بررسی فقهی و حقوقی فرزند خواندگی با تاکید بر قانون جدید -خرید پایان نامه

تاریخچه حمایت از کودکان بی سرپرست:

گسیختگی خانواده و نیز عوامل مختلف دیگر در جامعه ایران خانواده های زیادی را با بی سرپرستی کودکان روبه رو ساخته است. ناسازگاری والدین خاصه وقتی منجر به جدایی و طلاق شود، آسیب پذیری فرزندان را افزایش می دهد. از دست دادن والدین با یکی از آنها خانواده را دچار نقص می کند و آنگاه که خانواده ی گسسته تداوم زمانی پیدا کند تأثیرات منفی بیشتری بر کودکان داشته، زمینه را برای بروز آسیب های اجتماعی مختلف مهیاتر می کند در واقع ما به خوبی ریشه هر نوع رفتار ضد اجتماعی کودکان را نیز در آسیب های خانوادگی می بینیم.

کودک بی سرپرست ممکن است یک یا تمام افرادی را که حضور فیزیکی آنان در تأمین نیازهای مادی و معنوی او تأثیر دارند از دست دهد، یا اینکه فوت یکی از والدین توجه دیگران را کاهش داد و یا به هیچ رساند. مرگ پدر، ازدواج مجدد مادر و عدم پذیرش ناپدری، مرگ مادر و حضور نامادری، در مشکلات ارتباطات عاطفی میان کودک و نامادری و نیز اعتیاد پدر و بی تفاوتی مادر و بستگان را می توان نمونه هایی از علل بی سرپرستی قلمداد کرد.

گاهی حضور فیزیکی هریک از والدین یا هر دو آنها به خودی خود کودک را بی سرپرست می کند. پدر و مادر لاقید یا والدینی که بر اثر اختلافات بین خود، خانواده را به کانونی از نامهربانی ها تبدیل می کنند  به طوری که کودک دائماً در معرض فشارهای روانی و استرس قرار دارد، یا والدینی که به فکر مال اندوزی بوده و برای کودکشان اهمیتی قائل نیستند از این قبیل اند. این کودکان در عین حال که سرپرست دارند بی سرپرست هستند.

با توجه به مطالب فوق، بی سرپرستی طیف وسیعی از کودکان را در بر می گیرد، به طوری که گاه حوادث و مسائل و مشکلات والدین را از کودکان دور می کند و یا والدین با قرار دادن کودک خویش در کنار خیابان یا مساجد و اماکن متبرکه تعمداً بی سرپرستی به وجود می آورند و گاه کودک با گریز از خانه و کاشانه خود موجب بی سر پرستی خویش می شود.

عواملی که باعث می شوند کودکان از طریق خانواده و یا سایر مراجع  ذیصلاح در مراکز شبانه روزی مورد پذیرش و نگهداری قرار گیرند عبارتند از: «حوادث و بلاهای طبیعی از قبیل سیل، زلزله، قحطی، خشکسالی، گرسنگی، بیماری های واگیردار و مرگ و میر طبیعی والدین که بر اثر آن تعدادی از کودکان، والدین و اقوام خود را از دست می دهند. در مورد این قبیل عوامل  مسامحه ای، می توان گفت که وقوع آنها اجتناب ناپذیر است و پیشگیری و کنترل آنها تقریباً از قدرت و توانایی بشر خارج می باشد.

حوادث و عوامل غیر طبیعی که بیشتر در قالب عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی ظاهر می شوند، به شرح زیرند:

مجهول المکان بودن والدین، طلاق و جدایی والدین از یکدیگر، ترک خانواده توسط پدر اعتیاد والدین یا یکی از آنان، عدم صلاحیت اخلاقی و اجتماعی والدین یا یکی از آنها، بیماری صعب العلاج والدین، فقر، مفقود الاثر بودن والدین، وجود نابسامانی، آشفتگی و ناسازگاری در خانواده، خیانت والدین نسبت به یکدیگر، اختلاف اعتقادی و طبقاتی والدین با یکدیگر، کثرت فرزندان خانواده، ازدواج مجدد والدین، و وجود ناپدری یا نامادری در خانواده، زندانی بودن والدین یا یکی از آنها، محل زندگی و مسکن نامناسب، فرار کودکان از خانه  به لحاظ داشتن خانواده خشن، مستبد و بی ثبات، طرد و رها کردن کودکان در مجامع و معابر عمومی.

عوامل مزبور به لحاظ عدم کارکرد و انجام درست و صحیح وظایف خانواده و اجتماع در قبال خود و یکدیگر بروز می کنند. در میان عللی که اشاره شده عدم احساس مسئولیت در مقابل کودک عمده ترین عامل به شمار می رود.  به طوری که در گذشته تعداد زیادی از پذیرفته شدگان در شبانه روزی ها را کودکانی تشکیل می دادند که والدین و یا بستگانی نیز داشتند، لکن شناخت غلط از ارزش ها، این کودکان را راهی پرورشگاه که چون فراموشخانه می نماید کرده بود.

مسائل اجتماعی مانند فقر، بیماری، و بی سرپرستی، بیکاری، فحشاء، بردگی و. ..همواره در تاریخ زندگی انسان ها وجود داشته است. مشکل کودکان بی سرپرست نیز دارای تاریخچه ای بسیار طولانی بوده و بی شک از زمانی که بشر زندگی اجتماعی اختیار کرده، با این معضل نیز روبه رو بوده است. لیکن موضوع اصلی چگونگی و نحوه برخورد و رسیدگی جامعه به آن ها است روند تاریخی – روانی ایجاد می کند. در ذیل به تاریخچه حمایت از کودکان بی سر پرست در جهان و ایران می پردازیم.

2-4-1-تاریخچه حمایت از کودکان بی سرپرست در جهان:

تا قرن 13 میلادی، نشانه ای که حاکی از وضعیت قانون کلی و مشخص پیرامون حمایت از ایتام باشد، موجود نیست. مسئله حمایت از کودکان بی سرپرست همانند دیگر مشکلات فراوان دوران کلیسائی، دستخوش اوضاع آشفته ای بود.

طی قرن 14 و 15 میلادی، بی توجهی به کودکان و نتیجتاً رها کردن آنها امری عادی بود و بسیاری از آنان مورد غفلت قرار می گرفتند، به بردگی فروخته می شدند، یا در صومعه ها در یتیم خانه ها رها می شدند. این نوع برخورد با کودکان تا قرون 17و18 ادامه داشت.  نخستین قانونی که موضوع کودکان بی سرپرست در آن تاکید شده بود در آغاز قرن 17 میلادی تحت عنوان «قانون فقرای الیزابت اول» در انگلیس اجرا شد.

ویژگی دوران پس از رنانس، تغییرات فراوانی را در ساخت خانواده ها پدید آورد. با شکل گیری نهادها و مؤسسات اجتماعی – رفاهی که به جهت ارائه رفاه اجتماعی به وجود آمده بودند، خود به خود حجم زیادی از وظایف تربیتی خانواده ها کاهش یافت و به همراه مشکلات اجتماعی دیگر نظیر پیشرفت صنایع و تکنولوژی، افزایش جمعیت، کاهش  مرگ و میر کودکان به لحاظ بهبود بهداشت در سطح جهانی، جنگ های مختلف، وضعیت کودکان بی خانمان را با شدت حادتری نشان داد و نتیجتاً با نزول امکانات جوابگویی به مسائل کودکان بی سرپرست، زنان بی سرپرست و… از ردپای قرن هجدهم با مشکلات عمیق ناشی از ضایعات اجتماعی – اخلاقی گروه های آسیب پذیر مواجه شد.

دانشکده حقوق

پایان نامه برای دریافت درجه ارشد  در رشته حقوق

گرایش فقه و مبانی حقوق اسلامی

عنوان:

بررسی فقهی و حقوقی فرزند خواندگی با تاکید بر قانون جدید

حمایت از کودکان بی سر پرست و بد سرپرست

 

 

http://www.payanname.net/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%82%D9%87%DB%8C-%D9%88-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%A7/