خشونت و پرخاشگری

دانلود پایان نامه

 گسترۀ منطقه‌ای از مغزکه در هنگام درگیری زنان با خاطرات غم انگیز فعال می‌شود، هشت برابر مردان است و مغز مردان به گونه‌ای طراحی شده که اطلاعات را منظم‌تر و مرتب‌تر دسته‌بندی می‌کند. مغز پسران برای واکنش به اشیاء و اشکال و مغز دختران برای حساسیت در برابر انسان‌ها و چهره‌ها طراحی شده است.
 رنج و عزا درجنس زن، بیشتر با گریه و افسردگی ظاهر می‌شود و برای آنان، موضوعات جزئی به اندازه موضوعات بزرگ، مهم است. عاطفه و هیجان در زن و پرخاشگری و استقلال طلبی در مرد بیشتر است.
  گفت و گو و تبادل نظر برای پسران، وسیله ‌ای برای انتقال پیام است اما برای دختران، بیشتر ابزاری برای ارتباط عاطفی و همدلی است.
 زن دوست دارد شنونده داشته باشد و زمانی که ناراحت،‌ خسته و ناامید است، نیازمند نوازش و احساس دوستی است. از دورۀ کودکی، خودنمایی در جنس زن بیشتر به چشم می‌خورد و با آرایش ظاهر و پوشیدن لباس زیبا به لذتی وصف ناپذیر دست می‌یابد. در بازی‌های گروهی، دختران کمتر از پسران به وضع قوانین تمایل دارد و بیش از آنان رعایت مقررات را برای همدلی با اعضای گروه نادیده می‌گیرند.
 پسران در پردازش اطلاعات فضایی و ریاضیات، بویژه در هندسۀ تجسمی موفق‌تر از دختران هستند و دختران در فراگیری زبان‌های خارجی و امور ظریف و هنری، توانمندتر از پسران می‌باشند. مردان در دریافت و شناخت مفاهیم انتزاعی و کلمات مجرد برتری دارند.
شکل‌گیری هویت دختران، تنها برای استقلال شخصیت نیست، بلکه برای همکاری و صمیمیت و مراقبت از دیگران نیز هست. در حالی که هویت پسران از اساس برای استقلال و رقابت و فردیت شکل می‌گیرد. مادران به طور طبیعی با بچه‌های خود زیادتر صحبت می‌کنند؛ به صدای بچه‌ها حساس‌ترند و با شنیدن صدای نوزادانشان غدد شیری آنان تراوش می‌کند. آنچه را پدران، در رابطه با فرزندانشان باید بیاموزند، مادران به طور طبیعی دارا هستند.
به تعبیر شهید مطهری، این یکی از تدابیر حکیمانه و شاهکارهای خلقت است که در غریزه مرد، نیاز و طلب و در غریزه زن، ناز و جلوه‌گری قرار داده است. لذا خلقت هدفمند، مرد را مظهر طلب و عشق، و زن را مظهر محبوبیت و معشوقیت قرار داده است.
خواست فطری زنان این است که دیگران دوستش بدارند و بها و مهر بورزند؛ در حالی که مرد طبعاً می‌خواهد که دیگران را دوست بدارد و به آنان مهر بورزد…زن در جستجوی محب است و مرد به دنبال محبوب.
این احساسات و عواطف موجب شده که جنس مونث، تأثیر پذیرتر از جنس مذکر باشد. جای تردید وجود ندارد که اجتماع و آثار رفتار دیگران، می تواند تفاوتهای موجود بین زنان و مردان را تضعیف یا تشدید کند. برای مثـال، نتـایج تحقیقات زیست شنـاسان نشان داده است که جنس نر به دلیل وجود هورمونهـای آندروژن در خون و تمایز مغز در جهت نر بودن، از جنس ماده پرخاشگرتر است. از طرف دیگر، رفتار دیگران می تواند این نوع تمایل یا ویژگی شخصیتی را کمتر یا بیشتر کند. برای مثال در بسیاری از جوامع، خشونت و پرخاشگری را حق قانونی پسر می دانند، ولی از دختر می خواهند که آرام باشد. به پسر اجازه داده می شود که تفنگ بازی کند، اما به دختر اجازه چنین کاری داده نمی شود و نظایر آن. به طور کلی می توان گفت که بین زن و مرد تفاوتهای اساسی وجود دارد و آداب و رسوم، تعلیم و تربیت و انتظارات یک جامعه، می تواند این تفاوتها را تشدید یا تعدیل کند.
ب: تفاوتهای تشریعی
ادیان الهی نیز در قالب احکام و تکالیف، بین زنان و مردان تفاوتهایی قائل شده اند. برخی احکام اختصاصی زنان از دیدگاه اسلام که این تفاوت ها را آشکارتر می کنند بدین قرارند:
1.حجاب
2.شهادت دو زن معادل شهادت یک مرد است.
3.سهم ارث زن نصف سهم مردان است.
4.دیه زن نصف دیه مرد است.
5.طلاق به دست مرد است.
6.شرکت در جهاد برای زنان واجب نیست.
7.خروج زن از خانه بدون اجازه شوهر جایز نیست.
در توضیح این تفاوتها باید عنوان کرد زنان و مردان از لحاظ بنیادی با هم متفاوتند. این تفاوت‌ها را ما بوجود نیاورده‌ایم که خودمان هم بتوانیم آن را از بین ببریم… به جای اینکه زنان ومردان این تفاوت‌ها را تهدید و توهینی به خود تلقی نمایند و از آن گلایه داشته باشند، بهتراست به این بیاندیشند که همین تفاوت‌ها موجب می‌شود که زن و مرد، مکمل یکدیگر باشند
راز تفاوت بین زن و مرد در استعدادها و قوای مختلف، آن است که انسان موجودی طبیعتاً اجتماعی است و نمی‌تواند امور خود را به تنهایی انجام دهد و نیازمند برقراری ارتباط با دیگران است. خداوند به واسطۀ این تفاوت‌ها، زمینۀ‌ ایجاد پیوند را برقرار کرده است. لذا در تفکر اسلامی، ارتقای هر یک از اعضای خانواده و اجتماع، تا حدود زیادی در گرو ارتقای اعضای دیگر است. از این رو، افراد یک جامعه از جمله مرد و زن، کمال خود را در کمال سایر افراد می‌دانند. این حسّ نیاز متقابل، موجب ایجاد پیوند متقابل در قالب احساس نیاز به مکمل می شود که در گرو رفع نواقص خویش در تعامل با فرد دیگر است.
خداوند بر اساس هدفمندی، به منظور نیل به غایات آفرینش، تفاوت‌هایی میان زن و مرد قرار داده و استعدادها و توانایی‌هایی متناسب با مسئولیت‌ها و وظایف به آنها عطا کرده و قوانین خویش را به منظور هموار ساختن راه دستیابی به غایت‌های آفرینش تنظیم نموده و در تمام این قوانین، وضع مقررات را با لحاظ تفاوت‌ها طرح ریزی کرده است.
باید توجه داشت که بسیاری از مشکلات موجود جامعه بشری، مولود انحطاط خانواده است و یکی از عوامل مهم تضعیف خانواده، بی توجهی به تفاوت‌ها و کنار گذاشتن نقش‌هایی است که هر یک از اعضای خانواده می‌بایست متناسب با ویژگی‌ها و استعدادهای خود انجام دهند. در واقع، اقتضای بی توجهی به استعدادها و تمایزات آن است که طرح ریزی حکیمانۀ خالق هستی برای سعادت بشری مورد بی توجهی قرار گرفته و با از میان رفتن احساس نقص و کمبود در هر یک از دو جنس، جذابیت آنان برای یکدیگر کاهش یابد.
گفتار سوم: ویژگیهای مشاغل مناسب زنان
با توجه به تفاوتهای که بیان شد شغل زن باید با ویژگی جسمی و روحی وی سازگار باشد. شغل انتخابی زنان باید با اهداف آن‌ها سازگاری داشته باشد و آن‌ها را در جهت رسیدن به اهدافشان یاری کند؛ یعنی شغل‌هایی که نه تنها از آن‌ها وقت زیادی نگیرد، بلکه به تعالی و رشد اجتماعی و روحی زنان کمک کند.