ارزش ها و باورها

دانلود پایان نامه

در هر صورت شرایط شغلی برای زنان ایجاب میکند که از فرزندان و خانوادهی خود برای ساعات طولانی جدا شوند. و این امر سبب گردیده که روز به روز فاصلهی فرزندان از خانواده و والدین بیشتر شده و بنیان خانواده متزلزل گردد.
طبق یافتهها، مادران شاغل در مقایسه با مادران خانهدار وقت کمتری را به مراقبت از کودکان خود و بچهداری اختصاص میدهند. نهایت وقتی که صرف کودک میکنند، یک سوم مادران خانهدار است. (هافمن 1989). از این رو مادران خانهدار به دلیل وقت زیادی که صرف فرزندان میکنند رابطهی مناسبی با آنها برقرار کردهاند و فرزندان آنها از رفتارهای بی توجهی، فزونخواهی و سازش محیطی، کمتر رنج میبرند و به دلیل حضور بیشتر مادرانشان در منزل کمتر از نظر عاطفی رنج میبرند.
عدم حضور پدر و مادر در خانه باعث میشود که زمانی که فرزندان به نظارت والدین نیازمندند، آنان را در کنار خود احساس نکنند. از این رو تربیت فرزندان به ویژه در سنین رشد، با اختلال مواجه میشود و زمینهی آسیبپذیری آنان به دلیل فقدان کنترل و نظارت، افزایش مییابد.
پژوهش های جدید نشان داده اند که میزان تماشای تلویزیون با مشکلات تحصیلی نوجوانان ارتباط مستقیم دارد؛ زیرا با افزایش مدت زمانی که نوجوانان صرف تماشای تلویزیون می کنند احتمال بروز مشکلات ناظر بر تمرکز و اختلالات یادگیری افزایش می یابد. این مسئله به انجام ندادن تکالیف، بی حوصلگی در مدرسه، رها کردن تحصیل در مقطع دبیرستان و نفرت از مدرسه می انجامد. این ارتباط در میان کودکانی که قابلیت های کلامی و هوشی بالاتر و والدینی با تحصیلات عالی داشتند به طور قوی تر به چشم می خورد.
والدینی که به هر علت نتوانند به فرزندان خود برسند و یا مجال کافی برای تربیت کودکان خود نداشته باشند باید بدانند که کودکانشان در هر صورت تحت تأثیر عوامل زیانبخش قرار گرفته، سر از جرم و تبهکاری در خواهند آورد. عقدههای ناشی از محرومیت به گونهای است که موجبات کجخلقی و ناسازگاریشان از هر سو فراهم میآید. از این رو غیبت والدین به خصوص مادر، سبب میشود که نظارتها کافی نباشند و در نتیجه زمینه برای انحراف و لغزش آنها فراهم گردد و این خود میتواند یکی از عوامل ارتکاب جرم باشد. چنانکه آمار بزهکاری فرزندان در خانوادههای فاقد حضور مادر بیشتر است.
پاترسون(1989) می گوید: در خانه بدون والدین، فرزندان ممکن است با فعالیت های ناسالمی چون تماشای فیلم های مخرب، انجام ندادن تکالیف مدرسه، تماشای زیاد تلویزیون و عدم مراقبت های شخصی از خود سرگرم شوند. این کودکان تنهایی، اضطراب، ترس و نگرانی را بیش از دیگر کودکان تجربه می کنند و در سال های نوجوانی ممکن است به رفتارهای مخاطره آمیز، مانند استفاده از مواد مخدر و رفتارهای بزهکارانه و معاشرت با دوستان ناباب دست زنند.
امروزه الگوهای اجتماعی ارزش‌هایی متفاوت با ارزش‌های خانوادگی را تبلیغ می‌کنند. نقش والدین بیش از هر زمان دیگری جایگزین‌ناپذیر است و آنان به قضاوت، تجربه، نیرو و قاطعیت والدین و به یک منبع راهنمایی‌کننده‌ی خانوادگی نیاز دارند. با حضور نداشتن پدر و مادر در خانه، فرزندان تنهایند و هیچ بزرگ‌تری بر کار آنان نظارت ندارد. حضور نداشتن پدر و مادر در خانه، آزادی عمل بیشتری به فرزندان به ‌ویژه نوجوانان می‌دهد که با توجه به گسترش روزافزون تکنولوژی‌های ارتباطی، توسعه‌ی آپارتمان‌نشینی و کاهش شمار فرزندان و در نتیجه خلوت بودن محیط خانه، احتمال بروز رفتار‌های ناهنجار به‌ویژه روابط جنسی با محارم و غیرمحارم و ارتباطات جنسی مجازی، به‌ویژه در سنین نوجوانی را افزایش می‌دهد.
امام خمینی رحمه الله درباره وظیفه اصلی زن در تربیت کودک و نسل آینده کشور می فرماید:”این مادر که بچه در دامن او بزرگ می شود، بزرگ ترین مسئولیت را دارد و شریف ترین شغل در عالم، بزرگ کردن یک بچه است و تحویل دادن یک انسان است به جامعه. این همان بود که خدای تبارک و تعالی در طول تاریخ برایش انبیا فرستاد، در طول تاریخ از آدم تا خاتم. انبیا آمدند انسان درست کنند. شغل مادری که مع الاسف اجانب این شغل را پیش ما مبتذل کردند و مادرهای بچه های ما را از بچه ها جدا کردند و نه همه، مقداری را. این شغل بزرگ را مبتذل کردند که از دامن این مادر بچه صحیح بیرون نیاید”.
بنابراین، بزرگ ترین شغل در طول تاریخ، ساخت و پرورش انسان است و این امر خطیر بر عهده مادران جامعه است و آنان هرگز نباید عظمت و جایگاه این شغل شریف را فراموش و یا مشاغل دیگر را فدای آن کنند و در ساخت شخصیت و هویت فرزندان کوتاهی کنند.
ب: تأثیر مادران بر الگو پذیری فرزندان از دیدگاه اسلام
قرآن مجید در برخی آیات از فرزندان با عنوان هایی همچون: نور چشم (فرقان74)، زینت بخش زندگی (کهف: 46) و وسیله آزمایش بشر (انفال: 28; تغابن 15) یاد کرده است.
پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) و ائمّه معصومان(علیهم السلام) نیز هر کدام تعابیر بسیار زیبایی درباره فرزند بیان کرده اند. این تعابیر گویای این هستند که فرزند از منزلت و جایگاه بالایی برخوردار است که اگر والدین این حقیقت را دریابند، با آگاهی بیشتر در تربیت کودکان، این میوه های زندگی، اهتمام می ورزند. پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرزند را گلی از گل های بهشت نامیده اند. “الولد الصالح ریحانه من ریاحین الجنه”. آن حضرت در جای دیگر مهر ورزیدن به فرزندان را موجب دستیابی به درجات بهشت معرفی می کند و می فرماید: “قبّلوا اولادکم فان لکم بکل قُبله درجه فی الجنه و ما بین کل درجتین خمس مائه عام”.
ابن عمراز پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) نقل می کند: “من سقی ولده شربه ماء فی صِغَرِه سقاه الله سبعین شربه من ماءِ الکوثر یوم القیامه”؛ هر کس به فرزند خردسال خود جرعه ای آب بنوشاند، خداوند به پاداش آن در روز قیامت هفتاد جرعه از آب کوثر به او می نوشاند.
از مجموع آیات و روایات که به برخی از آنها اشاره شد، استفاده می شود که فرزند عطیه و موهبتی الهی و نعمتی است که خود منشأ نعمت های بی شمار دیگر است. وجود فرزند درخانه، فضای آن را از خیر و برکت و مهر و محبت لبریز می کند، رابطه معنوی و الهی والدین و فرزندان هر دو را از رحمت های واسعه ربوبی بهره مند می گرداند.
مادر نقش قابل توجهی در رشد و شکوفایی استعداد فرزندان در محیط خانه دارد تا آن جا که یکی از عوامل سعادت و شقاوت انسان را در گرو اعمال مادر او دانسته اند. حضرت مجتبی علیه اسلام در مورد نقش ویژه مادر در ساختار شخصیت افراد سخنی دارد که ما را در درک این مهم یاری می کند. آن حضرت هنگامی که با معاویه مناظره می کرد، در مورد یکی از علل شقاوت معاویه و سعادت خویش به نقش مادر اشاره کرده و فرمود: “چون مادر تو هند است و در دامن چنین زن پست و فرومایه ای پرورش یافته ای این گونه اعمال زشت از تو سر می زند و سعادت ما خانواده در اثر تربیت مادرانی پاک همچون فاطمه علیها السلام و خدیجه علیها السلام می باشد”.
کلمه “امّ” در قرآن و روایات به طور فراوان ذکر شده است؛ به معنای ریشه وسر چشمه است، و به خاطر این که کودک حداقل شش ماه و حداکثر نه ماه در رحم زن است و با تمام قوا جسم و روح خود را از مایه های وجود زن می گیرد، دائم از کارگاه جسم و اعصاب وجان زن تغذیه می کند، از وجود او نسبت به کودک تعبیر به امّ شده است. در حقیقت مادر اصل و ریشه وسر چشمه وجود کودک است. مدت اقامت نطفه در صلب پدر بسیار اندک ولی در رحم مادر نزدیک به دویست و هفتاد روز مهمان است. روی این حساب تمام یا اغلب گیرندگی و اثر پذیری او از مادر است، و به همین علت حسابی که اسلام برای مادر باز کرده برای غیر او باز نکرده است. حیثیت مادر بودن باید برای زن ثابت و پابرجا بماند، وگرنه نسل خوبی به وجود نخواهد آمد.
تربیت فرزند مهم ترین بخش زندگی مادر را تشکیل می دهد، البته منظور مادری است که به اهمیت و نقش خود در سازندگی تاریخ آگاه است. اصولی ترین رابطه ای که او با فرزند خود دارد رابطه آموزش است و از آن طریق مادر موفق به انتقال میراث فرهنگی خود به نسل جدید می شود و او را برای زندگی در دنیای آینده آماده می سازد. در انجام این وظیفه ذکر این مطلب مهم است که آنچه مادر به فرزند یاد می دهد لااقل برای دوره معینی از سنین کودک برای او وحی منزل و غیر قابل اجتناب است، بدین نظر در تربیت باید تعمق کافی داشته باشد.
در واقع بهترین مربی کودک از این جهت مادر اوست چرا که بیشترین ارتباط کودک با مادر است؛ و برای اولین بار و به طور مستقیم با مادر سروکار دارد تربیت کاری اندیشیده و مهلت دار است و با بی خبری و عدم آگاهی و آشنایی به مسایل و جریان های زمان نمی توان در آن زمینه گام برداشت. بنابراین مادران باید خود آگاه و جهت دار باشند، تا بتوانند نسل هدفدار بپرورانند.
از نظر مذهب وجود زن مایه ی خیر و آرامش ، موجب سکون و وقار است. اوست که دل های رئوف می پروراند و مهرها و عاطفه ها رادر گرو مهرورزی خود قرار می دهد. اوست که با انتقال خصائص در حیات انسانی خود به کودک، به جامعه بشری انسان تحویل می دهد.اسلام برای زن دنیایی بسیار زیبا ایجاد کرده است، دنیایی که همه افراد آن باید به مادراحترام و تعظیم کنند، او بانوی خانه و فردی محترم است، نه غم معاش دارد و نه رنج کار بیرون وتصادم ها و نه دوری از فرزند که ثمره ی دل است. شوهر موظف به احترام و رعایت جانب اوست.
در سخن کوتاه اما پربار آسمانی حضرت صادق (علیه السلام)آمده است:”اکثر الخیر فی النساء” بیشترین خیر وخوبی در وجودبانوان است. جلوه ای از این کلام آسمانی در سخنان امام (ره) این گونه آمده است: “زن مربی جامعه است. از دامن زن انسان ها پیدا می شوند. مرحله اول مرد و زن صحیح از دامن زن است. مربی انسان ها زن است، سعادت و شقاوت کشورها بسته به وجود زن است، زن با تربیت صحیح خودش انسان درست می کند و کشور آباد می کند. مبداء همه ی سعادت ها از دامن زن بلند می شود، زن مبداء همه ی سعادت ها باید باشد”.
امام (ره) در این مورد می فرماید: “مادران مبداء خیرات هستند و اگر خدایی ناخواسته مادرانی باشند که بچه را بد تربیت کنند، مبداء شرند. یک مادر ممکن است یک بچه را خوب تربیت کند و آن بچه یک امت را نجات دهد ممکن است بد تربیت کند و آن بچه موجب هلاکت یک امت بشود.”
علاوه بر این، در اصل ششم اعلامیه جهانی حقوق کودک (مصوب اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد، بیستم نوامبر 1959) چنین آمده: “کودک جهت پرورش کامل و متعالی شخصیتش نیاز به محبت و تفاهم دارد و باید حتی الامکان تحت توجه و سرپرستی والدین خود، و به هر صورت در فضایی پر محبت در امنیت اخلاقی و مادی پرورش یابد. کودک خردسال را ـ به جز در موارد استثنایی ـ نباید از مادر جدا کرد.”
از مجموعه ی آیات و روایات در مورد تاثیر مادر در تربیت فرزند می توان با صراحت گفت: اولین و برترین شغل یک زن مادری است که بتواند در طول عمر خود فرزندانی را به دنیا می آورد با تربیت نیکو به جامعه هدیه دهد. یکی از بنیادی ترین ابعاد رشد اخلاقی و اجتماعی کودک، الگوپذیری از والدین است. توجه بچه ها بیشتر معطوف کردار بزرگ ترهاست تا گفتارآنها، همچنین ارزش ها و باورهای بچه ها همان چیزهایی است که بزرگ ترها انجام می دهند نه آنچه آنها می گویند. نکته بااهمیت در این موضوع، این است که والدین باید حضوری مداوم، فعال و منظم در زندگی فرزندانشان داشته باشند؛ زیرا کودکان ارزش ها را از طریق کنش دو طرفه میان خود و والدین و الگوگیری از آنان می آموزند؛ کنش متقابلی که نیازمند حضور فیزیکی، عاطفی، عقلانی و روحی والدین در زندگی با فرزندانشان است. حضور مؤثر و ارزشمند والدین در کنار فرزندان، پیوندهای عاطفی میان آنها را تقویت می کند، داشتن شغل با معیارهای اسلامی هیچگونه منعی برای زنان ندارد ولی زنان جامعه باید با توجه به شرایط کنونی که رشد جمعیت در حال منفی شدن است به جهادی که فرموده رهبری است بروند و با تولد فرزندان و تربیت درست آنان نقش مهم خود را در حال و آینده ایفا کنند. مشخص است که با مرگ بسیاری از افراد، خاطره آنان از ذهن پاک نمی شود و آثار باقی مانده از آنان تا ابد یاد آور خاطرات نیکوی آنان است. زنانی که در طول تاریخ توانستند با تربیت فرزندان بزرگی که مبلغ و مروج دین اسلام بودند و هستند، همیشه نام و یاد خود را در تاریخ زنده نگه دارند.
نتایج