دانلود پایان نامه – رابطه تغییرات نوع اظهار نظر حسابرس با به موقع بودن افشای اطلاعات حسابداری

  • فرضیه اطلاعات: فرضیه اطلاعات به مثابه فرضیه­ای جایگزین یا مکمل برای فرضیه مباشرت (نظارت) است. درحوزه فرضیه اطلاعات چنین استدلال می­شود که برهان پشتوانه تقاضای سرمایه­گذاران (بعنوان گروهی از استفاده­کنندگان اطلاعات مالی) برای صورتهای مالی حسابرسی شده این است که گزارشهای مالی مزبور، اطلاعات سودمندی را برای انجام تصمیم­گیری­های مرتبط با سرمایه­گذاری ارائه می­کنند. در حوزه ادبیات مالی، مبنای تصمیم­گیری درباره سرمایه­گذاری عبارتست از ارزش هر واحد اقتصادی که از طریق محاسبه ارزش فعلی جریان های نقدی خالص آتی بدست می­آید. این در حالی است که شواهد موجود حاکی از آن است که میان اطلاعات مندرج در صورتهای مالی و ارزش فعلی جریان های نقدی خالص آتی، همبستگی شدیدی وجود دارد. لذا عمل حسابرسی به عنوان ابزاری برای بهبود کیفیت اطلاعات مالی، از ارزش بسیاری برخوردار است. فرضیه اطلاعات بدین دلیل مکمل فرضیه مباشرت (نظارت) است که بسیاری از اطلاعاتی که در قراردادهای نظارتی سودمند است در انجام تصمیم­گیری­های سرمایه­گذاری نیز مفید است ولی تفاوت در این است که برخلاف فرضیه نظارت که مستلزم انعقاد قراردادهای صریح میان مالک و نماینده برای تهیه و ارائه صورتهای مالی حسابرسی شده است در حوزه فرضیه اطلاعات صرفنظر از وجود یا نبود چنین امکانی، تنها بر ضرورت وجود اطلاعات مالی برای تعیین ارزش بازار واحد اقتصادی و دست­یابی به ابزاری برای تصمیم­گیری منطقی در عرصه سرمایه­گذاری، تاکید می­شود.

    خرید و دانلود فایل:

    متن کامل پایان نامه با فرمت ورد (docx ):

    wq

    پایان نامه رابطه تغییرات نوع اظهار نظر حسابرس با به موقع بودن افشا

منافع اطلاعات: وجود صورتهای مالی حسابرسی شده امکان دست­یابی به منافع زیر را فراهم می­کند:

  • کاهش مخاطره
  • بهبود کیفیت تصمیم گیری
  • دست یابی به بازده ناشی ازداد و ستد اوراق بهادار

سرمایه­گذاران مخاطره­گریز همگام با افزایش سطح مخاطره سرمایه گذاری، بازده بیشتری را طلب می­کنند. این نوع سرمایه­گذاران حاضرند با پرداخت مبلغی بیشتر به عنوان صرف مخاطره، سطح مخاطره سرمایه­گذاری را کاهش دهند. در این حالت چنانچه جمع منافع حاصل از صرف مخاطره پرداخت شده از سوی سرمایه­گذاران، بیشتر از هزینه حسابرسی باشد، کاهش عدم قطعیت اطلاعات از طریق اجرای حسابرسی موجب افزایش ثروت و رفاه اقتصادی تمام افراد و گروهها خواهد شد. استفاده از خدمات حسابرسی تابعی از الزامات حاکم بر فعالیت­های واحد اقتصادی است. درواقع، برخی از واحدهای اقتصادی در اجرای حسابرسی از آزادی عمل برخوردارند و برخی دیگر این آزادی عمل را ندارند. براین اساس، هر سرمایه­گذار با دو نوع واحد اقتصادی روبروست: واحدهای اقتصادی که ازخدمات حسابرسی بهره جسته­اند و واحدهای اقتصادی که از این خدمات استفاده نکرده­اند. حال اگر سرمایه­گذار، یک سبد سرمایه­گذاری با هر دو نوع واحد اقتصادی را تشکیل دهد، زمینه مساعدی برای کاهش سطح مخاطره فراهم می­شود و بدین ترتیب، صرف مخاطره­ی موجود برای مقابله با هزینه حسابرسی هر یک از واحدهای اقتصادی موجود در سبد سرمایه­گذاری، کاهش پیدا می­کند. یکی از شیوه­های دیگری که با استفاده از آن می­توان درباره ارزش خدمات حسابرسی استدلال کرد، تاکید براطلاعات مالی به عنوان ابزاری برای تصمیم­گیری­های درون­سازمانی مدیران است. به­ بیان ­دیگر، اجرای حسابرسی صورتهای مالی موجب بهبود کیفیت اطلاعات مالی مورد استفاده در الگوهای تصمیم­گیری مدیران می­شود. حسابرسان از طریق کشف اشتباهات و ترغیب کارکنان واحد مورد رسیدگی به اعمال دقت هرچه بیشتر در تهیه مدارک مالی، بستر مناسبی را برای بهبود کیفیت داده­های مورد نیاز الگوهای تصمیم­گیری مدیران فراهم می­کنند. وجود داده­های صحیح و دقیق برای بودجه­بندی سرمایه­ای، برنامه­ریزی و کنترل موجودیها و تجزیه­وتحلیل نقطه سربه­سر (که مبنای بسیاری ازتصمیم­های مربوط به تولید و قیمت­گذاری است) درنهایت به بهبود فرآیند تصمیم­گیری­های درون­سازمانی می­انجامد. به همین ترتیب، وجود اطلاعات مالی دقیق، صحیح و معتبر برای انجام تصمیم­گیری­های مربوط به اعطای اعتبار و تسهیلات مالی، تحلیل فرصت­های سرمایه­گذاری، حل و فصل مشکلات کارگری و تدوین قوانین و مقررات سبب می­شود تا عملکرد مدیریت واحد اقتصادی بهبود یابد.

دیگر مزیت و منفعت مترتب بر وجود اطلاعات، به بازده ناشی از داد و ستد اوراق بهادار مربوط است. بطور کلی، دست­یابی به بازده غیرعادی تنها در صورت دسترسی به اطلاعات جدید، میسر است. برطبق مفهوم کارایی بازار اوراق بهادار که یکی از مصادیق فرض وجود رفتارهای منطقی و عقلایی است، قیمت هر دارایی (مالی وغیرمالی) بازتابی از قضاوت­های  تمام سرمایه­گذاران و کلیه اطلاعات موجود در بازار است لذا هیچ سرمایه­گذاری نخواهد توانست با استفاده از اطلاعات موجود در بازار، به بازده غیرعادی (تفاوت میان بازده بدست آمده و بازده عادی مورد انتظار) دست یابد. مطالعات و پژوهش­های متعددی برای یافتن قاعده­ای مشخص جهت دستیابی به بازده غیرعادی از طریق اطلاعات موجود در بازار صورت گرفته که نتایج آن به طور کامل بر کارایی بازار نسبت به این اطلاعات، تاکید داشته است. بدیهی است دست­یابی یک سرمایه گذار خاص به اطلاعات جدید و مربوط می­تواند او را در ارزیابی منطقی­تر ارزش اوراق بهادار واحدهای  اقتصادی، یاری دهد و این امر به نوبه خود منجر به دست­یابی به بازده غیرعادی و افزایش در ثروت و رفاه اقتصادی او می­شود. روند چنین وضعیتی تا آن حد ادامه می­یابد که قیمت بازار اوراق بهادار به نقطه تعادلی مناسب نزدیک و بازده حاصل از سرمایه­گذاری در اوراق بهادار با فرض در اختیار بودن مجموعه اطلاعاتی معین، درحد بازده عادی مورد انتظار شود. با این­حال، استفاده از این مجموعه اطلاعاتی سبب می­شود تا اثرآن بر قیمت­های بازار منعکس گردد و در نتیجه، سایر سرمایه­گذاران امکان استفاده از اطلاعات مزبور را برای دست­یابی به بازده غیرعادی نخواهند داشت. نتیجه این­که چون کارایی بازار (نیمه قوی) در حدی است که با انتشار هر نوع اطلاعات جدید، تعدیل لازم در قیمت­ها بی­درنگ به وجود می­آید و بر این اساس، دست­یابی به بازده غیرعادی در نتیجه داد و ستد بر پایه اطلاعات بازار، امکان­پذیر نیست، مگر آنکه داد وستد اوراق بهادار درست در لحظه افشای اطلاعات در بازار، صورت گیرد.