تصمیم گیری مشارکتی

Off By
دانلود پایان نامه

رسانه ها و پذیرش مشارکت
از خصوصیات هر نوآوری توجه به فرایند قبول آن است . مشارکت نیز به عنوان محمل و موضوع جدید که تا به حال در آن محمل شهروندان مشارکت نداشته اند، جزئی از فرایند نوآوری قرار می گیرد. اورت ام راجرز واف ، فلوید شومیکر ، پنج ویژگی را برای هر نوآوری برمی شمارند:
مزیت نسبی
سازگاری
پیچیدگی
آزمون پذیری
قابلیت رویت
رسانه ها در مرحله پذیرش در صورت وجود تصمیم جدید باید آن را در شهروندان تثبیت نمایند تا وی به حالت اولیه و قبل از تصمیم گیری مشارکتی بر نگردد. در این مرحله رسانه ها با بزرگنمایی و برجسته سازی فواید و ثمرات مشارکت می توانند تفکر همیاری و همکاری را در شهروندان خود تثبیت نمایند ولی اگر رسانه ها کم تر به فواید مشارکت انجام شده اشاره نمایند، احتمال بازگشت زیاد است و نتیجه آن صرف هزینه های مجدد برای هر عمل مشارکتی ، است.
2-4-3- ارتباطات مشارکتی
علاوه بر مفهوم توسعه از نوعی دیگر، می توان از مفهوم ارتباطات از نوعی دیگر نیز سخن گفت . مدلهای ارتباطی اولیه در دهه های 1950و1960 فرایند ارتباطات را صرفاً جریانی یکسویه از فرستنده به گیرنده محور شد. در اینحا تأکید بیشتر بر ارتباطات به معنای تبادل معنا صورت می گیرد. برخلاف مدل الیگاردشیک ارتباطات ، این دیدگاه اساساٌ در کلیه سطوح ، دو سویه ، تعاملی و مشارکتی است. ارتباطات از نوع دیگر ضرورت وجود رسانه های متحدالشکل ، متمرکز، پرهزینه ، بسیار حرفه ای و تحت کنترل دولت را رد می کنند و طرفدار تکثر ، کوچک مقیاسی ، محلی بودن ، نهاد زدایی ، تعویض نقش های فرستنده و گیرنده ، افقی بودن ارتباطات در همه سطوح و تعامل هستند ( مک کوئیل ، 97:1983).
ارتباطات مشارکتی ، ارتباط رها از هرگونه سلطه ، دوسویه و متقابل است که در آن طرفین ارتباط به شکلی متوالی یا متناوب به تبادل پیام و معنا می پردازند و در واقع تولید معنا در این ارتباط حاصل تعامل طرفین ارتباط است. آن طور که هابرماس ذکر می کند این کنش ارتباطی متقابل ، کنشی عقلانی است که به تفاهم و توافق خواهد انجامید . مدل های ارتباطی نخستین که سلسله مراتبی ، دیوان سالارانه و فرستنده مدار بودند به وسیله یک رویکرد بیشتر افقی ، مشارکتی و مخاطب محور جایگزین شده اند . اینک در چارچوب ارتباطات توسعه ، به ارتباط به مثابه فرایند مبادله معنا توجه می شود . این دیدگاه اساساً بر ارتباط تعاملی ، مشارکتی و دوسویه در همه سطوح جامعه استوار است و ضرورت رسانه های همسان ، متمرکز ، پر هزینه و نجملی ، حرفه ای و نهادینه را رد می کند . این رویکرد بر چند بعدی بودن ، افقی، غیرحرفه ای سازی و ناهمزمانی در مبادله ارتباطات تأکید داردو به یک مدل ارتباطی عمومی محور و همچنین به یک مشارکت فعال و بیشتر دیالکتیکی نظر دارد(سرواس ، 98:1384). در این زمینه آرای یورگن هابرماس (1985) آنتونیو پاسکوالی (1980) و بوردیو(1980) با روش شناسی های متفاوت به ایجاد نظریه اجتماعی که ارتباطات و فرهنگ نقشی برجسته در آن دارند تلقی می شوند. تحولات نظری حوزه ارتباطات توسعه را می توان ناشی از تحول در نگرش به ارتباطات از یک سوی و تغییر برداشت از مفهوم توسعه از دیگر سوی دانست به نحوی که ارتباطات از قناع ، انتقال اطلاعات و در واقع محوریت ارتباط گر و ماهیت دو سویه افقی و در واقع تقسیم قدرت بین دو طرف ارتباط تغییر یافت . همچنین از سوی دیگر «توسعه» نیز از برداشت کمی و اقتصادی صرف یا همان رشد، به سمت تحولی همه جانبه و کیفی و با تأکید برانسان (انسان محور ی ) و در نظر گرفتن مسائل فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی در کنار امور اقتصادی ، فنی و صنعتی تغییر کرد .
2-4-3-1- پائولو فریزه : الگوی بصیرت و محاوره
پائولوفریره برزیلی از مشهورترین منتقدان حوزه ارتباطات توسعه است. اصل اساسی تفکر او بر محاوره قرار دارد. بر این اساس مردم در کنار علاقمندی شان به دریافت پیام به همان میزان نیازمند و علاقمند به انتشار و انتقال اندیشه های خود به دیگران هستند . این بیان به منزله طرح یک فرایند ارتباط مشارکتی است. در این رویکرد ، محاوره عامل دستیابی به آزادی است و فراگرد های ارتباطی فاقد مشارکت و محاوره به از خود بیگانگی منجر می شوند. در این رهیافت تماس و ارتباط واقعی هنگامی شکل می گیرد که با همگرایی و اعتماد دو طرف ارتباط توأم باشد. مفهوم همگرایی معرف استنباط و ادراکات مشترک افراد در مورد موضوع ها و مسائل معین است. هرچه همگرایی افراد بیشتر باشد باشد جریان ارتباط بین آنها موثر تر می شود . به اعتقاد فریره انتقال یکسویه ، عمودی و بالا به پایین معلومات از یک منبع معرفتی قدرتمند به دریافت کنندگان انفعالی به هیچ وجه در رشد شخصیت آنها تاثیر مثبت نمی گذارد و به ایجاد خود آگاهی مستقل ، نگاه منتقدانه و توانا کردن افراد برای مشارکت در حل مسائل اجتماعی کمک نمی کند . بر همین اساس فریره نظام جدیدی را تحت عنوان آموزش ستمدیدگان طرح می کند که بر مبنای اصولی پنجگانه قرار دارد. روح و جوهر این اصول مبتنی است بر محاوره و طرد تفاوت دو طرف ارتباط ، اعتقاد به توانایی و خلاقیت فرد و مشارکت در کوشش های رهایی بخش ارتباطی (فریره،13:1358).
به پیشنهاد او نظام کنونی آموزش که او آن را آموزش مخزنی می نامد و بر معلومات انباشته شده معلمان استواراست- باید به نظام جدیدی برای آموزش ستمدیدگان تبدیل شود. طبق نظر پائولو فریره اصول آموزش ستمدیدگان عبارت است از:
اعتقاد به توانایی افراد برای فراگیری ، دگرگونی و رهایی خویش از شرایط سرکوب کننده جهان ، فقر و استثمار
تماس مستقیم فراگیرندگان با واقعیت های خاص زندگی و مسائل مربوط به آن ، تجزیه و تحلیل فشارها و محدودیت های تحمیل شده به آنان از سوی ساختار اجتماعی و ایدئولوژی رسمی
طرد تفاوت موجود میان آموزش دهنده و آموزش گیرنده و در نظر گرفتن هر دو به عنوان فراگیرنده :
گفت و شنود آزاد
مشارکت در کوشش های رهایی بخش
آموزش مبتنی بر تئوری فریره آموزشی است که معلومات منطبق با دستاوردهای علمی آموزش دهنده، با شرایط محلی و دانش بومی آموزش گیرنده از طریق مشارکت فعال و یکسان هر دو تلفیق شده و در واقع با توانا ساختن افراد برای مشارکت، در رشد آنها مؤثر است. نتیجه این نوع ارتباط آموزشی تغییرات مثبت رفتاری در جهت اصلاح و بهبود امور و افزایش کیفی بهره وری است. در حالی که آموزش های مبتنی بر فراگردهای ارتباطی یکسویه به دلیل در نظر نگرفتن شرایط بومی و محلی فراگیران (و مخاطبان ) و نیز نیازهای آنها و همچنین نقش انفعالی ای که به مخاطبان در این فراگردها اعطا می شود کمترمؤثر و عامل تغییرات مورد نظر فکری و رفتاری هستند آن نوع فراگرد ارتباطات آموزشی که عملاً کارساز است، می باید مشارکتی بوده تا جوابگوی نیازهای واقعی (از طریق در نظر گرفتن شرایط عینی ) باشد.
2-4-3-2- نظریه برجسته سازی
از طریق این نظریه ، رسانه های جمعی می توانند بر عامه مردم تاثیر بگذارند. یعنی این اندیشه که رسانه های خبری با ارائه خبرها ، موضوعاتی را که عامه راجع به آنها فکر می کنند تعیین می نمایند (سورین و تانکارد ، 325:1381). ”بر طبق این نظریه مخاطبین از طریق پوشش خبری و کیفیت ارائه یک موضوع خبری در رسانه مورد علاقه خود می آموزند که چه نوع اطلاعاتی مهم بوده و شایان توجه می باشند. مخاطبین به رویدادهایی توجه می کنند که اطلاعات مربوط به آن توسط رسانه مورد علاقه شان ارائه شده باشد حداقل تا زمانی که اشباع صورت گرفته باشد. بنابراین تیتر صفحه اول روزنامه و ترتیب عناوین جدی رسانه های صوتی و تصویری به مخاطب می گویند که چه چیزی مهم است و باید به آن توجه کرد. به عبارت دیگر برجسته سازی رسانه ای نقش مهمی در تعیین مسائل مهم روز برای مخاطب دارد. البته وقتی اطلاعات رسانه ای دیگر مفید نباشد یعنی مخاطبین در خصوص یک موضوع تصمیم گیری کرده باشند یا آن خبر برای آنها آزار دهنده باشد احتمال بی اعتنایی مردم به برجسته سازی رسانه ای به شدت افزایش می یابد.“ (هرمز،43:1380).