکنولوژی در نهایت منجر به ایجاد مزیت رقابتی و یک پیشرفت و حرکت رو به جلو محسوب می گردد که خود باعث بهینه سازی و خودبازنگری(مهندسی مجدد) و خود درمانی مستمر در سازمان می گردد (پاررود،2009).

2- 1- 12- 4 همکاری:

وعده جدید همکاری این است که با تولید و یا ارائه خدمات به همراه یکدیگر ما مهارت ها، استعدادها و هوش انسانها را به طور موثرتر و کاراتر از آنچه که تا به حال در گذشته شاهد آن بوده ایم به کار خواهیم بست. برای آغاز یک پروژه عده ای از افراد را که با یک زبان مشترک با هم صحبت می کنند را با هم جمع می کند و آنها را در راه رسیدن به هدفشان تشویق می کند. سپس رهبر تیم، افراد را به سمت اجرای اهدافشان هدایت می کند. انسان ها ذاتاً تمایل دارند تا با رهبران قدرتمند کار کنند و این امر به عملکرد مثبت شرکت منجر می شود. گروه های کاری می توانند خیلی موثر و یا بر عکس یک فاجعه باشند، در دنیای امروز که اطلاعات را خیلی فوری می توان بدست آورد، بسیاری از این موانع که باعث ایجاد اشکال درعملکرد گروه های کاری می شد، از سر راه برداشته شدند. در حالیکه مسائل دیگری در این زمینه به وجود می آیند. گروه های جدید باید خیلی با یکدیگر در ارتباط بوده و همکاری داشته باشند، به صورت متقابل از یکدیگر حمایت کنند، بسیار با استعداد بوده و به سرعت پاسخگو باشند،حتی اگر تصویری از واقعیات سازمان نداشته باشند. گروه های جدید باید توانایی این را داشته باشند که با استقلال نسبی رفتار کنند(وداپال،2009).

هدف نهایی کارگروهی، برآورده کردن نیاز بازار هدف است و این هدف به عملکرد و هماهنگی و القای موثر مفاهیم بازاریابی در هریک از بخش های سازمان بستگی دارد و این کار در نهایت تبدیل شدن سازمان به یک بنگاه مشتری گرای موفق را باعث می شود. بسیاری از سازمان ها مبالغ بسیار زیادی بر روی جدیدترین نرم افزارهای همکاری هزینه می کنند ولی اگر فرهنگ ، همکاری را حمایت نکند، موفقیت گریزان میشود(شیرویه زاد،2011).

2- 1- 12- 5 مشارکت کارکنان:

مشارکت کارکنان هنگامی عملی می شود که کاربران که برای انجام نقش ها و وظایف تعیین شده اند ارتباطات موفق با یکدیگر داشته باشند. هنگامی که کارکنان در اجرای پروژه مشارکت داشته باشند باعث  می شود شناخت بهتری از آنچه که سیستم ارائه می دهد پیدا کنند و راحت تر آن را بپذیرند. اینکه کارکنان پروژه هوشمندی کسب و کار را امری در جهت بهبود سازمان دانسته و همچنین آن را برای خود نیز سودمند بدانند موجب افزایش مشارکت آنان در اجرای هوشمندی کسب و کار خواهد شد و مشارکت صحیح کارکنان باعث می شود تا پروژه هوشمندی کسب و کار به موقع، با همان بودجه پیش بینی شده و با کارکرد صحیح کامل شود. (واتسون،2011).

2- 1- 12- 6 نوآوری:

نوآوری مانند جریان آب زیرزمینی در بهار است که خشکی ها را می زداید در حالی که سازمان ها در اطلاعات غوطه ور هستند کشش اقتصادی و حسرت بشر برای دستیابی به جدیدترین ها، فراتر از دیدگاه منطقی و خطی حرکت می نماید ولع ثروت و استقبال از دو طرف دامنه، عرضه و تقاضا(تولید کننده و مصرف کننده) پایداری و رشد کسب و کار را به بدعت و نوآوری منوط کرده است. در ادامه فرآهم آوردن مشتریان جدید برای سازمان، به منظور رشد بدون توقف و نتایج نوآوری برای مشتریان جدید و قدیمی خریدهای بیشتر و ایجاد درآمد برای شرکت خواهد بود(لانگلی،2004).

شرکت ها برای رقابت در اقتصاد نوآورگرا و سریع امروزی نیازمند توسعه و پرورش نوآوری می باشند. از آنجایی که نوآوری تا کنون برای در رقابت نگه داشتن و صلاحیت یک کمپانی ضروری است، پس چرا فرهنگ نوآوری به طور طبیعی افزایش نمی یابد؟ چرا باید پرورش داده شود؟ چه چیزی باعث می شود کارکنان در فکر خلاقیت باشند؟ اصل اساسی که این بحث را پیش می برد این است که زمانی که نوآوری باعث ایجاد تفاوت می شود، سود اقتصادی بیشتری نیز به وجود می آید. هرچند که نتایج ممکن دیگری نیز برای نوآوری ها وجود دارد که هدف اصلی شان برآورد سود بر اساس نوآوری می باشد(پاررود،2009).

نوآوری ها از طریق جمع آوری اطلاعات و بینش ها و تفکرات ناشی از ارتباطات جدید، از طریق شناخت های بدست آمده از طریق سفر به مناطق مختلف، از شبکه های دانشجویی فعال و مرزهای باز و بی ثبات به وجود می آیند. نوآوری ها از طریق چرخه جاری تغییرات شکل می گیرد، یعنی اطلاعات نه تنها جمع آوری و ذخیره نشده اند، بلکه به وجود آمده اند. دانش، به یک روش جدید از ارتباطاتی که قبلاً وجود نداشته اند به وجود می آید. هنگامی که این اطلاعات خود محور می شوند، نوآوری به وجود می آید (لیانگ،2004).

2- 1- 12- 7 چشم انداز:

وجود یک چشم انداز استراتژیک در کسب و کار، یک ابتکار عمل در راندن کسب و کار به جلو محسوب می شود با توجه به تغییرات زیاد در حوزه کسب  کار چشم انداز میان مدت کاراتر و اثر بخش تر است. اگر چشم انداز به علت دور بودن درک نگردد نه تنها باعث موفقیت کسب و کار نمی گردد بلکه باعث انحراف سازمان از برنامه عادی می گردد (پاررود،2009).

در یک سازمان باید دید مدیران چه دیدگاهی نسبت به اهداف کسب و کار دارند. در سازمان چشم انداز یک تعهد محسوب می شود و اهمیت این تعهدات از سازمانی به سازمان دیگر متفاوت است و اگر مدیران به تعهدات و چشم انداز سازمان متعهد نباشند موفقیت کسب و کار به راحتی امکان پذیر نخواهد بود(یوهه،2005).

اهداف باید به صورت یک تصویر روشن باشد. چشم انداز،مسیر و تمرکز لازم برای انجام فعالیت های روزانه به منظور رسیدن به نتایج مورد نظر را به ما می دهد. هنگامی که اهداف واقع بینانه و دست یافتنی هستند راه اندازی سازمان، اندازه گیری پیشرفت و دستیابی به اهداف به راحتی امکان پذیر است(شیرویه زاد،2011).

2- 1- 12- 8 انعطاف پذیری:

شامل قابلیت انطباق پذیری سازمان با تغییرات مداوم محیطی و عکس العمل و سازگار شدن سریع سازمان با این تغییرات می باشد. انعطاف پذیری عبارت است از قابلیت سیستم هوشمندی کسب و کار برای انطباق پذیری با شرایط متغیر با توجه به نیازمندی های فرآیند کسب و کار. برنامه هوشمندی کسب و کار برای اینکه موثر و کارا باشد باید منعطف باشد(وداپال،2009).

تعریف دیگر انطباق سازمان ، تغییرات مداوم محیطی و عکس العمل و سازگار شدن سریع سازمان با این تغییرات  می باشد. فرآیندهای کسب و کار قابل انعطاف و چالاک با رعایت مقررات در حال تغییر، کمک می کنند تا آن ها،برای برآوردن خواسته های مشتری، جدیدترین فن آوری را برگزینند و قادر به پاسخگویی باشند (پاررود،2009).

سایر عوامل حیاتی موفقیت، انعطاف پذیری و چند منظوره بودن به آینده، و نگرشی منعطف داشتن به ماموریت شرکت، و تثبیت زیرساخت های فناوری اطلاعات مورد نیاز برای هرگونه چرخش، در مواجهه با مشکلات و بحران ها راه حل های بیشتری را در پیش روی تیم راهبر سازمان می گذارد. پورتال و خدمات وب یکی از نمونه های بارز انعطاف سازمان ها و تطبیق پذیری آن هاست. انعطاف پذیری به معنای تغییرات در مقابل هر عامل محیطی بسیار مخرب است تطبیق پذیر بودن سازمان با نیازها و شرایط محیط در راستای رشد و بقا سازمان و برآورده کردن خواسته های صاحبان و مشتریان آنها انعطاف پذیری می باشد (مارکاریان،2007).

2-1- 12- 9 هماهنگی:

در اجرای موفق هوشمندی کسب و کار باید هماهنگی های لازم بین مدیریت ارشد و سطوح مختلف میانی و سطوح عملیاتی سازمان برقرار باشد. کلیه واحدهای سازمان باید تحت مدیریت واحد به صورت هماهنگ در اجرای این سیستم همکاری کنند، عدم هماهنگی در هر سازمان به نابودی کسب و کار منتهی می گردد.

برای اجرای موفق سیستم هوشمندی کسب وکار، سازمان باید یک فرهنگ و جو هماهنگی و مشارکت در بخش های مختلف ایجاد کند که در آن،کارکنان با حرکت به سوی یک رسالت استراتژیک با یکدیگر به طور هماهنگ کار کنند(اندرسون،2006).

 

2- 1- 12- 10 برنامه ریزی:

برنامه ریزی و طرح تقسیم بندی بازار جهت درست استراتژی را نشان می دهد و یک منبع اطلاعاتی برای توزیع، بودجه، تنظیم زمانبندی و کنترل اصولی آنهاست. برنامه ریزی تدریجی و گام به گام با توجه به پیشرفت پروژه و ایجاد اصلاحات لازم در مراحل مختلف باعث اطلاع از عملکرد و کیفیت آن و جلوگیری از اتلاف منابع سازمان شده و باعث بهبود کسب و کار می گردد. قبل از پیاده سازی سیستم هوشمندی کسب و کار باید تجزیه و تحلیل و شناخت جامع و دقیقی از محیط بیرونی ، داخلی و همچنین نقاط قوت و ضعف پیدا نمود و با توجه به داشته ها و هدفها، تهدیدها، فرصت ها، نقاط قوت و ضعف سازمان ، چگونگی اجرا و به کارگیری سیستم هوشمندی کسب و کار را ارائه نمود(اندرسون،2006).

2- 1- 12- 11 منابع انسانی:

در اجرای یک سیستم نقش اصلی را به عهده دارد و می تواند به طور مستقیم بر موقعیت یا شکست سیستم تاثیر بگذارد. منابع انسانی باید مهارت و دانش کافی درباره سیستم مورد اجرا داشته باشد و سطح سواد لازم و دوره های آموزشی لازم برای اجرای سیستم موردنظر را گذرانده باشد. بخشی از توانمندی کارکنان شامل مهارتهای فنی و مهارت های ارتباطی بین فردی می باشد. کارکنان باید قادر باشند علاوه بر اینکه کارها را انجام می دهند به طور مناسبی با یکدیگر تعامل داشته باشند. کیفیت دانش و مهارت کارکنانی که از سیستم هوشمندی کسب و کار حمایت می کنند برای مدیریت اهمیت زیادی دارد. کارکنان باید مهارت فنی و دانش تجاری مناسب و همچنین توانایی برقراری ارتباط با مدیریت ارشد را داشته باشند. درک وتوانایی اجرای تصمیمات مدیریت تمام کننده ماموریت سازمان و اهداف است(واتسون،2001).

2- 1-12- 12 منابع مالی:

حامیان مالی کسب و کار باید بودجه مورد نیاز کسب و کار را تامین کنند. موفقیت هر پروژه به تامین منابع مالی است. نبود بودجه کافی برای هر کسب و کار، بودجه های قبلی را هم نابود می کند اگر بودجه بندی صحیح انجام شود زیر ساخت کسب و کار صحیح پایه گذاری می گردد. منابع کافی باعث جذب پرسنل ماهر و توانمند که می توانند کسب و کار را به مقصد برسانند می شود اهداف و برنامه بدون منابع کافی انجام نمی شود.مدیریت باید در تخصیص منابع کافی برای انجام فعالیت های روزمره برای به انجام رساندن اهداف کوتاه مدت وبلند مدت دقت فراوانی انجام دهد.کارکنان کافی،زمان،پول،اطلاعات،امکانات،ابزار، ماشین آلات و غیره از منابع مورد نیاز برای کسب و کار هستند اما بسیاری از شرکت های دهه 80 و 90 علیرغم وجود اکثر موارد،صرفاً به دلیل عدم اختصاص مناسب بودجه و یا کافی نبودن آن باعث توقف یا شکست شرکت ها گردیده بود(جمال الدین منصور،2011).

 

2- 1- 12- 13 تکنولوژی مناسب:

عبارت است از سخت افزار، نرم افزار، شیوه ها وبرنامه های استفاده شده در انجام پروژه. تکنولوژی در اجرای موفق هوشمندی کسب و کار نقش مهمی دارد. باید درجه بالایی از تناسب بین سازمان یا سخت افزار و نرم افزار برقرار باشد. همان طور که ساختمان های بلند نیاز به یک بنیان قوی و عمیق به صعود به طرف بالا دارند، سیستم هوشمندی کسب و کار هم نیاز به زیرساخت های فن آوری قوی برای حمایت از گزارش و تجزیه و تحلیل مورد نیاز از کل سرمایه گذاری انجام شده در سازمان را دارد(رانجان،2008).

به منظور کسب مزیت رقابتی ایجاد شده توسط هوشمندی کسب و کار ،سازمان ها نیاز دارند تا تکنولوژی زیربنایی مناسبی را به منظور حمایت از عملیات و سیستم های هوشمندی کسب و کار فراهم کنند. تکنولوژی می بایست دارای ویژگی های مانند اطمینان ، انعطاف پذیری و دسترسی پذیری بالایی داشته باشد. عدم هماهنگی و تطابق سیستم های هوشمندی کسب و کار در تغییرات خواسته و ناخواسته محیطی امکان انجام پروسه تا انتها را مختل می نماید و چه بسا با تصمیمات مهم سازمانی در اثر عدم انعطاف تکنولوژی به دلیل نداشتن اطلاعات لازم و به موقع گرفته نشود. به طور مثال سیستم های یکپارچه سازی اطلاعات سازمانی در سازمان های چند ملیتی همانند تویوتا و هوندا همزمان در چند کشور از سیستم های مختلف که قابلیت تطبیق پذیری با بستر فناوری اطلاعات آن کشورها را دارد توانسته اند بر تغییرات محیطی و به تبع بر تغییرات داخلی چیره شوند(اکرسون،2005).

2- 1- 12- 14 بهبود مستمر:

بعد از هدف گذاری و برنامه ریزی می بایست تیم کاری روی بهترین فرصت در شرایط مختلف تمرکز کنند. هدف گذاری فقط محور حرکت را مشخص می نماید. اصرار بر حرکت کامل باعث در دام افتادن سازمان و جلوگیری از رشد و توسعه و در نهایت سبب ناکامی سازمان می گردد(یوهه،2005).

2- 1- 12- 15 مدیریت تغییر:

مشکلات مزمن و بالقوه سازمان همواره شامل تخصص عملکردی و افزایش یچیدگی عملیاتی در جریان ثبات های بدون برنامه ریزی است که به تشدید هزینه ها می انجامد و تغییرات سازمانی و مدیریت آن همواره یکی از کلیدهای موفقیت کسب و کار است. مشارکت کاربران نهایی باعث موفقیت کسب و کار مجموعه می شود. حصول اطمینان از موفقیت پس از تغییر و حصول اطمینان از اینکه مدیران،راهنمای خوبی در طول زمان تغییر هستند و ترس از سکون و نابودی از مهم ترین عوامل تغییر و موفقیت شرکت هاست. ترس کارمندان در تغییر از این است که آنها پس از تغییر با مشکلات احتمالی دیده نشده تنها رها خواهند شد. مدیریت تغییر و جهت دادن به آن ، پیاده سازی تغییر را آسان نموده و کاربران فرآیند را بدون تعارض هدایت خواهد کرد. تفهیم اینکه پرسنل شریک تغییرات هستند از گام های اصلی جهت دهی      می باشد. مدیریت تغییر مبتنی بر کاربران و نیازهای آنها موجب می شود تا خود کارکنان نیز در فرآیند تغییر مشارکت کنند و این منجر به بهبود ارتباطات و انتقال بهتر نیازهای آنها شده و در نتیجه به معرفی موفق سیستم منجر می شود(هوسن،2006).

2- 1- 12- 16 مشتری مداری:

مشتریان میخواهند که به نیاز آنها پاسخ داده شود و سازمان باید در مقابل خواسته مشتریان حساس باشد. مشتریان همواره از بابت خرید کالا هراسی ندارند بلکه تردید آنها در اکثر مواقع این است که چگونه و به چه کیفیتی سازمان در مقابل خواسته های بعدی آنها پاسخگو است. حتی مشتریان بی سود هم می توانند به عنوان تبلیغ مثبت و یا منفی تلقی گردند و باعث سودآوری و یا زیان سازمان گردند. بنابراین می بایستی سازمان به تمام خواسته های مشتریان بله بگوید تا در نتیجه ، رضایتمندی مشتری و نگهداری آن و تکرار مراجعه مثبت مشتری به سازمان، افزایش سود و در نهایت موفقیت کسب و کار را شامل شود.(رشما سمر،1993)

2- 1- 12- 17 یکپارچگی اطلاعات سازمان:

هماهنگی و یکپارچگی بین نرم افزارهای عملیاتی با پروژه مورد اجرا از عوامل اصلی موفقیت پروژه       می باشد. یکپارچگی اطلاعات خصوصاً در مدت زمان اجرای پروژه باعث از بین رفتن زمان های اضافی و بیهوده می گردد ، در صورت در دسترس نبودن اطلاعات در مواقع ضروری، پروژه در نزدیک ترین حالت به مسیر روش بحرانی طی مسیر می کند و موازی کاری و عدم اطمینان از نتیجه تصمیمات ، از نتایج آن   می باشد (اکرسون،2005).

2- 1- 12- 18 اعتماد سازی:

مسئولیت های کلیدی ضامن کسب و کار است و به عنوان ابزار و عامل تغییر سازمان محسوب می شود. اعتماد به پرسنل وایجاد آن سبب درنگ و تجزیه و تحلیل اطلاعات و در نهایت سبب تغییر راه های قدیمی به راه های جدید تصمیم گیری می شود. حذف موانع و انعطاف در برابر تصمیمات صحیح، از بهانه های پرسنل در کمک به هوشمندی کسب و کار جلوگیری می کند.

ایجاد اعتماد بین کارکنان سبب کاهش بوروکراسی در سیستم ها و فرآیندهای سازمان می شود و اصول بوروکراسی مارکس  وبر اساس اعتماد بنا گزارده شده که هزینه آن سوء استفاده در برخی موارد است.

 

 

 

 

2- 1- 12- 19 مدیریت دانش:

با توجه به انفجار دانش و اهمیت حفظ رقابت و یک سوال بزرگ که آیا شرکت چه میزان از دانش موجود و جاری در سرمایه های انسانی استفاده می نماید؟ و جواب این سوال و رویکرد سازمان به این سوال در نهایت به موفقیت و یا شکست آن منتهی می گردد. مهم ترین بحث مدیریت دانش یادگیری و دانش گروهی است یعنی اینکه برای موفقیت سازمان می بایست دانش موجود در سازمان به اشتراک گذاشته شود. مدیریت دانش: تسهیم دانش عبارت است از سهیم کردن همکاران و زیردستان در دانش بدست آمده در سازمان. تسهیم دانش و انتقال پویای دانش آشکار و ضمنی عامل مهم موفقیت در هوشمندی کسب و کارمی باشد (لینگ،2004).

خلاصه ای از عوامل کلیدی موفقیت هوشمندی کسب و کار با توجه به ادبیات تحقیق و شاخص های یک سازمان موفق در هوشمندی کسب و کار بر اساس ادبیات پژوهش در جداول زیر ارائه شده است:

 

(جدول 2- 1) : عوامل کلیدی موفقیت هوشمندی کسب و کار با توجه به ادبیات تحقیق

ردیف عوامل منابع
1 ارتباطات Olivia Parr Rud,2009-Kellyann Berube Kowalski,2005-Sven Hamrefors,2010-Hadi Shirouyehzad,2011-David Arnott,2008
2 رهبری Olivia Parr Rud,2009- YEOHw&KORONIOS.a.2005- Karl Andesen,2006- Sven Herefords 2010- Timothy A,Judge,2004-Pius Achanga 2005
3 انطباق پذیری YEOHw&KORONIOS.a.2005- Olivia Parr Rud,2009- D.Shi R.L.Daniels,2003
4 همکاری Andesen,2006-Naveenk.Vodapall2009-Hadi Shirouyehzad,2011
5 مشارکت کارکنان Wixom,B.H watson.H.J.2001-Hwang Seng.,S.H.Chiu(2012)Hya Azziw Jamaludin and Zulkefli Mansor2011
6 نوآوری Wen-Kuei Liang,2004-David J. Langley,2004- Olivia Parr Rud,2009
7 چشم انداز YEOHw&KORONIOS.a.2005. Olivia Parr Rud,2009.Reshma Samer,1993 Hadi Shirouyehzad,2011-Andersen,2006-Naveenk.Vodapall2009
8 انعطاف پذیری Yiwei Gong&Marijn Janssen,2011 Olivia Parr Rud,2009, YEOH.w & KORONIOS .a.2005-D.Shi R L…Daniels,2003-James Markarian,2007.David J.Langley.2005-Oyku IsIk,2010-Naveenk Vodapall,2009
9 هماهنگی Mark I.Hwang,2012-Rainer,R.K.and Watson,H.J.1995-Shaku Atre,2003 AriyaChandra,T2004
10 برنامه ریزی Andesen,2006-Tom M.Y.Lin,2004- Oyku IsIk,2001
11 منابع انسانی Wixom,B.H.Watson,H.J,2001-Poon,P.and Wagne C.2001
12 منابع مالی کافی Reshma.S.1993-Shirouyehzad2011-Jamaludin and Manor2011Yeoh and Koronios 2010-Lindsey and Frolick2003-Sammon and Finnegan2000
13 تکنولوژی Reshma.S.1993-Shirouyehzad2011-Jamaludin and Mansor 2011 Yeoh and Koronios2010-Lindsey and Frolick 2003-Sammon and Finnegan2000
14 مدیریت تغییر Peter Trkman2009-YEOHw& KoroniosS.a.2005 –WILLIAM YEOH and ANDY KORONIOS2010
15 مشتری مداری Wen-Kueo Liang2004-Resume Samar,1993- YEOH and ANDY KORONIOS2005
16 اعتماد سازی Reshma Samer 1993-Kellyann Berube Kowalski2005-Wen-Kuei Liang2004
17 مدیریت دانش Wen-Luei Liang2004-hai wang,2008
18 یکپارچگی اطلاعات By Wayne W.Eckerson
19 مدیریت داده Vodapalli 2009-Poon and Wagner2001-Sommon and Finnegan2000-Howson2006
20 بهبود مستمر YEOHw.&KORONIOS.a.2005

 

(جدول2-2): شاخص های یک سازمان موفق در هوشمندی کسب و کار بر اساس ادبیات پژوهش

ردیف عنوان منابع
1 صرفه جویی در زمان Eckerson,2005-Olszak and Ewa Ziemba ,2007-Lin et al,2009Bahrami et al,2012
2 ایجاد اعتماد Eckerson,2005- Lin et al,2009
3 بهبود راهکارها و برنامه ها Eckerson,2005-Bahrami et al,2012
4 بهبود تصمیمات تاکتیکی Eckerson,2005-Bahrami et al,2012
5 افزایش کارآیی فرآیندها Eckerson,2005-Olzak and Ewa Ziemba ,2007–Bahrami et al,2012
6 کاهش هزینه ها Eckerson,2005-Bahrami et al,2012
7 گزارشات سریع و صحیح Thampson,2004-Olszak and Ewa Ziemba,2007
8 بهبود تصمیم گیری Thampson,2004
9 بهبود خدمات به مشتریان Thampson,2004-Bahrami et al,2012
10 افزایش درآمد توربان و همکاران،1390

2- 2 تجاری سازی فناوری

2- 2- 1 مقدمه :

مهمترین تفاوت دنیای امروز با دیروز سرعت تحولات فناورانه است که این موضوع با تغییر قلمرو و با به کاربری تجاری سازی فناوری همراه است.

تجاری سازی که عبارت است از تبدیل یافته های جدید و ایده های پژوهشی به محصولات و خدمات قابل ارائه به بازار ؛ مجموعه تلاش هایی را که به منظور فروش کارهای تحقیقاتی با هدف کسب سود و ارتباط هرچه بیشتر آموزش و پژوهش با هدف اقتصادی و اجتماعی صورت می گیرد را شامل می شود.

از آنجایی که به بازار رساندن و تجاری سازی عامل حیاتی در بقای سازمان ها و جامعه است و عامل کلیدی در پیشرفت جوامع و تکیه بر دانایی و ارزشگذاری آن می باشد و عامل اصلی در رشد اقتصادی و فنی جامعه به حساب می آید، اهمیت این موضوع آشکار می گردد.

با کمک تجاری سازی بخش های تحقیقاتی با صنعت به ارتباط و همکاری بیشتری می پردازند که در نتیجه منجر به تبدیل نتایج تحقیقات به نوآوری و محصولات جدید و قابل استفاده می باشد، در نتیجه تجاری سازی یکی از ارکان مهم نوآوری است که پایداری تحقیقات را تضمین می کند و ارزش اقتصادی برای سازمان و رشد اقتصادی و دانش محوری جامعه را فراهم می کند تجاری سازی منجر به رشد اقتصادی جامعه می شود تولید ثروت با استفاده از فناوری شرط بقا و ماندگاری در بازار جهانی است.

امروزه رویکرد کشورها به سمت اقتصاد دانش بنیان است، می توان گفت اقتصاد قرن بیست و یکم مبتنی بر اقتصاد دانش بنیان است. در این نوع اقتصاد هدف تولید و توزیع و استفاده از دانش به منظور منبع اصلی رشد و ثروت است و هدف اصلی از توجه به اقتصاد دانش بنیان، دستیابی به توسعه پایدار خصوصاً در کشورهای در حال توسعه است. اقتصاد دانش بنیان می تواند یک پیش شرط اساسی در روند توسعه پایدار در جوامع گوناگون باشد.

عامل اصلی و موتور محرکه اقتصاد دانش بنیان، شرکت های دانش بنیان هستند. به طور کلی فعالیت های شرکت های دانش بنیان به عنوان یک بنگاه اقتصادی، کلیه فعالیت هایی است که بر تجاری سازی نتایج تحقیقات و توسعه شامل: طراحی و تولید و عرضه کالا و خدمات و به کارگیری فناوری پیشرفته دارای ارزش افزوده بالاو ارائه مشاوره و خدمات تخصصی و دانشی تمرکز یافته اند.(مهدوی و دیگران،53:1359).

با توجه به سیاست های جدید  دولت و حمایت از شرکت های دانش بنیان و حرکت به سمت اقتصاد مقاومتی و حمایت از طرح های کلان ملی که منجر به توسعه فناوری های دانش بنیان و مشارکت دولت در توسعه فناوری های جدید و تجاری سازی و توانمند ساز علمی و فنی کشور می شود، تجاری سازی ایده های شرکت های دانش بنیان اهمیت بیشتری می یابد. و از طرفی به علت اینکه تعداد کثیری از تحقیقات از نظر فنی موفق بوده اند اما تعداد اندکی از آنها در زمینه تجاری سازی به موفقیت دست یافته اند، که این نشان دهنده پیچیدگی در امر تجاری سازی است لذا در این بخش از پژوهش ، ابتدا با تعاریف و مفاهیمی از تجاری سازی ، مختصری به موانع تجاری سازی و اهمیت تجاری سازی و موارد مرتبط با تجاری سازی و مطالعات صورت گرفته در این حوزه اشاره خواهیم کرد.

2- 2- 2 تجاری سازی،تعاریف و مفاهیم:

کیارسی حیدر(1390) در مقاله ای که در دومین کنفرانس مدیریت اجرایی در اول تیرماه یکهزاروسیصدونود شمسی ارائه داد به بررسی عملکرد تجاری سازی فن آوری در کشور طی برنامه های دوم ، سوم و چهارم توسعه پرداخت.وی در این مقاله سعی کرده تا با تعاریفی از تجاری سازی وارد مرحله فرآیند تجاری سازی شود سپس در ادامه به روند تجاری سازی فن آوری در جهان و ایران پرداخته و در نهایت با مقایسه تجاری سازی فناوری در برنامه های دوم ، سوم و چهارم توسعه نتیج گیری خود را بیان داشته است.

رادفر و دیگران(1388) در مقاله ای با عنوان تجاری سازی فناوری عامل مؤثر در توسعه فناوری و اقتصاد به بیان تعریف و مفاهیم تجاری سازی می پردازند و در ادامه نقش تحقیق ، توسعه و نوآوری در توسعه و تجاری سازی فناوری را بیان می کنند.همچنین در جای دیگری از این مقاله به عوامل مؤثر در موفقیت تجاری سازی در سازمانها و فرآیند تجاری سازی R&D اشاره می شود.

طباطبائیان و دیگران(52:1386) در پژوهش خود به این نتیجه رسیده اند که:« فرآیند تجاری سازی شامل فعالیت هایی از قبیل کسب ایده های تجاری سازی تکنولوژی، به مرحله رشد رساندن آن، توسعه تکنولوژی تحقق یافته تحقیقاتی، ساخت نمونه اولیه با استفاده از تکنولوژی های توسعه یافته، توسعه فرآیند جدید با بهینه سازی فرآیندهای موجود در عرصه محصول به بازار، ایجاد موقعیت فروش و ایجاد زیرساخت های جدید می باشد.

مقیمی و دیگران(115:1386) در پژوهش خود به این نتیجه رسیده اند که، تجاری سازی عبارت است از تبدیل یافته های جدید و ایده های پژوهشی به محصولات و خدمات و فناوری های قابل ارائه به بازار یا به عبارت دیگر به مجموعه تلاش هایی که به منظور فروش کارهای تحقیقاتی با هدف کسب سود و اهداف اقتصادی و اجتماعی صورت می پذیرد تجاری سازی گویند.

فکور(60:1385) در پژوهش خود به این نتیجه رسیده است که: تجاری سازی تحقیقات فراگردی است که دانش تولید شده در دانشگاه ها و سازمان های تحقیقاتی را به محصولات قابل عرضه در بازار یا فراگردهای صنعتی تبدیل می کند. این فراگرد مستلزم همکاری و تعامل جدی مراکز آموزش عالی و سازمان های تحقیقاتی وابسته به دولت، شرکت های صنعتی، سازمان های ملی و سرمایه گذاری،کارآفرینان و افراد علمی است.

قاضی نوری(2005) در پژوهش خود به این نتیجه رسیده اند که: از نظر فرآیند نوآوری، تجاری سازی یعنی این که فناوری و دانش نوین باید از موسسه های عرضه کننده ی آن به سمت صنایع و شرکت های متقاضی جریان یابد.

کارلسون(123:2004) در پژوهش خود به این نتیجه رسیده است که: تجاری سازی دانش و فناوری، دارای سابقه ای طولانی است. هرچند به صورت محدود، فناوری ها و دانش حاصل از پژوهش های علمی، به بازار عرضه شده و تجاری می شدند ولی به نظر می رسد شروع تجاری سازی دانش و فناوری با بحث های همکاری بین صنعت و دانشگاه در سال 1862 اتفاق افتاده است.

زوا(224:2004) در پژوهش خود به این نتیجه رسیده است که: تجاری سازی تحقیقات فرآیندی است که در آن، توسعه ایده های جدید یا داده های تحقیقاتی و تبدیل آنها به محصولات تجاری یا خدمات و در نهایت ارائه به بازار دیده می شود.

با توجه به تحقیقاتی که انجام گرفته است،هرکدام از تعاریف مطرح شده جنبه های گوناگونی از مفهوم تجاری سازی را مورد توجه قرار می دهد، در نتیجه می توان گفت: تجاری سازی عبارت است از تبدیل یافته های علمی جدید و ایده های پژوهشی به محصولات و خدمات و فناوری های قابل ارائه به بازار با هزینه کم و کیفیت بالا. در واقع تجاری سازی تحقیقات مجموعه تلاش هایی است که به منظور فروش کالاهای تحقیقاتی با هدف کسب سود و ارتباط هرچه بیشتر آموزش و پژوهش با اهداف اقتصادی و اجتماعی صورت می پذیرد. به عبارت دیگر، تجاری سازی را می توان به بازار رسانیدن یک ایده و یا یک نوآوری و یا تبدیل یافته های علمی جدید و ایده های پژوهشی به محصولات و خدمات با استاندارد سازی عملیات به منظور ارائه و انتقال دانش و فناوری نوین از مراکز تحقیقاتی به صنایع موجود یا کسب و کارهای جدید و شرکت های متقاضی که ممکن است منجر به توسعه یا بهبود محصولات با فرآیندها شود، تلقی کرد.