رفتار شهروندی سازمانی کارکنان

دانلود پایان نامه

کریشنان و آرورا ( 2008) نیز در تحقیق خود که با استفاده از کارکنان و مدیران پانزده سازمان مختلف شامل هتل ها، بانک ها، شرکتهای فناوری اطلاعات و کارخانه های صنعتی انجام دادند، به این نتیجه رسیدند که ارتباط مثبت و معناداری بین رهبری تحول آفرین و رفتار شهروندی سازمانی کارکنان وجود دارد.
باس و ریگو (2008)، در بررسی اثرات رهبری تحولآفرین بر رفتارشهروندی سازمانی با استفاده از تعهد سازمانی به عنوان یک تعدیلگر به این نتیجه رسید که رهبری تحولآفرین به طور مستقیم و مثبتی بر رفتار شهروندی سازمانی اثر گذار بوده است.
در پژوهش بانکی (2006)تحت عنوان تاثیر رهبری تحولآفرین بر رفتار شهروندی سازمانی که در 9 ایالت آمریکایی انجام گرفته است، پس از بررسی 3165 معلم نشان داده شده است که یکی از عواملی که در موفقیت دانشآموزان تاثیر میگذارد، رفتار شهروندی معلمان است. رفتار شهروندی ‏معلمان خود تحت عوامل مختلف از جمله سبک رهبری مدیران قرار دارد. اهداف این پژوهش عبارت است از بررسی وضعیت رفتار شهروندی معلمان، و اینکه مدیران چگونه سبک رهبری تحول آفرین را اجرا میکنند و سبک رهبری تحول آفرین تا چه اندازه بر رفتار شهروندی معلمان تاثیر میگذارد؟ ‏نتایج این پژوهش نیز نشان میدهد که رابطه مثبت و معنیداری بین رفتار شهروندی معلمان و سبک رهبری تحول آفرین مدیران وجود دارد.
تئوری شناختی اجتماعی معتقد است که خودکارآمدی به طور قوی بر انتخاب افراد، تصمیم گیری و میزان کوششی که صرف می کنند و این که چه مدت در مواجه شدن با چالش ها پشتکار به خرج می دهند، تاثیر دارد. (بندورا، 1989) لنت و بروان، لارکین 1986-1984، کروپل، 1997 و زیمرمن نیز ارتباط قوی بین ادراک خودکارآمدی، ادراک فرد از نظم بخشی، فرایند نظم بخشی و پیشرفت تحصیلی را نشان داده است.
پنتربچ (1195) همچنین در یک پژوهش دیگر به منظور بررسی خودهای احتمالی یا ادراک افراد از آنچه که ممکن است در آینده باشند و تاثیر آن ها در خودکارآمدی، نشان داد که خودهای احتمالی بر روی خودکارآمدی تاثیر می گذارد. پاجارس نیز دریک تحلیل مسیر نشان داد که کفایت و اطمینان به خود دانش آموزان اثر مستقیم قوی در عملکرد همچنین یک اثر مستقیم در خودکارآمدی دارد(به نقل از پاجارس،1995).
ایمزوراچر، 1988، مایک و دیگران، 1988، زیرمن و پونز، 1990، پین تریچ و دی گروت، 1990، میلر و دیگران، 1993، گرین و میلر، 1993، میلر و دیگران، 1996، (به نقل از پاجارس) افرادی که دارای خودکارآمدی بالایی هستند در مقایسه با کسانی که باورهای کارآمدی پایینی دارند از راهبردهای شناختی و خودگردانی بیشتری استفاده می کنند.
ایمز و راچر ، 1988با استفاده از تحلیل رگرسیون دریافتند که توانایی ادراک شده دانش آموزان یک پیش بین معنی دار برای استفاده از راهبردهای یادگیری بوده است.
زیمر من و پونز (1990)با استفاده از تحلیل رگرسیون دریافتند که باورهای دانش آموزان در مورد کارآمدی ریاضی و کلامی شان با کاربرد راهبرد های یادگیری خود تنظیمی همبستگی معناداری دارد.
درک خود کارآمدی بر انتخاب ؛ تلاش ، مقاومت و عملکرد و هیجان اثر می گذارد (پروین، سروان و جان ، 1999 به نقل از کریم زاده، 1385: 36).
خودکارآمدی پایین زنان باعث محدودیت طیف انتخاب های شغلی آنان است (هاکت و بتز ، 1981 ، نقل از سوانسون و فوأد، ترجمه موسوی، 1381 به نقل از کریم زاده، 1380: 54).
خودکارآمدی با عملکرد تحصیلی رابطه ی مثبت و معنی داری دارد (مولتون، براون و لنت، 1991 ، نقل از شولتز وشولتز، ترجمه سید محمدی، 1383).
خودکارآمدی بر سلامت جسمی تاثیر می گذارد (بندورا ، 2001 ، نقل از کلونینجر ، 2004).
خودکارآمدی بالا باعث افزایش احتمال موفقیت در کاهش وزن، توقف سیگار کشیدن می شود(دشارنیز، بویلون و گودین، 1986؛ کارسیا، اسمیتز و دورفلر، 1990؛ اولری، 1985، نقل از کلونینجر، 2004 ).
خودکارآمدی باعث کنترل درد می شود(دولس ، 1987؛ کورس و همکاران 1990، نقل از کلونینجر 2004). پژوهش بندورا، الری ، تیلور ، کاتیر و گوسارد (1987، نقل از شولتز وشولتز ، ترجمه سید محمدی ، 1383) نیز بین ادراک خودکارآمدی و تحمل درد، رابطه ی مثبت و نیرومندی را نشان داده است.
خودکار آمدی باعث بهبودی زودتر بیماری جسمانی می شود (کاپلان، آتکینس ورنیش ، 1984، نقل از شولتز وشولتز، ترجمه سید محمدی، 1383).
کارآیی شخصی زیاد، با تقویت ایمنی بدن، کاهش آزاد شدن هورمونهای مربوط به استرس و کاهش آسیب پذیری نسبت به عفونت های تنفسی، مربوط است (بندورا ، کوهن ، تیرل و اسمیت ، 1991؛ ویدن فیلد ، الری ، بندورا ، لوین و راسکا ، 1990، نقل از شولتز وشولتز ، ترجمه سید محمدی ، 1383).
لوک و همکاران (1984) دریافتند که عقاید خودکارآمدی با عملکرد در کارهای خلاق رابطه مثبت دارد(اوبرین ، ترجمه غضنفری و یزدانی، 1382). خودکارآمدی عملکرد خوب و تصمیم گیری مدیرانه را در تجارت در بین تحصیل کرده ها افزایش می دهد (بندورا، وود 1989 ؛ وود و بندورا و بایلی، 1990، نقل از کلونینجر، 2004). انگیزه و عملکرد افراد را می توان با بالا بردن خودکارآمدی آنها افزایش داد(اسپکتور ، 2003 به نقل از کریم زاده،1380: 58).
ادراک افراد از خودکارآمدی در کسب مهارتها و تکالیف متنوع نقش مهمی در پیش بینی انتخاب های شغلی و به همان نسبت در پشتکار آنها برای انجام اهدافشان دارد(سوانسون و فوأد، ترجمه موسوی، 1381 به نقل از کریم زاده، 1380: 49).
خودکارآمدی به عنوان عامل تعیین کننده برای تعیین موفقیت رفتارهای کارآفرینی در نظر گرفته می شود(مارکمن و بارون ، 2003 نقل از شماعی زاده، 1384).
موفقیت فردی در شروع یک کسب و کار و تجارت، یعنی کسب بودجه و منابع مالی لازم، استخدام شرکاء و کارکنان مستعد، تبدیل فرصت ها به محصولات ویا خدمات قابل ارائه، توسط خودکارآمدی فرد تعیین می شود (مارکمن و بارون، 2003 نقل از شماعی زاده، 1384).
عقاید خودکارآمدی عملکرد انسان را در چهار مرحله ی عمده تنظیم می کند(بندورا، 1997، نقل از پروین و جان، 1999): شناختی، انگیزشی، هیجانی و مراحل انتخاب.
افراد با خودکارآمدی بالاتر منابع شناختی بیشتر، راهکارهای انعطاف پذیرتر و مدیریت موثرتر بر محیطشان دارند (بوفارد، بوچارد، پرنت و لاریو، 1991؛ وود و بندورا، 1989 ، نقل از پروین و جان، 1999 به نقل از کریم زاده، 1380: 57).
افرادی با خود کارآمدی پایین از وظایف مشکل اجتناب می کنند چون آنها را به عنوان یک تهدید علیه خود نگاه می کنند(پروین و جان، 1999). افرادی با خودکارآمدی بالا برای دنبال کردن کارها در صورت برخورد با مشکل دلگرمی دارند(پروین و جان، 1999). خودکارآمدی بالا به تلاش و پافشاری در برخورد با مساله و به دست آوردن اهداف بالاتر منتهی می شود و خودکارآمدی پایین باعث یاس و دست کشیدن از کار می شود (بندورا ، 1989 ، نقل از کلونینجر، 2004 به نقل از کریم زاده، 1380: 56).
افرادی که کارآیی شخصی کمی دارند، احساس می کنند که در اعمال کنترل بر رویدادهای زندگی درمانده و ناتوان هستند ( شولتز وشولتز، ترجمه سید محمدی، 1383).
کارآیی شخصی زیاد، ترس از شکست را کاهش می دهد، سطح آرزوها را بالا می برد و توانایی مساله گشایی و تفکر تحلیلی را بهبود می بخشد( شولتز وشولتز، ترجمه سید محمدی، 1383).
ریم و کانینگهام (1985 نقل از نیستول ، 2003) بیان داشتند: درمانهایی که تغییرات بیشتری را در خود کارآمدی ایجاد می کنند، مؤثرتر هستند. براساس مرور ادبیات خودکارآمدی، جانسن و همکاران (1989) نتیجه گرفتند در بین حوزه های رفتاری گوناگون خود کارآمدی پیش بینی کننده میزان تفاوتهای افرادی که انتخاب می شوند و درصد موفقیت آنها در اجرای اهداف مورد نظر است (نیستول، 2003). نظریه خود کارآمدی پیش بینی کننده ی خیلی از رفتارها از جمله: افسردگی (دیویس – برمان، 1988)؛ پایان بیماری بعد از درمان (گودینگ و گلاسکو، 1985؛ نیکی، رمینگتون و مک دونالد، 1984)؛ بهبودی بعد از حملات قلبی (بندورا، 1982)؛ عملکردهای ورزشی(لی، 1982؛ مک آلی، 1985) و موفقیت در برنامه های کاهش وزن(وینبرگ و همکاران، 1984، نقل از نیستول، 2003 به نقل از کریم زاده،1380: 54) می باشد.