ستاره

دانلود پایان نامه

سپهر مجمره گردان بود به پایه تخت شمال مروحه بردارد از برای بخور ص107ب2
سپهر قدرا دست خرد نمی یابد به قدر جود تو در گنج شایگان گوهر ص108ب 13
اگر به حضرت خسرو نمی رسد زانست که از سپهر برین برتراست ایوانش ص110ب 12
سپهر برنکشد بامداد خنجر صبح اگر به شب نزند همّت تو برمسنش ص113 ب1
شاهی که از برای گل افشان بزم اوست هرگل که مرغزار سپهرست گلشن ص114 ب 9
سپهر از این سان سرگشته نیستی شب وروز اگر نه مُتّهم ستی به افضل الاشکال ص124ب10
سپهر ومهر چو حجاج کعبه اسلام به عزم کعبه اسلام بسته اند احرام ص127ب10

تویی که تا کف پای تو بوسه داد رکاب دگر سپهر حرون سر نمی کشد زلگام ص127ب18
اگر سپهر بیوشد زرای من رازی چو جیب صبح همه پردهای او بدرم ص132ب2
همواره بنای دولتت باد چون قاعده سپهرمحکم ص134ب8
ذات مطهر تو سپهری ست از علو طبع مبارک تو جهانی ست از کرم ص135ب10
به فعل چون اثرات زمانه نامضبوط به طبع چون حرکات سپهر ناموزون ص147ب17
سر برافراخت بر سپهر برین مهد میمون پادشاه زمین ص150ب 1
پناه دولت عباسیان که مهر وسپهر بر ندوقت حوادث پناه با در او ص155ب 4
شعاع دولت او هست در مضیق سپهر چو نور طلعت یوسف میان ظلمت چاه ص160ب17
چه گویمش که سپهری ست پر ستاره وماه زحسن بر فلک آفتاب خندیده ص162ب8
از آن زمان که من او را مثل زدم به سپهر سپهر یک سروگردن زفخر بالیده ص162ب12
زغیرت وحسد فرش از رَقش صدره سپهر از رق بر خویشتن بجوشیده ص162ب14
با آنک در بدایت عمری هزار باد پا بر سر مُعَمَّر نهاده ای ص164ب10
فرخنده مجد ملک سپهر دول که هست ایام را زهیبت او همچو کاه روی ص178ب10

زهی مسخّر حکمت زماه تا ماهی شه ستاره سپاه وسپهر درگاهی ص179ب1
ای قبای سپهر آمده تنگ از چه از رشک حلقه کمرت ص185ب9
تو آن شمعی که زبیم سنان سر تیزت رخ سپهر چو روی سپر پر آژنگ است ص188ب16
سایبان سپهر نه پوشش آستان در سرای من است ص190ب4