پایان نامه -اثر قصه درمانی بر کاهش علائم پرخاشگری کودکان

فواید قصه گویی

از جمله فواید قصه گفتن  ممارست کودکان در مهارت هایی نظیر گوش دادن  تجسم  تصور  وخیالپردازی است . وقتی شما داستانی را به جای خواندن از روی کتاب برای آنها تعریف  می کنید  آزاد هستید  که از تخیل خود استفاده کنید و بعضی کلمات را حس می کنید برای کودک مناسب تر است در آن بگنجانید . این حالت خود جوشی  داستان را برای شنونده چیزی منحصر به فرد می کند.(روشن1391).

قصه  می تواند سرگذشت انسانی باشد که از جمع خسته شده است  واز آن دوری می کند. ولی همین دوری  نیاز او را برای برگشتن  وپیوستن به جمع برای خود او روشن می کند  و فرد گریزان از جمع را به جمع باز می گرداند. به این ترتیب  درمانجو از طریق قصه های مناسب با مشکلات و مسایل زندگی  آشنا می شود  و مهارت اجتماعی بیشتری به دست  می آورد  داستان شنل قرمزی ممکن است در نظر اول خیلی پیش پا افتاده به نظز بیاید  اما تمثیل خیلی خوبی برای یاد دادن این موضوع است که هر کسی  شایسته  دوستی  نیست نباید هرگز  به غریبه ها اعتماد کرد. (سیدی 1379).

2-1-6- قصه برای کودکان دبستانی

در این دوره که کودک خواندن و نوشتن را می آموزد لازم است نخستین تجربه هایش در مطالعه لذت بخش و موفقیت آمیز باشد. کنجکاوی او نسبت به جهان اطرافش افزایش می یابد و همچنین دوره استقلال کودک از بزرگسال آغاز می گردد. حس کنجکاوی و استقلال کودک را می توان با کتاب های مفیدی که در اختیار او قرار داده می شود، ارضا کرد. کودک در این سنین از خواندن مستقل لـــذت می برد و مطالعه را به عنوان وسیله ای سرگرم کننده می پذیرد. در این سنین می توان جلسه هایی را برای بحث گروهی درباره داستان ها و تهیه و اجـــرای نمایشنامه ها تـرتیب داد (حجازی، 1374).

2-1-7 ویژگی های قصه

قصه یا داستان نیز از نظر تربیتی شرایط و ویژگی هایی دارد از جمله :

از آنجا که وقتی کودک قصه ای را می شنود خود را به جای قهرمان آن قصه می گذارد. بنابراین یکی از ویژگیهای قصه باید آن باشد که :

  • قهرمان قصه، خواه انسان، خواه پری یا حیوان به تنهایی از شایستگی لازم برای عبور از موانعی که بر سر راه او قرار گرفته برخوردار باشد (وزیری، 1357).

دانلود متن کامل پایان نامه ارشد : بررسی اثر قصه درمانی بر کاهش علائم پرخاشگری کودکان دبستانی

در کودکان حالت ایده آل جویی و قهرمان پرستی وجود دارد که با شنیدن داستانی از یک الگو، خود را غیرمستقیم با آن الگوها تطابق میدهند و زمینۀ مورد نظر را در خود ایجاد می کنند (قائمی، 1376).

2- حوادث قصه باید مرتبط با یکدیگر باشد و در مخاطب صورت های ذهنی قوی ایجاد کند.
3- زبان داستان باید ساده باشد تا کودک قادر به فهم و تقلید از آن گردد.

4- از آنجا که کودکان بیشتر به محسوسات توجه دارند، تمام داستان می بایست دربارۀ اندرز و مسایل محسوس باشد نه امــور معقول و معنوی که از تصور آنان به دور است. آنچه از نظر تـربیت نیز اهمیت دارد.

5- تصویر داستان باید به گونه ای باشد که صحنه های آن کاملاً مجسم شود و کودک یا نوجوان خود را در آن صحنه ببیند و این روشی است که در قرآن کریم به آن برمی خوریم. صحنه های داستانی قرآن اغلب مجسم، روشن و قابل تجسم در ذهن هستند.

– داستان متناسب سطح سن، درک و موقعیت کودک یا نوجوان باشد.

– با توجه به هدف تربیتی یا درمانی تهیه شود.

– جنبه های مورد نظر از آداب و راه و روش زندگی را به کودک یا نوجوان بیاموزد.

– موجب ترس و خیالات بی حساب، وحشت و اضطراب نگردد.

– داستان ها در عین اینکه در مواردی مولد خیالند، باید سهمی از واقعیت داشته باشند و یــا لااقل گوشه هایی از حیات واقعی و انسانی را به کودک بیاموزد.

– داستان باید بتواند آموزنده راه و روش زندگی باشند، آگاهی بدهند، پیامد رفتارها را نشان بدهند و قوانین و مقررات مربوط به امور مختلف را بیاموزند.

– داستان بــاید قادر باشد خاطره ها، افکار، اطلاعات و تجربه ای مفید را به کودکان الهام کند و تجربه های تازه ای در اختیار آنها قرار دهد. داستان باید دارای رنگ عاطفی باشد و هیجان های متعددی را در شنونده برانگیزد (شعاری نژاد، 1378).

– کودک یا نوجوان قصه ای را می پسندد که در آن معمایی حل نشدنی مطرح شده و نیازمند راه حل باشد، مشکلی رفع شدنی یا هدفی دست یافتنی مطرح شده باشد (حل مسأله).
– مهم ترین ویژگی های داستان خوب آن است که هدفی اخلاقی داشته باشد (شعاری نژاد، 1378).
– و آداب اجتماعی را نیز به کودک آموزش دهد (منصوری، 1374).