پایان نامه ارشد: اثرات منفی عدم رعایت عدالت سازمانی-بررسی تاثیر عدالت سازمانی بر عملکرد

اثرات منفی عدم رعایت عدالت سازمانی

احساس بی عدالتی در سازمان و شغل، همانند سمی در سازمان عمل کند و جو سازمان را مسموم می کند. وقتی افراد سیستم را عادلانه نمی بینند به کاهش انرژی و بطالت و وقت گذرانی روی می آورند تا احساس عدالت به آنها دست دهد. تحقیقات نشان می دهد که بین تعهد سازمانی و عدالت سازمانی ارتباط بسیار قوی وجود دارد . یعنی عدالت سازمانی موجب افزایش تعهد سازمانی می شود. در صورت حاکم بودن جوِ بی عدالتی، تعهد سازمانی از بین خواهد رفت. یکی از پیامدهای استقرار عدالت سازمانی، افزایش بهره وری فردی و عملکرد شغلی است. تحقیقات نشان می دهد که وقتی مدیران با کارکنان به طور عادلانه رفتار می کنند، روابط مثبت و غنی بین آنها شکل می گیرد. این رابطه مثبت و سازنده موجب انگیزش شده و عملکرد شغلی را افزایش می دهد (صادقی ،1389).

تزریق ادب و رفتارهای مودبانه به مسئولان رده بالای سازمان یکی از ضرورت های عدالت سازمان، بویژه در کشور ماست. ارگان (1988) بیان می دارد که کارمندان نسبت به بی عدالتی سازمانی، با کاهش رفتارهای شهروندی سازمانی پاسخ می دهند. به این ترتیب کاهش این رفتارها می تواند پاسخی به بی عدالتی تلقی شود. مطالعات نشان می دهد که بی عدالت سازمانی موجب کاهش شدید رفتارهای نوع دوستی، وظیفه شناسی و رفتارهای کمک کننده می شود و هویت انسانی را از بین می برد. براون (1999) می گوید: عدالت سازمانی موجب می شود که کارکنان رفتارهای مناسب و مودبانه با مشتریان داشته و با احترام به خواسته های آنان پاسخ می دهند. وقتی مشتریان این نوع برخوردها را می بینند، وفاداریشان قوی تر می شود. در این حالت تصویر و وجهه مناسبی از سازمان در بین مشتریان شکل می گیرد. در نقطه مقابل بی عدالتی موجب ناراحتی و عصبانیت کارکنان شده و به خواسته های مشتریان پاسخ کامل داده نمی شود، بنابراین موجب از دست دادن مشتری می گردد. همچنین بی عدالتی موجب ترک خدمت کارکنان بویژه افراد توانمند می شود که اثرات مخربی روی بقیه افراد دارد و دچار بی انگیزگی ودلسردی آنان می شوند(صادقی ،1389).

خرید فایل کامل:

2-8.عوامل ایجاد کننده ی بی عدالتی

عوامل ایجاد کننده ی بی عدالتی در درون و بیرون سازمان تقریباً مشابه هم هستند که در اینجا به عوامل درون سازمان اشاره می کنیم :

1 ـ اولین عامل ساختار سازمانی و خود سازمان است. بدین گونه که در اهداف و شغل های سازمانی تفاوتهایی وجود دارد. اگر در ساختار و مقررات حاکم بر سازمان مواردی باشد که تبعیض به وجود آورد، مسلماً بیعدالتی را ریز به دنبال خواهد داشت. فرض کنید در یک سازمان برای شغل تخصصی و زیان آور دستمزد کمتری نسبت به یک شغل غیر تخصصی  و ساده منظور شده باشد. بدیهی است که نوعی بی عدالتی در داخل سازمان پدید خواهد آمد، ولی از آنجایی که افراد با میل خود شغل خودش را انتخاب می کنند این تبعیض چندان محسوس نبوده و اعضای سازمان آن را بدون کمتری مقاومتی خواهند پذیرفت. لذا آثار این نوع بی عدالتی در میزان کارآئی کارکنان کمتر احساس خواهد شد. تغییر در ساختار مقررات سازمان و تجدید نظر در مقررات موجود بی عدالتی را تعدیل خواهد ساخت.

2 ـ دومین عامل و مهمترین عوامل ها سرپرست یا مدیر سازمان است. در کنار مقررات و قوانین حاکم بر سازمان ها؛ یکسری اختیارات و امکاناتی در اختیار سرپرست قرار می گیرد تا از طریق آنها سازمان را در جهت رسیدن به اهداف هدایت نماید. اگر سرپرست یا مدیر از امکانات و اختیارات خود به صورت ناعادلانه توام با تبعیض استفاده کند، کارکنان تحت تاثیر قرار خواهند گرفت و این تبعیض و بی عدالتی را به عنوان یک عامل بازدارنده فعالیت احساس خواهند کرد. بدین سان سعی در تعدیل تبعیض خواهند نمود که نهایتاً اهداف سازمان را تحت الشعاع خود قرار خواهد داد(طالب زاده ،1390،ص 90 و 91).