پژوهش (پایان نامه) : ارتقاء حقوق زن در ایران

در قوانین داخلی کشور در ابتدا رأی فقهی اول مبنای رأی قانونگذار قرار گرفته بود، اما با تبصره الحاقی مجمع تشخیص مصلحت نظام در تاریخ 8/9/1382 به این قانون، رأی دوم، مبنای عمل قانونگذار قرار گرفت.

به این ترتیب به نظر می‌رسد که تغییر این قانون بر اساس آرای فقهی موجود،‌ امکان پذیر است. هر چند باید توجه داشت که در وضع قانون، مصلحت دراز مدت کودک، پدر، مادر و در مجموع مصلحت جامعه می‌بایست مدنظر قرار گیرد.

هر یک از پدر و جد پدری نسبت به اولاد خود ولایت دارند. (قانون مدنی، ماده 1181)

2ـ10ـ5 سمت قیمومت

زن نمی‌تواند بدون رضایت شوهر خود سمت قیمومت را قبول کند. (قانون مدنی، ماده 1233)

آیه قوامیت از مهم ترین آیات مربوط به مسأله زن و حقوق اوست که کم و بیش نگاه اسلام را به عنوان داعیه دار برترین آیین ترقی و تکامل انسان، به زن نشان می‌دهد. فهم درست این آیه، تأثیر بسزایی در بازنمایی نگاه قرآن کریم به «زن و حقوق زن» دارد.

در آیه شریفه: «الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَی النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعضَهُم عَلی‏ بَعضٍ وَ بِما أَنفَقُوا مِن أموالِهِم فَالصّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلغَیبِ بِما حَفِظَ اللّهُ…» (نساء، 34)

بسیاری از مفسران قرآن معتقدند که این آیه فقط بیانگر برتری مردان بر زنان است و چون این برتری در زمان‌های دور از جهت موقعیت اجتماعی و اقتصادی امری آشکار و از هنجارهای ثابت جامعه بود، چندان شگفت انگیز نبود. بعضی معتقدند که منظور آیه این است که مردان حامی زنان هستند. بعضی می‌گویند: برتری مردان بر زنان را در تمام شئون نشان می‌دهد، بنابراین از آن به وجوه تبعیض در لابه لای نصوص دینی در حق زنان حکم کرده‌اند و در واقع آنرا به روابط اجتماعی تعمیم داده‌اند.

خرید و دانلود متن کامل با فرمت ورد (docx)  :  پایان نامه ارتقاء حقوق زن در قوانین جمهوری اسلامی ایران

با طلوع و ظهور مکتب اسلام در سرزمین جزیره العرب، به مدد تعالیم اسلام و سنت نبوی و اهل بیت (علیهم السلام) زن دارای جایگاه و منزلت در خور شأن خویش گشت و جایگاه حقیقی خود را باز یافت.

امام خمینی بنیان گذار جمهوری اسلامی در این باره می‌گوید: اسلام می‌خواهد که زن و مرد رشد داشته باشند. اسلام زن‌ها را نجات داده است، از آن چیزهایی که در جاهلیت بود، آن قدری که اسلام به زن خدمت کرده است، خدا می‌داند به مرد خدمت نکرده است.[1] اسلام زن‌ها را در مقابل مردها قرار داده، نسبت به آنها تساوی دارند، البته یک احکام خاص به مرد است که متناسب با مرد است، یک احکام خاص به زن است، مناسب با زن است، این نه این است که اسلام نسبت به زن و مرد فرقی گذاشته است.[2]

قوام، در نگاه اهل لغت به معنای کارپردازی و محافظت و نگهبانی است. قیام گاهی به معنای محافظت و اصلاح می‌آید و از همین قبیل است سخن خداوند که می‌فرماید: «‌الرجال قوامون علی النساء»‌‌ مردان قوام بر زنان هستند». ‌الرجل علی المرأه صانها و قام بشأنها»‌‌. قوامیت مرد بر زن؛ یعنی او را حفظ نمود و به امور او پرداخت.

قرآن کریم زنان و مردان را دو گروه از انسان‌ها می‌شناسد که از گوهر و جان یگانه آفریده شده‌اند. در آموزه‌های قرآنی، انسانیت یک نوع است که مرد و زن هر دو به یک اندازه و به گونه‌ای برابر از آن برخوردارند. قرآن در این باره می‌فرماید: «خلقکم من نفس واحده ثم جعل منها زوجها…»[3] شما را از یک نفس آفرید و همسرش را از همان نفس خلق کرد.

«هوالذی خلقکم من نفس واحده و جعل منها زوجها…».[4] اوست خدایی که شما را از یک نفس آفرید و از همان نفس همسر او را خلق کرد.

2ـ در قرآن اقتدار، سلطه و امتیازی که به نفع زن اعتبار شده، همسنگ آن چیزی است که به نفع مرد لحاظ شده است، هرچند ممکن است در پاره‌ای از مصادیق تفاوت‌هایی دیده شود، مانند حق نفقه که مرد ملزم به رعایت آن است و حق تبعیت زن در سکونت و…؛ زیرا قرآن می‌فرماید: «و لهن مثل الذی علیهن…»‌.[5] برای زنان حقوقی است، مانند آنچه برایشان است. مفسران از این آیه تساوی حقوق زن و مرد را استنباط کرده اند.[6]

واقعیت این است که در قرآن موردی وجود ندارد که در آن به صورت واضح از برتری حقوقی یا فضیلت موهبتی، خارج از دایره‌ی اراده و اختیار انسان به «درجه» تعبیر شده باشد، بلکه واژه‌ی «درجه» یا «درجات» به مقام و جایگاه دنیوی یا اخروی‌ای اشاره دارد که اراده و عمل انسان زاینده آن باشد.[7] «لکل درجات مما عملوا».[8] برای همه، منزلت‌هایی است که ناشی از کارهای آنان است.

3ـ قوام، در نگاه اهل لغت به معنای کارپردازی و محافظت و نگهبانی است. قیام گاهی به معنای محافظت و اصلاح می‌آید و از همین قبیل است سخن خداوند که می‌فرماید: «الرجال قوامون علی النساء»‌،[9] مردان قوام بر زنان هستند.[10] «الرجل علی المرأه صانها و قام بشأنها». قوامیت مرد بر زن؛ یعنی او را حفظ نمود و به امور او پرداخت.[11]

زن

مفسران قرآن کریم نیز اکثراً به نقل این دیدگاه مشترک لغت شناسان پرداخته‌اند و «قوام» در آیه‌ی «الرجال قوامون علی النساء»‌ را به معنای سرپرست، نگهبان و کارپرداز گرفته‌اند. از باب نمونه به دو مورد اشاره می‌شود. «قوام اسم است برای کسی که با جدیت به کاری می‌پردازد. وقتی گفته می‌شود، این قیم زن است، مراد کسی است که به کار او می‌پردازد و به نگه داری او اهتمام می‌ورزد».[12]

«کلمه‌ی قیم به معنای آن کسی است که مسئول قیام به امر شخص دیگر است و کلمه‌ی قوام و قیام مبالغه در همین معناست»‌.[13]

4ـ بنابراین، با توجه به جایگاه و منزلت زن در دین اسلام و با توجه به معنایی که برای قوام بیان شد، از آیه‌ی «الرجال قوامون علی النساء»‌ می‌توان چنین برداشت کرد که آیه در بیان رهبری و سرپرستی واحد و منظم – در خانواده – با توجه به مشورت‌ها و مسئولیت‌های لازم است، نه در صدد تشریع و تجویز استبداد، سلطه و اجحاف نسبت به زنان.[14]

از آنجا که خانواده یک واحد کوچک اجتماعی است، طبیعی است که – مانند یک اجتماع بزرگ – رهبری و سرپرستی واحدی را می‌طلبد. بنابراین، این مسئولیت به جهاتی و به لحاظ خصوصیاتی که در مردان وجود دارد، نظیر غلبه‌ی قدرت تفکر مرد بر نیروی عاطفه و احساسات وی، داشتن بنیه و نیروی جسمی بیشتر در جهت دفاع از حریم خانواده و تعهد مالی در برابر زن و فرزندان نسبت به پرداخت هزینه‌های زندگی، به عهده‌ی مرد گذاشته شده است.

البته ممکن است زنانی در زمینه‌های ذکر شده بر مردان امتیاز داشته باشند، ولی قوانین به موارد جزئی نظر ندارد، بلکه نوع و کلیت را در نظر می‌گیرد و بدون شک از نظر کلی مردان نسبت به زنان برای سرپرستی خانواده آمادگی بیشتری دارند.

از پیامبر گرامی اسلام (ص) درباره‌ی برتری مردان بر زنان سؤال شد، آن حضرت فرمود: «کفضل الماء علی الارض، فبالماء تحیی الارض و بالرجال تحیی النساء»‌، ثم تلاهذه الآیه «الرجال قوامون علی النساء»‌.[15] فضیلت مرد بر زن مثل فضیلت آب نسبت به زمین است، با آب زمین زنده می‌شود و با مردان زندگی زنان به نشاط و شادابی و زایندگی می‌رسد. آن گاه پیامبر آیه‌ی «الرجال قوامون علی النساء»‌ را تلاوت فرمود. امام صادق (ع) در این باره می‌فرماید: «من سعاده الرجل ان یکون القیم علی عیاله»[16] و قوامیت بر خانواده نشانه سعادت مرد است.

این آیه به روابط زن و مرد در خانواده مربوط است و بیانگر حکم مسئولیت، حمایت و حفاظتی است که مرد باید از زن و خانواده خود بنماید و کمر همت بر تأمین معاش و تدبیر امور اقتصادی خانواده بر بندد و به هر حال از آیه مزبور حکم به برتری مردان بر زنان را نمی‌توان صادر کرد، زیرا چنین برداشتی با مفاد سایر آیات قرآن کریم منافات دارد.

طبق این دو روایت اگر مسئولیت قوامیت به دوستی در محیط خانواده انجام پذیرد، موجب نشاط، طراوت و سلامت زندگی است.

[1]. خمینی، روح‌اله، صحیفه‌ی نور، ج 3، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، 1369، ص 82.

[2]. همان، ج 4، ص 60.

[3]. زمر، 6.

[4]. اعراف، 189.

[5]. بقره، 228.

[6]. علامه در تفسیر المیزان می‌فرماید: آنچه عدالت اجتماعى اقتضا دارد و معناى تساوى را تفسیر مى‏کند این است که در اجتماع، هر صاحب حقى به حق خود برسد، و هر کس به قدر وسعش پیش برود، نه بیش از آن، پس تساوى بین افراد و بین طبقات تنها براى همین است که هر صاحب حقى، به حق خاص خود برسد، بدون این که حقى مزاحم حق دیگرى شود، و یا به انگیزه‌ی دشمنى و یا تحکم و زورگویى یا هر انگیزه دیگر به کلى مهمل و نا معلوم گذاشته شود، و یا صریحا باطل شود، و این همان است که جمله ی: و لهن مثل الذى علیهن بالمعروف و للرجال علیهن درجه…، به آن بیانى که گذشت، به آن اشاره مى‏کند، چون جمله‌ی نامبرده در عین این که اختلاف طبیعى بین زنان و مردان را مى‏پذیرد، به تساوى حقوق آن دو نیز تصریح مى‏کند. (ترجمه‌ی المیزان، ج 2، ص 415)؛ برای اطلاع از دیدگاه‌های مفسران اهل سنت نگاه کنید به: اسماعیل بن عمر ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج 3، قم: مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی ، ۱۳۸۷، ص 506؛ محمدرضا رشید، تفسیر المنار، ج 2، مصر: مطبعه المنار، ۱۳۲۵ق، ص 268 – 297.

[7]. پژوهش‌های قرآنی، ش 25-26، سال 1380، ص 153.

[8]. انعام، 132.

[9]. نساء، 34.

[10]. ابن منظور، لسان العرب، ج 11، واژه‌ی قوم.

[11]. سعید الخواری، اقرب الموارد، واژه‌ی قوم.

[12]. محمد فخر رازی، تفسیر کبیر، ج 10، تهران، نشر اساطیر، 1371، ص 88.

[13]. طباطبایی، محمدحسین، المیزان، (ترجمه فارسی)، ج 4، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1374، ص 542.

[14]. تفسیر نمونه، ج 3، ص 411- 416.

[15]. محمد فیض کاشانی، تفسیر شریف صافی، ج 1، قم، نشر نوید اسلام، 1385، ص 448.

[16]. وسائل الشیعه، ج 15، ص 251.