رابطه‌ رفتار شهروندی سازمانی با کیفیت خدمات

رویکرد شناخت گرایی :

رویکرد شناخت گرایی باهم ردیف قرار دادن هوش و ساختارهای سازمانی، پردازش اطلاعات نیز در آن بیان گردیده و هوش سازمانی را با اهمیت جلوه داده است، به ویژه زمانی که مشخص می گردد هوش به مفهوم پردازش اطلاعات در جستجوی دریافت ، درک و پیش بینی این است که چگونه سازمان ها اطلاعات را تفسیر ، ذخیره ، توزیع و در نهایت استفاده می کنند. تمامی سازمان ها دارای هوش هستند و اینکه هیچ کدام از سازمان ها و هیچ کدام از افراد سازمان از هوش بهره ای ندارند صحیح نیست ، ولی در عمل با وجود این که بعضی از سازمان ها از قابلیت های پردازش اطلاعات خود بطور موثر استفاده می کنند و هوشمندانه اقدام می کنند ، دیگر سازمان ها از این قابلیت خود بطور موثر استفاده نمی کنند و کمتر هوشمندانه عمل می کنند (همان منبع).

2-2-9-3.رویکرد اجتماعی :

در رویکرد اجتماعی هوش به عنوان توانایی انجام دادن  و روابط بین شخصی و یا توانایی درک و ارتباط با مردم اطلاق می گردد. هوش اجتماعی در این رویکرد در برگیرنده هوش عاطفی ، هوش بین شخصی و بین افراد و نیز هوش عملی گفته می شود . شاید بتوان گفت هوش اجتماعی با هوش عاطفی به نوعی منطبق برهم هستند. از دیدگاه ساختار هوش عاطفی ، اجزا هوش سازمانی از ساختارهای توانش عاطفی شامل دینامیک های تجربی ، مصالحه ، شناسایی ، تشویق ، آزادی و بازی و نشاط تشکیل شده است (همان منبع).

2-2-10. ضریب هوش سازمانی :

هوش سازمانی  به عنوان توانایی سازمان در خلق دانش و استفاده استراتژیک  از آن برای تطابق با محیط تعریف می شود هوش سازمانی با ضریب هوشی شباهت دارد ، اما تفاوت آنها در جایگاه سازمانی شان است. سیستم های فناوری اطلاعات سازمانی : سیستمهای اطلاعات (هوش ساختاری) به عنوان ابزاری برای فرایند ، پشتیبانی و ارسال اطلاعات بصورت الکترونیکی تعریف می شوند. (Zangoueinezhad et al , 2009 :266)

تکنیک های پردازش اطلاعات رسمی در سراسر سازمان وجود دارند . سیستم های فناوری اطلاعات با قدرت پردازش بالا و توزیع معماری اطلاعات هوش سازمانی را در سازمان تقویت می کنند.

  • ساختار سازمانی : به عنوان سلسله مراتب مختلف عدم تمرکز در تصمیم گیری تعریف می شود. عدم تمرکز سازمانی موجب بالا رفتن هوش سازمانی می شود زیرا عدم تمرکز به سازمان اجازه می دهد که سریع تر تصمیمات داخلی را بگیرد.دانلود پایان نامه ارشد (متن کامل) :

    بررسی رابطه بین ابعاد هوش سازمانی و عملکرد کارکنان در دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی استان گیلان

    مقاله (چکیده) :

  • فرهنگ سازمانی : به عنوان نمادها ، مراسم و هنجارهای داخل سازمان تعریف می شود به نظر می رسد که فرهنگ کارآفرینی با هوش سازمانی بالا در ارتباط است.
  • ارتباط با سهامداران: ارتباطات با گروه های ذی نفع نقش مهمی را در هوش سازمانی ایفا می کند زیرا ارتباطات موجب افزایش دانش افراد می شود. مدیریت دانش : سرمایه های دانش تفکر ذهنی در سازمان های بزرگ هستند مانند شرکاء ، داده های اولیه و دانش افراد. سازمان هایی که از اطلاعات غنی هستند معمولا به صورت هوشمندانه عمل می کنند.
  • فرایند استراتژیک : فرایندهای استراتژیک جمع آوری اطلاعات و تبدیل آنها به تصمیات استراتژیک است مشارکت وسیع معمولا کارا تر است ، زیرا هرچه از اطلاعات بیشتری استفاده شود تصمیمات بهتری گرفته می شود.
  • عوامل محرک : مانند رهبری، استراتژی و شرایط محیطی مستعد تغییر هستند . در برابر عوامل دیگری که هوش سازمانی را می سازند توانایی های ثابت شده ای هستند.

همانطور که صرفا داشتن بهره هوشی بالاتر دلیل موفقیت در زندگی نیست بهره هوشی سازمانی بالاتر نیز ،  لزوما عملکرد را بهبود نمی بخشد بلکه تعادل بین بهره هوشی سازمان و محیط است که عملکرد را تعیین میکند . همانطور که در شکل 1 نشان داده شده است هوش سازمانی تحت تاثیر فرهنگ سازمانی، رابطه بین سهام داران و مدیریت دانش و روند استراتژیک قرار گرفته استHalal , 1998:22) ).