پژوهش (پایان نامه) : اصول و ضوابط حاکم بر تعیین سن مسئولیت کیفری اطفال در حقوق ایران

این در حالی است که در قانون مجازات مصوب1375 سن مشخصی برای تشخیص طفل در نظر نگرفته و بلوغ شرعی را مرز میان کودکی و کبر دانسته است .طبق قانون مدنی سابق طفل یا صغیر کسی بود که به سن 18 سال تمام نرسیده بود . مطابق ماده 1210 قانون مدنی حاضر طفل یا صغیر کسی است که به سن 9سال تمام قمری در دختران و 15 سال تمام قمری در پسران نرسیده باشد .

طبق ماده 1 پیمان نامه حقوق کودک « منظور از کودک  ، انسان دارای کمتر از 18 سال سن است مگر آنکه طبق قانون قابل اجرا در مورد کودک  ، سن قانونی کمتر تبیین شده باشد . »

ویا یکی دیگر از مهم ترین قوانین تصویب شده در خصوص کودکان مصوب 1381.9.25 تحت عنوان قانون حمایت از کودکان و نوجوانان طبق ماده 1 این قانون سن 18 سال را معیار تشخیص کودک از بزرگسال قرار داده است .

این درحالیست که برای تعیین مفهوم طفل ، قانون مجازات اسلامی مصوب 92 ماده 88 فصل دهم از بخش دوم ذیل مبحث مجازات سن اطفال و نوجوانان را در زمان ارتکاب 9 تا 15 سال تمام شمسی همچنین در بخش چهارم ذیل فصل دوم با عنوان موانع مسئولیت کیفری طبق ماده 147 سن بلوغ در دختران و پسران ، به ترتیب 9 و 15 سال تمام قمری تعیین نموده است .

این که آیا جنین نیز باید تحت عنوان کودک شناخته شود یا خیر ، محل جدال بسیاری از حقوقدانان و همچنین کشورها در مصوبه پیمان نامه حقوق کودک بوده است . صرف نظر از ظهور اختلافات پس از تصویب این کنوانسیون و نهایتا عدم قبول جنین به عنوان کودک باید تصریح کرد که این عدم شمول به معنای خارج کردن جنین از هر گونه حمایت حقوقی نیست .[1]

 

 

ب) خصایص جسمانی و روانی اطفال

دراین قسمت به بخشی از خصایص و ویژگی های جسمانی و روانی اطفال ازجمله چگونگی تغییرات رشدیافتگی و یا رشد نایافتگی آنان ، تغییرات بدنی ، نقش هورمون ها  در فرایند رشد به لحاظ فیزیولوژیکی آنان ، و همچنین به بیان چگونگی پیدایش تفکر و جنبه های فعالیت ذهنی و روانی و مراتب هوش آنان ، اینکه اطفال در چه شرایطی در مواجهه با مسایل پیرامون خود ، ویژگی انعطاف پذیری و تلقین پذیری و آسیب پذیری را دارا می باشند را از زوایای علوم زیستی ، روانشناسی و جامعه شناختی  مورد بررسی و تبیین قرار میدهیم .

  • عدم رشد قوای جسمی و ذهنی

در نظام حقوق جزایی ، مسئولیت ؛ بر هر انسانی مترتب است که به لحاظ قوای جسمی ، ذهنی ، روانی و عاطفی به تکامل رسیده  باشد . بنابر این  مقصوداز عدم رشد قوای جسمی و ذهنی حکایت از آن دارد که نوزاد انسان تحت چه شرایطی فرایند رشد ایشان دچار تغییرات میگردد .

اندیشمندان و جرم شناسان قدیمی بر این باورند که عوامل زیستی و بیولوژیکی در ارتکاب جرم کودکان دخالت دارد .

طبق نظریه دیدگاه عمر[2] رشد انسان تحت تاثیر عوامل متعددی چون زیستی ، تاریخی ، اجتماعی و فرهنگی قرار دارد از جمله این تاثیرات ، رویدادهایست که قویا با مقیاس سن انسان ارتباط دارند . برای مثال ، اغلب افراد انسانی طی سپری شدن یکسال از تولد خود قادر به راه رفتن می باشند یا در طول سال های پیش دبستانی زبان بومی یا مادری خود را فرا می گیرند ویا اینکه در حدود 12 تا 14 سالگی بالغ می شوند این رویداد ها تحت تاثیر عوامل زیستی قرار دارد . آداب اجتماعی نیز میتواند تاثیرات مربوط به سن را ایجاد کند به عنوان مثال ، شروع کردن مدرسه در حدود 6 سالگی ، گرفتن گواهی نامه رانندگی در 16 سالگی . تاثیرات مربوط به سن در کودکی و نوجوانی خیلی متداولند . زیرا تغییرات زیستی در این سنین سریع هستند و فرهنگ ها بسیاری از تجربیات مرتبط با سن را تحمیل می کنند تا اطمینان حاصل شود که فرد انسانی مهارت های لازم برای مشارکت در جامعه را کسب کرده است .

هورمون ها یا به عبارتی غدد مترشحه درونی انسان ها عواملی هستند که هر کدام از آنان تاثیرات زیادی در عملکرد متابولیسم و برخی از تحولات فیزیولوژیکی بدن انسان دارند . دراین جا به برخی از این تغییرات اشاره می شود.

امروزه کشفیات علم غددشناسی یا به عبارتی علم اندوکرینولوژی میزان تاثیرات غدد داخلی انسان را در رفتارها و تغییرات روحی و جسمی انسانها کشف نموده و بر آن صحه می گذارد .

از مصادیق نقش هورمون ها [3] در فرایند رشد می توان گفت : زمانی که مقدار ترشحات هورمونی تیروکسین افزایش یابد تاثیرات آن بر روی سیستم مرکزی اعصاب نیز بیشتر می شود در چنین حالتی فرد احساس خوبی در خود درک می کند این نوع افراد در پاسخ گویی به هر نوع تحریکی و یا بازخوانی به سرعت واکنش نشان داده و فعالیت های ذهنی در این نوع افراد بیشتر و کارآمدتر می شود .

برعکس زمانی که میزان ترشحات هورمونی در این سیستم کاهش پیدا کند برخی از بیماریها و معلولیت های ذهنی و عصبی در فرد متظاهر می گردد در چنین وضعیتی در اثر عدم ترشح کافی تیروکسین فرد علاوه بر مشاهده انواع ناراحتی ها و بیمارهای جسمانی از بروز برخی بیماری ها و ناتوانی های روحی و روانی نیز رنج می برد .

غدد هیپوفیز ، تیرویید و  فوق کلیوی از جمله غددهای هورمونی در بدن انسان هستند که سهم عمده ای در میزان رشد ذکاوتی و بهره هوشی فرد و واکنش های عصبی وی دارند . وجود مشکل در فعالیت غدد مذکور باعث می شود که فرد در رسیدن به دوره بلوغ طبیعی دچار معضل شده و یا زودتر از زمان به بلوغ برسد و یا اینکه بسی دیرتر از زمان موعد به دوره بلوغ پا بگذارد .

افرادی که در رشد و فعالیت های غدد مترشحه درونی خود با مشکل مواجهه هستند غالبا دیرتر به بلوغ رسیده و در مقایسه با دیگر افراد هم سن وسال خود بسی چاق تر دیده می شوند که بتدریج اثرات سوء عدم فعالیت منتظم غدد داخلی بدن مشکلات روحی و ذهنی نیز در آنها پدید می آید . این نوع افراد غالبا دوستدار رفتارها و حوادثی می شوند که برایشان هیجان بیشتری ببخشد .

یکی از مواردی که ناظر بر اختلال در رشد یا عدم رشد جسمی و روانی نوزاد انسان هست نابهنجاریهای کروموزومی است تحت عنوان نمونه نقصی که در جریان تقسیم کروموزومی ، کروموزوم بیست وسه بوجود می آید یک کروموزوم اضافی X یا Y ایجاد می شود . شخصی که در کروموزوم بیست و سوم یک ترکیب XXY دارد از نظر ظاهر جسمانی شباهت  یک انسان  مرد است لیکن همراه با ویژگی های بارز زنانه با سینه های بزرگ و بیضه های کوچک که قادر به تولید نطفه نیست . این حالت از نمونه های نادر از هر 400 نوزاد یکی به آن مبتلا میشود .

خصوصیات روانی و ذهنی وراثتی یکی دیگر از عوامل ژنتیکی است که بر کودک تاثیر می گذارد . عقب ماندگی ذهنی و فقدان بهره هوشی یکی دیگراز خصوصیاتی است که از طریق ژن به کودک منتقل می گردد .و می تواند او را در ارتکاب به جرم یاری دهد .

کودک به دلیل نداشتن بهره هوشی مناسب و عدم درک عقوبت کاری راکه انجام می دهد ناخواسته مرتکب عمل خلاف اجتماعی می گردد .

[1]  –  فن گلان ، گرهارد ، حقوق میان ملت ها ، در آمدی برحقوق بین الملل عمومی ، جلد دوم ، ترجمه محمدحسین حافظیان ، تهران ، انتشارات میزان ، 1379 ، ص 653

[2] –  روانشناسی رشد  ،  لورا برک ، ترجمه یحیی سید محمدی ، نشر ارسباران ، چاپ هفدهم ، پاییز 1389 ، جلد اول ، ص 17

[3] –  ناسازگاری و بزهکاری در کودکان ، هالو گ یاو وزار ، ترجمه ی قدیر گلکاریان ، نشر طلائیه ، چاپ سوم 1390 ، ص178 الی 180