دانلود پایان نامه درباره صنایع دستی، ارزش افزوده، ایجاد اشتغال، اقتصاد ملی

میشود که ارتباط تنگاتنگی با نقوش بکار رفته در تذهیب، کاشی، جلدسازی، پارچهبافی، سفالگری و قلمزنی در هر عصر بوده است. هنرمند شرقی برای رسیدن به زیبایی و کشف آن، معمولا از قدرت لایزال الهی که بخشی از آن در وجود آدمی به ودیعه نهاده شده است مدد میگیرد گاه برای دستیابی به قدرت مذکور مسیر عرفان را کوتاهترین و مؤثرترین راه میشناسند. برای او زیبایی مطلق، خداوند است و هرآنچه نشانی از زیبایی دارد، لاجرم باید رگههایی از قدرت خداوند را در آن جست و جو کرد. چون خداوند جمال مطلق است و این جمال در ذات اوست پس آفریدههای او نیز ذاتا زیبا هستند. (یعقوبی جبلی، ۱۳۸۵).
اما در همین راستا صاحب نظران زیادی تعاریفی را از هنرهای سنتی ارائه دادهاند؛ بورکهارت معتقد است: هنر مقدس، هم به لحاظ صورت و هم معنا و هم سبک، از بیانی خاص برخوردار است که هنرهای صناعی یکی از حوزههای توانا در ابلاغ این صورت و معناست. کوماراسوامی، متفکر هندی، همانند بسیاری از متفکران که خاستگاه هنر سنتی و قدسی را واحد و حتی گاه هنر سنتی و قدسی را یکی میدانند، ضمن دفاع از هنر سنتی که در صورت بیان رمز و نماد متجلی میشود، هنر قدسی را هنری سنتی تلقی میکند. (یاوری، ۱۳۸۹).
۲-۳صنایع دستی
تعریفی که در تاریخ ۱۹۹۷ توسط یونسکو و سازمان فناوری اطلاعات در گردهمایی سراسری صنایع دستی و بازارهای بینالمللی و همچنین کمک به وسعت نظر در تنوع، گوناگونی و پیچیدگیهای صنایع دستی به تصویب رسید به شرح ذیل میباشد:
«محصولاتی را صنعتگرانه یا صنایع دستی گویند که به وسیله صنعتگرانی به طور کامل با دست و یا با کمک دست یا ابزارهایی حتی مکانیکی تولید شود، تا زمانی که شرکت دادن دست مستقیم صنعتگر در اجزای ذاتی محصول باقی بماند. ماهیت خاص این محصولات از ویژگیهای متمایزی چون سودمندگرایی، زیبایی شناختی، هنری، خلاقانه، فرهنگی، تزیینی، وابسته به شغل و پیشه، سنتی و مذهبی، نمادین، اجتماعی و مفهومی مشتق شده است. همچنین از مواد خام پایدار و بدون محدودیت در مقدار تولید ساخته شدهاند.» (بابر و دیگران، ۲۰۰۶،۲).
۲-۳-۱ تعاریف صنایع دستی
گروه بینالمللی متخصصین وابسته به کنفرانس توسعه و تجارت ملل متحد در اولین جلسه خود در ژوئیه ۱۹۶۹ برای فرآوردههای دستساز تعریف زیر را ارائه داده است: «اصطلاح مصنوعات دستساز شامل فرآوردههایی است که با کمک و یا بدون کمک ابزار تولید شده و یا در ساخت آنها اساساً از وسایل سادهای استفاده شده است که مستقیماً توسط دست یا پای صنعتگر بکار گرفته میشوند …» (بازاریابی صنایع دستی، ۱۳۵۱، ۶). شورای صنایع دستی در سال ۱۳۴۸ صنایع دستی را به این گونه تعریف کرده است: صنایع دستی به آن رشته از صنایع اطلاق میشود که تمام یا قسمتی از مراحل ساخت فرآوردههای آن با دست انجام گرفته و در چهارچوب فرهنگ و بینش فلسفی و ذوق و هنر انسانهای هر منطقه با توجه به میراث قومی آنان ساخته و پرداخته میشود. گروه هنرهای سنتی فرهنگستان هنر، واژه «هنرهای صناعی» را کاملتر از واژه «صنایع دستی» میداند و تعریف صنایع دستی به شرح ذیل ارائه شده است: «هنرهای صناعی (صنایع دستی) بخشی از هنرهای سنتی است که حقیقت متعالی هنر را با فنون و مهارتهای صنعتی متناسب، آمیخته و با قابلیت تکثیر در متن زندگی فردی و جمعی عرضه کرده است» (یاوری، ۱۳۸۴، ۱۸). با این که نمیتوان تعریف مشخص و معینی به عنوان یک تعریف استاندارد برای صنایع دستی بیان کرد، ولی با توجه به تعاریف فوقالذکر ویژگیهای زیر را برای محصولات دستساز میتوان قائل شد.
۲-۳-۲ویژگیهای صنایع دستی
عمدهترین ویژگیهای صنایع دستی ایران را میتوان در فهرست زیر اشاره کرد:
• حضور موثر اعتقادات مذهبی، باورهای قومی، خلاقیت صنعتگر و ذوق زیباشناختی (بار فرهنگی)
• انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید توسط دست و ابزار و وسایل دستی.
• امکان تأمین قسمت عمده مواد اولیه مصرفی از منابع داخلی.
• عدم همانندی و عدم تشابه با تولیدات دیگر.
• عدم نیاز به سرمایهگذاری زیاد و دارا بودن ارزش افزوده بالا.
• عدم نیاز به کارشناسان و متخصص خارجی.
• توسعه صادرات غیرنفتی.
• ایجاد اشتغال جنبی برای روستائیان و جلوگیری از مهاجرت به شهرها و تعادل بازار کار.
• قابلیت ایجاد توسعه در مناطق مختلف (شهر، روستا و …).
• قابلیت انتقال تجربیات در فنون به روش استاد و شاگردی.
• قابلیت عرضه در بازارهای جهانی و توسعه ایرانگردی و مبادلات فرهنگی (یاوری، ۱۳۸۴، ۲۰).
۲-۳-۳خصیصههای صنایع دستی
صنایع دستی ایران به عنوان هنری کاربردی و تولیداتی فرهنگی دارای خصوصیات زیر میباشد:
• قسمت قابل ملاحظهای از صنایع دستی ایران را زیراندازهای سنتی تشکیل میدهند.
• عمده صنایع دستی ایران در مناطق روستایی و عشایری تولید میشود.
• قسمت اعظم تولیدات صنایع دستی در محل سکونت صنعتگران انجام میپذیرد.
• بیش از ۷۰ درصد تولیدکنندگان صنایع دستی را زنان تشکیل میدهند.
• صنایع دستی ایران، به واسطه اشتهار و اعتبار جهانی، بخشی از درآمد ارزی مورد نیاز کشور را تأمین میکند .(یاوری، ۱۳۸۴، ۱۹).
۲-۳-۴ ضعفهای صنایع دستی ایران:
۱- دارا بودن تنوع بسیار زیاد مواد و مصالح نظیر چوب، فلز، شیشه، گل، سنگ، الیاف و تلفیق مصالح متفاوت که از گذشته باقی مانده و بسیاری مواد و مصالح طبیعی و مصنوعی که امروزه به آن افزوده شده است. در نتیجه کارگزاران بسیار زیاد و متفاوتی را به خود جلب کرده است که از تبعات آن؛ تفاوت آراء و اهداف در این مورد بوده و صنایع دستی با اهداف متمرکز هدایت نمیگردد.
۲- محصولات صنایع دستی بداهتاً دارای درجههای کیفی متفاوت (خوب، متوسط، عالی) هستند، ولی استفاده از مواد و فرایند اجراء با کیفیتهای مختلف و گاهی نامرغوب که فاقد شناسنامه کیفی و مشخصات فنی هستند، باعث خواهد شد مشتریانش در اطمینان و انتخاب محصول مورد نظر دچار سردرگمی شده و به مرور آنان را از دست بدهد. (ضرغام بروجنی، ۱۳۸۵)
۳- صنایع دستی ایران در حال حاضر عموماً غیرکاربردی است و اغلب برای تزئین استفاده میشود و هرچه بر دقت، زیبایی، هنر و مقبولیت آن افزوده شده، از جنبه کاربردیاش بیشتر کاسته شده است.
۴- آن دسته از محصولات صنایع دستی دارای کیفیت هنری عالی، بسیار گران قیمت بوده و خریداران خاص خود، ولی اندک را دارد. (کم شدن مشتری غیرسفارشی – غیر رقابتی بودن قیمتها با انواع نزدیک در دنیا).
۵- محصولات صنایع دستی با جنبه هنری معمولی، قدرت رقابت در بازار با محصولات مشابه سایر کشورها را ندارند. (کیفیت مواد و مصالح – قیمت – زمان سفارش تا تحویل و تضمینهای متعارف). (حسینی، ۱۳۸۳)
۶- پر واضح است که طرحها، رنگها و تزئینات هنر سنتی دارای ویژگیهای بصری بالقوه و زبان ناب سبک هنری مختصی بوده و قابلیت تغییر و تحول با حفظ اصول بنیادی را دارا میباشد. لیکن بکارگیری مداوم طرحها، رنگها و تزئینات بدون تغییر و بدون به کارگیری عنصر خلاقیت در طرح، فرم و … این اشیاء آنها را دچار سکون کرده است.
۷- در مورد بازار پیش روی داخلی و خارجی محصولات صنایع دستی کار علمی صورت نگرفته است. در حال حاضر معمولاً بدون توجه به نیاز اولیه، کاربرد بخصوص، کیفیت مطلوب، قیمت موجه و تیراژ منطقی، محصولات تولید میگردد، که خود موجب بروز صدمات مضاعفی بر اقتصاد صنایع دستی شده است.
۸- هیچگونه حمایت کافی از طرحهای جدید به شکل جدی و قانونی صورت نمیگیرد (کپی رایت).
۹- به خاطر نبود تشکلی واحد، برخوردی با طرحهای ناآگاهانه – پوچ – بیهویت و اصالت انجام نمیگیرد. مثلا بته کرمان تولید شده در بعضی از کارگاههای دوزندگی، توسط افغانیهای مهاجر دوخته میشود، که کیفیت بسیار پایین داشته و از نظر طرح و رنگ هیچگونه اصالاتی ندارند. این کارگاهها همچنان مشغول به فعالیت هستند و هیچگونه برخوردی با آنها صورت نمیگیرد.
۱۰- تولیدات صنایع دستی ما از طریق رسانهها معرفی نمیشوند و بر ضرورت استفاده از آنها تأکید نمیشود و از طرفی مصرف کننده نیز نیازی به تهیه آنها نمیبیند. مراحل پذیرش یک کالا توسط مشتری عبارتند از، آگاهی از وجود کالا، علاقهمندی و ایجاد علاقه در مصرفکننده، ارزیابی محصول از طرف مشتری، استفاده از محصول و در نهایت پذیرش محصول. (حسینی، ۱۳۸۳) این مراحل حتما باید به ترتیب و با برنامه طی شوند تا صنایع دستی ما به آرامی جای خود را در بازارهای داخلی و جهانی بیابد.
۲-۳-۶ فرصتهای صنایع دستی ایران
۱. با توجه به ویژگیهای شاخص صنایع دستی مبنی بر استفاده از مواد اولیه ارزان و در دسترس و عدم نیاز به سرمایهگذاری عمده تولیدی، علیرغم سوددهی و ارزش افزوده بسیار خوب آن، فرصتی بینظیر برای تشویق سرمایهگذاران و کارآفرینان اقتصادی برای ورود به این بخش است. صنعتگران و برنامهریزان صنایع دستی در ایران، باید ضرورت این نکته را دریابند که ما باید از مرحله صنایع دستی بعنوان صنعتی صرفا هنری گذر کنیم و به مرحله تولید تجاری در مقیاس جهانی بیاندیشیم. تعریفی که از درآمد صنایع دستی بعنوان اقتصاد زیستگذرانی برای فعالان آن میشود منسوخ شده است.
۲. بخش صنایع دستی از طریق دستیابی به ارز خارجی، ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی پایدار میتواند تأثیر اساسی بر اقتصاد ملی داشته باشد. پولی که برای صنایع دستی خرج میشود بلافاصله و مستقیم در جامعه محلی گسترده میگردد. این فرصتی است برای جلوگیری واردات از کشورهای دیگر که بازار را احاطه کردهاند. به عنوان مثال در هند، صنایع دستی حدود ۶/۵ میلیارد دلار به اقتصاد ملی کمک کرده و نزدیک به ۲۰ میلیون نفر را به صورت تمام وقت به کار مشغول داشته باشد.
۳. با توجه به انبوه جمعیت جوان و آماده به کار کشورمان، پتانسیل بسیار خوبی برای توسعه صنایع دستی و نیروی کار آن وجود دارد از طرف دیگر توسعه بخش صنایع دستی میتواند در ایجاد اشتغال و کاهش مهاجرت از روستاها و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ که با انفجار جمعیت و کمبود فرصت شغلی مواجهاند تأثیر بسزایی داشته باشد.
۴. بازار جهانی صنایع دستی حدود ۱۰۰ میلیارد دلار تخمین زده میشود، با توجه به اندازه و حجم بزرگ این بازار و نیز پتانسیلهای ویژه صنایع دستی ایران، میتوان با برنامهریزی و داشتن راهبرد آینده نگرانه سهم شایستهای از این بازار را از آن خود کرد کما اینکه در دهه ۷۰ میلادی، پس از صادرات نفت، صنایع دستی در جایگاه دوم صادراتی کشورمان قرار داشت. (۱۹۹۲، Allat & Chuta)
• دستهبندی قوتهای صنایع دستی
۱. گستردگی حوزههای صنایع دستی و در نتیج ایجاد حرفها و مشاغل بسیار زیاد و متنوع.
۲. نشانه اوج هنر و زیبایی شناسی هنرمندان در دوران پس از اسلام بودن.
۳. ارزش افزوده قابل توجه در تولیدات صنایع دستی.
۴. کاربردی بودن تولیدات صنایع دستی در صورت توجه به برآورده

دیدگاهتان را بنویسید