خانواده

دانلود پایان نامه

به این ترتیب، آن‌ها با رها کردن چرخ‌دستی در گوشه‌ای از فروشگاه، همان کاری را می‌کنند که شخص دیگری پیش از آن‌ها انجام داده است. در واقع پدر، با وجود اعتراض به وضع موجود در جامعه و عدم پیشرفت اجتماعی و فرهنگی مردم، خود در موقعیت مشابه، واکنشی مانند دیگران دارد. بیان این نکته که پدر هرجا کارش گره می‌خورد این جمله را می‌گفت: این مملکت مملکت بشو نیست، اشاره به افرادی دارد که هر مشکلی را بدون توجیه و منطق خاصی به اوضاع کلی کشور و جامعه نسبت می‌دهند؛ در حالی که خود درک درستی از آن ندارند و در شرایط مشابه، مانند دیگران عمل می‌کنند.
بزرگ‌نمایی: این تکنیک در همان موارد اندک به کار رفته در حدّ بازی با کلمات باقی مانده و از اغراق چندانی برخوردار نیست. برای نمونه، در داستان روز جهانی زلزله، راوی با بزرگ‌نمایی در توصیف عطسه‌های پدرش هنگام درست کردن کیک، موقعیت پیش‌آمده را این‌گونه به تصویر می‌کشد:
نمی‌دانم چی شد که فکرم پرید روی موضوعی به نام« زلزله». شاید به خاطر لرزش برگ بیدی پاهایم بود، یا حال و هوای قمر در عقرب خانه بعد از غیب شدن مامان. داشتم به لرزه‌ها و پس‌لرزه‌های زلزله‌ی ده ریشتری فکر می‌کردم که با عطسه‌ی ناگهانی بابا نیم متر پریدم هوا.
ه… ه… پ… چی یی ی!
قلب من به درک، چراغ آشپزخانه و قاب چوبی‌اش از انعکاس صدای عطسه‌ی بابا آن‌چنان تکانی خورد که تا مدت‌ها سایه‌هایمان در رقص بودند. گفتم:« بابا این چه طرز عطسه کردنه!»
گفت:« حالا مگه چطور شده؟»
گفتم:« دیگه کیکمان خامه لازم نداره. یک لایه آب دهان و بینی شما حسابی تزیینش کرد».
بابا خندید و گوشه‌ی لب‌هاش تا دندان نیش عقب رفت.(ص 33)
هم‌چنین در داستان نیش و نوش در توصیف شدت خشم راوی از این تکنیک استفاده شده است:
یک مرتبه نوک دماغم از بغض تیر می‌کشد وراه گلویم انگار که یک کوفته تبریزی را نجویده قورت داده باشم، بسته می‌شود و نزدیک است که خفه بشوم. ده تومانی قرمز هم می‌سوزد و آتشم را تندتر می‌کند، دستم را می‌گیرم زیر شیر آب تا خنک شوم و کمی هم به صورتم می‌زنم. نه، این آتش را فقط ماشین آتش‌نشانی حریف است. صدای بابا تکانم می‌دهد و درجا یخ می‌کنم.( ص28 و29)
نمونه‌های بیان شده نشان‌دهنده‌ی سطحی بودن و تا اندازه‌ای تکراری بودن توصیف نویسنده در بیان اغراق‌گونه‌ی مسائل است. این‌که چراغ آشپزخانه و قاب عکس دیوار از صدای عطسه‌ به لرزه درمی‌آیند و آتش خشم شخصیت داستان فقط با ماشین آتش‌نشانی خاموش می‌شود، تصاویری کلیشه‌ای هستند که از قدرت تأثیرگذاری و بار طنز چندانی برخوردار نیستند.
کوچک‌کردن: نویسنده در دو داستان نیش و نوش و یخچالی که سرما خورده بود بیشتر از دیگر داستان‌ها از کوچک‌کردن استفاده کرده است. یخچالی که سرما خورده بود از زبان یخچال کهنه و قدیمی، تحقیر و بی‌توجهی افراد خانواده را نسبت به خود بیان می‌کند:
صدای پری خانم را می‌شنوم که سفارش می‌کند:« امروز دیگه هرجوری شده این تابوت رو ردش کن بره».( ص43)
دوباره عطسه می‌کنم ولی این بار یواش. درم باز نمی‌شود و فقط صدا می‌دهم. اکبر آقا درم را باز می‌کند و می‌گوید:« خب، حالا با این جنازه چی کار کنیم؟»( ص47)
هم‌چنین رفتار سمساری که برای خرید یخچال آمده در کل، همراه با کوچک‌کردن است؛ هرچند این کوچک‌کردن بیشتر به قصد نشان‌دادن رفتار و طرز تفکر این قشر به صورت کلی است. سمسار که با بی‌ارزش نشان‌دادن یخچال سعی در خرید آن با قیمتی ارزان دارد، در طرز بیان و رفتارش اظهار بی‌میلی می‌کند:
مثل بقیه طوری نگاهم می‌کند، انگار که یک شیر مرده دیده. قیافه‌اش را درهم می‌کشد و می‌گوید:« نفتیه؟!»
اکبر آقا می‌گوید:« نفتی!»
مرد می‌گوید:« آخه ظاهرش خیلی اسقاطه. گفتم شاید نفتی باشه».
… بعد می‌گردد و می‌گردد، پایین پایم که رنگش پریده را پیدا می‌کند و می‌گوید:« این که پوسیده‌اس!»
اکبر آقا، به بچه‌هایش که حالا همه آمده‌اند و به نرده‌های ایوان تکیه زده‌اند نگاهی می‌کند و می‌گوید:« پوسیده چیه؟ رنگش پریده، تو اسباب‌کشی این‌جور شده».
مرد، درم را باز می‌کند. می‌گوید:« خیر، نه رو داره نه تو! موتورش چی؟سالمه؟»اکبر آقا می‌گوید:« سالم سالم، کار می‌کنه عین ساعت. بزنم تو برق ببینی؟»
مرد می‌گوید:« نه نمی‌خواد». و با بی‌میلی می‌گوید:« چند؟»( ص44)
ساختارهای زبانی:
تشبیه:
از این شیوه به جز در چند مورد محدود، استفاده‌ی چندانی نشده است. نویسنده در همین موارد اندک، از تشبیهات ساده همراه با طنزی ملایم استفاده کرده است:
… لحظه‌هایی هم هست که مامان از ترس ذغالی شدن روزگارش به من التماس کند و مثل ژله‌ی توت‌فرنگی بلرزد.( ص18)
رنگ پری خانم عین گوشت تازه‌ی گوساله قرمز شده…( ص46)