ارتباط و اجتماعی شدن

دانلود پایان نامه

اورت هیگن نیز با دیدگاههای خود در کتاب «درباره نظریههای تحول اجتماعی» رشد اقتصادی و اجتماعی را محصول انگیزههای شخصی و روان شناسانه دانسته و این رشد را در ارتباط با الگوهای ارتباط و اجتماعی شدن دوران کودکی میداند. از دیدگاه الگوی هیگن جامعه سنتی یک نظام پایدار و متوازن است که به آسانی تغییر نمیکند تغییر هنگامی به وجودمیآید که رویدادهای تاریخی رفتار نخبگان طراز اول را تغییر میدهد. این نخبگان در جامعه خود منزوی میشوند و الگوهای تربیتی آنان و فرزندان آنها تغییر می یابد و این تغییر خود منجر به پذیرش ایدههای جدید از سوی این افراد میشود. به اعتقاد هیگن رشد اقتصادی فقط هنگامی عملی میشود که شصیت سنتی ، خودمداری ، خودکمبینی و استبدادشدید جای خود را به یک ساختار نوین شخصیتی ، ساختاری برتر و نوآورتر بدهد.
از نظر هیگن این تغییر ابتدا از محیط خانه و الگوهای پرورش کودک آغاز میشود به این ترتیب رفتار ارتباطی در ساختار خانواده و نخستین مراحل اجتماعی شدن ، از مهمترین جنبههای این پدیده به شمار می روند. لذا با تغییر رفتار ارتباطی و اجتماعی شدن میتوان افراد و نظام اجتماعی را آمادهی پذیرش ایدههای نو نمود.
اساسیترین تئوری های مربوط به ارتباط رسانهها و تکنولوژیهای ارتباطی در توسعه و فرایند اشاعه را نظریه پردازان اشاعه مطرح نمودهاند. در بین نظریه پردازان اشاعه نیز مهمترین و برجسته ترین کارهای پژوهشی و نظری را بدون شک راجرز و همکاران وی انجام دادهاند. فرضیه مطالعات مربوط به نشر نوآوریها برمیگردد . در اوایل 1900 که در بین جامعه شناسان میتوان کار گابریل تارد را (1903) به عنوان اولین پژوهش در زمینه نشر عنوان کرد . اما بیشتر نشریههای پژوهشی مربوط به اشاعه از اواخر سال 1920 تا اوایل 1940 مطرح شدند. تارد (1903) چندین مفهوم جدید قابل آزمون را برای پژوهشگران بعدی نشر پیشنهاد کرد وی جزء اولین کسانی بود که اظهار داشت پذیرش افکار جدید تابع توزیع پراکندگی S شکل در طول زمان است. وی همچنین معتقد بود که جهان شهریتر بودن نوآوران یکی از دلایل زودپذیری است.
لرنر بر این عقیده است که ارتباطات بین فردی سنتی به تقویت نگرشها و آداب سنتی میانجامد حال آن که ارتباطات جمعی مهارتها ، نگرشها و رفتارهای تازه را یاد می دهد . بنابراین رسانههای جمعی تقویت کننده تحرک است و این امر به این معناست که رسانههای جمعی در برابر مخاطبان فزاینده خود هم ظرفیت برقراری ارتباط با نوع تغییر و هم ظرفیت برقراری با امکان تغییر را دارند (مولانا ،1383: 71 ). لرنر بر این عقیده است که بین نفوذ رسانهها در یک جامعه و نوگرایی سایر نهادهای اجتماعی یک رابطه متقابل وجود دارد چرا که متغیرهای دیگر نوگرایی نظیر مشارکت و شهرنشینی نیز با گسترش رسانهها در ارتباط است.
به اعتقاد لرنر با ورود این متغیرها در جوامع سنتی میتوان آنها را به سمت نوگرایی و تجدد کشاند و شاید به همین علت هم باشد که همه برنامههای نوسازی در آغاز راه ، خود را مشغول چنین متغیرهایی در جوامع سنتی میسازند. لرنر با طرح مفهوم همدلی و شخصیت انتقالی به معنی اینکه شخص این توانایی را در خود ببیند که خود را در جای دیگری بگذارد ، در پی شناسایی ابعاد روانی و آمادگی ذهنی افراد در پذیرش تجدید و نوآوری است (ازکیا ،109:1377). به اعتقاد لرنر رسانهها میتوانند در همدلی افراد با پدیدههای نو مؤثر باشند. از طریق رسانههای ارتباطی میتوان آموزههای نوین را به فرد انتقال داده و افراد را در جهت نوگرایی آماده ساخت.
انتقادات عمدهای نیز بر دیدگاههای لرنر در باب نوسازی و رویکرد او از نقش رسانهها در دگرگونی وارد شده است. اگرچه لرنر ارتباط جمعی و رسانههای جمعی را به عنوان یکی از متغیرهای نوگرایی مطرح می نماید ولی توجه چندانی به مباحث و ساختار دقیق جوامعی که رسانهها میتوانند در آن نقش ایفا نمایند ندارد. لرنر مکانیزم هایی را که طی آن ارتباطات منجر به پذیرش و یا رد نوآوری و روش های نوین میشود مورد تحلیل قرار نمیدهد. علاوه بر آن معتقد است که عناصری باید از بیرون وارد نظام اجتماعی جامعه سنتی شوند تا اینکه زمینه برای حرکت به سمت نوگرایی فراهم شود در حالی که مطالعات بعدی نشان داده اند که عناصر تغییر داده شده از بیرون همیشه منجر به نوگرایی نمیشود و از طرف دیگر برعکس آن نیز اتفاق میافتد چرا که در مواقعی تغییرات درونی یک نظام میتواند منجر به نوگرایی شود.
رفتار رهبران افکار ، توسط دیگران تقلید میشود. بیشتر جامعه شناسان نخستین ، شریک نوآوری منفرد را در منطقهای جغرافیایی دنبال میکردند. انگیزه علاقه جامعه شناسان نخستین اصولاً در نشر نوآوریهایی بود که در تغییرات اجتماعی مهم بودند (راجرز، 61:1369). در دهه 1940 دو جامعه شناس به نامهای رایان و گراس مطالعه روی بذر هیبرید ذرت (همان ، 62) را آغاز کردند. نتایج پژوهش آنها بیش از هر تحقیق ، جامعه شناسان روستایی را تحت تأثیر قرار داده آنها در اجتماع نسبتاً کوچک گرند جانکشن و اسکرانتان در آیوا جمعاً 251 زارع را مورد مصاحبه قرار دادند. یافتههای حاصل از این مطالعه عبارت است از :
اولاً استفاده از هیبرید در طول زمان تابع منفی توزیع زنگوله مانند (اما نه کاملاً نرمال) بود. 4 گروه پذیرا بر اساس اولین زمان کاربرد بذر طبقه بندی شدند. سپس ویژگیهای اجتماعی مانند سن ، منزلت اجتماعی و جهان شهری بودن زودترین و دیرترین پذیرندگان مشخص شد. ثانیاً میانگین دوره تصمیم نوآوری برای تمام پاسخگویان از اولین دانش تا تصمیم پذیرش در حدود 9 سال بود که به این واقعیت روشنتر منجر شد که فرایند تصمیم نوآوری مستلزم تفکر قابل توجه بیشتر پذیرندگان حتی در مورد یک نوآوری با نتایجی چشمگیر است. ثالثاً اینکه یک زارع معمولی ، برای اولین بار مطالبی را در مورد بذر از یک فروشنده شنید اما همسایگان فراوانترین کانال ترغیب بودند لذا همسایگان مهمترین کانال ارتباطی برای دیرپذیران محسوب میشوند. به اعتقاد راجرز پژوهش های نشر در هفت حوزه مطالعاتی صورت گرفته و تکمیل شده است (همان ، 79-57).
در این مکتب به نظریات چندی از تئوری پردازان که مرتبط با موضوع تحقیق می باشد به صورت اختصار پرداخته ایم .
2-4-4- 1-1- دانیل لرنر:
از نظریه پردارازان مکتب نوسازی، در نیمه دوم قرن بیستم با رویکرد جامعه شناختی – روان شناختی گذار جوامع از مرحله سنتی به مدرن را در منطقه خاورمیانه مورد مطالعه قرار داده و ارتباط متقابل بین متغیرهای روانی چون همدلی، برخوردارشدن از شخصیت انتقالی و متغیرهای جامعه شناسی چون سطح تحصیلات، میزان شهرنشینی، دسترسی به رسانه های گروهی و مشارکت را مورد بررسی قرار داده است. به نظر او جامعه جدید یک جامعه مشارکتی است و فراگرد نوسازی حرکت از جامعه سنتی به طرف جامعه مشارکت جو است. به نظر وی مشارکت در حوزه اقتصادی به فعالیت در بازار و افزایش درآمد، مشارکت سیاسی به شرکت در انتخابات، مشارکت فرهنگی به بهره گیری از رسانه های جمعی و مشارکت روانی به همدلی و تحرک روانی منجر می شود. در اندیشه لرنر بین متغیرهای شهرنشینی، تحصیلات، دسترسی به رسانه های گروهی و مشارکت ارتباط متقابل وجود دارد. (به نقل از غفاری و نیازی، لرنر، 1386: 50).
کار تحقیقاتی و نظریه دانیل لرنر را میتوان مهمترین ، تأثیرگذارترین و بحث برانگیزترین اقدام علمی در زمینه ارتباطات توسعه دانست. تلاش لرنر برای به دست آوردن و ارائه مدلی برای نوسازی کشورهای توسعه نیافته بود تا بر آن اساس این کشورها بتوانند با تکیه بر سوابق و تجارب کشورهای توسعه یافته مسیر نوسازی را در کوتاه مدت طی نمایند. کار لرنر در واقع مبتنی بر یک تحقیق منطقهای بود و هدفش نیز ارائه یک مدل نظری عمومی برای همه کشورهای توسعه نیافته بود. از نظر دانیل لرنر «نوسازی» معادل «توسعه» بود و همین اصطلاح محور اصلی تحقیق و نظریه او را شامل میشد (زارعیان ،1391 : 21).
«طبق الگوی نوگرایی حرکت از مرحله سنتی به مرحله گذار و سپس به مرحله جامعه نوین همواره با تغییر نظامهای ارتباطی شفاهی به نظامهای ارتباط جمعی همراه بوده و این تغییر همیشه یک دگرگونی یک سویه از نظامهای سنتی به نظامهای نوین و نه بالعکس بوده است. طبق نظر لرنر تفاوت این دو نظام در اینجاست که ارتباطات بین فردی سنتی به تقویت نگرشها و آداب سنتی میانجامد حال آن که ارتباط جمعی ، مهارتها ، نگرشها و رفتارهای تازه را میآموزد. بنابراین رسانههای جمعی تقویت کنندگان تحرکند و این امر به این معناست که رسانههای جمعی در برابر مخاطبان فزاینده خود هم ظرفیت برقراری ارتباط با نوع تغییر و هم ظرفیت برقراری با امکان تغییر را دارند. به عقیده لرنر میزان شهرنشینی و توسعه با یکدیگر رابطه دارند. وی با تکیه بر آن که روستائیان اکثریت جمعیت جهان سوم و از جمله کشورهای خاورمیانه را تشکیل می دهند تأکید میکند که زمانی این کشورها میتوانند شروع به پیشرفت کنند که حداقل ده درصد از جمعیت کل آنها در شهرهای بیش از 50 هزار نفری زندگی کنند اما تا زمانی که 25 درصد جمعیت شهرنشین شدهاند روند پیشرفت بسیار کند است. به عقیده لرنر در واقع از موقعی که یک چهارم کل جمعیت کشور در شهرها زندگی کنند نقطه عطفی در امر نوسازی پدید میآید. شهرنشینی نخستین مرحله از مراحل نوسازی لرنر است. در واقع لرنر نوسازی را وابسته به گذر از چهار مرحله ذکر نموده که عبارتند از :
توسعه و افزایش شهرنشینی
گسترش سواد
افزایش استفادهی مردم از وسایل ارتباط جمعی
افزایش میزان مشارکت سیاسی و اقتصادی مردم (زارعیان ،22:1391).
لرنر در تئوری خود رابطه علی خطی میان عوامل یا متغیرهای زیر برقرار می کند او این رابطه را به صورت زیر نشان می دهد؛
شهرنشینی گسترش سواد گسترش وسایل ارتباط جمعی مشارکت
لرنر حاصل این رابطه را تبدیل جامعه سنتی به جامعه مشارکت جو و یا جامعه مدرن دانسته است لرنر در مورد رابطه سواد و وسایل ارتباط جمعی در دیدگاه اولیه قبل از انتشار کتاب ، تجدید نظر نمود و یک کنش متقابل را میان سواد و وسایل ارتباط جمعی در مدل خود جای داد و مدل او شکل زیر درآمد:
نمودار 2-1- مدل مشارکتی لرنر
سواد