روانشناسی بالینی

دانلود پایان نامه

گفتار هفتم : پیوند اعضاء بدون رضایت بیمار
پس از شناخت مرگ مغزی به نگته دیگری که ملازم با نمفوم مرگ مغزی است اشاره کنیم و آن پیوند اعضا ست . پیوند اعضا به این علت همراه مرگ مغزی مطرح می شود که بیماران دچار مرگ مغزی ( که وقوع مرگ قطعی در آنان محتوم است ) دارای ارگانها و جوارح قابل پیوندی مانند قلب، کبد، کلیه ، مغز استخوان لوزالمعده و سایر اعضاو بافتهای قابل پیوند هستند و به شرط سالم بودن بافتها می توان آنها را در حالی که زنده و قایل استفاده پیوند اعضا هستند ، از بدن بیماران دچار مرگ مغزی خارج کرد و به بدن بیماران مبتلا به بیماری لاعلاج پیوند زد که صرفا درمان آنان با پیوند عضو امکان پذیر است . بدین ترتیب ، پیوند قلب ، کلیه ، کبد و سایر احشا و جوارح بیمار دچار مرگ مغزی به بدن بیمار نیاز مند ، سبب ادامه حیات او می شود و سلامت به بدن بیمار گیرنده پیوند باز می گردد .اولین پیوند کلیه در ایران ، در سال 1347 انجام شد .
انجام امر پیوند اعضا از بیماران دچار مرگ مغزی در ایران با توجه به قانون مصوب مجلس شورای اسلامی و آیین نامه مربوط به آن صورت می پذیرد و پزشکان نیز باید در مراحل گوناگون بررسی تایید مرگ مغزی وانجام پیوند و در صورت لزوم کالبد گشایی و معاینه بدن فرد دهنده عضو شرکت کرده و حضور فعال داشته باشند . هم قانون ایران و هم قانون مصر به مسئله پیوند اعضا پرداخته اند اما برای روشن شدن هر چه بهتر مسئله پیوند اعضا بهتر است نگاهی کوتاه به قوانین در کشور بیندازیم .
بنداول : حقوق ایران
عملیات جراحی و هرگونه احترام پزشکی دیگر « پیوند اعضا » که علیه بیمار صورت می گیرد . فقط در صورتی که شروع برده و با اذن و رضایت بیمار یا ولی او و بدون جزایی انجام شود ، جرم رضایت محسوب نمی شود . لکن در صورت فقدان هر یک از شرایط مذکور پزشک نسبت به نفس درمان و فعل ارتکابی ضامن خواهد بود.
انجام امر پیوند اعضا از بیماران دچار مرگ مغزی که با توجه به قانون مصوب مجلس شورای اسلامی و آیین نامه مربوط به آن صورت می پذیرد دارای شرایطی می باشد که انجام آن شرایط برای کادر پزشکی لازم و ملزوم می باشد .
در اولین قدم برای انجام امر پیوند اعضا مسئله رضایت است « رضایت» عنوانی است که هر پزشکی در انجام هر نوع اقدام پزشکی باید به آن توجه کرده و آن را از بیمار خود اخذ نماید. . در اینجا نیز اگر چه بیمار دچار مرگ مغزی شده است و در اصطلاح پزشکی مرگ حتمی او محترم است اما یک پزشک نمی تواند به دلیل اینکه فرد مذکور چند ساعتی بیشتر زنده نمی ماند اعضای بدن او را قطع و به بدن یک انسان دیگر که نیازمند به اعضاو جوارح او است پیوند زند. فلذا برای انجام این امر باید از ولی او اخذ رضایت نماید چنانچه پزشکی به هر دلیل بدون اخذ رضایت از ولی بیمار اقدام به پیوند اعضا از بدن شخص دچار مرگ مغزی بنماید مرتکب قصور شده و ضامن است .
بند دوم : حقوق مصر
قانون گذار مصری نیز به مسئله پیوند اعضا توجه خاصی نموده است اما موضوع را به شکل دیگری بیان نموده است که در آن یک طرف مسئله به شخص پزشک مربوط می شود یعنی اقدام عمدی پیوند اعضا با وارد آوردن ضرب و جرح از ناحیه پزشک نسبت به فرد بی گناه صورت می پذیرد .
بر طبق ماده 24 قانون مجازات جمهوری عربی مصوده هر گاه پزشک جرح و ضویی که موجب قطع یا شکستگی عضو و از بین رفتن منافع آن عضو گردد یا در اثر آن بینایی او از بین رود را به کسی به قصد اشتغال یا تعویضی عضویی یا قسمتی از اعضای کسی برای پیوند به انسان دیگر مرتکب مجازات مرتکب حبس با اعمال شاقه که کمتر از پنج سال نباشد محکوم خواهد شد همانطوری که ملاحضه می شود قانون گذار مصری مسئله پیوند اعضا را از دید دیگری نگریسته است و فاعل جرم را در حقیقت پزشک قرارداده است و در اینجا صحبتی از مرگ مغزی به میان نیاورده است .
از مفهوم ماده مزبور و چنین بر می آید که چنانچه پزشکی در اطلاق عمل به هر نحوی عضوی سالم از بدن یک بیمار در حال جراحی را قطع نماید تا عضو مزبور را به بدن انسانی دیگر پیوند بزند مرتکب جرم مزبور شده است یا هنگامی که پزشک ضربی به کسی وارد کند و سپس به بیمار اعلام نماید که عضو مزبور توان حرکت ندارد و سپس خود سرانه اقدام به قطع عضو مزبور و پیوند آن به بدن انسانی دیگر نماید جرم مزبور تحقیق می یابد .
فلذا ادامه ماده مزبور بیان دارد « اگر در اثر این اعمال شخص مزبور فوت نماید مجازات مرتکب زندان ابد است.»
بخش دوم : تخلفات انتظامی پزشک
چنان که ملاحظه می شود قانون گذاری مصری در پایان ماده مزبور مجازات سخت تری برای پزشک ؟؟؟؟؟ در نظر گرفته است به طور ی که اگر پزشک مزبور ضرب و جرم را به شخص وارد کرده فلذا بعد از وارد آوردن ضرب و جرح عضوی از اعضای او را قطع کرده و به انسان دیگر پیوند بزند در اثر این قطع عضو شخصی که عضوی از اعضای او قطع شده است فوت نماید قانون گذار برای پزشک مجازات زندان ابد در نظر گرفته است.
گفتار نخست : مفهوم تخلف انتظامی
اصولی تخلف انتظامی به موارد تخلفی و نقص افراد یک صنف ،حرفه و یا شغل از مقررات و نظاماتی است که جهت حفظ نشدن و سلامت افراد آن ضعف یا حرفه در نظر گرفته می شود ؛ همانند ضعف و کلاءو کارشناسان رسمی دادگستری از آنجایی که حرفه ، پزشکی نیز جزو حرف مقدس می باشد ، لذا شخصی که چنین شغلی را بر می گزیند نه تنها باید دارای تخصص لازم باشد ، بلکه متعهد است رعایت شئون پزشکی را نیز بنماید . شخصی که شغل طبابت را راهی برای کسب مال،پست ومقام قرار دهدوبه جای سرکشی نمودن به بیماران بر؟؟،زمینها وباغهای خود نظارت کند از شغل خودبهره برداری سیاسی نمایدویا اینکه به ناموس مردم دست درازی کند هرگز لیاقت وصلاحیت پرداختن به چنین شغلی را ندارد به همین منظور قانون گذار جهت حفظ شئون جامعه پزشکی حفظ وحمایت ازبیماران وحمایت ازحقوق منفی وحرفه ای شاغلین حرفه های پزشکی ،اقداماتی را که سبب ؟؟؟حرمت جامه پزشکی می شود به عنوان تخلف شتاخته وبرای آن مجازاتد تعیین کرده است مطابق ماده 1آیین نامه انتظامی رسیدگی به تخلافات منفی وحرفه ای شاغلین حرفه های پزشکی ووابسته در سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران حرفه های پزشکی ووابسته به امور پزشکی موضوع ماده 28 قانون سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران که از این پس به اختصار قانون نامیده می شود عبارتنداز:
پزشکان،دندان پزشکان،دکترهای داروساز،متخصصین ودکترای علوم آزمایشگاهی (حرفه ای یا متخصص)،تشخیص طبی،مامایی وسایر لیسانسه های پروانه دارگروه پزشکی ،فارغ التحصیلات کاردنی ،کارشناسی ،کارشناسی ارشد وبای تر شاغل در رشته های علوم آزمایشگاهی ،بینایی سنجی ،شنوایی سنجی ،گفتاردرمانی ،ایمونولوژی،بیوتکنولوژی پزشکی،رادیولوژی ،بیورادیولوژی ،رادیو تراپی،پرستاری،اطاق عمل،،هوشبری ،علوم دارویی،تغذیه،مبارزه با بیماری ها ،بهداشت کاری دهان ودندان،کاردان دندان پزشکی،شاخه های مختلف بهداشت،توانبخشی،فیزیوترابی،بیوشیمی پزشکی،خدمات اجتماعی ومددکاری ،سایررشته های علوم پایه پزشکی ،روان پزشکی بالینی،روانشناسی بالینی وکودکان استثنایی،کایروپراکتیک،ژنتیک پزشکی وسایر حرفه های وابسته به امور پزشکی که فعالیت آنها نیاز به اخذ مجوز از وزارت بهداشت ،درمان وآموزش پزشکی وسازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران دارد.
تبصره:شاغلین حرفه های پزشکی ووابسته موضوع ؟؟؟افرادی هستند که در یکی از مراکز تحقیقاتی، درمانی ،آموزشی وبهداشتی اعم از خصوصی ،دولتی وتعاونی پزشکی،وابسته به دولت یا خیریه یا حسب مورد ،مطب یا دفتر کار اشتغال دارند واز این پس به اختصار « شاغلین حرغه های پزشکی و وابسته » نامیده می شود.بنابراین ،چنان چه هریک از افراد فوق عملی را انجام دهند که خلاف شئون وحیثیت جامعه پزشکی باشد تخلف محسوب وطبق مقررات با آنان برخوردخواهد شد.
گفتاردوم:انواع تخلفات انتظامی پزشک
1)به کار نبردن حداکثر تلاش ممکن جهت معالجه ودرمان بیماران
مطابق ماده2آیین نامه انتظامی رسیدکی به تخلفات صنفی وحرفه ای شاغلین حرفه های پزشکی و وابسته در سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران « شاغلین حرفه های پزشکی و وابسته ، ملکفند بدون توجه به ملیت ، نژاد ، مذهب ، موقعیت اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی بیماران ، حداکثر تلاش ممکن را در حدود وظایف قانونی و حرفه ای خود به کار ببرنده»
بر اساس ماده مذکور، شاغلین حرفه های پزشکی ، باید بدون توجه به وضعیت اجتماعی و اقتصادی افراد ، نسبت به درمان بیماران با توجه به علایم بیماری و تشخیص بیماری بر مبنای معارت های علمی و عملی و داشتن تجهیزات مورد نیاز اقدام نمایند و مواردی همانند سیاه و سفید بودن ، ایرانی یا خارجی بودن ،رئیس یا مرئوس بودن را نباید در کمیت و کفیت درمان دخالت دهند و بدون توجه به موارد مذکور اقدام به درمان مراجعین و بیماران کنند.
نکته قابل توجه اینکه ، چون تعیین و تشخیص موضوع وظایف حرفه ای ،امری تخصصی می باشد، لذا تشخیص چنین وظایفی در صلاحیت دادسراهای بدوی، تجدید نظر و عالی انتظامی نظام پزشکی می باشد،که چنین امری با لحاظ دستور العمل پزشکی ،عرف پزشکی و میزان امکانات موجود مورد بررسی قرار می گیرد.
اداره حقوقی قوه قضاییه نیز در یکی از نظریه های مشورتی خود در این خصوص اظهار داشته است.1