شبکه روابط اجتماعی

دانلود پایان نامه

5. بیگلو و مرادیان (1391)، مقاله ای را تحت عنوان « ارتباط مشارکت سیاسی مردم و قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران » با تأکید بر وجهی از مشارکت با عنوان مشارکت در انتخابات که بخش وسیعی از فعالیت سیاسی مردم و قدرت نرم می پردازد تدوین کرده است. روش این تحقیق کمی و پیمایشی است که پس از انجام تحقیق ، در این تحقیق از نظرات 72 نفر از دست اندرکاران اجرای انتخابات و نخبگان و مسؤولان آشنا با قدرت نرم کشور در وزارت امور خارجه و سازمان های امنیتی ، اطلاعاتی و انتظامی که به صورت تصادفی به عنوان جامعۀ آماری تحقیق انتخاب شده بودند، استفاده شد و نتایج حاصل از تحقیق بیانگر آن است که با شدت رابطۀ 7/0 بین مشارکت مردم در انتخابات و قدرت نرم ایران رابطۀ قوی و معنی داری وجود داردو با توجه به جهت مثبت رابطۀ بین دو متغیر می توان با افزایش مشارکت مردم در انتخابات بر قدرت نرم ایران افزود. این قدرت نرم در داخل و خارج کشور کارایی دارد؛ در سیاست داخلی همراه کردن مردم و افزایش مشروعیت نظام سیاسی و افزایش اعتماد مردم به مسئولین اصلی ترین کاربرد قدرت نرم خواهد بود و در سیاست خارجی افزایش اعتبار بین المللی و همراهی دیگر ملت ها گامی در راستای دست یابی ساده تر به سیاست های خارجی خواهد بود.
6. طالب و همکاران (1390)، مقاله ای را تحت عنوان « ارزیابی نقش مشارکت در طرح های توسعه مناطق روستایی » تدوین کرده اند . روش این تحقیق کیفی و تکنیک آن مصاحبه بود، جامعه آماری پژوهش حاضر ، همه افراد سرپرست خانوار از میان جمعیت واقعی سه روستای هانی گرمله ، کیمنه و بیدرواز را شامل می شود و روش نمونه گیری تصادفی غیر احتمالی و مبتنی بر هدف یا نظری است و با استفاده از دو روش مقبولیت و انتقال پذیری داده ها مورد ارزیابی قرار گرفت ودرپژوهش حاضر، جمع آوری و تحلیل داده ها ؛ به طور همزمان انجام شد . مصاحبه های مذکور با روش تحلیل مقایسه ای مداوم و مطابق با روش استرواس و کوربین مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت نتایج تحقیقات نشان داد که ؛ اکثر مصاحبه شوندگان درباره وضعیت مشارکت و هم فکری در سطح خانواده ، در اعلام نظر درباره طرح شهرک شهرام که اعضای خانواده با هم شریک هستند و نظر آنها در هر تصمیمی مهم است و با توجه به اینکه مشورت از جنبه های اصلی و اساسی دین است ، تصمیم های کلی در خانه و در میان اعضای خانواده با مشورت اتخاذ شده است . لیکن می توان گفت که اعضای خانواده ، مانند سرپرستان خانوار به صورت عمقی به مسائل توجه نداشته اند .در مورد نظر مصاحبه شوندگان درباره چگونگی برنامه ریزی ، تهیه و اجرای طرح های مشابه به لحاظ همکاری و مشارکت مردم ، اکثریت معتقد بوده اند که مشارکت و همکاری اصیل دولت و مردم ، به مثابه قوت و برگ برنده هر طرحی است و به طور کلی ، نتایج نشان دادندکه؛ سرمایه اجتماعی در میان روستاییان و برنامه ریزان دچار آسیب های گردیده که باعث ضعیف این سرمایه در شبکه روابط اجتماعی شده است و مهم ترین آسیب های مذکور در اعتماد اجتماعی و مشارکت نهفته است. مشارکت مطلوب زمانی انجام می شود که روستاییان بتوانند در سطوح ذهنی ، عینی ، تصمیم گیری و اجرایی دخالت داشته باشند.
2-2-2- پیشینه خارجی
1. لیک فیل وایرن پیرن (2007) مقاله ای را با عنوان ” نقش رسانه های جمعی بر شرکنندگان مشارکت قانونی ” تدوین کرده اند و در این مقاله رسانه های جمعی به عنوان ذینفعان یک شرکت مورد بحث قرار میدهند، و نشان میدهند که درک پیچیده رسانه های جمعی، تابع حوزه عمومی آنها و نحوه عمل آنها برای تجزیه و تحلیل نقش رسانه ها دراعطا مشروعیت شرکت حیاتی میباشد. واژه هایی مانند “شهروند شرکت های بزرگ” یا “دموکراسی ذینفعان یا مفهوم شرکت های بزرگ به عنوان بازیگران مدنی یا سیاسی دلالت بر ارتباط با حوزه عمومی دارد، که در دموکراسی های مدرن عمدتا از طریق تشکیل رسانه های جمعی ایجاد میشود. چه طور شرکتهایی که میتوانند به دلیل اندازه، تاثیر و قدرت چانه زنی محیط های سیاسی و اجتماعی آنها را تغییر داده و تحت تاثیر میگذارند، گواهی نامه خود را در جامعه به کار می گیرند. بنابرین مشروعیت شرکت ها و پذیرش اجتماعی دست به دست میشود. با این حال، در حالی که مفاهیمی از قبیل مشروعیت، مسئولیت، پاسخگویی، تأمل و گفتمان عمومی در تئوری ذینفعان مورد خطاب قرار میگیرند، به ندرت در مورد رسانههای عمومی به عنوان محل های عمومی گفتمان، تأمل و مشروعیت منبعی وجود دارد.همانگونه که توسط Nanz و steffek عنوان شده، در دموکراسیهای مدرن حوزه عمومی تا حد زیادی به واسطه رسانه های جمعی تشکیل میشود: گزارش توسط رسانه های جمعی یکی از عناصر حوزه عمومی میباشد، هرچند که یک جزء مهم میباشد، با توجه به تعداد مخاطبان رسانه های جمعی به طور بالقوه می توانند اطلاع رسانی نمایند. Luhmann (2000( نیز اهمیت رسانه های جمعی را در جوامع مدرن مورد بررسی قرار داد با این استدلال که “هر آنچه ما درباره جامعه خودمان می دانیم، یا در واقع در مورد جهانی که در آن زندگی می کنیم، از طریق رسانه های جمعی مییابیم (phil& Perrin , 2007: 1-6).
2. رنس ولیگنتارت واستفان والگریو (2003)مقاله ای با عنوان”وابستگی متقابل رسانه های گروهی و جنبشهای اجتماعی” را تدوین کرده اند. این مقاله در مورد تعامل بین جنبش های اجتماعی و رسانه های جمعی بحث میکند. توضیح می دهد که این رابطه چرا و چگونه می تواند به عنوان یکی از وابستگیهای متقابل دیده شود. جنبش های اجتماعی برای تقویت ادعای خود نیاز به توجه رسانه های جمعی دارند، رسانه ها در جنبشها حضور پیدا میکنند زیرا آنها رویدادهای ارزشمندی را خلق میکنند. ما از تحقیقاتی که در این رابطه انجام شده و بر روی عناصر مختلف آن متمرکز شده سهمی را برداشت میکنیم. به دنبال یک رویکرد فرایند ارتباطات سیاسی کلاسیک، ما در ابتدا علل توجه رسانه ها به جنبشهای اجتماعی و حوادث آنها را مورد بحث قرار داده اند. در ادامه بر روی میزان این پوشش و چگونگی تجزیه و تحلیل آن توسط محققان جنبش های اجتماعی متمرکز شده اند.در نهایت، واقب گوناگون پوشش رسانه ای برای جنبش های اجتماعی، از نظر بسیج کردن، رسیدن به تغییرات سیاسی و به دست آوردن افکار عمومی مطلوب مد نظر قرار دادند نتایج تحقیق نشان داد که ؛ رسانه های جمعی بیشتر از هر بازیگر سیاسی دیگری، جنبشها برای رسیدن به حوزه خودشان، برای تبدیل کردن تماشاگران به شرکت کنندگان بالقوه و انتقال پیامهای آنها با اهداف اعتراض، به شدت وابسته به پوشش رسانه ای میباشند. پس از مرور ادبیات تحقیق، واضح است که ادعای اولیه نویسندگان با حقایق و رسانه هایی که برای جنبش کلیدی هستند، موجه میشود. شخص حتی می تواند اظهار کند که تصور جنبش های اجتماعی بدون رسانه های جمعی دشوار است (ما را در هر صورت از وجود آنها آگاه نمیشویم). بزرگترین جریان در جنبشها و ادبیات رسانه ای، برخورد با رسانه های جمعی به عنوان یک منبع اطلاعات در مورد جنبشها و وقایع آنها میباشد. جدای از آن، تاکنون بیشتر کارها با این محور که چگونه و تحت چه شرایطی جنبش های اجتماعی در دسترس اخبار میباشند، متمرکز شده است. چرا برخی از جنبش ها پوشش داده میشوند در حالی که مردم در مورد جنبش های دیگر مورد بیاعتنایی قرار میگیرند. آن جنبش کاملاَ در مسیر پژوهش ارتباط اصلی بر معیارهای خبری و روال خبری میباشد. حجم قابل توجه دیگر از بررسی مطالعات مربوط به اثرات پوشش رسانه ای در بسیج کردن میباشد. برخی از زمینه های تحقیق به میزان بسیار کمتری توسعه یافته اند (Walgrave, Vliegenthart, 2003: 1-24).
3. مگس ول مکومبز (2000) ، مقاله ای را با عنوان ” نقش تنظیم دستور کار رسانه های جمعی در شکل گیری افکار عمومی” تدوین کردند.معتقدند قدرت رسانه های خبری در تنظیم دستور کار کشورو جلب توجه مردم به چند مسئله عمومی کلیدی، یک تاثیر بسیار وسیع ومستند میباشد.مردم نه تنها نیازمند به دست آوردن اطلاعات واقعی در مورد امور عمومی رسانه های خبری میباشند، بلکه خوانندگان و بینندگان نیز به اهمیت یک موضوع بر اساس تأکیدی که در اخبار بر آن می شود، پی میبرند. روزنامه ها چندین نشانه ها در مورد برجستگی موضوعات در اخبار روزانه – نقل دبیر در صفحه اول، دیگری نمایش مطالب سرصفحه یا سرمقاله،سرفصل های بزرگ و غیره ارائه میکنند. اخبار تلویزیون نیز نشانه های بسیاری در مورد اهمیت داستان افتتاحیه در خبر، مدت زمان اختصاص داده شده به یک موضوع و غیره ارائه می دهد. این علائم که روز به روز تکرار میشوند، به طور موثری اهمیت هر موضوع را برقرار میکنند. به عبارت دیگر، رسانه های خبری می توانند دستور کاری را برای جلب توجه عموم مردم به گروه کوچکی از مسائل اطراف اشکال افکار عمومی تنظیم کنند.تاثیر دستور کار تنظیم رسانه های خبری به این مرحله اولیه از جلب توجه عمومی در مورد یک موضوع خاص محدود نمی شود. رسانه ها همچنین گام بعدی در فرایند ارتباطات، درک و چشم انداز ما در موضوعات بوجود آمده در اخبار را تحت تاثیر قرار میدهند.برای تمام برنامه ها ما بحث کردهایم که اهداف و موضوعات مسائل عمومی هستند،اما آنها می توانند آیتم ها و یا موضوعات دیگر از قبیل دستور کار نامزدهای سیاسی در انتخابات باشند.موضوعات واهداف چیزهایی هستندکه توجه رسانه ها و مردم به آنها متمرکز میباشد.در عوض، هر یک از این موضوعات دارای ویژگی های متعددی میباشند که آن ویژگی ها و صفات اهداف را توصیف میکنند. همچنین برای هر موضوع برنامهای از ویژگی ها وجود دارد زیرا زمانی که رسانه ها و مردم در مورد یک موضوع فکر می کنند و به صحبت میپردازند، برخی از ویژگی ها مورد تأکید قرار میگیرندو به بسیاری دیگر از این ویژگی ها توجهی نمیشود. این برنامه از ویژگی ها جنبه دیگری از نقش برجسته تنظیم دستور کار رسانه های خبری است. در مجموع، رسانه های خبری دارای تاثیر قابل توجهی در محتوای برنامه های عمومی میباشند، و عبارت “تنظیم دستور کار” به امری عادی در بحث روزنامه نگاری و افکار عمومی تبدیل شده است (Mecombs, 2000: 1-10).
2-3- مفاهیم
2-3-1- مشارکت :
در لغت نامه دهخدا مشارکت به معنای “شرکت کردن” تعریف شده است. فرهنگ انگلیسی آکسفورد نیز مشارکت یا «participation» را به عنوان «عمل یا واقعیت شرکت کردن، بخشی از چیزی را داشتن یا تشکیل دادن» دانسته است(رهنما،۱۳۷۷: 115). مشارکت در واقع نوعی رفتار اجتماعی مبتنی بر اعتقاد و منافع شخصی و گروهی است. از دیدگاه جامعه شناسی مشارکت به معنای احساس تعلق به گروه و شرکت فعالانه و داوطلبانه در آن است که به فعالیت اجتماعی منجر می گردد. از این منظر مشارکت فرآیند سازمان یافته ای است که فرد در آن به فعالیتی ارادی و داوطلبانه دست می زند(کمانرودی، 1386، همشهری). به عبارت دیگر مشارکت را فرایندی دانسته اند که طی آن فرد از طریق « احساس تعلق به گروه و شرکت فعالانه و داوطلبانه در آن» به طور ارادی به فعالیت اجتماعی دست می یازد (کمانرودی،همشهری آنلاین). مشخص بودن آمال و اهداف مشارکت کننده از رهگذر آگاهی وی نسبت به عواقب کنش خویش منجر به مشارکت فعالانه، داوطلبانه و ارادی مشارکت کننده می شود (تاجیک،2:1384). مشارکت به معنی همکاری متقابل بین دویاچندنفر(واحد،سازمان دستگاههای دولتی) با یکدیگر درانجام کار واحدویا دستیابی به هدف مشخص به طوریکه ضمن رعایت منافع طرفین مسئولیت وتعهد هرکدام درقبال انجام آن دقیقاً مشخص می باشد ( حقگو،9:1385).
– مشارکت :
به معنای برد وباخت نیست، بلکه هریک ازطرفین بازی ازنتایج آن بهره مندمی شود، گسترش وافزایش قدرت درسطوح پایین سازمان ممکن است منجر به بهره مندی سازمانی گرددویا اینکه اثربخشی همراه با توسعه وگسترش قدرت درسراسرسازمان رادرپیامدخودداشته باشد(شفعیی مطهر،51:1380).مشارکت در گیری ذهنی و عاطفی اشخاص در موقعیت های گروهی است که آنان را بر می انگیزد تا برای رسیدن به اهداف گروهی ، یکدیگر را یاری دهند و در مسئولیت کار شریک شونداین تعریف دارای سه جزء است :
درگیر شدن : مشارکت به معنای درگیری ذهنی و عاطفی بوده و تنها به کوشش های بدنی محدود نمی شود.
یاری دادن : مشارکت دادوستد اجتماعی دوسویه میان مردم است و نه روش قبولاندن اندیشه های مسئولان بالادستی .
پذیرش مسئولیت : مشارکت اشخاص را بر نمی انگیزد تا در کوشش های گروه خود مسئولیت بپذیرند (علوی تبار،16:1382-15).
مشارکت ؛ کلمه عربی و از باب مفاعله است و معادل فارسی آن ” انبازی ، همسازی و همراهی” می باشد. معانی دیگر آن شریک شدن ، همدست شدن در کاری ، اجتماع حقوق مالکان متعدد در یک شی ء به نحو اشاعه و همکاری کردن است. واژه مشارکت برابر نهاد واژه ( Participation) انگلیسی است و در این زبان نیز مفهوم آن با همدیگر عمل کردن ، برعهده گرفتن ، سهمی از چیزی بردن ، بخشی از چیزی را بر عهده داشتن و عمل متقابل اجتماعی در یک گروه می باشد ( سپهری ،12:1373).
مشارکت عبارت است از ایجاد نوعی احساس همبستگی و تعلق و تلاش جمعی میان افراد یک جامعه به منظور نیل به یک نظام عادلانه اجتماعی . متشکل ساختن گروه های محروم از مزایای اجتماعی به منظور تامین برخی نیازهای ضروری آنها ( که دولت آن را تامین نمی کند یا خارج از توانایی مالی او باشد) از طریق خودیاری .
مشارکت عبارت است از فرایند نیازسنجی ، تصمیم گیری ، برنامه ریزی ، اجرا ، بازنگری ، ارزشیابی ، بهره مندی مشترک افراد ؛ یا هرکنش متقابل اجتماعی که در آن افراد یا گروه ها کار و فعالیت خود را به صورتی کم و بیش سازمان یافته و یا کمک متقابل به هم می آمیزند تا هدفی مشترک تحقق پذیرند ( ساروخانی ، 10:1370).
2-3-1-1- انواع مشارکت
انواع دیگری از آن را می توان نام برد که به برخی از آنها اشاره می شود . اولین تقسیم بندی مربوط به مشارکت سنتی و جدید است .
الف _ مشارکت سنتی : این نوع مشارکت بر اسا س عرف ، عادت و مذهب پدید می آید و میان افراد جامعه به شکل نهادهای خودجوش وجود دارد.
ب- مشارکت جدید: در این نوع مشارکت ” محرکی ” افراد را به فعالیت وا می دارد . این محرک معمولا از جانب سازمان های دولتی برای جلب و افزایش مشارکت شهروندان در امور مختلف در قالب برنامه های خاصی وارد می شود ( علوی تبار ، 51:1382).
مشارکت را بر اساس نوع و کسانی که انتظار مشارکت دارند نیز می توان تقسیم کرد که شامل سه دسته است: