دانلود پایان نامه درباره صنایع دستی، در بازارهای جهانی، بازاریابی، ارزش افزوده

برای تولید هزینه خواهد کرد. مطلوبترین قیمتگذاری با توجه به تجزیه و تحلیل ادراکات مربوط به قیمت و نیاز مشتری صورت میگیرد». (روستا و دیگران، ۲۵۲،۱۳۸۵). بهطور یقین کیفیت، تولید را بالا میبرده و درخواست بازار بیشتر میشود ولی در جایگاه صنایع دستی، کیفیت برتر، تولید به درجه پایین و افزایش قیمت میرسد. هنگامی که صنایع دستی به تولید انبوه تبدیل شود، شرایط یک تولید انبوه بر آن لحاظ میگردد.
«برای دستیابی به تجارت مطلوب تولیدات صنایع دستی بهرهگیری از طرحهای نوین بازاریابی به عنوان اولین مرحله و قیمتگذاری به عنوان دومین مرحله به شمار میآید. قیمت «خرید» تجارت را نشان میدهد و در تجارت مهم بازار فروش است، اگر تولیدکنندگان صنایع دستی رقابت بلندمدت در تجارت خود انجام دهند میتوانند از طریق محاسبات، بازار را به خود اختصاص دهند. همانگونه که کشورهای چون چین، فیلیپین و … تولیدات خود را که اغلب کپیبرداری شده از کشورهای دیگر میباشد با ۳۰ تا ۵۰ درصد کمتر وارد بازار میکنند.» (اورسینی، ۶،۲۰۰۵).
«ایجاد یک شناسنامه برای شناسایی و هویت دادن به هر محصول و تعیین قیمت در تولیدات صنایع دستی امری ضروری میباشد. این شناسنامه باید با کاتالوگ و عکس همراه بوده و درج آیتمهای چون نام محصول، رنگ، فرم، مواد، قیمت (شرایط پرداخت قیمت)، مراجع محصول، مقدار حداقل در هر مورد، تاریخ، آدرس، تلفن، فاکس و … در آن ضروری است.» (اورسینی، ۲۰۰۵، ۱۸و۱۹).
۲-۷-۱ قیمتگذاری صحیح در تولیدات صنایع دستی ایران
تعیین ارزش یا مبلغی که مصرف کننده برای دریافت آنچه که ارائه شده باید بپردازد موضوع بحث این عنصر است. قیمت محصولات دستی ما باید بهگونهای باشد که بتواند با محصولات سایر کشورها رقابت کند. گاهی لازم است برای بهدست آوردن یک بازار خاص قیمتی کمتر از رقبا در نظر گرفت تا با یک حرکت تهاجمی بازار را به دست آورد. همچنین گاهی اوقات لازم است با قیمتگذاری تبعیضی برخی بازارها را که سنخیت کمتری با ما دارند را فعال کرد. ما باید ابتدا بازاری را که میخواهیم در آن فعالیت کنیم را تعیین و از همین ابتدا تکلیف خود را با سایر کشورها و یا رقبا مشخص کنیم. (کلر، ۱۳۸۴)
بررسی جایگاه رقبا در بازار:
سوال اساسیتر آنکه اصولا در بخش صنایع دستی جهانی رقیب ما کیست؟ ما ممکن است در صنایع دستی تخصصی و منحصر به فرد، کالایی را بعنوان رقیب نداشته باشیم، اما در فضایی تجاری، رقیبان سرسختی داریم که توانستهاند سهم زیادی را از سبد خرید مصرفکنندگان به خود اختصاص دهند. رقیب ما در صنایع دستی، آن کشور، برند یا شرکتی است که مبلغی را که مصرف کننده خواهان هزینه آن برای خرید صنایع دستی بوده را به خود اختصاص میدهد و ما را در حاشیه تعریف میکند. مطلوب ما آن است که بتوانیم خرید صنایع دستی را برای خریدار به عادت تبدیل کنیم و اگر این کار را بکنیم به هدف خود رسیدهایم.
«ما در ابتدا که کسی کالای مارا نمیشناسد باید یک نوع قیمت و در مراحلی که محصول ما وارد رقابت شدید شده قیمتی دیگر و در اوج تقاضای مصرف کننده قیمتی معقول در نظر بگیریم و این یعنی انعطافپذیر بودن سیستم قیمتگذاری». (کاپفرر،۱۹۹۷،۵۷). ذکر این نکته لازم است که هرگاه ما بخواهیم بعنوان قدرتی در بازار جهانی مطرح شویم مطمئنا کانونهای پرنفوذ، چندان استقبال نخواهند کرد. چون ما درآمد آنهارا با خطر مواجهه میکنیم. حتی ممکن است با قیمتگذاری تهاجمی درصدد خارج کردن ما از بازار باشند. در چنین حالتی با تمرکز بر کیفیت و برتریهای نسبی محصولات خود و شناسایی مشتریان بالقوه باید ایستادگی کنیم گاه قوانین با عادلانهای که برندهای قدرتمند ساختهاند اجازه مانور فراگیر را در بازار نمیدهد. در صحنه داخل کشور برای ترویج استفاده از صنایع دستی در خوشبینانهترین حالت میتوان از قیمت یارانهای استفاده کرد. هرچند دولت در چنین پرداختهایی محدودیت دارد، با توجه به همخوانی و اشیائی مصرفکننده داخلی با فرهنگ و تمدن کشور، راحتتر میتوان ارتباط برقرار کرد. خالصسازی قیمت برای ایجاد محرکی در مصرف کننده و استفاده از قیمتهای پایین در مراحل اولیه لازم و ضروری خواهد بود. اما به تدریج میتوان قیمت را ارتقاء داد. کمکردن قیمت یک محصول زمانی معنی میدهد که هدف، گسترش بازار برای خریداران جدیدی باشد که نمیتوانند در قیمت بالاتر خرید کنند. (هاوکینز، ۲۰۰۴)
اما در بازارهای جهانی قضیه فرق میکند. در اینجا قیمت براساس رقابت و کیفیت تعیین میشود. برخی شرکتها بعنوان رهبران قیمت مطرح هستند و ما مجبوریم از نحوه قیمتگذاری آنان تبعیت کنیم. تا مراحلی که خودمان بتوانیم رهبری بازار را به دست گیریم.
]«ما میتوانیم از یک مجموعه قیمتگذاری استفاده کنیم به این ترتیب که گاه از قیمتهای پایین و در جایی دیگر به صورت قیمتگذاری قسطی استفاده کرد. فروش دو یا چند کالا در یک بسته و در نظر گرفتن تخفیفات مقداری، نقدی، فصلی و یا جغرافیایی از دیگر ابزارهای در دست برای پویایی نحوه قیمتگذاری در بازارهای جهانی هستند.»(کاپفرر،۱۹۹۷،۵۷).
۲-۸ بستهبندی
بستهبندی یکی از مهمترین مولفههای فروش و بازاریابی برای جذب مشتری میباشد که برای بهرهوری و کنترل آسیب یک کالا ضروری است. امروزه دنیای کسب و کار و رقابت به حدی پیچیده، پویا و نامطمئن شده، که حتی بزرگترین و معتبرترین شرکتهای تولیدی دنیا هم با وجود داشتن افرادی با بالاترین سطح تخصص و بیشترین تجربه و سرمایه کافی، اگر حرف تازهای برای گفتن در بازار نداشته باشند، نه تنها موفق نخواهند شد بلکه به سرعت نابود خواهند شد و بدون استفاده از بستهبندی مناسب برای کالاهای خود، محکوم به فنا میباشند. بستهبندی یک حوزه میانبخشی به شمار میآید. بهاین صورت که در بخشهایی که طرح، رنگ و فرمهای زیبا به لحاظ بصری هماهنگ با مواد و امکانات ساخت در تولید انبوه نباشد امکان اجرا نخواهد داشت، با موضوع زیباییشناسی و فرهنگی پیوند میخورد و در بخشهایی کاملا به حوزه صنعتی مربوط میشود و به عنوان یک تولید صنعتی نیز بدون برخورداری از زیبایی های بصری در بازار فروش موفق نخواهد داشت. (باربر و دیگران، ۲۰۰۶)
«متأسفانه صنعتگران هنرهای دستی کمتر به مقوله بستهبندی محصولات خود توجه میکنند و ۹۶ درصد از تولیدات صنایع دستی فاقد بستهبندی مناسب میباشد. این در شرایطی است که بستهبندی جدا از بحث نگهدارندگی، نقش مهمی در ارزش افزوده و بازاریابی دارد. بسیاری از صنعتگران معتقدند که بسیاری از تولیدات آنها در هنگام حمل و نقل به محل فروش یا نمایشگاهها، به دلیل نبود بستهبندی مناسب آسیب میبیند و به همین دلیل از نظر اقتصادی به آنها ضرر وارد میشود. در نمایشگاهی که در ماداگاسکار توسط ۱۰ تولید کننده برگزار شده بود ۱۴۹ نمونه مختلف را در کیسههای پلاستیکی بزرگ به نمایش گذاشتند که متأسفانه به دلیل استاندارد نبودن بستهها (کیسههای نرم دوطرفه) بسیاری از نمونهها آسیب دیدند. اما بستهها این امکان را به تولیدکنندگان داد که نمونههای خود را به نمایش بگذارند.» (اورسینی، ۴،۲۰۰۵).
مشکل بسیاری از صنعتگران این است که نمیتوانند شخصا اقدام به طراحی بستهبندی محصولات خود نمایند و تنها فعالیت آنها سفارش به شرکتهای بستهبندی است که آنها نیز بستهبندیهایی معمولی و بدون در نظر گرفتن شکل و ابعاد صنایع دستی تولید میکنند زیرا شرکتهایی که به صورت تخصصی در این حوزه فعالیت داشته باشند، وجود ندارد.
«یکی دیگر از مشکلات، سنتی بودن تجارت بازار صنایع دستی است بدین معنی که صنعتگران هنوز به اهمیت بازاریابی و بستهبندی کالاهای خود پی نبردهاند. هر محصول صنایع دستی دارای تنوع بسیاری در فرم و … میباشند و هر محصول بستهبندی و برچسب خاص خود را خواستار است. این در شرایطی است که بستهبندی صنایع دستی مقولهای است که اگر به تعداد و تیراژ لازم تولید نشود، مقرون به صرفه نیست و در غیر این صورت ممکن است قیمت بستهبندی از محصول بیشتر خواهد شد.» (اورسینی، ۲۱،۲۰۰۵).
بستهبندی مبحثی است که در کشورهای پیشرفته، ارزش افزوده بالایی برای یک کالا دارد، در کشور ما جای خالی شرکتهای تخصصی طراحی بستهبندی صنایع دستی کاملا مشهود است. همانگونه که بیان شد بستهبندی مناسب میتوان تا حدود ۹۰ درصد سبب ایجاد ارزش افزوده گردد. حال آن که توجه نکردن به این موضوع سبب میشود که قسمت اعظم ارزش افزوده همان کالا با بستهبندی مناسب در بازارهای جهانی اعمال شود. (اورسینی، ۲۰۰۵).
۲-۸-۱شاخصهای بستهبندی محصولات صنایع دستی
شاخصهای یک بستهبندی مناسب برای محصولات صنایع دستی در ذیل بیان شده است: (اورسینی، ۲۰۰۵).
• اطلاعرسانی پویا و اعتمادپذیر به مشتری در کنار هویت ایرانی، ملی و سنتی.
• ترغیب و تکرار به خرید در مشتری به عنوان یک پارامتر تبلیغاتی در عرصه تجارت جهانی.
• داشتن مشخصات یک بستهبندی صادراتی (برچسب، بارکد، قیمت و …).
• سهولت در حمل و نقل، انبارداری و توزیع در نمایشگاهها و بازارهای جهانی.
• ایجاد رقابت در بازارهای جهانی با توجه به شاخصهای تعیین کننده مصرف (الگوی مصرف، فرهنگ، اقتصاد، زیباشناسی و شرایط اقلیمی بازار)
• مطابقت با بحثهای زیست محیطی در بازارهای جهانی.
• مطابق با قوانین مورد درخواست هر بازار.
• کمک به افزایش کالاهای غیرنفتی براساس مزیتهای نسبی و رقابت.
۲-۸-۲ چالشهای بستهبندی صنایع دستی
• تنوع رشتهها در امر بستهبندی صنایع دستی.
• عدم توجه صنعتگر به بازاریابی و بیتمایلی به نیازهای روز بازار.
• زیان مالی به دلیل عدم بستهبندی مناسب (هدر رفتن مقادیر قابل توجهی ارز).
• بالا بودن هزینههای بستهبندی به دلیل وجود تعرفهها و حقوق گمرکی بالا برای مواد اولیه بستهبندی.
• صادرات تک محصولی کالاهای صنایع دستی به دلیل بستهبندی نامناسب.
• نامناسب بودن کیفیت بستهبندی برای رقابت در بازارهای صادراتی.
۲- ۱۰ برند
احتمالاشما بارها و بارها به این واژه برخورد کرده اید و حتی خود بارها از آن استفاده کرده اید، اما آیا واقعا می دانید معنی و مفهوم «برند» چیست و آیا مطمئن هستید که این واژه را غلط یا نابه جا مورد استفاده قرار ندادهاید؟ عامیانهترین تعریف ممکن برای واژه «برند» این است: نامی که مستقیما در فروش کالاها یا استفاده از خدمات مورد استفاده قرار می گیرد. اما مشخص است که برند فقط یک نام نیست، بلکه یک نشانه یا سمبل یا آرم گرافیکی نیز دارد که منحصربه فرد است، بنابراین می توان این مفهوم را برای «برند» ارائه داد: برند نام یا نمادی است که با هدف فروش کالاها یا ارائه خدمات مورد استفاده قرار می گیرد. اما قطعا اگر اندکی تامل کنید متوجه می شوید که هدف از ایجاد یک برند، چیزی فراتر از فروش کالایا ارائه خدمات هدف است. برند علاوه بر اینکه سهم بازار را زیر تسلط خود

دیدگاهتان را بنویسید