دانلود پایان نامه درباره ایران باستان، عصر تیموری، دوران اسلامی، هنرمندان ایرانی

گرفته است و با همت استاد مرحوم شکرالله صنیع زاده تا به امروز نیز تنها در اصفهان با این شیوه کار میشود.
۲-۱۱-۲هنر میناکاری ایران قبل از اسلام
ایران زمین از زمانهای بسیار دور مهد خلاقیتهای هنری بوده و هست. فلات ایران با وجود کاوشهای فراوانی که در آن صورت گرفته است، باز میتوان گفت گنجینهها و غنایم هنری بسیاری را در سینه خود محفوظ و مدفون دارد.
از جمله هنرهای دستی ایرانیان در گذشتههای دور، تزیین و کندهکاری روی فلزات است. ظروف فلزی که به دست آمده از فلزات گوناگون ساخته شده که مهمترین آنها، عبارتست از: طلا، نقره، مس، برنز، برنج، آهن، فولاد، سرب، آلومینیوم و کرم.
این فلزات برای زینتآلات و ظروف گوناگون به کار میرفتند، زیرا که امکان ساختن ابزار لازم در یک ورق فلز چندان مشکل و ناممکن نبود. از جمله موارد فلزکاری، میتوان از ترصیع و میناکاری نام برد.
«در آثار باقیمانده از سالهای ۴۰۰۰ تا ۱۹۲۵ ق.م. فلزکاریهایی از بابل و سومریها بهدست آمده است که نشان میدهد این اقوام، در ایجاد نقشها روی فلزات مهارت فراوانی داشتهاند. در میان این آثار اگر به دقت مشاهده شود، خواهیم دید که مس به ویژه بیشتر مورد توجه بوده است. و غالباً ظروف مس به وسیله کندهکاری و مومکاری تزیین میشده است.»(دبیری، ۱۳۵۵، ۲)
«نمونه زیادی از صنعت فلزکاری زمان هخامنشی به دست آمده است که دلالت بر استادی و سلیقه عالی صنعتگران در این قسمت مینماید. دستبند و بازوبندهای طلا از زمان هخامنشیان به دست آمده است. اینها کاملاً مدور نیستند. بلکه معمولاً در قسمت مقابل بست قدری فرورفتگی دارند. تصویر مرغ خیالی با شاخ و منقار روی این دستبندها و بازوبندها نقش شده است.» (کریستی ویلسن، ،۸۰)
«از هنر میناگری و شیشهسازی آثار بسیار معدودی در دست است که با گذشت قرون رنگآمیزی معجزهآسای خود را از دست دادهاند و به محک روزگار سائیده شده است. هنگامی که لعابی آمیخته از رنگهای صدفی و مینایی بر چهره فلز نقش و رنگ میگیرد هنر میناکاری ایران را منعکس میسازد. گاه نیز سنگهای رنگین و لاجوردی جانشین مینا میشود و همان تأثیرات عینی را به وجود میآورد.» (ورودی، ۱۳۴۵، ۴۹۲).
«در دوران هخامنشی مهرههای غلطان خمیر شیشه و شیشهای مقاوم خود را در تزیین گردنبندها و گوشوارهها حفظ کردهاند و در اواخر این دوران شیشه کوچک به نازکی ورق کاغذ به جای سنگ جواهر در زینتآلات بهکار رفته است». (فرداپور، ۱۳۴۸، ۲۱).
«در زمان اشکانیان که اولین مرحله آشنایی هنرمندان ایرانی با هنر یونانی شروع میشود، هنر ایران دستخوش دگرگونی و تحول شده است. اشکانیان علاقه فراوانی به جواهرات و آثار زرین و ادوات نقرهای داشتهاند، و صاحبان پیشینههای فلزکاری را نیز شک نیست که تشویق میکردند. چنانکه نقوش موجود از پادشاهان و ملکههای اشکانی نشان میدهد هنر تزیین روی فلز عملی معمول و مرسوم بوده است و رسم معمول هنری این زمان پایههای هنر عظیم و درخشان عصر ساسانی را برافراشته است. مهد هنر ساسانی سرزمین فارس بود و مبنای شناخت هنر عصر ساسانی را باید در این سرزمین جستجو کرد. همه هنرها در عصر ساسانی رونق گرفت و به اعتلایی که در روزگاران پیش وجود نداشت رسید.» (دبیری، ۱۳۵۵، ۳)
«ظروف نسبتاً زیادی از بشقاب و جام و فنجان و گلدان از عهد ساسانی مانده است. این ظروف که غالباً سیمین و گاهی زرین است. نهایت مهارت پیشهوران عهد ساسانی را در حکاکی نشان میدهد. موضوعهای مهم تزیین این ظروف صحنههای شکار، رامشگران و کنیزکان، ضیافت، حیوانات افسانهای و خیالی، شاه بر تخت سلطنت، اعتلای منصب، گلها و پرندگان بوده است». (وزیری، ۱۳۶۳، ۱۶۷)
«قطعات میناکاری مرصع از اختراعات ایران است و با شکوهترین آن جام خسرو است که اکنون در کتابخانه ملی پاریس میباشد این هنر را در همان آغاز به چین بردند و در آنجا مبدا و اساس هنر ملی شد». (صدیق، ۱۳۵۵، ۳۲).«عقیده «مولینیه» نویسنده کتاب «تاریخ و فن میناسازی» آن است که میناهای ساخت بیزانس که در ردیف بهترین میناهای دنیا بهشمار میرود از هنر میناسازی ایران الهام گرفته است».( غرشی،۱۳۴۱،۱۲).
۲-۱۱-۳هنر میناکاری ایران بعد از اسلام
در دوران اسلامی نوع دیگری از فلزکاری مرسوم گشت که بیش از انواع دیگر آن مورد پسند واقع شده بود و آن ظروف فلزی مانند هاون و آفتابه لگن و شمعدان برنجی و غیره بود که روی آن را با قلم کنده بودند و گاهی نیز با نقره به صورت میناکاری نقوشی در آن بهوجود آورده بودند.
«در چند قرن اوایل دوران اسلامی عدهای از شاهزادگان ایرانی در ناحیه مازندران حکومتهای تحت عنوان ،امرای اسپهبدان تشکیل دارند و چون علاقه زیادی به سابقه تاریخی اجداد خود نشان میدادند، ظروف فلزی قدیم ساسانی را در خانههایشان حفظ کردند و هنرمندان وابسته به آنها نیز از آن ظروف تقلید کردند.
یکی از این قبیل ظروف که اکنون در موزه ارمیتاژ است کتیبهای به نام، محمدبن عبدالوحید هراتی، مورخ به تاریخ ۵۵۹ دارد و میناکاری آن به وسیله ،حاجب مسعود بن احمد، انجام گرفته است. ظرف برنجی دیگری در موزه لور با کتیبهای به نام ،عثمان بن سلیمان نخجوانی، مورخ ۵۸۶ دیده میشود». (وزیری، ۱۳۶۳، ۲۵۴).
«گرچه ذوق و اسلوب ساسانیان به اشکال انسان و حیوانات در صنعت فلزکاری تا مدتی غلبه داشت، ولی به تدریج در اثر دین اسلام به طرحهای دیگر مبدل گشت، نقش گل و تاک که سابقا در ایران معمولی بود رونق تازهای گرفت و حروف کوفی که برای این قبیل نقوش بسیار متناسب بود توسعه یافت.» (کریستی ویلسون، ۱۳۰)
«در زمان سلجوقیان موصل به صورت مرکز تهیه ظروف برنجی و میناکاری درآمد و محصول آن از شهر دمشق و حلب به کشورهای دور دست فرستاده شد.
«یک آفتابه نقره میناکاری شده مورخ به تاریخ ۶۲۳ که به امضای یک هنرمند موصلی است در موزه متروپولیتن دیده میشود. در همین موزه یک پایه شمعدان نقره میناکاری شده موجود است که به امر ، سلطان بدرالدین لولو موصلی، ساخته شده است» (وزیری، ۱۳۶۳، ۲۵۵).
«یک کاسه مسی در اینسبورگ که در دو طرف آن میناکاری حجرهای انجام گرفته کار هنری منحصر به فردی از این دوره محسوب میشود این کاسه برای یکی از فرماندهان سلجوقی ساخته شده بود». (دقت، ۱۳۷۸، ۱۶)
«کارهای مفرغی این دوره دارای اشکال زیاد و متنوع است. شمعدانهای کوتاه و سنگین که پایههای آنها گرد یا به شکل چندضلعی است و تصاویر گل روی آن نقرهکوبی، و با این که اشکال پرندگان و حیوانات و آرایشهای دیگر روی آنها بهطور برجسته نقش شده است. جعبه و صندوق مفرغی که تصاویر انسان و اشکال دیگر روی آنها نقش گردیده در این دوره ساخته شده، ولی نمونههای آن زیاد نیست.
نقره زمان سلجوقی به خاطر ظرافت و استحکام مشهور است. اگرچه اشیاء محکم و از حیث شکل خیلی عالی هستند، ولی در جزییات بعضی از نقشها دقت نشده است.
بعضی از عناصر تزیینی که در این دست یافتها دیده میشود، چون خط کوفی که مورد استعمال زیاد دارد، بسیار جالب است. در این ظرفها پرندگان و جانوران با جلوه مخصوصی نمایش داده شدهاند. بزرگترین ظرف نقرهای زمان سلجوقی سینی آلب ارسلان است که در موزه صنایع ظریفه بوستن قرار دارد و بهترین نمونه صنعت فلزکاری و میناکاری عصر سلجوقی است». (دبیری، ۱۳۵۵، ۹)
«یکی از عالیترین نمونه میناکاری اسلامی موجود یک بشقاب برنزی است در موزه اینزبورگ که با مینای چندرنگ با تصاویر انسانی و پرنده و حیوان در داخل اشکال ترنجی که با درخت نخل و تصاویر رقاصهها از هم جدا شده تزیین گشته است. نوشته این بشقاب نام صاحب آنرا سلطان رکنالدوله داود ارتقی (۵۴۰-۵۰۲ هـ) معین میکند که در کیفا و آمیدا (ظاهرا مراد «حصن کیفا و آمد» است که دیار بکر شد) در شمال عراق سلطنت میکرده است». (دیماند، ۱۳۶۶، ۱۳۸)
«به نوشته «لئو برونستین» و «اروین مرگولیس»، «غازان خان» اولین ایلخانان مسلمان مغول (۶۹۴ تا ۷۰۳ هجری) در مدت کوتاهی به علم شیمی دست یافت و برخلاف پیشینیان که مبالغ هنگفتی در راه پیدا کردن اکسیر صرف میکردند ترجیح داد که دانش و مساعی خود را صرف هنر میناکاری نماید».(هیواموتو گلاک، ۱۳۵۶، ۱۶۳)
«در اواخر دوره مغول و مخصوصا در عصر امپراطوری تیموریان به صنعت بیشتر توجه میشد و از این جهت سبک جدیدی در فلزکاری به وجود آمد. اشکال و تصاویری که قیافه و لباس اعضا دربار ایران را داشتند به جای اشکال و تصاویر عربی دوره قبل را گرفتند، مخصوصا ترصیع فلز در عصر تیموری به منتهی درجه ترقی رسید». (کریستی ویلسون، ،۱۷۴)
«در عصر تیموری به علت علاقه وافر تیمور به هرگونه تجملات و زینت فن میناسازی هم بسیار متداول شد و در گوشه و کنار کاخهای وی بر روی در و چلچراغ و جعبه و نظایر آن آثار مینایی مشاهده میشده است. در این دوره با پیشرفت هنر ترصیع، از صنعت و هنر میناکاری استفاده شایان توجهی به عمل آمد». (مهرپویا، ۱۳۶۵، ۱۴)
«در روزگار صفویه زمینه و جهت هنر میناکاری و فلزسازی تغییر یافت، ظروف نقره ایران به نقوش مینیاتور از قبیل مجالس بزم در دربار یا مجالس شکار یا اسب سوار و غیره مزین گشته بود، و نمونههای متعددی از این نوع ظروف امروز در موزههای مغرب زمین و در موزه ایران باستان موجود است. در موزه ایران باستان از این دوره آفتابه و شمعدانهای متعدد و لگن و روتکامیهای بزرگ از برنج میناکاری شده یا از نقره موجود است که بیشتر آنها کار خراسان است». (دبیری، ۱۳۵۵، ۱۲)
«ترکیبات مینا تا آن دوره حتی زمان حاضر نیز تغییری پیدا نکرده است. به طور کلی ایرانیان در پدیدآوردن رنگهای گوناگون مهارت داشتهاند؛ فیالمثل رنگ سفید برای زمینه و رنگ سبز شفاف، فیروزهای، آبی لاجوردی، آبی رویال را با کیفیت مناسب میساختند و استفاده میکردند. آنها غالباً از رنگ قرمز استفاده نمیکردند و طرحها بر مبنای نقشهای اسلیمی و گل و بیشتر بر روی زمینه مس و گاهی طلا و نقره بود که به صورت فنجان، کوزه، آفتابه، سینی و غیره ساخته میشد». (دقت، ۱۳۷۸، ۱۷)
«آفتابه مسی میناکاری که در موزه آستان قدس خودنمایی می کند یکی از آثار هنری ایرانیان است که در قرن ۱۲ هجری ساخته شده و با نقوش شاخههای گل ریز و ساقههای مو آویخته با برگ و میوه به رنگ آبی و ترنج برجسته با نقش بوتههای گل سرخ و نقوش هندسی با رنگ مایل به سبز بر جلوه مینای آن میافزاید. بلندی آن ۵/۳۲ و گشادی آن ۱۵ سانتیمتر است. واقف و سازنده آن معلوم نیست.» (سپریان، ۱۳۴۳، ۷۲)
«شاردن، جهانگرد فرانسوی نیز در سیاحتنامه خود اشارتی به کفچههای (قاشقهای) بزرگ زرین و تزیین شده با مینا کرده و در تعریف کلی از آنها نوشته که مشتمل بر طرحی از پرندگان و حیوانات بر زمینه گل و بوته به رنگ آبی کمرنگ، سبز، زرد و قرمز بوده است. همچنین در عصر صفویه صندوقهای مزار بزرگان را با مینا تزیین

دیدگاهتان را بنویسید